دانشنامه اقتصاد و مدیریت بزرگترین مرجع مقالات اقتصاد، مدیریت، ریاضیات و علوم اجتماعی

تارنمای دانشنامه فارسی اقتصاد (دانشنامه اقتصاد و مدیریت) بزرگترین و موثق ترین مرجع مطالب اقتصادی، مدیریتی، بانکداری، ریاضیاتی و مطالب مربوطه - برای دید بهتر لطفاً از مرورگر های موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم استفاده کنید...
Tag:بانک

بانک سازمانی است که جای اندوختن پول و سرمايه‌ی مردم است. بانک‌ها با پول اندخته شده، به داد و ستد می‌پردازند و طرح‌های اقتصادی بزرگ را پيش می‌برند. بخشی از سود به دست آمده از اين کارها به سپرده‌گذاران پرداخت می‌شود. بانک‌ها به سپرده‌گذاران وام نيز می‌دهند و سپرده‌گذاران با داشتن سندهای شناخته‌شده‌ای مانند چک می‌توانند بدون جابه‌جايی پول به داد و ستد بپردازند. پيشينه‌ی‌ بانک‌داری دست‌کم به 2‌ هزار سال پيش از ميلاد باز می‌گردد و پارسیان در اين کار پيشتاز بوده‌اند.

 

بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (Bank for International Settlements یا BIS) سازمانی بین‌الملی که همکاری و مشارکت‌های پولی و مالی را تقویت می‌نماید و به عنوان یک بانک به بانک‌های مرکزی، خدمات می‌دهد. این نهاد در ۱۷ مه ۱۹۳۰ میلادی تأسیس گردید و بدین روی قدیمی‌ترین سازمان مالی بین‌المللی جهان به شمار می‌رود. از آنجا که مشتریان بانک تسویه بین‌المللی را بانک‌های مرکزی کشورها و سازمان‌های بین‌المللی تشکیل می‌دهند، این نهاد از افراد و شرکت‌های خصوصی سپرده نمی‌گیرد و به آنها خدمت‌رسانی مالی نمی‌کند.

 

اعضا

بانک مرکزی ۵۸ کشور عضو این بانک هستند:

Flag of Algeria.svg الجزایر
Flag of Argentina.svg آرژانتین
Flag of Australia.svg استرالیا
Flag of Austria.svg اتریش
Flag of Belgium (civil).svg بلژیک
Flag of Bosnia and Herzegovina.svg بوسنی و هرزگوین
Flag of Brazil.svg برزیل
Flag of Bulgaria.svg بلغارستان
Flag of Canada.svg کانادا
Flag of Chile.svg شیلی
Flag of the People's Republic of China.svg چین
Flag of Croatia.svg کرواسی
Flag of the Czech Republic.svg جمهوری چک
Flag of Denmark.svg دانمارک
Flag of Estonia.svg استونی
Flag of Finland.svg فنلاند
Flag of France.svg فرانسه
Flag of Germany.svg آلمان
Flag of Greece.svg یونان
Flag of Hong Kong.svg هنگ کنگ

Flag of Hungary.svg مجارستان
Flag of Iceland.svg ایسلند
Flag of India.svg هند
Flag of Indonesia.svg اندونزی
Flag of Ireland.svg جمهوری ایرلند
Flag of Israel.svg اسرائیل
Flag of Italy.svg ایتالیا
Flag of Japan.svg ژاپن
Flag of South Korea.svg کره جنوبی
Flag of Latvia.svg لتونی
Flag of Lithuania.svg لیتوانی
Flag of Luxembourg.svg لوکزامبورگ
Flag of Macedonia.svg مقدونیه
Flag of Malaysia.svg مالزی
Flag of Mexico.svg مکزیک
Flag of the Netherlands.svg هلند
Flag of New Zealand.svg زلاندنو
Flag of Norway.svg نروژ
Flag of Peru.svg پرو
Flag of the Philippines.svg فیلیپین

Flag of Poland.svg لهستان
Flag of Portugal.svg پرتغال
Flag of Romania.svg رومانی
Flag of Russia.svg روسیه
Flag of Saudi Arabia.svg عربستان سعودی
Flag of Serbia.svg صربستان
Flag of Singapore.svg سنگاپور
Flag of Slovakia.svg اسلواکی
Flag of Slovenia.svg اسلوونی
Flag of South Africa.svg آفریقای جنوبی
Flag of Spain.svg اسپانیا
Flag of Sweden.svg سوئد
Flag of Switzerland.svg سوئیس
Flag of Thailand.svg تایلند
Flag of Turkey.svg ترکیه
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا
Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
پرچم اتحادیه اروپا بانک مرکزی اروپا

 

 

در غرب کسی نگران منافع سپرده گذار نیست

چه تفاوتی بین بانکداری بدون ربا و متعارف وجود دارد و این بانکداری دارای چه مزیتها و ویژگیهایی است؟

پیش از اشاره به تفاوتها، ابتدا تعریفی از بانک براساس تعریف ادبیات اقتصاد غرب ارائه کنیم. براساس این تعریف، بانک یک واسطه و یک بنگاه اقتصادی و از ابزارهای اساسی بازار پولی است. وظیفه بانک در این میان تجمیع منابع خرد و جامع و اختصاص آن به فعالیتهای سودآور است تا منافع جامعه و بنگاه اقتصادی یا همان بانک، تأمین شود.

آنچه در حال حاضر در دنیا صورت می گیرد این است که بانکها به دلیل دسترسی خاص به منابع پولی و مناسبات اقتصادی جهانی، به نحوی عمل می کنند که سپرده گذاران آنها راهی جز تحویل پول خود به شبکه بانکی ندارند در این فضا، بانکها نیز به استفاده های خاص خود اقدام می کنند. از آنجا که بانک یک وظیفه تجهیز منابع و یک وظیفه تخصیص منابع دارد، چنانچه نسبتهای اقتصادی خود را رعایت نکند، ممکن است لطمه های جبران ناپذیری به خود و جامعه وارد کند که اتفاقاتی که در بانکهای غربی رخ داد، نمونه ای از این مسأله است.

به گونه ای با تعریف و ایجاد ابزارهای جدیدی در خلق پول و شبه پول مشارکت می کنند که همین گونه مسایل نیز به ورشکستگی بانکها در غرب منجرشد. در بانکهای غربی کسی نگران منابع سپرده گذار نیست. آنچه نصیب سپرده گذار می شود اصل سپرده به اضافه نرخ سود تثبیت و تعین شده قبلی است.

 

ربا باعث متلاشی شدن اقتصاد می شود

در دین مبین اسلام از آنجا که ربا مربوط به بهره پول است، حرام می‌باشد، بنابراین لازم بود تا سازوکار دیگری در حوزه بانکی اندیشه و در نظر گرفته می شد. بحث بانک که ابتدا در ادبیات اقتصاد غرب به وجود آمده، عملاً کشورهای اسلامی چارچوب کلی را از بانکهای غربی دریافت کرده و سعی کردند تا به آن قالب اسلامی ببخشند.

در حال حاضر تقریباً عمده کشورهای اسلامی دو سیستم بانکداری اسلامی و بانکداری تجاری غربی را تجربه می کنند و در بین آنها، این تنها جمهوری اسلامی ایران است که از یک سیستم یکپارچه بانکداری بدون ربا بهره مند است و در تلاش است تا به سمت بانکداری اسلامی به مفهوم واقعی آن حرکت کند.

بر این اساس می توان به ارائه سه نوع دسته بندی از کشورها اشاره کرد، کشورهایی با بانکداری صرفاً غربی، کشورهای اسلامی برخوردار از ترکیب بانکداری غربی یا متعارف و اسلامی و کشورهای دارای بانکداری صرفاً بدون ربا. بسیاری از احکام اسلامی و شرع مقدس فلسفه ای دارند که شاید به راحتی نتوان به منطق آن پی برد ولی مبتنی بر حکم خدا و به استناد احادیث و متون اسلامی، ربا حرام است و باعث متلاشی شدن اقتصاد می شود.

ربا سنگین ترین حکمها را در اسلام دارد. با همین دیدگاه، غربیها با این سوال مواجه بودند که چطور می شود در قالب بانکداری اسلامی، منابعی از مردم را تجهیز کرد و بدون تعیین نرخ سود آن را در اختیار سرمایه گذاران قرار داد. تجربه اجرای این بانکداری در کشورهای اسلامی نشان می دهد که این کار در قالب بانکداری اسلامی و بدون ربا امری شدنی است، هرچند با سختهایی در اجرا روبرو است.

 

سپرده گذار در بانکداری اسلامی شریک منافع است

موفقیت این تجربه سبب شده تا حتی آنهایی که مسلمان نیستند نیز به این نوع بانکداری علاقمند شوند و آن را بهترین سیستم به شرط اجرای صحیح بدانند. برای روشن شدن تفاوت بانکداری در قالب متعارف و اسلامی مثالی می زنم. فرض کنید سرمایه‌گذاری صورت می گیرد که هزینه این سرمایه گذاری 100 واحد است. سرمایه‌گذار از منابع خود 20 واحد تأمین می کند و از منابع بانک نیز 80 واحد تسهیلات دریافت می کند.

سرمایه گذاری پس از یکسال به نتیجه می رسد و موضوع فعالیت تکمیل می شود. نتیجه کار یک ارزش افزوده ای را ایجاد می کند که مبتنی بر بانکداری متعارف این ارزش افزوده تماماً در اختیار سرمایه گذار قرار می گیرد. سپرده گذار نیز نرخ سود تعیین شده اش را دریافت می کند و برای او فرقی نمی کند که در چه طرحی مشارکت کرده چراکه در هر صورت همان نرخ ثابت را می گیرد.

حال اگر بانکداری اسلامی را در این مثال جایگزین بانکداری متعارف کنیم، سپرده گذار نیز شریک در منافع می شود. سپرده گذار براساس این نوع بانکداری در انتهای دوره، به اندازه سهم خود از مشارکت و ارزش افزوده حاصل در سرمایه گذاری مذکور منتفع می شود. بدیهی است که مبتنی بر این بانکداری، بحث ریسک نیز مطرح می شود. برخی از افراد ریسک پذیرند و ممکن است از این ریسک سود بیشتری دریافت کنند و برخی نیز ریسک گریز هستند و سود کمتری در عمل نصیبشان می شود.

در قالب بانکداری اسلامی سپرده گذاران در ریسک سرمایه گذاری شریک می شوند. در خارج از چارچوب بانکداری اسلامی، مردم کشورهای غیرمسلمان نیز این تمایل را دارند که تا جایی که ممکن است در ازای سپرده های خود بتوانند از منافع بیشتری منتفع شوند. بنابراین در سطح جهانی، بانکهای بسیار بزرگ و معروف در اروپا، با پی بردن به این نکته سراغ بانکداری اسلامی رفته تا بتوانند سپرده گذار را شریک طرحها و پروژه های خود کنند. این ابتدای کار بانکداری اسلامی است. در قالب این نوع بانکداری نرخ بهره نباید از ابتدا مشخص شود.

 

تحقق عدالت با اجرای کامل بانکداری بدون ربا

پتانسیلهای زیادی در این بانکداری وجود دارد. به حدی این پتانسیلها گسترده است که می تواند منافعی را برای سپرده گذار و سرمایه گذار در یک فضای سالم و اسلامی فراهم کند. در این قالب سرمایه گذار طرح خود را به بانک ارائه می کند. بانک پس از بررسی و تعیین میزان سودآوری احتمالی، به تخصیص منابع اقدام می کند. پس از ورود به مشارکت نیز سرمایه گذار به انجام فعالیت خود اقدام می کند.

از آنجا که بانک نیز در سود و زیان طرح مشارکت دارد، سرمایه گذار نگران عواقب کلان کار نیست. همین عدم نگرانی خود انگیزه مناسبی برای ورود سرمایه گذاران به عرصه تولید و تلاش برای شکوفایی اقتصادی است. بنابراین این نوع بانکداری کمک شایانی به تولید می کند.

همچنین این نوع بانکداری می تواند کمک موثری برای توزیع درآمد باشد. در این فضا، سپرده‌گذار، سرمایه گذار و بانک به میزان سهم خود از این مشارکت منتفع می شوند. فضایی که بانکداری اسلامی به وجود می آورد می‌تواند مقوله ای به نام تورم را از بین ببرد. در این فرمول این نوع بانکداری می تواند بسیاری از بحرانهای کشورهای غربی را حل کند.

بانکداری اسلامی و بدون ربا در صورت اجرای صحیح از این توان برخوردارند که علاوه بر عدالت اقتصادی موجبات ایجاد عدالت اجتماعی را فراهم کند.در کشورهای غربی، نگرانی‌های بسیاری از بابت آثار مخرب بخش پولی در اقتصاد وجود دارد چراکه ریشه بسیاری از بحرانهای موجود در این کشورها پولی می باشد. با توجه به قابلیتها و پتانسیلهای بانکداری بدون ربا، اجرای این نوع بانکداری می تواند بسیاری از مشکلات اقتصادی در این کشورها را حل کند.

 

همایش بانکداری اسلامی از زوایای مختلفی می تواند به اجرای هرچه بهتر قانون بانکداری اسلامی کمک کنند. از این جمله، ارزیابی بیشتر مبانی شرعی و اسلامی این نوع بانکداری است. همچنین شناساندن آن به مردم و بررسی و ارائه تجربیات کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در این خصوص است. از دیگر اقدامات این همایش می تواند معرفی ابزارهای جدید و متنوع بانکداری اسلامی باشد و چگونگی بهره گیری از این ابزارها باشد.

 

لزوم معرفی صحیح بانکداری بدون ربا به جهان

آیا در صورت اجرای کامل بانکداری بدون ربا، این بانکداری می‌تواند در رقابت با بانکداری متعارف به جایگاه مناسب در عرصه بین المللی دست یابد؟

در صورت اجرای کامل بانکداری بدون ربا، این نوع بانکداری منافعش به عموم مردم می رسد. رسیدن منافع به عموم یکی کاهش منافع سهامداران است که قطعا در این ارتباط مقاومتهایی وجود خواهد داشت که ناشی از تقابل تضاد در منافع سهامداران و مردم شکل می گیرد. در صورتی که بتوان در حوزه بانکداری بدون ربا و اسلامی به خوبی عمل کرد، قطعا مردم دنیا به این نوع بانکداری با توجه به منافعی که برای آنها دارد، علاقمند خواهند شد. چراکه در حال حاضر بانکها با درصدهای بسیار پایین یک تا 4 درصد به آنها سود قطعی می‌پردازد و چندان از این سپرده گذاری منتفع نمی شوند ولی با بانکداری اسلامی، در سود و زیان شریک خواهند شد و به منافع بیشتری خواهند رسید. بنابراین اگر در این گونه کشورها الگوهایی معرفی شود که سپرده گذار سودهای بالاتری بگیرند، عرصه قطعا برای بانکهای ربوی تنگ خواهد شد.

 

مسولست بانک مرکزی افغانستان در مورد افت نرخ برابری افغانی در مقابل اسعار خارجی فراتر از بیانات رییس آن بانک می باشد.

مسوولیت بانک مرکزی فراتر از حرف است!چنانکه دیده می شود از اخیر هفته گذشته و در جریان این هفته نرخ افغانی کاهش رو به افزایش را داشته، طوریکه در طی این چند روز ارزش افغانی در برابر دالر و یورو به ترتیب از 52 افغانی الی 55 و از 65 الی 69 و همینطور در برابر سایر اسعار خارجی افت داشته است.

اینگونه کاهش حالت غیر نورمال راهوشدار می دهد، که باید از جانب مسوولین امور جدی گرفته شود. هرچه رودتر علل و انگیزه آنرا جستجو و تدابیر لازم اتخاذ نمایند.

ادامه مطلب...  

مروری بر تاریخچه سیاست‌های پولی و نظریه‌های مرتبط با آنها

توانایی بانک‌های مرکزی در اثرگذاری روی متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان از جمله نرخ تورم و بیکاری از طریق سیاست‌های پولی باعث شده است تا این سیاست‌ها مهم‌ترین اتکای دولت‌ها هنگام اعمال سیاست‌های تثبیت اقتصادی باشند. تحولات سیاستگذاری پولی در عمل و تحقیقات قابل توجه در ابعاد نظری در طول چند دهه گذشته حاکی از پذیرش بانک‌های مرکزی به عنوان نهادهایی حساس و بسیار تاثیرگذار بوده و باعث شده است اعتبار بخشیدن به سیاست‌هایی که توسط مقامات پولی اتخاذ می‌شود جزو اولویت‌های برنامه‌های تثبیت اقتصادی باشد. تمایل به قاعده‌مند‌ کردن سیاست‌های پولی و مستقل‌تر شدن بانک‌های مرکزی نمونه‌هایی از چنین فعالیت‌هایی هستند. در این نوشته پس از مروری تاریخی بر تحولات بانکداری مرکزی و سیاست‌های پولی و با تمرکز بیشتر بر تحولات سیاست‌های پولی در آمریکا، برخی مسائل مرتبط با سیاست‌های پولی از جمله اهداف و ابزارها و مسائل مربوط به قاعده و صلاحدید در سیاست‌های پولی به اختصار مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 

بانک مرکزی و سیاست‌های پولی: چشم‌انداز تاریخی

تاریخ تشکیل اولین بانک‌های مرکزی در دنیا به قرن 17 میلادی بر‌می‌گردد. در سال 1694 بانک مرکزی انگلیس1 به عنوان یک شرکت سهامی تاسیس شد که وظیفه عمده این بانک قرض دادن به دولت و خرید بدهی‌های دولتی بود. قبل از آن بانک‌های عمومی دیگری نیز نظیر بانک سوئیس (1968) و بانک آمستردام (1609) وظایف مشابهی داشتند اما بانک مرکزی انگلیس، مهم‌ترین و منسجم‌ترین آنها و به عنوان نقطه آغاز بانکداری مدرن شناخته می‌شود. پس از آن به تدریج بانک‌های مرکزی در دیگر کشورها نیز تاسیس شدند و علاوه بر تامین بدهی دولت، مدیریت نقدینگی و تسهیل روابط بین بانک‌های تجاری و ارائه خدمات مالی و اعتباری نیز به فعالیت‌های بانک‌های مرکزی اضافه شد.  در ابتدا این بانک‌ها به لحاظ ساختاری شباهت زیادی به بانک‌های مرکزی امروزی نداشتند. وجه تمایز آنها با بانک‌های تجاری، داشتن امتیازات انحصاری خاص دولتی از قبیل انتشار اسکناس و همچنین مدیریت نقدینگی مورد نیاز دولت بوده است. در کشورهایی مانند سوئد، نروژ، فنلاند و هلند این بانک‌ها تنها بانک تجاری موجود بودند و انگیزه ایجاد آنها غالباً ارائه خدمات بانکداری بوده است. وقوع جنگ‌ها و افزایش هزینه‌های دولتی و انتشار اسکناس برای تامین این مخارج، موجب بروز فشارهای تورمی شده و منجر به ایجاد بانک‌هایی با اختیارات و عملکرد مستقل‌تر شده تا مسوولیت ثبات قیمت‌ها را بر عهده بگیرند. بانک فرانسه و بانک اتریش از جمله این بانک‌ها هستند.

با ایجاد نظام استاندارد طلا و تثبیت رژیم نرخ ثابت ارز بین کشورهای صنعتی، نقش بانک‌های مرکزی به عنوان متولی حفظ ارزش پول و ثبات قیمت‌ها بیش از گذشته اهمیت یافت. در این دوره بانک‌های مرکزی با تعهد تبدیل پول به طلا و اتکا به ذخایر طلای خود، هدف اصلی خود را ثبات قیمت طلا قرار داده بودند. همراه با بحران‌های بانکی و ورشکستگی گسترده بانک‌ها در آمریکا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کنگره آمریکا اقدام به تدوین قانون تشکیل فدرال‌رزرو متشکل از 12 بانک منطقه‌ای2 در سال 1913 کرد. تا قبل از این به‌رغم پذیرش اهمیت نوسانات حجم پول روی فعالیت‌های اقتصادی (هیوم، 1952)، بانک‌های مرکزی اهداف تثبیتی سیاست‌های پولی و نوسانات در تولید و درآمد را کمتر مورد توجه قرار می‌دادند، اما از این پس با وجود برقراری نظام پایه طلا، بانک مرکزی برقراری ثبات در تولید و اشتغال را نیز با جدیت بیشتری دنبال می‌کرد. در این دوره به‌رغم اعتقاد به اهمیت سیاست‌های پولی، نتایج رضایت‌بخشی از سیاست‌های فدرال‌رزرو حاصل نشد. امروزه بسیاری بر این باورند که عملکرد نامناسب بانک مرکزی در تثبیت بازارهای مالی و جلوگیری از ورشکستگی بانک‌ها در دهه 1930 منجر به بروز بحران گسترده مالی و اقتصادی در اکثر کشورهای صنعتی آن زمان شد (فریدمن، 1968). تحت تاثیر وقایع این دوره، ساختار فدرال‌رزرو دچار تغییراتی شد و استقلال نسبی آن به طور چشمگیری کاهش یافت. بحث بر سر علل بحران و عوامل ایجاد‌کننده آن، باعث گسترش مباحث متعددی در حوزه اقتصاد کلان از جمله اهمیت نسبی سیاست‌های پولی و مالی و تاثیر این عوامل در ایجاد و تشدید بحران شد. رویکرد غالب اقتصاددانان در این دوره به تبعیت از کینز؛ بر اهمیت بالای عوامل واقعی جانب تقاضا و نه عوامل پولی در ایجاد بحران بود. کینز در کتاب نظریه عمومی خود به‌رغم پذیرفتن نقش پول و سیاست‌های پولی به عنوان عوامل موثر روی مخارج کل اقتصاد، اثر سیاست‌های پولی را بسیار نا‌مطمئن و کم‌اهمیت عنوان کرد. اما این موضوع مدت زیادی طول نکشید و سیاست‌های پولی فدرال‌رزرو در دهه 1950 با افزایش مجدد استقلال بانک مرکزی دوباره در جهت تثبیت اقتصادی اهمیت بیشتری یافت.

پیگیری سیاست‌های انبساطی پولی تحت تاثیر آموزه‌های کینزی و در چارچوب مبادله تورم و بیکاری باعث شد در دهه 1960 فشارهای تورمی به طور محسوسی افزایش یابد. آثار تورمی این سیاست‌ها در دهه 1970 نیز ادامه یافت و باعث شد انتظارات تورمی که تحت تاثیر اعتبار سیاست‌های قبلی پایین بود، به طور چشمگیری افزایش یابد. این دوره به دوره تورم بزرگ3 موسوم است که در آن اهمیت اعتبار مقامات پولی در پیگیری سیاست‌های ضد‌تورمی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 و همراه با سیاست‌های ضد‌تورمی فدرال‌رزرو و تحمل یک دوره همراه با رکود، به نظر می‌رسید سیاست‌های پولی مجدداً اعتبار خود را باز یافته و انتظارات تورمی کاهش یافته است. هدف‌گذاری تورم به طور ضمنی و استفاده از ابزارهای سیاستی برای رسیدن به آن، همانند تعهدی که بانک‌های مرکزی در دوره نظام استاندارد طلا به قابلیت تبدیل طلا داشتند، نقش مهمی در کاهش انتظارات تورمی در این دوره داشته است.

از این دوره به بعد و با اهمیت فزاینده اعتبار سیاست‌های پولی، مقامات پولی همواره سعی در پایین نگه‌ داشتن انتظارات تورمی از طریق پیگیری سیاست‌های قاعده‌مند و ایجاد استقلال بیشتر برای بانک‌های مرکزی کرده‌اند. نتایج چنین تلاش‌هایی را نیز می‌توان در پایین بودن قابل توجه تورم در کشورهای صنعتی نسبت به کشورهای دیگر مشاهده کرد.

 

سیاست پولی: اهداف و ابزارها

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند مهم‌ترین هدفی که سیاست‌های پولی در بلند‌مدت بایستی دنبال کنند ثبات قیمت‌هاست. اما امروزه بانک‌های مرکزی در دوره‌های مختلف اهداف مختلفی نظیر رشد اقتصادی بالا، اشتغال بالا، ثبات در بازار‌های مالی و بازار ارز و همچنین ثبات در نرخ‌های بهره را برای سیاست‌های پولی خود مد‌نظر قرار می‌دهند. با وجود سازگاری بعضی از اهداف، همواره بعضی از این اهداف در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند. به طور مثال هدف ثبات قیمت‌ها در برخی موارد با هدف اشتغال بالا و در بیشتر اوقات با ثبات نرخ بهره در کوتاه‌مدت در تقابل است. در دوره‌های رکود که معمولاً اشتغال و تورم و احتمالاً نرخ‌های بهره در حال کاهش‌اند، تلاش بانک مرکزی برای افزایش اشتغال و جلوگیری از کاهش تورم به طور معمول با هدف ثبات در نرخ بهره در تعارض است. در دوره‌های رونق فعالیت‌های اقتصادی که معمولاً تورم و نرخ بهره نیز در حال افزایش‌اند، تلاش برای تثبیت نرخ بهره به فشارهای تورمی دامن خواهد زد. از این‌رو اولویت‌بندی اهداف مختلف در سیاست پولی اهمیت خواهد یافت.

دو هدف مهمی که امروزه در عمل بیشترین اهمیت را برای بانک‌های مرکزی دارد، ثبات قیمت‌ها و کاهش انحرافات سطح تولید و اشتغال از نرخ طبیعی آن است. دستیابی به این اهداف مستلزم به‌کارگیری ابزارهای مختلف و همچنین توانایی ارزیابی سیاست در مسیر رسیدن به اهداف سیاستی است. عملیات بازار باز، سیاست تغییر در نرخ تنزیل و تغییر در نرخ ذخایر قانونی به طور معمول به عنوان ابزارهای4  اساسی سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی شناخته می‌شوند و بانک مرکزی از طریق این ابزارها قادر است حجم پول را در جهت  اهداف سیاستی خود تغییر دهد. هنگام استفاده از ابزارهای سیاست‌های پولی یک مساله مهم چگونگی ارزیابی سیاست در رسیدن به اهداف نهایی است. با توجه به اینکه به کارگیری ابزارهای سیاست پولی به طور غیر‌مستقیم و با فاصله زمانی قابل توجه، روی اهداف نهایی اثر می‌گذارد، اتکا به آنها برای این ارزیابی پرهزینه خواهد بود. اگر بانک مرکزی منتظر بماند تا نتایج نهایی سیاست خود را روی قیمت‌ها و یا اشتغال مشاهده کند هیچ فرصتی برای تصحیح سیاست خود و به عبارتی  اصلاح اشتباهات سیاستی نخواهد داشت. از این‌رو بانک‌های مرکزی به جای تمرکز مستقیم روی اهداف نهایی، ابزارهای سیاست پولی را برای رسیدن به هدف‌های میانی5 به کار می‌گیرند. اهداف میانی واسطه بین اهداف نهایی و ابزارهای سیاست پولی هستند که قابل کنترل بوده و اثر مستقیم و قابل پیش‌بینی روی اهداف نهایی دارند. به لحاظ تاریخی مهم‌ترین متغیرهایی که  تاکنون به عنوان هدف میانی سیاست پولی در نظر گرفته شده‌اند، کل‌های پولی6 مانند M1 و M2 و نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت بوده‌اند. با اتکا به اهداف میانی قضاوت در مورد اینکه سیاست پولی مسیر درستی را در رسیدن به اهداف نهایی دنبال می‌کند، ساده‌تر خواهد بود. نه نرخ‌های بهره و نه کل‌های پولی، هیچ‌کدام به تنهایی متغیرهای مهمی از نظر رفاه اقتصادی نیستند اما هر دو شرایط اقتصادی را به شدت متاثر می‌کنند. این متغیرها  توسط بانک مرکزی قابل کنترل بوده و با توجه به اثر قابل پیش‌بینی آنها روی متغیرهای هدف، می‌توانند به عنوان اهداف میانی به کار گرفته شوند. امروزه بانک‌های مرکزی کمتر روی کل‌های پولی متمرکز می‌شوند و هدف میانی، اغلب نرخ بهره کوتاه‌مدت بین‌بانکی است. چنین سیاستی عمدتاً به علت اثر غالب شوک‌های اسمی مربوط به تقاضای پول و یا ضریب فزاینده پولی است و باعث می‌شود تکانه‌های پولی به طور خودکار خنثی شوند. اما چنین سیاستی مستلزم تشخیص دقیق نرخ بهره مناسب در دوره‌های زمانی مختلف است زیرا شوک‌های وارده لزوماً پولی نبوده و ممکن است تحت تاثیر مخارج دولت و یا صادرات نرخ بهره بهینه هدف نیز تغییر کنند. بانک‌های مرکزی اهداف میانی را نیز به طور غیر‌مستقیم و از طریق متغیرهایی که می‌توان آنها را  اهداف عملیاتی7  نامید کنترل می‌کنند؛ که پایه پولی و ذخایر آزاد نمونه‌هایی از این متغیرها هستند.  متغیرهایی که برای اهداف میانی انتخاب می‌شوند بایستی علاوه بر قابلیت اندازه‌گیری و کنترل توسط بانک مرکزی، اثری قابل پیش‌بینی روی اهداف نهایی سیاست نیز داشته باشند. این معیارها می‌توانند برای انتخاب اهداف عملیاتی نیز تعمیم داده شوند.

 

قاعده در مقابل صلاحدید در سیاست پولی

یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث هنگام سیاستگذاری پولی این است که آیا سیاست پولی باید بر مبنای صلاحدید و تحت اختیارات مقام پولی متناسب با شرایط اقتصادی عمل کند یا بر مبنای قواعد از پیش تعیین‌شده و مشخص به شرایط اقتصادی واکنش نشان دهد. آنچه مشخص است این است که در حالت دوم سیاست پولی انعطاف لازم را نسبت به شرایط پیش‌بینی‌نشده نخواهد داشت و از این منظر دارای نقص خواهد بود.

به نظر می‌رسد که سیاست‌های مبتنی بر صلاحدید باعث خواهند شد تا سیاستگذار در مواجهه با شرایط مختلف اقتصادی از انعطاف لازم برخوردار بوده و بهترین سیاست را در هر شرایطی اتخاذ کند. پس محدود کردن سیاستگذار با قواعد از پیش تعیین‌شده و غیر‌منعطف توجیه مناسبی نخواهد داشت. اما با وجود چنین جذابیتی، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به آزادی عمل مقامات پولی هنگام سیاستگذاری خوش‌بین نیستند.

توصیه به استفاده از قواعد پولی برای اولین بار در دهه 1960 و توسط اقتصاددانان پول‌گرا و در راس آنها فریدمن مورد توجه جدی قرار گرفت. مطالعه فریدمن و شوارتز در خصوص تاریخ پولی ایالات متحده شواهد مهمی را در خصوص خنثی نبودن پول در کوتاه‌مدت ارائه کرد. فریدمن بعد از این مطالعه عنوان کرد نوسانات حجم پول به لحاظ تاریخی یکی از مهم‌ترین عوامل ادوار تجاری ایالات متحده بوده است. با این حال فریدمن عنوان کرد در بلندمدت پول خنثی بوده و با تطبیق انتظارات با واقعیت، تغییرات پولی تنها قیمت‌ها را متاثر ساخته و اثری روی متغیرهای واقعی اقتصاد نخواهد داشت. به‌رغم اثر قابل توجه پول روی فعالیت‌های اقتصادی، فریدمن مخالف استفاده از سیاست‌های پولی برای تثبیت فعالیت‌های اقتصادی بود. وجود وقفه‌های تشخیص و عدم اطلاع به موقع از وضعیت اقتصادی از یک طرف و همچنین نا‌اطمینانی از میزان تاثیرگذاری سیاست‌های پولی روی متغیرهای مورد نظر و وقفه‌های طولانی و متغیر در اثرگذاری سیاست‌های پولی از طرف دیگر از جمله عواملی بودند که به کارگیری سیاست‌های پولی برای مقابله با نوسانات اقتصادی را از نظر فریدمن غیر‌قابل توجیه می‌کرد. از نظر وی تحت چنین شرایطی سیاست‌های پولی فعال احتمالاً به بی‌ثباتی اقتصادی و تورم بالا دامن خواهند زد. علاوه بر این در تشریح دلایل نامناسب بودن آزادی عمل مقام پولی، فریدمن از این هم فراتر رفته و تاکید می‌کند که حتی در صورت نبود مشکلات فوق باز هم اتکا به بانک مرکزی برای اعمال سیاست‌های صلاحدیدی مشکل‌آفرین خواهد بود. تاثیر فشارهای سیاسی در اتخاذ سیاست‌های انبساطی در ایام قبل از انتخابات و ایجاد رونق‌های موقتی مثالی از آسیب‌های سیاست‌های پولی مبتنی بر صلاحدید است. از این رو فریدمن تاکید می‌کند که محدود کردن بانک مرکزی به پیروی از یک قاعده مشخص پولی تنها راه غلبه بر آسیب‌های سیاست‌های فعال و مبتنی بر صلاحدید مقامات پولی است.8  قاعده پیشنهادی وی برای سیاست پولی نیز حفظ یک نرخ رشد ثابت برای حجم پول است.  در دهه 1970 کیدلند و پرسکات دلیل دیگری برای تردید در کارآمدی سیاست‌های مبتنی بر صلاحدید ارائه کردند. در این تحلیل آنها عنوان کردند که سیاست‌های صلاحدیدی منجر به تورم‌هایی بالاتر از حد بهینه خواهند شد. مبنای این تحلیل ناسازگاری زمانی سیاست‌های مبتنی بر صلاحدید است. وجود اختیار برای مقام پولی سبب می‌شود تا همواره این انگیزه برای سیاستگذار وجود داشته باشد که پس از اعلام سیاست‌های مورد نظر و شکل‌گیری انتظارات، از سیاست مورد نظر منحرف شود. چنین فرآیندی در چگونگی شکل‌گیری انتظارات عوامل اقتصادی خصوصی وارد شده و باعث خواهد شد سیاست‌های اعلامی بانک مرکزی از ابتدا معتبر نباشند. هنگامی که یک سیاست با تورم پایین اعلام شود و انتظارات تورمی را در این جهت شکل دهد، اختیار مقام پولی به وی امکان می‌دهد تا بعد از شکل‌گیری انتظارات از امکان افزایش تولید از طریق انحراف از سیاست اعلامی اولیه و ایجاد تورم بالاتر بهره‌مند شود. این موضوع از نظر عوامل اقتصادی دور نمانده و در شکل‌گیری انتظارات لحاظ خواهد شد. به عبارت دیگر از همان ابتدا سیاست اعلامی بانک مرکزی معتبر نبوده و انتظارات تورمی را در سطحی بالاتر شکل خواهد داد. در نهایت ترکیب سیاست پولی انبساطی بانک مرکزی و انتظارات تورمی بالاتر عوامل خصوصی، تورم بالاتر بدون اثرگذاری روی تولید و اشتغال خواهد بود. این تورش تورمی نتیجه آگاهی عوامل اقتصادی خصوصی از اختیار مقام پولی برای پیگیری سیاست‌های صلاحدیدی و معتبر نبودن سیاست‌های اعلام‌شده و در نتیجه شکل‌گیری انتظارات تورمی بالاتر از حد بهینه است. در اینجا یک راه برای ایجاد اعتبار برای سیاست‌های اعلامی، گرفتن اختیار از سیاستگذار و محدود کردن وی به دنباله‌روی از قوانین ثابت و از قبل تعیین‌شده است. اما یک مساله مهم این است که چرا مقامات پولی نمی‌توانند با وجود داشتن اختیار سیاست‌هایی را اجرا کنند که شبیه سیاست‌های قاعده‌مند همراه با تورم اعلامی صفر باشند. دلیل این موضوع این است که در این حالت مقامات پولی وارد یک بازی با عواملی شده که انتظارات عقلایی دارند. در چنین شرایطی مقام پولی بدون توسل به یک قاعده ثابت و الزام‌آور نمی‌تواند انتظارات عوامل خصوصی را در سطح پایین حفظ کند. این موضوع در ادبیات اقتصاد پولی تحت عنوان ناسازگاری زمانی سیاست‌های پولی  مبتنی بر صلاحدید شناخته می‌شود.

قواعد پولی علاوه بر هدف‌گذاری روی حجم پول، شامل قواعد دیگری نظیر هدف‌گذاری درآمد اسمی9، هدف‌گذاری نرخ ارز10 و هدف‌گذاری تورم  هم می‌شوند. بایستی توجه داشت که بسیاری از این اهداف که غالباً اهداف میانی سیاست‌های پولی‌اند عمدتاً بر حسب متغیرهای اسمی بیان می‌شوند و از این جهت ممکن است از آنها به عنوان لنگر اسمی نیز یاد شود (میشکین، 2004 و منکیو، 2010).

محدودیت‌های ناشی از پیروی از قواعد پولی و انعطاف‌ناپذیری چنین چارچوبی برای پیگیری سیاست‌های مناسب هنگام بروز شرایط پیش‌بینی‌نشده باعث شده است تا عده‌ای از محققان به دنبال راه‌های دیگری غیر از توسل به قواعد ثابت برای ایجاد اعتبار برآیند.

ایجاد انگیزه برای مقامات پولی، انتصاب افراد تورم‌گریز به عنوان مقام پولی و ایجاد استقلال برای بانک‌های مرکزی از روش‌هایی است که به اعتبار هرچه بیشتر سیاست‌های اعلامی کمک خواهد کرد. در خصوص مساله ایجاد انگیزه برای مقامات پولی گفته می‌شود که اگر انگیزه مقامات پولی برای مبارزه با تورم به اندازه کافی بالا باشد، اعتماد مردم به سیاستگذار را بالا خواهد برد. به عنوان یکی از شواهد تجربی برای این اقدام می‌توان برنامه هدف‌گذاری تورم در نیوزیلند را ذکر کرد. در این استراتژی یک هدف صریح تورمی انتخاب شده و اعلام می‌شود. در صورت تحقق نیافتن هدف، رئیس بانک مرکزی برکنار می‌شود. با اجرای این سیاست تورم در نیوزیلند کاهش پیدا کرد اما نرخ بیکاری افزایش یافت که نشان می‌دهد این سیاست علاوه بر مطرح شدن به عنوان قاعده، از این کانال نیز در این کشور مساله اعتبار را حل نکرده است (برنانکی، 2010).  به اعتقاد برخی استقلال بانک مرکزی علاوه بر ایجاد اعتبار از طریق کاهش در فشارهای سیاسی، شاخصی برای تفویض اختیار به افراد تورم‌گریز است (آلسینا، 1988). شواهد قابل توجهی نشان می‌دهند که بین استقلال بانک‌های مرکزی و نرخ تورم رابطه‌ای معکوس وجود دارد (کوکرمن، 1992 و گریلی، ماسیندرو و تابلینی، 1991). هر چند نمی‌توان چنین شواهدی را به عنوان علیت تفسیر کرد و ممکن است در برآورد این رابطه موارد غیر‌ قابل مشاهده‌ای وجود داشته باشند که با استقلال بانک مرکزی مرتبطند اما اثر آنها کنترل نشده باشد (‌میشل و بارون، 2009).

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- Bank of England

2- Regional Federal reserve Bank

3- Great Inflation

4- Monetary Policy tools

5- -Intermediate Targets

6- Monetary Aggregates

7- Operating Targets

8- بایستی توجه کرد که  به طور کلی قاعده‌مند بودن سیاست‌های پولی به معنای غیر‌فعال بودن سیاست‌ها (یعنی عدم واکنش به رونق و رکود) نیست. سیاست‌های پولی می‌توانند در عین قاعده‌مند بودن فعال نیز باشند. اما فریدمن استدلال می‌کند که سیاست‌های پولی نه‌تنها بایستی قاعده‌مند باشند، بلکه این قاعده بایستی مستقل از انحرافات تولید از نرخ طبیعی  نیز باشد، به عبارت دیگر سیاست‌های پولی قاعده‌مند و غیرفعال باشند.

9- Nominal GDP Targeting

10- Exchange Rate Targeting

11- Inflation Targeting

 

 

~ هفته نامه تجارت فردا

 

بیت‌کوین محصول روابط پیچیده ریاضی در دنیای کامپیوترهاست

فراز و نشیب پول دیجیتالبیت‌کوین اولین پول دیجیتال غیرمتمرکز دنیا در سال 2009 میلادی توسط فرد یا افراد مرموزی که تنها با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو شناخته می‌شوند ایجاد شد ولی استفاده از این ابزار تازه مالی تا سال 2013 میلادی چندان موضوع بحث‌برانگیزی نبود تا اینکه اخبار تازه‌ای به گوش رسید. اخباری در مورد اینکه ارزش بیت کوین‌ها در برابر دلار آمریکا رشد کرد. هر بیت کوین که در فوریه  سال 2013 میلادی ارزشی برابر با 20 دلار آمریکا داشت در هفته اول ماه آوریل رکورد 250 دلار را پشت سر گذاشت و در روز یازدهم این ماه با سقوطی 100 دلاری با قیمت 150دلار مبادله شد. این نوسانات ارزش بیت کوین در بازار  این سوال را ایجاد می‌کند که بیت کوین واقعاً چیست و چگونه کار می‌کند؟ بر‌خلاف پول‌های سنتی و کاغذی که توسط بانک‌های مرکزی چاپ می‌شود برای ایجاد بیت کوین و عرضه آن در بازار مصرف هیچ قدرت پولی مرکزی وجود ندارد. بیت کوین‌ها در جریان فعالیت‌های شبکه‌های اینترنتی به کمک روابط ریاضی ایجاد می‌شوند  و نحوه ایجاد آنها به کمک فعالیت کامپیوترهای شبکه برای انجام فعالیت‌های عددی بسیار پیچیده است. ریاضیاتی که پشت سیستم بیت کوین فعالیت می‌کند  بسیار پیچیده است و حداکثر تعداد بیت کوین‌هایی که در طول یک دوره قابل استحصال است به 21میلیون محدود می‌شود. به همین منظور هیچ بانکی نمی‌تواند این خیل عظیم بیت کوین را تولید کند یا اینکه زمینه را برای کاهش و افزایش ارزش آنها در طول چرخه فعالیت‌شان فراهم آورد.کل فعالیت شبکه با هدف رصد و تایید  ایجاد بیت کوین‌های جدید و انتقال آن به مصرف‌کنندگان آن است.

ادامه مطلب...  

پنهانکاری ثروت در اروپا: دارایی دروغین اگر مردم کشورهای دریافت‌کننده کمک از مردم کشورهای کمک‌دهنده‌ای مانند آلمان ثروتمندتر باشند آیا فرآیند نجات یورو عادلانه است؟ به تازگی بحث‌هایی درباره توزیع مجدد بار بدهی‌ها شروع شده است. تصویری که از پایتخت‌های کشور‌های بحران‌زده اروپا دیده می‌شود گیج‌کننده است. به عنوان مثال در نیکوزیا پایتخت قبرس هزاران نفر علیه دست‌د‌رازی به سپرده‌های بانکی اعتراض کردند و تصاویری از هیتلر به همراه تابلوهای ضدمرکل حمل می‌کردند که بر روی آن نوشته بود: «مرکل، پول نازی خونین‌تر از پولشویی است». صدراعظم آلمان در زمان بازدید از آتن در اکتبر 2012 با صحنه مشابهی مواجه شده بود. مردی میانسال با شلوار اتوکشیده و صورت مرتب تابلویی در دست گرفته بود که محتوای آن با ظاهر او هماهنگی نداشت. بر روی تابلو نوشته‌شده بود: «ماده‌سگ، از کشور ما گم شو».
با وجود تمام این بد و بیراه گفتن‌ها معترضان و سایر منتقدان مرکل در رم، مادرید، نیکوزیا و آتن بر یک چیز اتفاق ‌نظر دارند: آلمان باید هزینه نجات یورو را بپردازد و تا حد ممکن حتی بیش از مقداری که تاکنون پرداخته است پول بدهد. آنها می‌دانند که آلمان کشوری ثروتمند است که از معرفی یورو بیشترین استفاده را نصیب خود ساخته و با صادرات کالا به کشورهای اروپایی بیش از پیش به شکوفایی اقتصادی دست یافته است.

ادامه مطلب...  

در این مطلب قصد داریم شما را با مفهوم اعتباردهی خرد  (Microcredit)، پیشینه و کاربردهای آن بیشتر آشنا کنیم. اعتباردهی خرد به وام‌های کوچکی اطلاق می‌شود که به وام‌گیرندگان بی‌بضاعت که فاقد وثیقه، استخدام رسمی و یا سابقه اعتباری مطمئن هستند، اعطا می‌شود. این وام‌ها نه‌تنها برای حمایت از کارآفرینی و کاهش فقر بلکه در بسیاری موارد به منظور توانمندسازی زنان و دیگر اقشار جامعه طراحی شده‌اند. چرا‌که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه زنان سوابق کاری معتبری را که وام‌دهندگان از آنها درخواست می‌کنند، دارا نیستند. این واقعیت می‌تواند از پیامدهای عواملی همچون مسوول دانستن نیروی کار شاغل در قبال فرزندان و دیگر خویشاوندان باشد. اعتباردهی خرد بخشی از مالیه خرد (Microfinance) محسوب می‌شود که آن نیز جزو طیف وسیع‌تری از خدمات مالی به ویژه حساب‌های پس‌انداز اقشار کم‌درآمد است.

سرآغاز
در ابتدا باید بگوییم ایده اصلی اعتباردهی خرد کشورهای مختلف طی قرون اخیر وجود داشته است. به طور مثال جاناتان سویفت وام‌هایی از این دست را در قرون 18 و 19 میلادی در ایرلند می‌داد؛ و یا در اواسط قرن نوزدهم، لیزاندر اسپونر مطلبی در‌باره فواید اعطای وام‌های کوچک برای فعالیت‌های کارآفرینی به فقرا به منظور ریشه‌کن کردن فقر نوشته است. علاوه بر اسپونر، فردریش ویلیام رایفایسن اولین بانک تسهیلاتی را برای حمایت از کشاورزان روستایی در آلمان تاسیس کرد. حتی در دهه 1950 اختر حامدخان به توزیع اعتبارات به اقشار خاص در شرق پاکستان مشغول بود که البته به دلیل دخالت بیش از حد دولت پاکستان چندان موفق نبود. اما منشاء اعتباردهی خرد مدرن را می‌توان در موسسات مالی که در بنگلادش تاسیس شدند جست‌و‌جو کرد. در این میان بانک گرامین که توسط محمد یونس در سال1983تاسیس شد، به عنوان اولین موسسه اعتباردهی خرد شناخته می‌شود. این پروژه در شهر کوچکی به نام جبرا (Jobra) و با سرمایه شخصی آغاز شد، به این صورت که وام‌های کوچک با نرخ بهره پایین در اختیار روستاییان فقیر قرار می‌گرفت. پس از مدتی این شیوه وام‌دهی به عنوان ابزاری رایج در راستای توسعه اقتصادی گسترش یافت و صدها موسسه دیگر در میان کشور‌های جهان سوم با این هدف ایجاد شد. اگرچه  بانک گرامین ابتدائاً به عنوان یک نهاد غیرانتفاعی و مستقل از یارانه‌های دولتی شکل گرفت ولی در سال2002 به یک شرکت تبدیل شده و به گرامین دو تغییر نام یافت. همچنین در سال2006 محمد یونس- موسس این بانک- به خاطر کارهایی که در زمینه اعتباردهی خرد و ارائه خدمات به فقرا انجام داده بود، موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد.

اصول اعتباردهی خرد
اعتباردهی خرد دارای سه اصل مهم است که در ادامه به طور مختصر به توضیح هر کدام می‌پردازیم.

اصل اقتصادی
اعتباردهی خرد براساس مجموعه‌ای از اصول منحصر به‌ فرد بنا شده که از قواعد موجود در بازارهای بزرگ پول و اعتبار گرفته شده‌اند. ایده اولیه ایجاد چنین نهادی، به وجود آوردن جایگزینی برای وام‌های ربوی که سودهای زیادی از وام‌گیرندگان دریافت می‌کردند، بوده است. همان‌طور که گفته شد بیشتر وام‌دهندگان خرد به عنوان سازمان‌های غیرانتفاعی و با استفاده از منابع مالی دولتی و یا خصوصی فعالیت خود را آغاز کردند. در حالی که تا دهه 1980 «روش نظام‌های مالی» که متاثر از نئولیبرالیسم (Neoliberalism) بوده و به وسیله موسسه توسعه بین‌الملل هاروارد اشاعه پیدا می‌کرد، به عنوان ایدئولوژی غالب میان سازمان‌های اعتباردهی خرد شناخته می‌شد، تجاری‌سازی اعتباردهی خرد به طور رسمی با تشکلیل واحد دسا (Desa) در بانک راکیات اندونزی در سال1984 آغاز شد. بانک مذکور وام‌های خردی موسوم به کوپدس (kupedes) را با نرخ بهره بازار ارائه می‌داد. همچنین کاربرد اقتصاد نئولیبرالیسم در اعتباردهی خرد، بحث‌های زیادی را میان صاحب‌نظران و فعالان این عرصه ایجاد کرده است به طوری که این افراد معتقدند مدیران بانک‌های مذکور مانند محمد یونس به دلیل ثروتمند شدن خودشان اقدام به دادن چنین وام‌هایی می‌کنند. البته اعداد و ارقام، حاکی از آن است که اعطای وام‌های خرد اخلاقی و با بهره کم به گونه‌ای بوده است که منافع سرمایه‌گذاران نیز تامین شده است.

اصل اعطای گروهی وام
اگرچه برای مدت طولانی اصل اعطای گروهی وام به عنوان بخش مهمی از اعتباردهی خرد شناخته می‌شود، ولی واقعیت آن است که این برنامه با دادن وام به افراد آغاز شد و به‌رغم به‌کارگیری حلقه‌های جمعی در دهه 70 بانک گرامین و دیگر موسسات اعتباردهی خرد در ابتدا بر وام‌دهی به افراد متمرکز شدند. از طرف دیگر محمد یونس نیز مردم کشورش را با این ایده که هر شخص توانایی بالقوه تبدیل شدن به یک کارآفرین را دارد، ترغیب می‌کرد. پس از مدتی بانک‌ها با توجه به صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس دریافتند هزینه‌های مربوط به نظارت بر وام‌ها و دریافت بازپرداخت آنها درحالت گروهی بسیار کمتر از زمانی است که وام‌ها به صورت انفرادی داده شده‌اند، بنابراین به اعطای وام به صورت گروهی روی آوردند. در این حالت نیز اعطای مجدد وام به یک شخص در قالب گروه، مشروط به بازپرداخت موفق دیگر اعضای گروه می‌شد که به این ترتیب مسوولیت پیگیری بازپرداخت وام‌ها از موسسه به وام‌گیرندگان منتقل می‌شد.

اولویت وام‌دهی به زنان
وام‌دهی به زنان اصلی مهم در اعتباردهی خرد به شمار می‌رود. البته بانک گرامین در ابتدا به تعداد برابر به زنان و مردان وام اعطا می‌کرد ولی از آنجا که زنان 95 درصد مشتریان بانک را تشکیل می‌دادند و در سراسر جهان نیز 75 درصد وام‌گیرندگان خرد زنان هستند، در دهه 1980 بانک مذکور زنان را در اولویت دریافت وام قرار داد. عامل دیگری که بانک را به این کار واداشت نرخ بالای بازپرداخت از سوی زنان و نیز تمایل آنها به پذیرش وام‌های با مبلغ کمتر نسبت به مردان بود. این دلایل سبب شده‌اند تا بانک‌ها بتوانند میزان وام‌های زیاد خود به زنان را توجیه کنند.

اثرات اعتباردهی خرد
پیامدهای اعتباردهی خرد موضوع جنجال‌های بسیاری در چند سال اخیر بوده است. طرفداران این برنامه می‌گویند این‌گونه وام‌ها از طریق افزایش اشتغال و درآمد موجب کاهش فقر می‌شوند که در نهایت تغذیه و آموزش بهتر را برای فرزندان وام‌گیرندگان در پی خواهد داشت. همچنین این وام‌ها با توانمند ساختن زنان برای اداره زندگی، کمک شایانی به آنها کرده است. حتی در آمریکا و کانادا بسیاری با دریافت این وام‌ها از برنامه‌های تامین رفاه بی‌نیاز شده‌اند. در مقابل منتقدان این طرح بر این باورند که این وام‌ها نه‌تنها باعث افزایش درآمد نشده بلکه خانوارهای فقیر را در دام بدهی انداخته که در برخی موارد حتی به خودکشی منجر شده است. آنها می‌گویند خانوارها پس از دریافت وام، اغلب آن را برای خرید بیشتر کالا صرف می‌کنند تا در یک محل سودآور سرمایه‌گذاری کنند. از سوی دیگر شواهد موجود نشان می‌دهند، این قبیل وام‌ها در بسیاری موارد به ایجاد و رشد یک کسب‌و‌کار کمک کرده و باعث افزایش خود‌اشتغالی شده اما پس ‌از پرداخت بهره، لزوماً سبب افزایش درآمد نشده است. حتی در برخی موارد نیز وام‌گیرندگان تنها با بدهی حاصل از این وام‌ها روبه‌رو شده‌اند. همچنین هیچ مدرکی دال بر توانمند شدن زنان از طریق این طرح وجود ندارد. به طور کلی می‌توان گفت دستاورد وام‌های خرد بسیار کمتر از چیزی است که طرفداران آن ادعا می‌کنند. البته پیامدهای منفی آن نیز به شدتی نیست که برخی منتقدان می‌گویند. البته اعتباردهی خرد فقط یکی از عوامل موفقیت کسب‌و‌کارهای کوچک محسوب می‌شود چرا که موفقیت این بنگاه‌ها به میزان زیادی متاثر از نوع اقتصاد و بازاری است که در آن فعالیت می‌کنند.

به سوی بهتر شدن
بسیاری معتقد هستند مشکل اصلی وام‌های خرد این است که تنها اعتبارات را در اختیار وام‌گیرنده می‌گذارند در حالی که اگر این طرح در قالب بسته‌ای از خدمات به مشتریان ارائه شود می‌تواند بسیار موثرتر باشد. به عنوان مثال می‌توان این اعتبارات را با تسهیلاتی همچون پس‌انداز، بیمه، طرح توسعه کسب‌وکار و آموزش مدیریت بازار همراه کرد تا به این ترتیب بسیاری از پیامدهای منفی آن نیز برطرف شود. برخی استدلال می‌کنند که کارآفرین موفق کسی است که پس از دریافت یک وام، صلاحیت دریافت وام‌های بزرگ‌تر را به منظور تضمین موفقیت کلی طرح داشته باشد، بنابراین لازم است با ارائه موارد فوق به وام‌گیرندگان، برای تلاش در تحقق این امر گام برداشت.

 

 



منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/Microcredit

برگرفته از تارنمای هفته نامه تجارت فردا

 

بنظر شما، آغاز روند و سیستم بانکداری اسلامی در پهلوی بانکداری کنونی - عمومی (غیر اسلامی - سود آمیز) خوشبینانه هست یا خیر؟
اگر بله، از چه نگاه
و گر نه، چرا ؟

نظرات دوستان را درین رابطه در ذیل بخوانید...

ادامه مطلب...  
بانكداري اسلامي همان اهداف بانكداري متداول دنيا را دنبال مي‌كند با اين تفاوت كه ادعا مي‌شود عمليات بانكداري در اين بانك‌ها براساس فقه معاملات اسلامي صورت مي‌گيرد.
مهم‌ترين اصل در بانكداري اسلامي تقسيم سود و زيان حاصل از معامله و پرهيز از پرداخت ربا يا همان بهره پول است.

عمومي‌ترين مفاهيم مورد استفاده بانكداري اسلامي شامل مضاربه (تقسيم سود)، وديعه (به امانت گذاردن)، مشاركت (سرمايه‌گذاري مشترك)، مرابحه (قرارداد مبتني بر قيمت تمام شده) و اجازه به شرط تمليك (ليزينگ) است.

در يك قرارداد رهني به جاي اينكه براي خريد يك كالا، وام در اختيار خريدار قرار بگيرد، بانك‌ها خود اقدام به خريد كالا مي‌كنند و آن را دوباره به خريدار مي‌فروشند و وجه آن را به صورت قسطي دريافت مي‌كند.
البته در اين معامله سودي و يا جريمه‌اي دريافت نمي‌شود.

به منظور جلوگيري از هر گونه قصور در اين زمينه بانك اقدام به دريافت وثيقه مي‌كند.
كالا يا ملك مورد معامله از آغاز به نام خريدار ثبت مي‌شود. اين كار مرابحه نام دارد.

يكي ديگر از مفاهيم در انجام معاملات اسلامي اجاره و اقتنا نام دارد كه مشابه ليزينگ مستغلات است.
وام بانك‌هاي اسلامي براي خريد وسائل نقليه نيز شيوه مشابهي از ليزينگ است كه وسيله نقليه را با قيمتي بالاتر از قيمت معمول به خريدار مي‌فروشد اما مالكيت خودرو را تا پايان مدت اقساط وام حفظ مي‌كند.

نوعي ديگر از انواع تسهيلات بانك‌هاي اسلامي پرداخت وام به شركت‌ها با نرخ بهره شناور است.
نرخ بهره شناور به عنوان نرخ بازده ويژه يك شركت به حساب مي‌آيد. به علاوه اينكه سود بانك دقيقا برابر با سود خود شركت خواهد بود.
اين فرم از مفاهيم خدمات بانكداري اسلامي مشاركت نام دارد كه بانك تامين‌كننده منابع مالي و شركت پديده آورنده و مجري پروژه است كه در پي يك طرح اقتصادي به سرمايه‌گذاري مشترك مي‌پردازند.
بنابراين اين سود و زيان نيز به طور مساوي بين آنها تقسيم مي‌شود و شركت نبايد در صورت شكست در پروژه هزينه‌ها و زيان را برعهده گيرد.

مركز مشاوره شريعت اسلامي
بانك‌ها و موسسات اسلامي كه به ارائه خدمات و توليدات بانكداري اسلامي مي‌پردازند. به تاسيس يك كميته مشاوره بانكداري اسلامي نيازمندند.
هدف از تاسيس اين كميته اطمينان از اجراي احكام شريعت اسلامي در قراردادها و معاملات بانكي است.

عقود مختلف در بانكداري اسلامي

وديعه (Wadiah)
در عقد وديعه بانك به عنوان يك محافظ و معتمد براي سپرده‌گذاري در نظر گرفته مي‌شود.
در بانكداري اسلامي هر شخص مي‌تواند پول خود را به صورت وديعه نزد بانك به امانت بسپارد و هر گاه كه خواست مي‌تواند آن را بدون كم‌وكاست دريافت كند.
به اين سپرده سودي تعلق نمي‌گيرد و در مقابل بانك با صلاحديد خود صاحب سپرده براساس ميزان استفاده از سپرده هديه‌اي تقديم مي‌كند.
البته پرداخت اين هديه از سوي بانك نيز هيچگاه تضمين نمي‌شود اما بانك تلاش مي‌كند براي پاداش دادن به سپرده‌گذار براساس طول يك دوره سپرده‌گذاري هديه‌اي به وي بدهد.

مرابحه Murabaha
مرابحه از نظر لغوي به معني توافق دوطرفه براي سود يك معامله است. مرابحه قراردادي است كه براساس آن فروشنده هزينه و سود مورد انتظار خود را اعلام مي‌كند.
بانكداري اسلامي اين نوع قرارداد را به عنوان يكي از تكنيك‌هاي كاري خود پذيرفته است.
به عنوان يك تكنيك مالي مشتري از بانك درخواست مي‌كند كه يك كالاي مشخص را براي وي خريداري كند و بانك با اعلام ميزان سود علاوه بر هزينه خريد به مشتري اين كار را انجام مي‌دهد.

مضاربه Muzarabah
نمونه‌اي از شراكت در استفاده از منابع مالي است كه يك طرف مسوول تامين سرمايه و يك طرف وظيفه انجام كار، تخصص و مديريت را برعهده مي‌گيرد.
هرگونه منفعت به دست آمده براساس يك توافق قبلي بين طرفين تقسيم مي‌شود در صورتي كه هرگونه زيان تنها متوجه تامين‌كننده سرمايه است.
در اين حالت بابت زيان شركت و عامل اجراي پروژه خسارتي پرداخت نمي‌شود.
در اين عقد به وام‌دهنده رب‌المال و به وام‌گيرنده مضاريب مي‌گويند. در بانكداري اسلامي تمامي سرمايه توسط بانك پرداخت مي‌شود و اجراي تجارت و مديريت آن برعهده طرف مقابل است.

در مضاربه هيچ‌گونه زياني تقسيم نمي‌شود. بانك در واقع صاحب دارايي است و عامل اجرايي به عنوان كارگر و يا كارگزار وي محسوب مي‌شود.
تقسيم سود بيشتر همانند عقد مشاركت تقسيم مي‌شود.
در مضاربه صاحب سرمايه حق مداخله در مديريت و تجارت را ندارد مسووليت اين مهم برعهده عامل اين پروژه است.
مهم‌ترين ويژگي مضاربه امكان توافق بر سر تقسيم سود به هر نسبت بين طرفين است. مضاربه مي‌تواند به صورت انفرادي و يا گروهي اجرا شود.

مشاركتMusharakah
مشاركت ارتباطي است كه برمبناي يك قرارداد همكاري تجاري دوطرفه، سود و زيان حاصل از انجام كار بين طرفين تقسيم مي‌شود.
مشاركت يك توافق است كه در آن بانك اسلامي سرمايه مورد نياز را تامين مي‌كند كه اين سرمايه با آورده ديگر طرفين قرارداد و شركت تجاري تركيب مي‌شود در اين قرارداد همه طرفين حق دارند كه در مديريت فعاليت تجاري يا صنعتي مداخله كنند اما نيازي به انجام آن نيست.
در اين عقد تجاري سود به دست آمده براساس توافق قبلي تقسيم مي‌شود اما زيان احتمالي حاصل از كار براساس نسبت آورده سرمايه تقسيم خواهد شد.

مشاركت (Partnership Financing)
اين نوع مشاركت يك توافق كلاسيك است. تمامي طرفين براي تامين مالي يك پروژه بازرگاني، صنعتي، سرمايه‌گذاري و غيره كه ريسك موفقيت آن نيز همواره وجود دارد، همكاري مي‌كنند.
ميزان سود حاصل از اين پروژه براساس توافقات قبلي بين شركا تقسيم مي‌شود، اما هرگونه زيان احتمالي براساس ميزان حق و حقوق مشاركت طرفين تقسيم مي‌شود.
در اين مشاركت يك نفر به تنهايي نمي‌تواند خسارت ناشي از عدم همكاري ديگران را متقبل شود. مديريت پروژه نيز بر عهده همه، برخي يا حتي يك نفر از اعضا خواهد بود.

مشاركت (Joint Venture)
اين نوع مشاركت به نحوي است كه دو طرف سرمايه‌هاي خود را در يك پروژه روي هم ريخته و در اجراي آن مشاركت مي‌كنند و سود و زيان حاصل از كار را به نسبت ميزان مشاركت بين يكديگر تقسيم مي‌كنند. در عقد مشاركت طرفين حق مداخله دارند، گرچه مي‌توانند از اين حق خود چشم بپوشند و از طرف خود يك نفر را مشخص كنند يا اين حق را به شريك خود تفويض كنند. در اين صورت طبيعي است كه بهره بردن از سود و يا بر عهده گرفتن ميزان خسارت نيز با توجه به نقش طرفين در پيشبرد پروژه تعريف خواهد شد.
مشــــاركت در كل به دو نوع است. يكي مشـــاركت دائــــم (Permanent Musharakah) و ديگري مشاركت تقليلي (Diminishing Musharakah) كه در ذيل توضيح هر يك ارائه شده است.

مشاركت دائم
در مشاركت دائم يك بانك اسلامي در يك پروژه مشاركت مي‌كند و براساس يك نسبت از پيش تعيين شده از سود بهره‌مند مي‌شود. مدت زمان اين قرارداد معين نشده و مي‌تواند بنا به خواسته طرفين ادامه يابد. اين تكنيك براي تامين مالي پروژه‌هاي بلندمدت مناسب است. در شرايطي كه منابع مالي مورد نياز پروژه براي يك مدت طولاني تعريف شده و به بهر‌ه‌برداري رسيدن آن ممكن است به طول بيانجامد.

مشاركت تقليلي
در اين نوع مشاركت سهم آورده شركت‌كنندگان در پروژه و سهم سود آنها بر پايه يك نسبت از پيش توافق شده تعيين مي‌شود. اما در عين حال روشي را فراهم مي‌كند كه براساس آن سهم آورده بانك در پروژه كاهش مي‌يابد و در نهايت اين سهم به مالكيت ديگر شركا در مي‌آيد.
اين قرارداد اجازه مي‌دهد كه به مرور پرداخت بيشتر و بالاتري نسبت به حق واقعي بانك صورت ‌گيرد و بانك به تدريج سود آورده خود را دريافت مي‌كند و به علاوه سرمايه اصلي و حقوق مشاركتي بانك كم‌كم كاهش مي‌يابد و پس از مدت معيني به صفر مي‌رسد و شراكت بانك پايان مي‌يابد.
شكل عقد مشاركت مالي مي‌خواهد توسط بانك‌هاي اسلامي به منظور انجام تجارت‌هاي داخلي، واردات و چاپ اوراق اعتباري مورد استفاده قرار گيرد. اين قرارداد همچنين مي‌تواند در كشاورزي و صنعت به كار گرفته شود.

مشاركت در سرمايه‌گذاري مخاطره‌آميز Musharakah Venture Capital
اين تكنيك مشاركت بين دو طرف در تامين مالي يك پروژه است. سهم سود هر يك از قبل توافقي تعيين مي‌شود اما سهم زيان احتمالي بر حسب ميزان مشاركت در طرح تعيين مي‌شود و مديريت پروژه بر عهده هر دو طرف است.

اجاره (Ijara)
معني تكنيكي اجاره فروش يك حق عمري و رقبي معين در مقابل دريافت پاداشي معين است. عموما براي اجير كردن و به خدمت گرفتن مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اجاره همچنين براي در اختيار گرفتن يك زمين در مقابل پرداخت اجاره بهاي ثابت به صورت نقدي به كار گرفته مي‌شود.
مضاربه (Muzarah) حالتي از اجاره است كه صاحب زمين با اجاره دادن آن بخشي از محصول به دست آمده را به عوض اجاره دريافت مي‌كند. همين روش نيز توسط بانك اسلامي به كار گرفته مي‌شود. بانك براساس قراردادي ساختمان، لوازم و امكاناتي مشابه را در ازاي يك اجاره بهاي توافقي به مشتري اجاره مي‌دهد. اجاره‌بها ثابت بوده آنچنانكه بانك مبلغ سرمايه‌گذاري اصلي به علاوه سود آن را كسب خواهد كرد.
 
لیزینگ
ليزينگ يكي از شيوه‌هاي قانونمند كسب درآمد براساس قوانين اسلامي است. در اين شيوه يك دارايي واقعي مانند دستگاه، اتومبيل، كشتي و يا يك خانه مي‌تواند از سوي موجر به مستاجر براي دوره معين در قبال قيمت معين اجاره داده شود. هزينه و منفعت در اين معامله به صور روشن و آشكار در قالب قرارداد اجاره قيد مي‌شود. از اين شيوه بانك‌هاي بسياري در كشورهاي اسلامي استفاده مي‌كنند. بانك توسعه اسلامي (IDB)،‌ بانك اسلامي مالزي و تعدادي از بانك‌هاي تجاري در پاكستان اين شيوه را به‌كار مي‌گيرند.
براساس قرارداد اجاره يا ليزينگ يك بانك اسلامي يك دارايي را براساس مشخصات و خواسته‌هاي مشتري خريداري مي‌كند و آن را با توافق طرفين ضمن تعيين مدت اجاره و ميزان اجاره به مشتري اجاره مي‌دهد. مشخصات و طبيعت دارايي مورد اجاره نيز به هنگام تعيين اجاره و زمان اجاره مورد نظر قرار مي‌گيرد. در طول مدت ليزينگ مالكيت دارايي در اختيار اجاره‌دهنده (بانك) است. بانك اين حق را دارد كه اين مالكيت را به اجاره‌كننده (مستاجر) انتقال دهد. در پايان مدت اجاره دارايي مجددا به بانك تحويل داده مي‌شود.

اجاره به شرط تمليك (Lease to Purchase)
ليزينگ در معاملات مالي اسلامي از ظرفيت‌هاي بسياري برخوردار است و بانك‌هاي اسلامي شيوه‌هاي مختلف آن را به مرور تجربه كرده و به كار مي‌گيرند. توافق خريد اجاره يكي از اين نمونه‌ها است. براساس اين توافق كه به اجاره به شرط تمليك، فروش اقساطي يا «اجاره و الاقتناء» نيز معروف است، مورد اجاره در پايان دوره ليزينگ به تملك مستاجر در مي‌آيد و مبالغ پرداختي اقساط به جاي اجاره (سود سرمايه) و همچنين اصل سرمايه محسوب شده و در پايان، مالكيت اجاره‌دهنده (بانك) سلب مي‌شود.
از اين روش عمدتا براي خريد منزل و اتومبيل استفاده مي‌شود.

قرض‌الحسنه (Qars aL hasana)
قرض‌الحسنه يك وام با فضيلت است. وام قرض‌الحسنه با شرط اينكه در پايان دوره به هيچ عنوان مبلغي به آن اضافه نشود، پرداخت مي‌شود. اين وام بدون بهره براي اهداف خيريه يا برطرف كردن نيازهاي سرمايه‌گذاري‌هاي كوتاه‌مدت اعطا مي‌شود. قرض گيرنده موظف است كه تنها اصل مبلغ وام را بازگرداند. اين وام فقط مخصوص افراد نيازمند است و پاداش پرداخت اين وام نزد خداوند است.
بانك‌هاي اسلامي در ارائه اين وام به روش‌هاي مختلفي عمل مي‌كنند. برخي از اين بانك‌ها وام قرض‌الحسنه را صرفا براي سرمايه‌گذاري در خود بانك به متقاضيان ارائه مي‌دهند. برخي ديگر به همه مشتريان اين وام را پرداخت مي‌كنند. برخي از بانك‌ها اين وام را صرفا به دانشجويان نيازمند و ديگر بخش‌هاي اقتصادي ضعيف جامعه مي‌دهند. توليدكنندگان كوچك، كشاورزان و شركت‌هايي كه قادر نيستند از منابع ديگر نقدينگي مورد نياز خود را تامين كنند از متقاضيان اين وام‌ها هستند.

صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي
صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي يكي از بخش‌هايي است كه در نظام مالي اسلامي به سرعت رشد كرده است. در سراسر دنيا تقريبا 100صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي وجود دارد. جمع كل دارايي‌هاي مديريت شده در اين صندوق‌ها نزديك به 5ميليارد دلار است كه سالانه 12 تا 15درصد نيز رشد مي‌كند. نظر به علاقه روزافزون به بانكداري اسلامي، تعداد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري روزبه‌روز بيشتر مي‌شود. در كشورهاي غربي نيز بانكداري اسلامي علاقه‌مندان زيادي پيدا كرده است.
با وجود اين موفقيت‌ها، برخي از نيازهاي سرمايه‌گذاران در اين بازارها برآورده نشده و تعدادي از اين صندوق‌ها بسته شده است.

اغلب اين صندوق‌ها دارايي‌هاي شخصي، دارايي موسسات تعاوني و سرمايه‌گذاري‌هاي كوچك را مورد هدف قرار داده‌اند كه بين 50هزار تا يك‌ميليون دلار را شامل مي‌شود.
بازارهاي هدف براي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي متفاوت هستند. برخي از آنها سرمايه‌هاي بازارهاي محلي كشور مالزي و برخي ديگر سرمايه‌هاي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را هدف قرار داده‌اند. برخي ديگر به سرمايه‌هاي خاورميانه چشم دوخته‌اند. در عين حال برخي از آنها براي عدم توفيق در دستيابي به بازارهاي محلي و موفق نشدن در جذب سرمايه‌هاي جوامع اسلامي مورد شماتت قرار گرفته‌اند.
از آغاز به‌كار صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي در دهه 1990، شاهد ايجاد شاخص سهام اعتباري به وسيله شاخص بازار اسلامي داوجونز و سري شاخص جهاني اسلامي FTSE بوده‌ايم.

وب‌سايت failaka.com شرح فعاليت صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي و فهرستي از اين صندوق‌ها را در سراسر جهان ارائه كرده است.

فلسفه بانكداري اسلامي
شريعت اسلامي تنها ربا (بهره) را حرام اعلام كرد، اما ساير درآمدهاي سرمايه را ممنوع نكرده است. به عبارت ديگر هر گونه پيش‌شرط براي انتفاع از اصل سرمايه و بدهي ممنوع اعلام شده است. براساس اصول اسلامي شيوه اجرايي و به‌كارگيري سرمايه در يك پروژه و موارد ايجاد شغل از اهميت ويژه برخوردار است.
با الهام از آيه 275 سوره دوم قرآن كريم، سوره بقره ممنوعيت كار و درآمد بدون ريسك موجب مي‌شود كه فعاليت‌هاي مالي در اسلام دارايي‌هاي واقعي با ارزش افزوده همراه باشد.

بانكداري اسلامي بر تقسيم ريسك، دادوستد فيزيكي كالا، درگيري مستقيم با تجارت و كار، اجاره و قراردادهاي ساختماني با استفاده از عقود مختلف شرعي استوار است، همچنين بانكداري اسلامي با مديريت دارايي به منظور افزايش درآمد عمومي است. تقسيم ريسك و مديريت آن براي دستيابي به حاكميت مشاركت و همكاري در انجام پروژه‌ها يكي از اهداف بانكداري اسلامي است.

سود در اسلام پاداش نام دارد و فعاليت‌هاي مبتني بر تقسيم ريسك و استفاده از منابع براي بالابردن ارزش سرمايه مجاز شمرده شده است.
معاملات مالي مجاز از سوي شريعت اسلامي بايد مبتني بر ارائه كالا، خدمات و منافع باشد. اين سياست براي برخورد و تعامل بهتر سياست‌هاي پولي و مالي و ايجاد نظم بيشتر مورد توجه قرار دارد.

به‌علاوه اسلام اجاره دارايي و حق عمري و رقبي و دريافت اجاره‌بها را مجاز دانسته است




 
منبع :دنیای اقتصاد
 

 

 

Algeria

Central bank

  • Bank of Algeria

Commercial Public Banks

  • Banque Nationale d'Algérie (BNA).
  • Banque Extérieure d'Algérie (BEA).
  • Banque de l'Agriculture et du Développement Rural (BADR).
  • Banque de Développement Local (BDL).
  • Crédit Populaire d'Algérie (CPA).
  • Caisse Nationale d'Épargne et de Prévoyance (CNEP).
  • Caisse Nationale de Mutualité Agricole (CNMA) .
  • Algérie Poste (La poste).

Commercial Private Banks

  • Citibank Algéria
  • Banque AlBaraka Algérie
  • Arab Banking Corporation "ABC" Algérie
  • Natixis Banque Algérie
  • Société Générale Algérie
  • BNP Paribas El DJAZAÏR
  • Arab Bank Algeria
  • Trust Bank Algéria
  • Gulf Bank Algeria
  • Housing Bank For Trade And Finance Algeria
  • Fransabank El DJAZAÏR
  • Calyon Algérie
  • Al Salam Bank Algeria
  • HSBC Algeria

Bahrain

Central bank

  • Central Bank of Bahrain

Banks

  • Addax Bank
  • Ahli United Bank
  • Alsalam Bank
  • Arab Banking Corporation
  • Arcapita Bank
  • Bahrain Credit Bank
  • Bahrain Development Bank
  • Bahrain Islamic Bank
  • Bahrain Middle East Bank
  • Bahraini Saudi Bank
  • Bank Muscat International
  • Bank of Bahrain and Kuwait
  • Bank of Tokyo Mitsubishi UFJ
  • BMB Investment Bank
  • Citi Bank
  • Eskan Bank
  • Gulf International Bank
  • HSBC Bank Middle East
  • ICICI Bank
  • International Investment Bank
  • National Bank of Bahrain
  • BNP Paribas
  • Seera Bank
  • Shamil Bank of Bahrain
  • Standard Chartered Bank
  • State Bank of India
  • Sumitomo Mitsui Banking Corporation
  • Taib Bank Bahrain
  • UBS Bahrain
  • Unicorn Investment Bank
  • United Gulf Bank

Comoros

Central bank

  • Central Bank of the Comoros (Banque Centrale des Comores)

Development banks

  • Banque de Développement des Comores

Commercial banks

  • Banque pour l'Industrie et le Commerce des Comores
  • Exim Bank Comores Ltd
  • Société Nationale des Postes et des Services Financiers

Networks of mutual savings

  • Mutuelles d'épargne et crédit des Comores
  • Sanduk

 

Djibouti

Central bank

  • National Bank of Djibouti or (Banque Nationale de Djibouti)

Commercial banks

  • Banque Al Baraka Djibouti
  • Banque de Djibouti et du Moyen Orient SA
  • Banque Indosuez Mer Rouge
  • Banque pour le Commerce et l'Industrie - Mer Rouge
  • British Bank of Middle-East
  • Banque de dépôt de l'Ethiopie
  • Banque d'Epargne de la Somalie
  • Caisse de Développement
  • International Commercial Bank

  • Salam African Bank:l

Egypt


Central bank

  • Central Bank of Egypt (Al-Bank al-Markazī al-Masrī)


Banks

  • Al Ahram Bank
  • Al Mohandes Bank
  • Al Watani Bank of Egypt
  • Alexandria Bank
  • Union National Bank-Egypt
  • Alexandria Kuwait International Bank
  • Arab African International Bank
  • Arab Bank
  • Arab Banking Corporation
  • Arab International Bank
  • Arab Investment Bank
  • Banca Romana de Comert Exterior
  • Banco do Brasil
  • Bank Melli Iran
  • Bank of Alexandria
  • Bank of America NT & SA
  • Bank of Commerce & Development
  • Bank of Credit & Commerce
  • Bank of Egypt
  • Bank of Tokyo
  • Bank Saderat Iran
  • Bankers Trust Company
  • Banque de l'Union Européene
  • Banque du Caire
  • Banque du Caire et de Paris
  • Banque Indosuez
  • Banque Misr
  • Banque Nationale de Paris
  • Banque Paribas
  • Barclays Bank
  • Byblos Arab Finance Bank
  • Cairo Amman Bank
  • Audi SAE-Egypt
  • Chase Manhattan Overseas Corporation
  • Chase National Bank of Egypt SAE
  • Chemical Bank
  • Citibank
  • Commercial International Bank
  • Credit Commerciale de France
  • Credit Foncier Egyptien
  • Credit International d'Egypt
  • Crédit Lyonnais
  • Credit Suisse
  • Credito Italiano
  • Dakahlia Commercial Bank
  • Delta International Bank
  • Deutsche Bank AG
  • Development Industrial Bank
  • Development International Bank
  • Dresdner Bank AG
  • Egypt Arab African Bank
  • Egyptian American Bank
  • Egyptian Arab Land Bank
  • Egyptian British Bank SAE
  • Egyptian Gulf Bank
  • Egyptian Saudi Finance Bank
  • Egyptian Workers Bank
  • European Arab Bank
  • Export Development Bank of Egypt
  • Faisal Islamic Bank of Egypt
  • Gharbia National Bank for Development
  • Giza National Bank for Development
  • Habib Bank Ltd
  • Housing and Development Bank
  • Industrial Development Bank
  • Islamic Banking System International
  • Islamic International Bank for Investment & Development
  • Jammal Trust Bank
  • Lloyds Bank International Ltd
  • Mashreq Bank
  • Middle East Bank
  • MISR America International Bank
  • MISR Exterior Bank
  • MISR Iran Development Bank
  • MISR Romanian Bank
  • Mohandes Bank
  • Monte dei Paschi Banking Group
  • Morgan Grenfell & Co Ltd
  • Nasser Social Bank
  • National Bank for Development
  • National Bank of Abu Dhabi
  • National Bank of Egypt
  • National Bank of Greece
  • National Bank of Oman
  • National Bank of Pakistan
  • National Bank of Sudan
  • National Egyptian Bank
  • National Investment Bank
  • National Société Générale Bank SAE
  • Nova Ljubljanska Banka
  • Overseas Development & Investment
  • Port Said National Bank for Development
  • Principal Bank for Development & Agricultural Credit
  • Pyramids Bank
  • Qaliubia National Bank for Development
  • Rafidain Bank
  • Royal Bank of Canada
  • Société Arabe Internationale de Banque
  • Société Générale Egypte Banque Française
  • State Bank of India
  • Suez Canal Bank
  • Sumitomo Bank
  • Swiss Bank Corporation
  • Trans Arabian Investment Bank
  • The Bank Of Nova Scotia
  • The Nile Bank
  • United Bank of Egypt
  • Union National Bank
  • Banca Commerciale Italiana
  • Commerzbank

 

Iraq


Jordan

  • Arab Banking Corporation
  • Arab Bank
  • Al Rajhi Bank
  • Audi Bank
  • Bank of Jordan
  • Blom Bank
  • Cairo Amman Bank
  • Capital Bank of Jordan
  • Central Bank of Jordan
  • Citibank
  • Egyptian Arab Land Bank
  • HSBC
  • Islamic International Arab Bank
  • Investbank
  • Jordan Ahli Bank
  • Jordan Commercial Bank
  • Jordan Dubai Islamic Bank
  • Jordan Islamic Bank
  • Jordan Kuwait Bank
  • National Bank of Kuwait
  • National Bank of Abu Dhabi
  • Rafidain Bank
  • Société Générale
  • Standard Chartered
  • The Housing Bank for Trade and Finance
  • Jordan Islamic Bank
  • Union Bank


Kuwait

  • Central Bank of Kuwait
  • National Bank of Kuwait
  • Gulf Bank of Kuwait
  • Commercial Bank of Kuwait
  • Al-Ahli Bank of Kuwait
  • Ahli United Bank (formerly The Bank of Kuwait and The Middle East)
  • Kuwait International Bank
  • Burgan Bank
  • Kuwait Finance House
  • Boubyan Bank
  • Bank of Bahrain and Kuwait
  • Industrial Bank of Kuwait
  • United Gulf Bank
  • Credit & Saving Bank
  • HSBC Kuwait
  • BNP Paribas Kuwait
  • Citibank Kuwait


Lebanon


Central bank

  • Banque du Liban


Major banks

  • Bank of Beirut S.A.L.
  • Banque Libano-Française S.A.L.
  • BLOM Bank S.A.L.
  • Byblos Bank S.A.L.
  • Crédit Libanais S.A.L.
  • Federal Bank of Lebanon S.A.L.
  • Fransabank S.A.L.
  • Citibank, N.A.
  • Audi Saradar Bank S.A.L
  • IBL BANK S.A.L


Other banks

  • B.L.C. Bank S.A.L.
  • Al-Mawarid Bank S.A.L.
  • Arab Investment Bank S.A.L.
  • Bank Al Madina S.A.L.
  • Banque BEMO S.A.L.
  • Banque de la Bekaa S.A.L.
  • Banque de l'Habitat S.A.L.
  • Banque de l'Industrie Et Du Travail S.A.L.
  • Banque Lati S.A.L.
  • Banque Misr Liban S.A.L.
  • BBAC S.A.L.
  • Creditbank S.A.L.
  • FFA Private Bank
  • Finance Bank S.A.L.
  • First National Bank S.A.L.
  • MEAB S.A.L.
  • Méditerranée Investment Bank S.A.L.
  • Near East Commercial Bank S.A.L.
  • Société Générale de Banque au Liban S.A.L.


Foreign banks

  • Arab Finance House S.A.L.
  • Banca Di Roma S.P.A
  • Bank of Kuwait And The Arab World S.A.L.
  • BANKMED S.A.L.
  • Banque Nationale de Paris "Intercontinentale"
  • HSBC Bank Middle East Limited
  • Intercontinental Bank of Lebanon S.A.L.
  • Standard Chartered Bank S.A.L.
  • Lebanese Canadian Bank S.A.L.
  • Lebanese Islamic Bank S.A.L.
  • Lebanese Swiss Bank S.A.L.
  • Lebanon & Gulf Bank S.A.L.
  • Société Nouvelle de la BANQUE de SYRIE et du LIBAN S.A.L.
  • Syrian Lebanese Commercial Bank S.A.L.
  • National Bank of Kuwait (Lebanon) S.A.L.


Libya

Central bank

  • Central Bank of Libya


Banks

  • Alsaraya Trading And Devolpment Bank
  • Aman Bank for Commerce & Development
  • Al-Wafa Bank
  • Alejmaa Alarabi Bank
  • Banque Sahélo-Saharienne pour l'Investissement et le Commerce
  • Jamahiriya Bank
  • Libyan Arab Foreign Bank
  • Libyan Development Bank
  • Mediterranean Bank
  • National Agricultural Bank of Libya
  • National Banking Corporation
  • National Commercial Bank
  • Sahara Bank
  • Savings and Real Estate Bank of Libya
  • Tripoli Agricultural Bank
  • Umma Bank
  • Wahda Bank

 

Mauritania


Central bank

  • Central Bank of Mauritania or (Banque Centrale de Mauritanie)


Banks

  • Banque Arabe Africaine en Mauritanie
  • Banque Arabe Liyenne Mauritaienne pour le Commerce Extérieur
  • Banque Internationale pour la Mauritanie
  • Banque Maurienienne Nationale
  • Banque Mauritanienne pour le Commerce International
  • Banque Mauritanienne pour le Développement et le Commerce
  • Banque Mondiale en Mauritanie
  • Caisse Centrale de Coopération Économique
  • Chinguitty Bank
  • Generale de Banque de Mauritanie pour l'Investissement et le Commerce
  • Union de Banques de Development

 


Morocco


Central bank

  • Bank Al-Maghrib


Major banks

  • Attijariwafa Bank (born by the fusion of Banque Commerciale du Maroc and Wafabank)
  • Banque Marocaine du Commerce Extérieur (BMCE Bank)
  • Crédit Agricole du Maroc
  • Groupe Banque Populaire
  • Crédit Immobilier et Hôtelier (CIH)
  • Banque Marocaine pour le Commerce et l'Industrie (BMCI)
  • Société Générale Maroc
  • Crédit du Maroc
  • Al-Barid Bank


Investment banks

  • Casablanca Finance Group
  • Attijari Finances Corp.
  • BMCE Capital
  • CDG Capital
  • Capital Trust Maroc


Other banks

  • ABN AMRO Maroc
  • Arab Bank Maroc
  • Banco Immobiliario y Mercantil de Marruecos
  • Bank Al Amal
  • Banque Marocaine pour l'Afrique et l'Orient
  • Banque Nationale pour le Développement Économique
  • Bex-Maroc
  • Citibank
  • Commerzbank
  • Crédit Populaire du Maroc
  • Limar Bank Casa Union Marocaine de Banques
  • Raw-Mat Bank
  • Société de Banque & de Crédit
  • Société Marocaine de Depôt et de Crédit
  • Société Mithaq Al Maghrib
  • Union Bancaria Hispano Marroqui Uniban
  • Union Marocaine des Banques


Qatar

  • Qatar Central Bank
  • The Commercial Bank of Qatar
  • Arab Bank
  • Qatar National Bank
  • Standard Chartered Bank
  • International Bank of Qatar
  • Masraf Al Rayan
  • Qatar Islamic Bank
  • Qatar International Islamic Bank
  • HSBC
  • Bank Saderat Iran
  • United Bank Limited
  • Qatar Development Bank
  • al khalij Commercial Bank
  • Doha Bank
  • Mashreq Bank
  • Ahli Bank
  • BNP Paribas
  • Barwa Bank


Syria


Central bank

  • Central Bank of Syria


Public banks

  • Commercial Bank of Syria
  • Industrial Bank of Syria
  • Agricultural Cooperative Bank
  • Popular Credit Bank
  • Real-Estate Bank
  • Saving Bank


Private banks

  • Syria Gulf Bank
  • Banque BEMO Saudi Fransi
  • Bank of Syria and Overseas
  • The International Bank for Trade & Finance
  • Audi Bank
  • Arab Bank
  • Byblos Bank
  • Qatar National Bank
  • [[ State Bank of Anand Sundaram {Kammanahalli }]]


Islamic banks

  • Syria International Islamic Bank
  • Cham Bank


Somalia


Central bank

  • Central Bank of Somalia


Development bank

  • Somali Development Bank


Commercial banks

  • National Bank of Somalia
  • Commercial and Savings Bank of Somalia
  • Somali Commercial Bank
  • Al Barakaat Bank, Mogadishu
  • Dalsan Bank
  • Universal Bank of Somalia (UBSOM)

 

Sudan


Central bank

  • Central Bank of Sudan

 


Commercial banks

  • Agricultural Bank of Sudan
  • Al-Baraka Bank
  • Al Shimal Islamic Bank
  • Animal Resources Bank
  • Arab Bank for Economic Development in Africa
  • Bank of Khartoum
  • Bank of Oman
  • Banque Sahélo-Saharienne pour l'Investissement et le Commerce
  • Blue Nile Bank
  • Chase Manhattan Bank
  • Citibank
  • El Nilein Bank
  • Expetriate Bank
  • Faisal Islamic Bank
  • Financial Investment Bank
  • Habib Bank
  • Industrial Bank of Sudan
  • International Bank for Reconstruction and Development
  • Ivory Bank
  • Islamic Bank for Western Sudan
  • Islamic Co-operative Development Bank
  • Khartoum Bank
  • Mashreq Bank
  • Middle East Bank
  • National Bank of Abu Dhabi
  • National Bank of Sudan
  • National Development Bank
  • National Export/Import Bank
  • Nilein Bank
  • People Co-operative Bank
  • Saudian Sudanese Bank
  • Sudan Agricultural Bank
  • Sudan Commercial Bank
  • Sudanese Baraka Bank
  • Sudanese Estates Bank
  • Sudanese French Bank
  • Sudanese International Bank
  • Sudanese Islamic Bank
  • Sudanese National Bank
  • Sudanese Saudian Bank
  • Sudanese Savings Bank
  • Tadamon Islamic Bank
  • Unity Bank
  • Union Trust Bank

 


South Sudan


Central bank

  • Bank of Southern Sudan


Commercial banks

  • Ivory Bank
  • Kenya Commercial Bank
  • Nile Commercial Bank



Tunisia


Central bank

  • Central Bank of Tunisia (Banque Centrale de Tunisie) ( http://www.bct.gov.tn )


Banks

  • Alubaf International Bank
  • Amen Bank
  • Arab Banking Corporation
  • Arab Tunisian Bank
  • Bankers Trust Company
  • Banque Arabe Tuniso Libyenne de Développement et le Commerce Extérieur
  • Banque de Coopération du Maghreb Arabe
  • Banque de Développement Économique de Tunisie
  • Banque de l'Habitat
  • Banque de Tunisie
  • Banque de Tunisie et des Emirats d'Investissement
  • Banque du Sud
  • Banque Franco Tunisienne
  • Banque Internationale Arabe de Tunisie
  • Banque Nationale Agricole
  • Banque Nationale de Développement Touristique
  • Banque Nationale de Tunisie
  • Banque Tuniso Qatarie d'Investissement
  • Banque Tuniso-Koweitienne de Développement
  • Beit Ettamwil Tounsi Saudi
  • Citibank
  • Credit Foncier et Commercial de Tunisie
  • North Africa International Bank
  • Societe Tunisienne de Banque
  • Tunis International Bank
  • Union Bancaire pour le Commerce et l'Industrie
  • Union Internationale de Banque
  • Union Tunisienne de Banques

 


United Arab Emirates


Major commercial banks

  • Abu Dhabi Commercial Bank
  • National Bank of Abu Dhabi
  • National Bank of Dubai
  • Abu Dhabi Investment Authority
  • Emirates Bank International
  • MashreqBank
  • American Express Bank Limited
  • Bank of America
  • Bank of China
  • Bank of India
  • Citibank
  • Indian Bank
  • JPMorgan Chase
  • ABN AMRO
  • Scotiabank
  • Credit Suisse
  • Deutsche Bank
  • Fortis Bank
  • National Bank of Kuwait
  • Royal Bank of Scotland
  • Arab Bank
  • Bank of New York
  • Hang Seng Bank
  • ICICI Bank
  • Royal Bank of Canada
  • State Bank of India
  • Toronto Dominion Bank
  • Central Bank of India
  • Axis Bank
  • Bank Melli Iran
  • Bank Saderat Iran
  • Gulf Commercial Bank
  • Bank of Jordan
  • Allied Bank
  • Standard Chartered
  • Bank of Baroda
  • HSBC
  • First Gulf Bank
  • Habib Bank
  • United Bank
  • RAKBANK
  • Commercial Bank of Dubai
  • Invest Bank
  • Gulf Merchant Bank


Islamic banks

  • Dubai Islamic Bank
  • Emirates Islamic Bank
  • Sharjah Islamic Bank
  • Abu Dhabi Islamic Bank
  • Islamic Commercial Bank
  • Noor Islamic Bank


Defunct or merged banks

  • Bank of Credit and Commerce International


Yemen

  • National Bank of Yemen
  • SABAA ISLAMIC BANK

 

 

منبع: ویکی پیدیا

 

نظام بانکی افغانستان که قدامت آن نزدیک به هشت دهه می­رسد افت و خیزهای زیادی را در حیات نوسانی خویش تجربه نموده است. مثلاً دهه­های اول نظام بانکی و به­ویژه زمان حکومت سردار محمد­ داود خان (1332 الی 1341) را می­توان به عنوان آغاز این جهش­ها عنوان کرد. ولی متأسفانه این جهش­ها طی دهه­های وسطی و به­خصوص بعد از آغاز تحولات سیاسی و انقلابات و جنگ­های متعدد داخلی، به کندی گرایید و سکتور بانکی را بیشتر از هر سکتور دیگر سخت متزلزل و آسیب­پذیر نمود. اما خوشبختانه اوج انکشاف نظام بانکی طی یک دهه اخیر را می­توان به عنوان صفحه­های طلایی در تاریخ نوین نظام بانکی ادعا کرد.

مانند هر کشور دیگر، در افغانستان نیز افزایش تقاضای کشور به منابع پولی، گسترش تجارت در سطح ملی و بین المللی و نیز نیاز ایجاد نظام مالی به بانک­ها صورت هستی بخشید. بدین اساس بود که در نیمه اول سال­های 1300 هـ ش، امور پلانگذاری اقتصادی کشور شاهد یک سلسله تحولات و انکشافات مهم هرچند انگشت شمار گردید و متعاقباً منتج به تاسیس شمار محدودی از بانک­ها شد.

در سال 1307 هـ­ ش، دولت وقت مؤسسه­ای را به نام شرکت سهامی به منظور حمایه ارزش پول افغانی در مقابل ارزهای خارجی ایجاد نمود. این شرکت اولین مؤسسه تمرکز سرمایه در کشور بود که سرمایه مجموعی آن در سال 1309 هـ ش بالغ بر 5 ملیون افغانی می گردید و معاملات اسعاری کشور را که تا آن زمان تحت سلطه چند نفر صراف با سرمایه­های کوچک بیش نبود، اداره می نمود (حیات 1369، 9).

در سال 1312 هـ ش، تعدادی از تجار انفرادی کشور به صورت رضا­کارانه حاضر­شدند تا بنابر تجویز دولت در تأسیس شرکت سهامی جدیدی که در امور مالی و اقتصادی کشور مصدر فعالیت بیشتری شده بتواند، یکجا شده سرمایه­های خویش را عملاً مشترک سازند. این صرفان عمدتاً در بازارهای کابل و قندهار فعالیت داشتند و فعالیت­های شان صرف شامل خرید و فروش اسعار مورد ضرورت دولت بود. این سلسله خدمات محدود صرافی الی سال 1311 هـ ش تداوم یافت تا این­که یک تن از تجار ملی و از جمله شخصیت­های مطرح کشور، آقای عبدالمجید زابلی شرکتی را به نام شرکت سهامی هاشمی تأسیس نمود. این شرکت بعداً به نام شرکت سهامی ملی و سپس به حیث شرکت سهامی ملی افغانی مسمی گردید. مطابق تصویب جلسه مؤرخ 28 سنبله سال 1311 مجلس وزاری وقت، شرکت مذکور به بانک ملی افغانی در نهم ثور 1312 هـ ش تکامل یافت (حلیم 2011) و (بانک ملی افغان 2011).

بانک ملی افغان به عنوان اولین بانک ثبت تاریخ نظام بانکی گردید و در نخست فعالیت­های آن­ را امور تجارت و بانکداری کشور تشکیل می داد. چون بانک مرکزی هنوز تأسیس نشده بود، بناً بانک ملی افغان نه تنها در عرصه بانکداری تجارتی دست بلند داشت، بلکه امور بانکداری مرکزی نیز در حیطه فعالیت­های آن قرار داشت. سرمایه ابتدایی این بانک حین تأسیس آن بالغ بر 9.6 ملیون افغانی بود که 72 در صد آن را سهم سکتور خصوصی و 28 در صد دیگر را سهم دولت تشکیل می­داد (بانک ملی افغان 2011). سرمایه این بانک به سرعت رشد رو­به­افزایش را پیمود چنان­چه طی چند مرحله این سرمایه به مبالغ 35 ملیون و 60 ملیون افغانی الی سال 1316 هـ ش رسید. بعداً نیز این سیر تداوم یافت و به مرزهای 500 ملیون در سال 1329 هـ ش و 519 ملیون افغانی در سال 1330 هـ ش صعود نمود (Fry 1974, 84).

تداوم و به ویژه گسترش سریع فعالیت­های بانک ملی باعث گردید تا صفحه­ دیگری در دفتر تاریخ نظام بانکی با ایجاد د افغانستان بانک به عنوان بانک مرکزی کشور باز گردد. بناً به اساس تصویب شماره 152 مورخ 3/2/1318 مجلس عالی وزرا، تصویب شماره 11 مورخ 9/6/1318 شورای عالی و تصویب مورخ 12/6/1318 مجلس عیان، د افغانستان بانک با سرمایه ابتدایی 120 ملیون افغانی که سهم سرمایه دولت در آن 75 در صد و سهم سرمایه بانک ملی 27 در صد بود عملاً آغاز به فعالیت که در سال 1354 هـ ش این سرمایه به یک ملیارد افغانی ارتقا نمود. این رقم در ماده هشتم قانون 1373 پول و بانکداری مبلغ 10 ملیارد افغانی تخمین شده است (حلیم 2011) و (شبان 1375، 222). مجموع دارایی­ها و بدهی­های بانک مرکزی در سال 1340 هـ ش بالغ بر 5.4 ملیارد افغانی می گردید که این رقم الی سال 1351 هـ ش به 17 ملیارد افزایش که یک رشد بیشتر از 311 در صد را طی یک دهه نشان می­دهد (Frey 1974, 110).

چون بانک ملی یگانه بانک موجود در کشور بود، بناً حین ایجاد بانک مرکزی، تمام پرسونل و کادر کاری مورد ضرورت آن از طرف بانک ملی تهیه گردید. جالب این است که هیچ نوع مشکلی در قبال منافع بین هر دو بانک الی سالیان متمادی عرض وجود ننمود. اساساً هیچ گونه فرق و امتیازی بین بانک مرکزی، بانک ملی و حکومت وقت الی سال­های 1320 هـ ش (1940 میلادی) محسوس نبود و یکی از علل عدم بروز همچو مشکلات در این بود که آقای زابلی نه تنها مؤسس و رییس بانک ملی افغان بود، بلکه بانک مرکزی افغانستان را نیز در سال 1318 هـ ش تأسیس کرده بود و  سمت وزارت اقتصاد کشور را نیز بین سال­های 1315 الی 1329 هـ ش به عهده داشت (Fry 1974, 87)، (بانک ملی افغان، 2011)، (Sadat 1999) و (Wilber 1956, 187).

پس از تأسیس بانک مرکزی، یک تعداد از وظایف بانکی اعم از وظایف بانکداری دولتی (تمویل پروژه­های انکشافی دولت، اعطای قرضه به دولت و تسویه و تصفیه حسابات دولت) ، چاپ و نشر پول و نظارت بر اسعار از بانک ملی به د افغانستان بانک واگذار گردید. تمام وظایف د افغانستان بانک مطابق به اساسنامه آن الی تدوین اولین قانون پول و بانکداری در سال 1354 هـ ش نافذ بود (حلیم 2011) و (عارف 1388). شش سال بعد از ایجاد بانک مرکزی، وزارت فواید عامه بانک رهنی و تعمیراتی را که کسه عمرانی نیز آن را گفته اند ایجاد نمود. سرمایه این بانک بالغ بر 60 ملیون افغانی می گردید که متشکل از پول­های تقاعد وزارت مالیه و هدف آن اعطای قروض دراز مدت و کوتاه مدت جهت اعمار مساکن، هوتل ها و سایر پروژه­های ساختمانی بود.

در سال 1333 هـ ش وزارت زراعت بانک جدیدی را تحت نام بانک انکشاف زراعتی با سرمایه یک صد و پنجاه ملیون افغانی که د افغانستان بانک 60 در صد سهم آن را دارا بود تشکیل نمود. این بانک از بدو فعالیت خویش به منظور سهمگیری در انکشاف و توسعه زراعت و به­خصوص اعطای قرضه برای دهاقین و مالکین صنایع کوچک زراعتی فعالیت می­نمود. در همین سال، وزارت تجارت پشتنی تجارتی بانک را به منظور توسعه و انکشاف امور تجارت و تقویه بنیه مالی تجار به­خصوص تنزیل حجم تکت پولی، افتتاح نمود. اساسنامه این بانک در 41 ماده ترتیب و که طبق آن بانک مذکور به تاریخ 14 جدی سال 1333 هـ ش عملاً به فعالیت آغاز نمود.

در سال 1335 هـ ش بانک انکشاف صنعتی به عنوان کسه اعتبارات صنعتی با سرمایه 200 ملیون افغانی به اساس پیشنهاد وزارت معادن و صنایع به منظور مساعدت­های مالی به مؤسسات تولیدی کشور و اعطای قرضه و رفع نیامندی­های شان به اسعار خارجی پا به عرصه وجود گذاشت که بعد از گذشت ده سال به نام بانک انکشاف صنعتی مسمی گردید. قبل از ایجاد این بانک، وزارت معادن و صنایع همچو پیشنهادی را از بانک ملی نیز مطالبه نموده بود که نسبت بی میلی بانک ملی به نتیجه نرسید.

با توسعه و انکشاف مناسبات اقتصادی خارجی کشور، به منظور فراهم آوری تسهیلات پولی و مالی در عرصه صادرات و واردات، در سال 1355 هـ ش به سلسله پروگرام­های اقتصادی دولت مطابق به احکام قانون پول و بانکداری افغانستان، بانک انکشاف صادرات نیز تأسیس گردید. همچنان برای اولین بار در تاریخ نظام بانکی افغانستان، آقای گلاب الدین شیرزایی یک تن از تجار کشور اولین بانکی اسلامی خصوصی را در سال 1369 هـ ش که الی 1371 هـ ش ادامه یافت در شهر جدید کابل با سرمایه سه ملیارد افغانی ایجاد نمود. متأسفانه در قسمت نوع فعالیت آن کدام معلومات مؤثق به دسترس قرار ندارد، از اینرو در مورد طرز فعالیت و انجام معاملات آن تبصره صورت گرفته نمی­تواند (حیات 1369، صفحه های 9 الی 10)، (کمال 1377، 60)، (شبان 1375، 185) و (Frey 1974, 90).

نظام بانکی افغانستان که متشکل از بانک مرکزی و شش بانک دیگر که از جمله دو بانک تجارتی (پشتنی تجارتی بانک و بانک ملی)، سه بانک اختصاصی (بانک رهنی و تعمیراتی، بانک انکشاف صنعتی و بانک انکشاف زراعتی) و یک بانک دیگر به نام بانک انکشاف صادارات بود برای هفت دهه متواتر (1932  الی 2002 میلادی) بر سرنوشت تاریخی بانکداری تسلط نمود که متاسفانه طی هفتاد سال فعالیت (به استنای دهه های اول) نتوانست به هیچ گونه پیشرفت­های قابل ملاحظه­ای نایل گردد.

نحو فعالیت و خدمات این بانک­ها بدون هیچ نوع تغییرات بنیادی و ساختاری الی سال 2002 میلادی ادامه یافت. هرچند از جمله بانک­های متذکره صرف بانک ملی افغان و پشتنی تجارتی بانک تا حال به فعالیت بانکی­شان ادامه داده­اند ولی روند انکشاف و رشد آنها در مقایسه به سایر بانک­های جدید التأسیس در افغانستان قناعت­بخش نبوده است. چهار بانک دیگر نتوانستند شرایط قانونی نظام بانکی را تکمیل نمایند، بناً قادر­نشدند تا جواز رسمی بانک مرکزی را مبنی بر تداوم مجدد فعالیت­های شان به دست آرند که در نتیجه فعالیت­های شان به حالت تعلیق درامد. در پهلوی این بانک­ها بازار غیر­متشکله پولی (صرافان، اشخاص انفرادی، تصدی­ها، دستگاه­های دولت) هم بعضی معاملات بانکی را از قبیل خرید و فروش اسعار، (صرافان و اشخاص انفرادی) و اعطای قرضه­های کوتاه مدت انجام می دادند.

شش بانک متذکره صرف در روی کاغذ وجود داشتند و همه تحت قیادت د افغانستان بانک (بانک مرکزی) فعالیت می­نمودند. هیچ نوع تفکیکی بین فعالیت­های بانکی تجارتی و مرکزی وجود نداشت. بانک مرکزی همراه با شش بانک دیگر شبیهاً مجموع خدمات بانکی را بدون کدام رقابتی عرضه می داشتند و از همین رو بود که کیفیت خدمات بانکی نهایت پایین و ضعیف عمل می نمود. به گونه مثال بنابر فقدان سیستم های تکنالوجی پیشرفته، برای یک انتقال داخلی پول، روزها باید انتظار می بود. اجرای هر معامله بانکی ولو یک معامله ساده هم اگر می بود باید ذریعه اشخاص حضوراً صورت می گرفت و روزها را در بر می گرفت.

چون تمام این شش بانک دولتی بودند و از طرف بانک مرکزی کنترول می گردیدند، حتی فعالیت­های نهایت معمولی بانکی شان نیز باید از طرف بانک مرکزی منظور می گردید. تمام اجرات داخلی این بانک­ها مانند استخدام، تبدیلی، انفکاک و سایر امور داخلی شان باید به بانک مرکزی راجع و منظوری آن اخذ می گردید. خدمات مشتری اصلاً وجود نداشت. اجرای معاملات بانکی مراحل مختلف کاغذ پرانی غیر­ضروری را باید طی می­کرد. مشتریان به خاطر اجرای معاملات بسیار ساده بانکی مانند افتتاح حساب، نقد کردن چک­ها، امانت­گذاشتن سپرده­ها و یا اجرای انتقالات معمولی مجبور بودند تا ساعات را عقب غرفه های بانکی سپری و انتظار نمایند.

اکثر بانک­های متذکره در اثر سیاست­های ناسالم نظام کمونیستی و در اثر جنگ­های خانمانسوز تنظیم­های جهادی متضرر شده و قسمت اعظم دارایی­های خویش را از دست دادند، حتی بعضاً قادر به پرداخت معاشات مامورین خویش نبودند. بناً به جز از کلمه بانک فاقد هرچیز بودند.

آقای شبان و اسد (1373، صفحۀ 166 الی 167) اشاره می کنند که تکاثف شبکه­های بانکی در افغانستان خیلی ضعیف بود و نمایندگی­های بانک­ها صرف در شهرهای بزرگ اجرای فعالیت می­نمودند. قبل از به قدرت رسیدن نظام کمونیستی، بالای هر نمایندگی به تعداد 190000 باشنده می­رسید. قسمت اعظم معاملات نمایندگی­ها را قبولی پس انداز­ها، قبولی حواله­های دولتی، و انجام معاملات قرضه که توسط شعبات مرکزی بانک مربوطه آماده­می شد تشکیل می داد.

در ولسوالی­ها، علاقه داری­ها و قریه­جات بیشترینه اعطای قروض توسط اشخاص انفرادی (خویشاوندان و دوستان) و تاجران با پرداخت تکتانه خیلی بلند در حدود 24 الی 60 در صد سالانه صورت می­گرفت. این قروض معمولاً یا به غرض تمویل تجلیل و برگذاری عروسی، ختنه سوری، عزاداری و غیره که به نام قرضه­های استهلاکی یاد­می­شدند و یا برای تهیه مواد اولیه دستگاه­های صنعتی کوچک و یا تهیه تخم بذری، کود مصنوعی، مصارف قلبه، خریداری گاو قلبه­ای و غیره اعطا می گردید. گرچه این نوع قروض به مفهوم عام آن قرضه تولیدی بودند، اما مدت این قرضه بین 9 الی 12 ماه بود. مؤلدین، قرضه را باید در اخیر فصل تولیدات زراعتی و یا بعد از فروش آن دوباره مسترد می­کردند.

بعضاً قرضه­های استهلاکی و تعمیراتی توسط کارفرمایان و مقامات دولتی به مامورین و کارمندان مربوط اعطا می گردید. مانند قرضه­های پیشکی یک ماهه معاش، دو ماهه معاش و سه ماهه که در ظرف یک سال ماهانه به اقساط از معاش کارمندان وضع می شد. قرضه­های تعمیراتی برای خریداری و یا تعمیر خانه به دسترس قرار گرفته و دراز مدت بود. هم قرضه کوتاه و هم قرضه درازمدت بدون تکتانه به اختیار مامورین قرار می­گرفت. اما باید اظهار کرد که اولاً مبلغ آن قلیل بوده و از جانبی مدت زیادی را باید انتظار می کشید تا این قرضه از طرف مقامات ذیصلاح تصویب می­شد.

در حقیقت نظام بانکی افغانستان الی سال 2002 میلادی در یک سر­در­گمی فعالیتی و خواب عمیق فرو­رفته بود. اما خوشبختانه بعد از ختم نسبی جنگ­ها در ماه دیسمبر سال 2001، افغانستان یک صفحه دیگری را در باب رشد و انکشاف گشود و پیشرفت­های چشمگیری را در زیرساخت­های اجتماعی و اقتصادی خود شاهد گردید که از جمله این انکشافات یکی هم در عرصه بانک و نظام بانکداری بود. این انکشافات با اصلاحات بانکی آغاز و اولین جهش اصلاحات با پروژه تعویض پول آغاز گردید.

همزمان با تکمیل مؤفقانه برنامه تعویض پول، اداره انکشافات بین المللی امریکا (USAID) و مؤسسه BearingPoint برنامه تحکیم اقتصادی افغانستان و تحت آن پروژه اصلاحات نظام بانکی افغانستان را در اوایل سال 2003 (1382) راه­اندازی­کردند. تحت این برنامه در نخست بستر حقوقی و قانونی اصلاحات بانکی مساعد شد. یعنی دو قانون نهایت مهم که عبارت از قانون د افغانستان بانک و قانون بانکداری می­باشد ایجاد و تصویب گردید. همچنان طی یک دهه گذشته تعدادی از قوانین مهم دیگر همراه با لوایح و مقررات نیز منظور و تصویب­شدند. با توشیح این قوانین و مقررات زمینه رشد بانک­های جدید با فعالیت عصری مساعد گردید که در نتیجه 17 مؤسسه بانکی که از جمله دو بانک دولتی، 10 بانک خصوصی و 5 نمایندگی بانک­های خارجی جوازهای رسمی بانک مرکزی را بعد از تکمیل مراحل قانونی به دست آوردند و تا حال به عرضه خدمات بانکی نوین ادامه می­دهند.

انکشافات نظام بانکی اعم از نظر کمی و کیفی در سراتاسر کشور طی یک دهه گذشته چنان به سرعت گسترده شد که در هفتاد سال قبل از آن نظیر آن را نداشت. ولی نباید خوشبین بود که این پیشرفت­های نظام بانکی افغانستان که تازه روی پاهایش ایستاده و آن­چنان که در حرکت است پیوسته می باشد چنانچه همه شاهد بحران مالی یکی از بانک­های پیشتاز کشور یعنی کابل بانک بودیم. و هم تجربه جهان به صراحت نشان می­دهد که کشورها در برهه­های مختلف تاریخ چنان طعم درد بحران­های گوناگونی مالی و بانکی را چشیده اند که بعد از ختم هر دور بحران سال­ها برای التیام آن صبر­کشیده­اند. پس نباید زیر سایه رشد چند ساله نظام بانکی فعلی دست زیر زنخ نشست و با خیال افتخارات آن زیست. همه افراد جامعه و به­ویژه پالیسی­سازان عرصه اقتصاد و امور بانکی بیشتر از همه مسئولیت دارند تا بار نظام نوپای بانکی شان را با درایت و متانت بر دوش کشیده آن­را به منزل مقصود رسانند.

 

منابع:

  1. بانک ملی افغان، تاریخچه بانک ملی افغان، کابل، سال 2011 میلادی، http://www.bma.com.af/pdf/dari_history.pdf
  2. 2.     بانک ملی افغان، مرحوم عبدالمجيد زابلی بنيانگذاربانک ملی افغان واقتصاد نوين افغانستان، سال 2011 میلادی، http://www.afghanmagazine.com/jan99/articles/zabuli.html
  3. حلیم، حمیدالله، مرور مختصری بر تاریخچه بانک مرکزی در جهان و افغانستان، کابل، 2011 میلادی، http://hameedhallim.blogfa.com/cat-5.aspx
  4. حیات، محمد ابراهیم، پول و کریدت، چیپتر نوت انستیتوت علوم اجتماعی، دیپارتمنت اقتصاد ملی کابل، سال 1369 هـ ش
  5. شبان، محمد انور و اسد، محمد نعیم، پول و بانکداری، امریکا، سال 1373 هـ ش
  6. شبان ،محمد انور، امکانات استفاده ازنظریات وسیاست پول وبانکداری درافغانستان، پشاور سال 1375 هـ ش
  7. عارف، عبدالقیوم، ارزیابی سیستم بانکی، انتشارات فرهنگ، کابل 1388 هـ ش
  8. کمال، محمد ناصر، افغانستان سرزمین آریا، دانش کتابخانه، پشاور، 1377 هـ ش
  9. مدیریت سیاست پولی بانک مرکزی افغانستان
  10. مدیریت نظارت بانک مرکزی افغانستان
  11. Frey J. Maxwell, The Afghan Economy, Money, Finance and the Critical Constraints to Economic Development, E. J. Brill, Leiden, Netherland, (1974)
  12. Sadat, Hekmatullah (1999), The Life of a 102 year-old Afghan Entrepreneur, An Economic Perspective, available at: http://www.afghanmagazine.com/jan99/articles/zabuli.html
  13. Wilber, D. N,  Afghanistan (New Haven: Human Relations Area Files.(1956)

 

 

22 می 2011 میلادی، لندن

 

بازنشر از تارنمای خورشید

 

نیاز روزافزون محققان و پژوهشگران مالی و اقتصادی به بانکهای داده ایی و اطلاعاتی موجب شده است بسیاری از کمپانی ها این آمار و راقام را به صورت پکیج های مختلف و بصورت پولی عرضه نمایند.

در این میان انجمن گروه اقتصاد دانشگاه تبریز به منظور پاسخگویی به این نیاز، لینک دریافت رایگان شاخص های مطرح بورس جهان، قیمت روزانه نفت خام، قیمت طلا و نسبت برخی ارزها را، ارائه نماید.

شما می توانید با مراجعه به لینک زیر این اطلاعات را بصورت رایگان دریافت نمایید.

 

برخی از اطلاعات ارائه شده توسط این سایت را در ذیل مشاهده میفرمایید:

 

لینک دیتابیس:

Historical stock data

 

خدمات بانکی به طور کامل پوست انداخته اند. خبر بد اینکه شیوه های سوءاستفاده هم خودشان را به روز کرده اند و می توان گفت خطر در کمین همه ماست. شما چطور با آنها روبه رو می شوید؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مشتریان بانک دیگر کنار باجه ها صف نمی کشند. حالا دیگر در شهرهای کوچک هم دستگاه نوبت دهی مشتریان را تا زمان رسیدن نوبت شان هدایت می کنند. این تغییر چهره در ارائه خدمات هم دیده می شود. تلفنبانک و اینترنت بانک و بانکداری مجازی و هزار جور اسم مشابه دیگر. همین که این روزها مردم به جای مراجعه به شعبه، هر ساعت از شبانه روز قبض تلفن، گاز، برق و آب خود را پرداخت کنند، یعنی بانکداری و خدمات بانکی پوست اندازی کرده است اما هرچقدر که بانک ها و خدمات شان مدرن تر می شود، دانش لازم برای استفاده از این خدمات هم باید گسترش پیدا کند.

ادامه مطلب...  

آیا رویای دنیای بدون بانک مرکزی تحقق می‌یابد

پول مجازیمشهور است که میلتون فریدمن خواستار انحلال فدرال‌رزرو و جایگزینی آن توسط نظام پولی خود‌کاری شده بود که در آن عرضه پول با روندی تدریجی و شتابی از پیش تعیین‌شده افزایش یابد.  او بر این باور بود که چنین سیستمی تورم را کنترل کرده و تصمیم‌گیری‌های مربوط به مصارف و سرمایه‌گذاری را بر بستری قابل پیش‌بینی مستقر می‌کند. به نظر می‌رسد رویای فریدمن به واقعیت بدل شده - البته این رویا نه توسط یک بانک مرکزی در جهان واقع بلکه در دنیای مجازی شکل واقع به خود گرفته است. بیت کوین که «نخستین پول دیجیتالی غیر‌متمرکز جهان» به شمار می‌رود در سال 2009 میلادی و توسط برنامه‌نویسی با نام ساتوشی ناکوموتو (که به نظر نمی‌رسد نام واقعی وی باشد) ابداع شد. این پول مجازی بر خلاف سایر پول‌های مجازی (از جمله لیندن دالر که در دنیای مجازی سکند لایف مبادله می‌شود) دارای یک مرکز کلرینگ که انحصاراً توسط یک سازمان یا شرکت اداره شود، نیست. بیت کوین همچنین به هیچ یک از پول‌های دنیای واقعی نیز گره نخورده (peg) است و همین ویژگی سبب شده این پول برای خرید کالا و خدمات در دنیای واقعی نیز قابلیت استفاده داشته باشد. بیت کوین در عین حال به هیچ وجه نیازی به مقام پولی مرکزی برای نظارت، تایید و تصویب تراکنش‌ها نداشته و تمامی مبادلات در آن مبتنی بر شبکه‌های P2P است که مشابه با خدمات اشتراک فایل سرویس‌هایی مثل بیت تورنت است. آسان‌ترین راه برای ذخیره بیت کوین ثبت نام در یکی از سایت‌های خدمات کیف پولی است که می‌توان تمام تراکنش‌های لازم را با آن انجام داد.

ادامه مطلب...  

وقتی اقتصاد به جنگ فقر می‌رود...

تبارشناسی مایکروفاینانسسرمایه خرد یا مایکروفاینانس ابزاری اثبات شده برای مبارزه با فقر در مقیاس گسترده است. این ابزار توانمند، وام‌های خرد یا مایکروکردیت را در اختیار متقاضیان بی‌بضاعت که غالباً زنان جامعه هستند، قرار می‌دهد تا بتوانند کسب‌و‌کاری برای خود راه بیندازند یا کار خود را توسعه بخشند. به این ترتیب فقرا نیز می‌توانند با بهره‌گیری از ابتکار عمل، خلاقیت و تلاش خود و حمایت مالی موسسات مایکروفاینانس، راهی برای خروج از فقر بیابند. ضمن آنکه با دسترسی به ابزارهای مالی، خانواده‌ها می‌توانند بسته به اولویت‌های خود در پرداخت هزینه تحصیل فرزندان، خدمات بهداشتی، کسب‌و‌کار، تغذیه و یا خرید خانه سرمایه‌گذاری کنند.
پیشینه این مفهوم به اواسط قرن 19میلادی باز‌می‌گردد؛ زمانی که لایساندر اسپونر، نظریه‌پرداز و فیلسوف آمریکایی مقاله‌ای در باب مزایای اعتبار خرد برای کارآفرینان و کشاورزان نوشت و آن را راه رهایی مردم از فقر اعلام کرد. کمی پس از آن فردریش ویلهلم رایفسن نخستین بانک تعاونی اعطای وام را برای حمایت از کشاورزان روستایی در آلمان بنیان گذاشت. تعابیر جدید از مایکروفاینانس ریشه در دهه 1970 دارد، یعنی زمانی که موسساتی نظیر بانک گرامین بنگلادش و بنیانگذار خلاق آن پروفسور محمد‌یونس، صنعت نوین مایکروفاینانس را بنیان گذاشتند و به آن شکل دادند. اخترحمیدخان را یکی دیگر از پیشگامان این صنعت می‌دانند.
مایکروفاینانس در مقایسه با مایکروکردیت مفهوم جامع‌تری است. این واژه به مجموعه‌ای از وام‌ها، اندوخته‌ها، بیمه، خدمات انتقال و سایر خدمات مالی که متوجه مشتریان کم‌درآمد است، اطلاق می‌شود. در حالی که مایکروکردیت مقدار اندکی پول است که از سوی بانک یا موسسه وام‌دهنده، در قالب وام به متقاضیان داده می‌شود. بر‌خلاف وام‌های تجاری رایج، برای دریافت وام‌های خرد نیازی به ضمانت نیست و معمولاً کل وام در مدت شش ماه بازپرداخت می‌شود. این بازپرداخت مجدداً در چرخه اعطای وام قرار می‌گیرد و سبب می‌شود پول دوباره به کار بیفتد و به دست وام‌گیرندگان بعدی برسد. مشتریان مایکروفاینانس غالباً نرخ بالایی از بازپرداخت را دارند. نرخ بازپرداختی معادل 95 تا 98 درصد که در مقایسه با وام‌های دانشجویی یا بدهی کارت‌های اعتباری در ایالات متحده وضعیت بسیار بهتری را نشان می‌دهد. موسسات مایکروفاینانس (MFIs) نیز بسیار مشتری‌مدار هستند. در بسیاری موارد کارشناسان آنها مستقیماً به محل کار متقاضیان مراجعه می‌کنند تا وام را تحویل داده یا اقساط را دریافت کنند. سایرین در مراکز محلی خود که عملیات بانکی و سایر خدمات در آن ارائه می‌شود به طور هفتگی با وام‌گیرندگان ملاقات می‌کنند. ملاقات هفتگی وام‌گیرندگان در این مراکز سبب می‌شود آنان در دیدار با یکدیگر موفقیت‌ها و ایده‌های خود را با دیگران در میان بگذارند و راهکارهایی برای حل مشکلات شخصی و شغلی به هم ارائه دهند. اما چرا عمده مشتریان مایکروفاینانس زنان هستند؟ مطالعات نشان داده است زنان سود حاصل از کسب‌و‌کار خود را برای تحصیل فرزندان و بهبود وضعیت زندگی خانواده، تغذیه و توسعه کاری صرف می‌کنند. بنابراین نه‌تنها خود آنان و خانواده‌شان از ثمره این کسب‌و‌کار بهره می‌برند بلکه کل جامعه نیز از این پیشرفت منتفع می‌شود. منابعی نظیر وام‌ها، اعانه، ضمانت و سرمایه‌گذاری شخصی، سرمایه‌گذاران اجتماعی، بنیادهای خیریه، بانک‌های محلی، نهادها، دولت و سازمان‌های بین‌المللی، تامین مالی برنامه‌های مایکروفاینانس را بر عهده دارند.

چرا مایکروفاینانس؟
به طور معمول بانک‌ها خدمات مالی نظیر وام یا دیگر تسهیلات مالی را به مشتریانی که درآمد اندکی دارند و یا اساساً درآمدی ندارند، ارائه نمی‌دهند. بانک‌ها صرف نظر از آنکه اندوخته مشتری اندک است یا کلان، هزینه‌های مدیریت حساب را از مشتری خود دریافت می‌کنند. علاوه بر این، فقرا از دارایی و مایملکی که بتوانند به عنوان وثیقه به بانک بسپارند محروم‌اند. حتی آن دسته که مالک زمین هستند سندی ندارند که در حکم ضمانت قابل ارائه باشد. به دلیل مشکلاتی از این دست، افراد بی‌بضاعت هنگامی که به پول نیاز پیدا می‌کنند، یا به بستگان و آشنایان خود روی می‌آورند یا به رباخواران محلی، که نرخ بهره دریافتی آنها بسیار بالاست. مروری بر 28 مطالعه که نرخ بهره در 14 کشور آسیایی، آمریکای لاتین و آفریقا را مورد بررسی قرار داده‌اند نشان می‌دهد بهره بیش از 76 درصد رباخواران بیش از 10 درصد در ماه و در 22 درصد، بیش از 100 درصد در ماه است؛ و این در حالی است که در مقایسه با بانک‌ها، وام‌دهندگان محلی با سرعت و سهولت بیشتری پول در اختیار نیازمندان قرار می‌دهند. مایکروفاینانس تنها راهکاری است که می‌تواند دست کم بخشی از این تنگناها و کمبودها را برطرف کند.
در حال حاضر 25 میلیارد دلار در صنعت مایکروفاینانس در چرخش است. برآورد می‌شود که این صنعت برای آنکه بتواند به نیازهای تمامی محرومان دنیا پاسخ دهد 250 میلیارد دلار سرمایه لازم دارد. مایکروفاینانس صنعتی است که به سرعت رشد می‌کند و به همان سرعت به نگرانی‌ها دامن می‌زند. سرمایه عظیمی که در این صنعت وجود دارد خود منبع بالقوه خطر است مگر آنکه به خوبی و به درستی مدیریت شود.
همان گونه که تجربه ایالت آندراپرادیش در هند نشان داده است، این سیستم به آسانی می‌تواند با شکست رو‌به‌رو شود. عدم استفاده مشتریان بالقوه، بدهی‌های بیش از حد، رویه‌های ضعیف اجرایی، چشم‌پوشی از تعهدات و قوانین نارسا، برخی از عوامل این شکست به شمار می‌روند.

استانداردها و قواعد
در اقتصادهای در حال توسعه و به ویژه در مناطق روستایی، بسیاری از اموری که به عنوان فعالیت‌های مالی شناخته می‌شوند مبتنی پر «پول» نیستند. به عبارت دیگر پول واسطه انجام این امور نیست. به طور کلی فقیر به کسی اطلاق می‌شود که «پول» ندارد، اما یقیناً در زندگی فقرا نیز موقعیت‌هایی پیش می‌آید که به پول نیاز پیدا می‌شود یا به چیزهایی که تنها با پول می‌توان خرید. برخی از این نیازها عبارتند از: ازدواج، زایمان، آموزش، بیماری، بیکاری، راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار جدید، خرید زمین یا ماشین‌آلات، بهسازی منزل و ... .
افراد تنگدست غالباً شیوه‌های خلاقانه‌ای نظیر جایگزین‌های غیر‌پولی را بر‌می‌گزینند تا نیازهای خود را برطرف کنند. این جایگزین‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوتند اما معمولاً احشام، زیورآلات و فلزهای بهادار را در‌بر می‌گیرند. بسیاری از نیازمندان از منابع غیررسمی پول قرض می‌کنند و به شیوه‌های غیر‌رسمی آن را پس‌انداز می‌کنند. از موسسات خیریه وام یا اعانه می‌گیرند. از شرکت‌های دولتی بیمه می‌خرند؛ و همین سبب می‌شود تفکیک مایکروفاینانس از فعالیت‌هایی از این دست دشوار باشد. می‌توان ادعا کرد دولتی که به بانک‌ها دستور می‌دهد برای مشتریان بی‌بضاعت خود حساب اندوخته افتتاح کنند، یا رباخوارانی که به مردم پول قرض می‌دهند یا حتی موسسات خیریه به نحوی درگیر مایکروفاینانس هستند. این در حالی است که تنها توسعه تعداد موسسات مالی که به نیازمندان خدمات ارائه می‌دهند و نیز تقویت ظرفیت این موسسات، بهترین راه کسب اطمینان از خدمات‌رسانی مالی به فقراست. برخی قواعدی که تجربه یک و نیم قرن مایکروفاینانس را به اختصار بیان می‌کند، در سال 2004 از سوی گروه مشورتی کمک به فقرا (CGAP) ارائه شد و از سوی سران گروه هشت در نشست G8 در همان سال مورد تایید قرار گرفت:
فقرا نه فقط به وام بلکه به پس‌انداز، بیمه و خدمات نقل و انتقال پول نیازمندند.
مایکروفاینانس بایستی برای خانواده‌های محروم، مفید و مثمر باشد: به آنان کمک کند تا درآمد خود را افزایش دهند، سرمایه کسب کنند و در برابر شوک‌های خارجی خود را مجهز و تقویت کنند.
مایکروفاینانس باید بتواند خود را تامین کند. کمک‌های نقدی دولت و خیریه‌ها کمیاب و نا‌مطمئن هستند بنابراین برای کمک به تعداد زیادی از نیازمندان، مایکروفاینانس باید خود، هزینه‌های خود را تامین کند.
مایکروفاینانس باید با ایجاد موسسات محلی دائمی همراه باشد.

مایکروفاینانس باید نیازهای مالی افراد محروم را به سیستم مالی جریان اصلی در یک کشور پیوند دهد.
وظیفه دولت تقویت خدمات مالی است و نه فراهم کردن آن.

سرمایه‌های اهدا شده می‌بایست مکمل سرمایه خصوصی باشد و نه رقیب آن.
مانع اصلی، کمبود موسسات و مدیران قوی در این حوزه است. کمک‌های بلاعوض باید روی ظرفیت‌سازی متمرکز شود.
محدود کردن نرخ سود به ضرر فقرا تمام می‌شود چرا که بدین ترتیب موسسات مایکروفاینانس قادر نخواهند بود هزینه‌های خود را پوشش دهند و این خود، عرضه اعتبار را کاهش خواهد داد.
موسسات مایکروفاینانس می‌بایست عملکرد خود را هم از نظر مالی و هم اجتماعی اندازه‌گیری و با شفافیت اعلام کند.
مایکروفاینانس به عنوان ابزار توسعه اقتصادی- ‌اجتماعی شناخته می‌شود و به وضوح از امور خیریه قابل تفکیک و تشخیص است. گفته می‌شود خانواده‌های تهیدست و یا بسیار فقیر که نمی‌توانند منبع درآمدی برای خود فراهم کنند تا اقساط وام را بپردازند، مشتریان امور خیریه خواهند بود. سایرین به راحتی می‌توانند از خدمات مایکروفاینانس بهره‌مند شوند.

گرامین؛ بانکی که در مایکروفاینانس درخشید
«اگر موسسه‌ای بتواند برای خانواده‌های فقیر بنگلادش منابع مالی تامین کند، آنگاه این میلیون‌ها انسان کوچک با میلیون‌ها شغل کوچک، در کنار یکدیگر، بزرگ‌ترین معجزه را در توسعه اقتصادی خلق خواهند کرد.»
این جمله‌ای است که محمد‌یونس، بنیانگذار گرامین بر زبان می‌راند. مردی که با اندیشه‌های انسان‌دوستانه خود، مفاهیمی نظیر مایکروفاینانس و مایکروکردیت را توسعه بخشید و به مردمانی که سال‌ها، با فقر و فلاکت کنار آمده بود و ناگزیر با آن خو گرفته بود، نوید رهایی از فقر داد.
در سال 1976، پروفسور یونس در سمت رئیس برنامه اقتصاد روستایی در دانشگاه چیتاگونگ بنگلادش، پروژه تحقیقاتی را آغاز کرد تا امکان راه‌اندازی یک سیستم اعطای اعتبار را بررسی کرده و بر مبنای آن بتواند خدمات بانکی ویژه‌ای را برای روستاییان بی‌بضاعت فراهم سازد. بدین ترتیب نخستین گام‌ها برای تشکیل بانک گرامین، برداشته شد. پروژه بانک گرامین (گرامین در زبان بنگلادشی به معنای روستا یا دهکده است) با هدف اعطای تسهیلات بانکی گسترده به زنان و مردان بی‌بضاعت، کاهش استثمار افراد محروم از سوی وام‌دهندگان، ایجاد فرصت‌های خوداشتغالی برای جمعیت کثیری از افراد بیکار در روستاهای بنگلادش، وارد کردن افراد محروم -به ویژه زنان خانواده‌های بسیار فقیر- به چارچوبی سازمانی که در آن بتوانند خود، مشکلات‌شان را درک و مدیریت کنند، راه‌اندازی شد. مطالعه عملیاتی مذکور در سال‌های 1979 - 1976، در Jobra (روستای مجاور دانشگاه چیتاگونگ) و برخی دیگر از روستاهای هم‌جوار پیگیری شد. در سال 1979، با حمایت مالی بانک مرکزی بنگلادش و نیز بانک‌های تجاری ملی، این پروژه به ناحیه Tangail (ناحیه‌ای در شمال داکا، پایتخت بنگلادش) توسعه پیدا کرد. موفقیت پروژه در این ناحیه نیز منجر به گسترش آن در نواحی متعدد دیگری در سراسر کشور شد. در اکتبر سال 1984، پروژه بانک گرامین با تصویب دولت، به یک بانک مستقل تبدیل شد و اکنون این بانک متعلق به روستاییان بی‌بضاعتی است که مشتریان آن محسوب می‌شوند. وام‌گیرندگان بانک، مالک 90 درصد از سهام آن هستند و 10 درصد سهام باقی‌مانده، متعلق به دولت است. بانک گرامین، سازمانی با سرمایه خرد
(microfinance) و یک بانک توسعه اجتماعی است که به منظور اعطای وام‌های خرد (تحت عنوان مایکروکردیت یا گرین‌کردیت) بدون ضمانت به افراد جامعه، راه‌اندازی شده است. مبنای فکری این بانک آن است که فقرا نیز مهارت‌هایی دارند که پرورش نیافته است. رهیافت «اعتبار مبتنی بر گروه»
(group-based credit)، که در این بانک در پیش گرفته شده است، از فشارهای درون‌گروهی کمک می‌گیرد تا وام‌گیرندگان را به رعایت احتیاط و دقت در امور مالی در سرمایه‌گذاری‌ها، مقید سازد و بدین ترتیب آنها را در بازپرداخت وام و کسب اعتبار مناسب، توانمند کند.  گرامین بر این باور است که بنیادهای خیریه پاسخ مناسبی به معضل «فقر» نیستند چرا که با افزایش وابستگی و سرکوب قوه ابتکار فقرا، آنان را در چرخه معیوب فقر گرفتار می‌کنند و بدین ترتیب فقر در جامعه تداوم می‌یابد. در حالی که «وام» به افراد فرصت می‌دهد تا ذوق و استعداد خود را در تجارت یا کشاورزی به کار گیرند، درآمدزایی کنند و بدین ترتیب بدهی‌های خود را بپردازند. گرامین به همین منظور، روش‌های منطقی و موجهی برای اعطای اعتبار در پیش گرفته است. سیستم اعطای وام گروهی، پرداخت هفتگی اقساط و اعطای وام‌های طولانی مدت، از جمله این روش‌هاست. هدف گرامین، ترویج استقلال مالی در میان طبقات محروم جامعه است. پروفسور یونس، تمامی وام‌گیرندگان را تشویق می‌کند که در نهایت، خود به پس‌انداز روی آورند و سرمایه محلی خود را به منبع جدیدی برای وام تبدیل کنند. از سال 1995 تاکنون، گرامین90درصد از وام‌های خود را با درآمد حاصل از سود بانکی و سپرده‌های گرد آمده، تامین کرده است. به عبارتی می‌توان گفت منافع وام‌گیرندگان جدید را با منافع سپرده‌گذاران‌- ‌سهامداران درهم آمیخته است. گرامین با تبدیل سپرده‌های افراد در روستاها به وام‌هایی برای نیازمندان در همان نواحی روستایی، خود را از دیگر موسسات مالی متمایز کرده است. در طول سالیان گذشته، در انواع وام‌هایی که این بانک اعطا می‌کند، تنوع بیشتری ایجاد شده است. از آن جمله می‌توان به منابع و وام‌هایی برای حمایت از کسب‌و‌کار بستگان نزدیک اعضای گرامین اشاره کرد. وام‌های کشاورزی فصلی و قراردادهای اجاره به شرط تملک برای تجهیزات و دستگاه‌ها، از دیگر تسهیلات این بانک هستند.
بانک گرامین بیش از هر چیز دیگر، به سبب سیستم «وام‌دهی با منافع مشترک» (Solidarity Lending) شهرت دارد. این شیوه وام‌دهی، سنگ بنای سیستم مایکروکردیت است که در حال حاضر در 43 کشور دنیا اجرا می‌شود. اگرچه هر وام‌گیرنده می‌بایست عضوی از یک گروه پنج‌نفره باشد، اما لازم نیست که گروه، ضمانت وام تعلق‌گرفته به تک‌تک اعضا را بر عهده بگیرد. مسوولیت بازپرداخت وام، کاملاً بر عهده فرد وام گیرنده است، در حالی که گروه ناظر است تا هر عضو به شیوه‌ای متعهدانه عمل کرده و هیچ عضوی در بازپرداخت وام دچار مشکل نشود. هیچ فرمی برای «بدهی مشترک» در کار نیست؛ بدین معنا که اعضای گروه متعهد به پرداخت دیون فرد بدهکار نیستند. البته در عمل، اعضا غالباً در جمع‌آوری پول برای پرداخت بدهی‌های فرد مقروض مشارکت می‌کنند و بعدها، پول خود را از وی باز پس می‌گیرند. گرامین با اتخاذ سیاست عدم اعطای اعتبار مجدد به گروهی که یکی از اعضای آن بدهکار است، این رفتار را تسهیل و ترویج کرده است. بانک همچنین ارزش‌های ویژه‌ای را در قالب «تصمیمات 16‌گانه» ترویج می‌کند. در هر یک از شعبه‌های بانک، مراجعان این «تصمیمات 16‌گانه» را می‌خوانند و به تبعیت از آن، متعهد می‌شوند. در نتیجه این مرام‌نامه، وام‌گیرندگان گرامین به اتخاذ عادات اجتماعی مثبت، ترغیب و تشویق می‌شوند. یکی از این عادات مثبت، فرستادن بچه‌ها به مدرسه است. گفته می‌شود از زمان صدور این مرام‌نامه، تقریباً تمامی وام‌گیرندگان فرزندان خود را به کلاس‌های درس می‌فرستند. شکی نیست که این اتفاق، خود زمینه‌ساز تغییرات اجتماعی و سوادآموزی نسل بعدی در بنگلادش خواهد شد. نکته مهم دیگر آن است که هیچ گونه ابزار قانونی‌ای بین بانک گرامین و وام‌گیرندگان وجود ندارد و سیستم تنها بر مبنای «اعتماد» عمل می‌کند. برای تکمیل وام، گرامین وام‌گیرندگان را ملزم می‌کند تا هر از گاهی، مقادیر اندکی از پول خود را (در حساب‌هایی نظیر حساب اضطراری یا حساب گروهی) پس‌انداز کنند. این پس‌انداز به عنوان بیمه‌ای در برابر اتفاقات پیش‌بینی‌نشده، به کار می‌رود. گرامین مدعی است، بیش از نیمی از وام‌گیرندگان این بانک در بنگلادش (نزدیک به 50 میلیون نفر) به لطف وام‌های دریافتی، از فقر جدی نجات یافته‌اند. اندازه‌گیری استانداردهایی نظیر حضور تمامی فرزندان در سن تحصیل، در مدارس، سه وعده غذایی برای همه اعضای خانوار، یک سرویس بهداشتی، یک خانه مسقف، آب شرب سالم و توانایی بازپرداخت 300 تاکا (در حدود چهار دلار) در هفته، شاهدی بر این مدعاست. بنگلادش، پایگاهی برای کسب تجربه در سیستم بانکی گرامین بود. مدل اقتصادی و توسعه اجتماعی گرامین، در این کشور توسعه پیدا کرد، آزموده و اصلاح شد. اکنون نوبت آن بود که نسخه محلی شده و متناسب این الگو در هر کشوری که با معضل فقر دست به گریبان است، پیاده شود. به همین سبب، در سال 1989، ائتلاف گرامین (Grameen Trust)، با هدف سرمایه‌گذاری، آموزش، حمایت‌های تکنیکی و مبادله تجربیات با اقتصاددانان و بانکداران کشورهای دیگری که در انتظار پیوستن به سیستم این بانک بودند، آغاز به کار کرد. کمی بعد، برنامه نسخه‌برداری بانک گرامین (GBRP) از سوی «گرامین تراست» راه‌اندازی شد تا در مبارزه علیه فقر، به تمام کشورهای جهان یاری رساند. بانک گرامین، با این برنامه، از الگوبرداری سیستم خود در سراسر جهان حمایت کرده و آن را ترویج می‌کند.

 

{loadposition slideshow22}

 

لطفا بعد از رای دهی نظرات تان را در ذیل بنگارید. نظر شما برای ما اهمیت بسزای دارد. افغانستان در حال آغاز سیستم بانکداری اسلامی و معرفی سیستم مالی کاملا اسلامی در پهلو و شانه بشانه سیستم کنونی (غیر اسلامی - عمومی - conventional) هست. ما بر اساس نظرات شما و نظرات مردم کشور میخواهیم این سیستم را پهلو در پهلوی سیستم کنونی به موفقیت برسانیم.

 

شادکام و سرفراز باشید

مدیریت دانشنامه فارسی اقتصاد

مدیریت بانکداری اسلامی و آمریت عمومی نظارت امور مالی

بانک مرکزی افغانستان ( د افغانستان بانک )

 

 


(Last updated 1 November 2010)

Afghanistan:

Bank of Afghanistan

Albania:

Bank of Albania

Algeria:

Bank of Algeria

Angola:

Bank of Angola

Argentina:

Central Bank of Argentina

Armenia:

Central Bank of Armenia

Aruba:

Central Bank of Aruba

Australia:

Reserve Bank of Australia

Austria:

Austrian National Bank

Azerbaijan:

Central Bank of Azerbaijan Republic

Bahamas:

Central Bank of The Bahamas

Bahrain:

Central Bank of Bahrain

Bangladesh:

Bangladesh Bank

Barbados:

Central Bank of Barbados

Belarus:

National Bank of the Republic of Belarus

Belgium:

National Bank of Belgium

Belize:

Central Bank of Belize

Benin:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Bermuda:

Bermuda Monetary Authority

Bhutan:

Royal Monetary Authority of Bhutan

Bolivia:

Central Bank of Bolivia

Bosnia:

Central Bank of Bosnia and Herzegovina

Botswana:

Bank of Botswana

Brazil:

Central Bank of Brazil

Bulgaria:

Bulgarian National Bank

Burkina Faso:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Burundi:

Bank of the Republic of Burundi

Cambodia:

National Bank of Cambodia

Cameroon:

Bank of Central African States

Canada:

Bank of Canada - Banque du Canada

Cape Verde:

Bank of Cape Verde

Cayman Islands:

Cayman Islands Monetary Authority

Central African Republic:

Bank of Central African States

Chad:

Bank of Central African States

Chile:

Central Bank of Chile

China:

The People's Bank of China

Colombia:

Bank of the Republic

Congo:

Bank of Central African States

Costa Rica:

Central Bank of Costa Rica

Côte d'Ivoire:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Croatia:

Croatian National Bank

Cuba:

Central Bank of Cuba

Curacao:

Central Bank of Curacao and Sint Maarten

Cyprus:

Central Bank of Cyprus

Czech Republic:

Czech National Bank

Denmark:

National Bank of Denmark

Dominican Republic:

Central Bank of the Dominican Republic

East Caribbean area:

Eastern Caribbean Central Bank

Ecuador:

Central Bank of Ecuador

Egypt:

Central Bank of Egypt

El Salvador:

Central Reserve Bank of El Salvador

Equatorial Guinea:

Bank of Central African States

Estonia:

Bank of Estonia

Ethiopia:

National Bank of Ethiopia

European Union:

European Central Bank

Fiji:

Reserve Bank of Fiji

Finland:

Bank of Finland

France:

Bank of France

Gabon:

Bank of Central African States

The Gambia:

Central Bank of The Gambia

Georgia:

National Bank of Georgia

Germany:

Deutsche Bundesbank

Ghana:

Bank of Ghana

Greece:

Bank of Greece

Guatemala:

Bank of Guatemala

Guinea Bissau:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Guyana:

Bank of Guyana

Haiti:

Central Bank of Haiti

Honduras:

Central Bank of Honduras

Hong Kong:

Hong Kong Monetary Authority

Hungary:

Magyar Nemzeti Bank

Iceland:

Central Bank of Iceland

India:

Reserve Bank of India

Indonesia:

Bank Indonesia

Iran:

The Central Bank of the Islamic Republic of Iran

Iraq:

Central Bank of Iraq

Ireland:

Central Bank of Ireland

Israel:

Bank of Israel

Italy:

Bank of Italy

Jamaica:

Bank of Jamaica

Japan:

Bank of Japan

Jordan:

Central Bank of Jordan

Kazakhstan:

National Bank of Kazakhstan

Kenya:

Central Bank of Kenya

Korea:

Bank of Korea

Kuwait:

Central Bank of Kuwait

Kyrgyzstan:

National Bank of the Kyrgyz Republic

Latvia:

Bank of Latvia

Lebanon:

Central Bank of Lebanon

Lesotho:

Central Bank of Lesotho

Libya:

Central Bank of Libya

Lithuania:

Bank of Lithuania

Luxembourg:

Central Bank of Luxembourg

Macao:

Monetary Authority of Macao

Macedonia, FYR:

National Bank of the Republic of Macedonia

Madagascar:

Central Bank of Madagascar

Malawi:

Reserve Bank of Malawi

Malaysia:

Central Bank of Malaysia

Mali:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Malta:

Central Bank of Malta

Mauritius:

Bank of Mauritius

Mexico:

Bank of Mexico

Moldova:

National Bank of Moldova

Mongolia:

Bank of Mongolia

Montenegro:

Central Bank of Montenegro

Morocco:

Bank of Morocco

Mozambique:

Bank of Mozambique

Namibia:

Bank of Namibia

Nepal:

Central Bank of Nepal

Netherlands:

Netherlands Bank

New Zealand:

Reserve Bank of New Zealand

Nicaragua:

Central Bank of Nicaragua

Niger:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Nigeria:

Central Bank of Nigeria

Norway:

Central Bank of Norway

Oman:

Central Bank of Oman

Pakistan:

State Bank of Pakistan

Papua New Guinea:

Bank of Papua New Guinea

Paraguay:

Central Bank of Paraguay

Peru:

Central Reserve Bank of Peru

Philippines:

Bangko Sentral ng Pilipinas

Poland:

National Bank of Poland

Portugal:

Bank of Portugal

Qatar:

Qatar Central Bank

Romania:

National Bank of Romania

Russia:

Central Bank of Russia

Rwanda:

National Bank of Rwanda

San Marino:

Central Bank of the Republic of San Marino

Samoa:

Central Bank of Samoa

Saudi Arabia:

Saudi Arabian Monetary Agency

Senegal:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Serbia:

National Bank of Serbia

Seychelles:

Central Bank of Seychelles

Sierra Leone:

Bank of Sierra Leone

Singapore:

Monetary Authority of Singapore

Sint Maarten:

Central Bank of Curacao and Sint Maarten

Slovakia:

National Bank of Slovakia

Slovenia:

Bank of Slovenia

Solomon Islands:

Central Bank of Solomon Islands

South Africa:

South African Reserve Bank

Spain:

Bank of Spain

Sri Lanka:

Central Bank of Sri Lanka

Sudan:

Bank of Sudan

Surinam:

Central Bank of Suriname

Swaziland:

The Central Bank of Swaziland

Sweden:

Sveriges Riksbank

Switzerland:

Swiss National Bank

Tajikistan:

National Bank of Tajikistan

Tanzania:

Bank of Tanzania

Thailand:

Bank of Thailand

Togo:

Central Bank of West African States (BCEAO)

Tonga:

National Reserve Bank of Tonga

Trinidad and Tobago:

Central Bank of Trinidad and Tobago

Tunisia:

Central Bank of Tunisia

Turkey:

Central Bank of the Republic of Turkey

Uganda:

Bank of Uganda

Ukraine:

National Bank of Ukraine

United Arab Emirates:

Central Bank of United Arab Emirates

United Kingdom:

Bank of England

United States:

Board of Governors of the Federal Reserve System (Washington)
Federal Reserve Bank of New York

Uruguay:

Central Bank of Uruguay

Vanuatu:

Reserve Bank of Vanuatu

Venezuela:

Central Bank of Venezuela

Vietnam:

The State Bank of Vietnam

Yemen:

Central Bank of Yemen

Zambia:

Bank of Zambia

Zimbabwe:

Reserve Bank of Zimbabwe

 

عالى ترين مقام جاسوسى آمريكا بعد از ظهر روز سه شنبه در مقابل قانونگذاران كنگره اظهار داشت كه ايران پيامد تحريم هاى اقتصادى را كه به دليل ادامه فعاليت هاى هسته اى جمهورى اسلامى اعمال مى شود، احساس كرده، هرچند كه هنوز مقامات تهران براى توليد سلاح هسته اى تصميم گيرى نكرده اند.

ادامه مطلب...  

اتاق تجارت و صنایع افغانستان گفته که آمریکا از این اداره خواسته تا روابط خود با ۲۴ شرکت و چند بانک تحت تحریم ایرانی را قطع کند.

آمریکا می‌گوید شرکت‌های ایرانی سود حاصل از تجارت را در تاسیسات هسته‌ای سرمایه‌گذاری می‌کنند و به همین دلیل علیه آنها تحریم وضع شده است.

این شرکت‎ها همچنین متهم هستند که از بازارهای افغانستان دلار می خرند و تحریم‌ها را دور می‌زنند.

ادامه مطلب...  

علم به جای فن می‌نشیند؟اشاره: آنچه در زیر می‌آید متن سخنرانی مارتین فلدستین، اقتصاددان آمریکایی، استاد دانشگاه ‌هاروارد و ريیس دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۸ است که در مجلسی برای تجلیل از اوتمار ایسین، اقتصاددانی آلمانی که اثر مهمی بر سیاست‌های پولی آلمان و اتحادیه اروپا داشته، ایراد شده است. اهمیت این سخنرانی به خاطر نکات روشنگری است که در مورد نقش بانک مرکزی ارائه می‌کند.

بسیار خوشحالم که اینجا هستم و می‌توانم «اوتمار ایسین» را همراه با سایر حاضران تحسین کنم. طی سال‌ها، هر وقت که من و اوتمار دیدار می‌کردیم، همواره به دلیل عمق اندیشه او و همکاریش در تثبیت قیمت (ابتدا در آلمان و سپس در سطحی وسیع تر در اروپا) و به ویژه به دلیل مشارکتش در تدوین اندیشه تحلیلی – کاربردی درباره اینکه چگونه ما باید سیاست پولی را درک کنیم و چگونه سیاست پولی باید هدایت شود، تحت تاثیر قرار می‌گرفتم. خوشحالم و مطمئنم که تمام کسانی که اینجا هستند به دلیل حمایت بانک مرکزی اروپا از این فرصت برجسته [برای تجلیل از اوتمار]چنین حسی دارند.

چهارشنبه شب، وقتی از نیویورک به اینجا پرواز می‌کردم، داستان قدیمی نخستین پرواز تمام اتوماتیک بین نیویورک و اروپا را به خاطر می‌آوردم. پس از اینکه هواپیما به حد نهایی ارتفاع پرواز رسید، صدایی از بلندگوها پخش شد که می‌گفت: «خانم و آقایان، به اولین پرواز تمام اتوماتیک خوش آمدید. هیچ خلبانی این هواپیما را هدایت نمی‌کند و به دلیل شگفتی‌های علم مدرن، این هواپیما به طور اتوماتیک کنترل می‌شود و شما از هیچ چیزی نگران نباشید...» از این رو، بسیار خشنودم که در طی پرواز به اینجا با شرکت هوایی «لوفتانزا» دست کم دو خلبان هواپیما را هدایت می‌کردند.

در ارتباط با شرایط ما، استعاره آن داستان این است که سیاست پولی بهترین سیاست است به شرطی که از علم برای کمک به قضاوت استفاده کند به جای اینکه علم را به جای قضاوت بنشاند.

قبل از اینکه درباره موضوع ترکیب علم با فن یا قضاوت صحبت کنم، می‌خواهم درباره موضوعی متفاوت سخن بگویم. موضوعی که تاکنون ارائه نشده و فکر می‌کنم برای موفقیت در سیستم بانک مرکزی اساسی باشد. آن موضوع تشویق است: تشویق به حفظ اعتقاداتتان، تشویق به اینکه درباره باورهایتان در مجامع عمومی صحبت کنید و تشویق به عملی کردن اعتقاداتتان حتی اگر آنها در کوتاه‌مدت مصائب اقتصادی به همراه دارند. (البته در صورتی که معتقدید این باورها در طولانی مدت سیاست‌های درستی هستند). فکر می‌کنم اوتمار ایسین تاثیر آن نوع تشویقی را که «پال ولکر» در سخت ترین دوره سیاست پولی ایالات متحده انجام داد را اثبات کرده است. بنابراین وقتی از قضاوت و علم سخن می‌گويیم، بهتر است تشویق را فراموش نکنیم. فکر می‌کنم در سراسر چند دهه گذشته، نتایج اقتصادی بهتری نسبت به گذشته تجربه کرده‌ایم. ما در ایالات متحده آمریکا، اروپا و در سایر مناطق جهان نتایج بهتر اقتصادی را لمس کرده‌ایم. تورم پايین‌تر است و ثبات بیشتر و نوسانات واقعی دور تجاری معتدل‌تر است. البته همه چیز خوب نیست. ما نرخ بیکاری بالا و رشد بهره‌وری پايین را تجربه می‌کنیم، اما این موارد نتیجه سیاست‌های ساختاری ضعیف هستند تا سیاست پولی نامناسب.

چرا تورم و سیکل‌های تجاری بهبود یافته‌اند؟ فکر می‌کنم، پاسخ این سوال‌ «سیاست‌های پولی بهتر» است. این بهبود مهم، ترکیب قضاوت بهتر و علم بهتر را بازتاب می‌دهد. تاکید بر این موضوع ارزشمند است که بهبود در علم اقتصاد تنها نتیجه تلاش «نویسنده‌های بد دانشگاهی» (اصطلاحی که کینز اولین بار استفاده کرد و البته پس از او در اشاره به خودش نیز استفاده می‌شد) نیست، بلکه حاصل تحقیق در بانک‌های مرکزی و انباشت تجربه‌ها هم هست.

اجازه دهید تا به سرعت پنج دلیل برای برتری علم اقتصاد پولی نسبت به روش دهه‌های پیش ارائه کنم.

اول، درک هزینه تورم است. 30 سال پیش، اقتصاددان‌های متعددی استدلال می‌کردند که تورم نوعی مزاحمت کوچک است، اما هزینه کاهش تورم بسیار بالا است. امروز، اما هیچ کس چنین استدلال نمی‌کند.

دوم، درکی بهتر از رابطه میان تورم و بیکاری است، مبنی بر اینکه دیگر هیچ گونه رابطه طولانی معکوس میان نرخ تورم و نرخ بیکاری وجود ندارد و این رابطه تنها در کوتاه‌مدت مشهود است. وقتی لازم باشد تا تورم را پايین بیاوریم، هزینه‌ای را پرداخت می‌کنیم؛ اما این هزینه موقتی است و نسبت به عایدی پایدار حاصل از کاهش تورم زیاد نیست.

سوم، درک بهتری از نقش نرخ بهره وجود دارد. تاریخ‌نگاری استادانه «آلن‌ملتزر» از پیشینه فدرال رزرو به ما یادآوری می‌کند که در سال‌های نه چندان دور، بانک‌های مرکزی و مراکز آکادمیک نمی‌توانستند نرخ بهره اسمی و نرخ بهره واقعی را از هم تشخیص بدهند. نتیجه، ناتوانی فدرال رزرو در نشان دادن واکنشی قدرتمند به افزایش نرخ تورم بود. در آن روزها، وقتی تورم بالا می‌رفت، فدرال رزرو نرخ بهره اسمی را افزایش می‌داد، اما به میزانی کمتر از افزایش تورم. این موضوع منجر به این می‌شد که نرخ بهره واقعی کاهش یابد. اما در حال حاضر ما این موضوع را بسیار بهتر می‌فهمیم.

نمونه چهارم برای پیشرفت علم، پیشرفت داده شامل اندازه‌گیری‌های بنیادین و دسترسی بهتر به مدارک مربوط به شرایط اقتصادی است.

و سرانجام، نمونه پنجم، پیشرفت مدل‌های تحلیلی است که بینش‌های مفیدی را ایجاد می‌کنند. اگر درباره تفاوت میان نوعی از مدل‌های آماری ساده و مدل‌های تصادفی پویای امروزی با فرم‌های متنوعی از انتظارات فکر کنیم، تايید خواهیم کرد که واقعا این مدل‌ها با هم متفاوت هستند. البته هیچ یک از این مدل‌های مدرن، جهان واقعی را نشان نمی‌دهد. با وجود این، درس‌های مهمی را به ما آموزش می‌دهند.

بنابراین، پیشرفت علمی وجود داشته و در تقویت کاربرد سیاست پولی دخیل بوده است. اما بر خلاف این پیشرفت، دانش علمی ما واقعا در بسیاری از موارد محدود است. مدل‌های تحلیلی در دسترس‌اند، اما هنوز از این مدل‌ها به عنوان ابزارهای ذهنی برای کمک به تنویر تفکر ما استفاده می‌شوند تا طراحی سیاست‌های واقعی.

هدف به کارگیری «تئوری تصمیم‌ آماری» برای سیاست پولی البته مدلی بسیار جذاب است. ایده اصلی بهینه کردن کار دارای اولویت است، البته با در نظر گرفتن خطای تخمینی مقادیر ثابت در معادلات، متغیر‌های مستقل و شوک‌های تصادفی. اما در واقعیت این پارادایم شکست می‌خورد، چراکه ما ساختار مدل را نمی‌شناسیم و خود ساختار واقعی نیز در حال تغییر است. رویکرد ریاضی می‌تواند راهنمایی برای تفکر درباره سیاست پولی باشد تا دستورالعملی رسمی.

در همین حال، چیزهای بسیار زیادی وجود دارند که ما نمی‌فهمیم. به ویژه ما در موضوع‌های اقتصاد آزاد ضعیف هستیم. همچنین درک نمی‌کنیم که چرا نرخ‌های بهره طولانی‌مدت افزایش نیافته‌اند، در حالی که فدرال رزرو نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت را همواره افزایش می‌داده است. (البته توضیحات متعددی وجود دارد، اما نمی‌دانیم که به هریک از آنها چه مقدار وزن بدهیم) ما ارتباط میان ارزش دارایی‌ها، سیاست پولی و تقاضای کل را نمی‌فهمیم. می‌توانم ادامه دهم، اما همین مقدار نیز نمونه‌ای از محدودیت‌های دانش علمی ما در حال حاضر است. البته پیشرفت علم ادامه می‌یابد. اما بی‌گمان، حتی همگام با پیشرفت علم، در سیستم بانک مرکزی همواره نیازمند قضاوت خواهیم بود. اجازه دهید تنها دو دلیل برای اینکه نباید انتظار داشته باشیم علم جایگزین قضاوت شود را ارائه کنم. اولین دلیل، شوک‌ها هستند: شوک‌های غیرمعمول، شوک‌های منحصر به فرد، شوک‌هایی که به سادگی نمی‌توانند بخشی از هر مدل باشند. درباره عدم پرداخت بدهی مکزیک، فروپاشی بازار سهام در سال 1987، فروپاشی «لانگ ترم کپتال منیجمنت» و درباره حملات یازده سپتامبر در نیویورک فکر کنید. در هر یک از این شرایط، سوال‌ اصلی در بانک مرکزی این بود که چه گام‌هایی برای اطمینان‌بخشی به بازارها برای اجتناب از اینکه شوک به مرکز تراکم در اقتصاد تبدیل شود، باید برداشته شود. علم و مدل‌ها به سادگی نمی‌توانند به ما پاسخ دهند.

دلیل دوم برای اینکه چرا علم نمی‌تواند جانشین قضاوت شود، رفتار بازارهای مالی است. اجازه دهید تا آنچه که گفته شد را خلاصه کنم. اول اینکه من فکر می‌کنم علم اقتصاد پولی به روشنی بهتر شده است. دوم اینکه این علم در سیاست اقتصادی بهتر مشارکت کرده و قضاوت خوب را تقویت می‌کند. سوم اینکه علم نمی‌تواند جایگزین قضاوت شود، چرا که چیزهای زیادی وجود دارند که ما نمی‌توانیم آنها را درک کنیم و سرانجام اینکه، مهم نیست علم چقدر خوب پیشرفت می‌کند، چون مشکلاتی وجود دارند که ضرورتا به قضاوت، فن و به احساس بازارهای مالی بستگی دارند.

 

 

 

مترجم: مجید اعزازی

منبع: دنیای اقتصاد

 

چند روز پس از مرگ استرزمن «سوم اکتبر 1929» که یکی از پایه‌هاي صلح اروپا به شمار مي‌رفت روز پنج شنبه 24 اکتبر که به پنج‌شنبه سیاه مشهور است بازار بورس وال استریت «نیویورک» سقوط کرد و یک بحران چهار ساله «در بعضی از کشورها آثار آن تا سال 1935 نیز ادامه داشت» در اقتصاد جهان آغاز شد.

بحران اقتصادی جهان و آثار آن بر روابط بین‌المللابتدا گمان مي‌رفت که این بحران به زودی پایان خواهد یافت. هوور رییس‌جمهور جدید ایالات متحده «از حزب جمهوری خواه» به مردم اطمینان مي‌داد که پایان بحران نزدیک است و خوشبختی در چند قدمی شماست، ولی بحران تا پایان ریاست‌جمهوری او ادامه یافت و وی جمله فوق را به مدت چهار سال تکرار مي‌کرد. 

ادامه مطلب...  

 

ادامه مطلب...  

چینِ اروپا

ترکیه، کشوری است که با آوردن نامش، تاریخچه‌ای از بحران‌ها و فراز و فرودها را از زمان به وجود آمدنش به صورت جدید به ذهن می‌آورد. این کشور از زمانی که اسم حکومت عثمانی خود را به جمهوری ترکیه تغییر داد، وارث بسیاری از بدهکاری‌ها و قروض و دیون حکومت قبلی خود شد. اما یک چیز تغییر کرده، ترکیه مصمم بر قدم گذاشتن در مسیر اصلاحات اقتصادی و سیاسی شده بود. مسیری پرفراز و نشیب جهت رسیدن به آرمانی ساخته‌شده در ذهن موسس‌اش، آتاتورک. امروز آنها تقریباً به آنچه می‌خواستند، پس از حدود یک قرن رسیده‌اند: «رسیدن به یک ثبات نسبی در حوزه اقتصاد و سیاست».

ادامه مطلب...  
بانكداري اسلامي همان اهداف بانكداري متداول دنيا را دنبال مي‌كند با اين تفاوت كه ادعا مي‌شود عمليات بانكداري در اين بانك‌ها براساس فقه معاملات اسلامي صورت مي‌گيرد.
مهم‌ترين اصل در بانكداري اسلامي تقسيم سود و زيان حاصل از معامله و پرهيز از پرداخت ربا يا همان بهره پول است.

عمومي‌ترين مفاهيم مورد استفاده بانكداري اسلامي شامل مضاربه (تقسيم سود)، وديعه (به امانت گذاردن)، مشاركت (سرمايه‌گذاري مشترك)، مرابحه (قرارداد مبتني بر قيمت تمام شده) و اجازه به شرط تمليك (ليزينگ) است.


در يك قرارداد رهني به جاي اينكه براي خريد يك كالا، وام در اختيار خريدار قرار بگيرد، بانك‌ها خود اقدام به خريد كالا مي‌كنند و آن را دوباره به خريدار مي‌فروشند و وجه آن را به صورت قسطي دريافت مي‌كند.
ادامه مطلب...  

کابل بانک که آقای رئیس جمهور کرزی بارها آنرا نمونه دستاوردهای حکومتش در "نظام بازار آزاد" عنوان میکرد، و غالباً در محافل اقتصادی و سیاسی بارها ازان نام برده و تبلیغ بازرگانی میکرد، ناگهان همانند یک تور مصیبت بر گردنش له شد. او که در ضمیرش بخت حکومتداری خود را مدیون میلیونها دالر این بانک در کارزار انتخاباتی اش میدانست، با قدرت دندان تلاش ورزید تا از سقوط آن پیشگیری کند، و در نخستین روزهای لرزش ستون مالی این بانک، به وزیر مالیه و رئیس اسبق بانک مرکزی فرمان داد تا درصورت نیاز الی هفتصد میلیون دالر امریکائی بیت المال افغانستان را جهت کمک به این بانک که برادرش سهمدار آن بود، اعانه دهند که ازان جمله تا کنون صدها میلیون دالر آن صرف هزینه های عملیاتی این بانک شده است، این درست همان مخارج است که مجلس نمایندگان افغانستان میبایست آنرا تصویب میکرد، اما مردم ازان همچنان بی خبر اند. یکی از دلایل عمده نارضایتی صندوق وجهی بین المللی پول از حکومت افغانستان در رابطه به قضیه کابل بانک نیز عدم شفافیت این بانک در روابطش با حکومت افغانستان، به ویژه رئیس جمهور و اعضای کابینه او میباشد. یا بعباره دیگر، عامل اصلی نگرانی صندوق وجهی بین المللی پول در قضیه کابل بانک سیاسی بودن مسئله است، تا اقتصادی بودن آن، چه در غیر آن ورشکستگی بانکها در پیشرفته ترین کشورهای دنیا نیز اتفاق میافتد که ازهم پاشیدن بزرگترین بانک آمریکا، "لیمن برادرز" و دها بانک دیگر در کشورهای مختلف جهان که در واقع بحران مالی سال 2008 که پس لرزه هایش تاهنوز اقتصاد جهان را تهدید میکند و با سقوط همین بانک بحران مالی سیما هیولائی خود را نمایان ساخت، یک امر معمول میباشد. اما سقوط کابل بانک یک مسئله اقتصادی محض نیست (با آنکه بحران مالی جهانی با وارد کردن صدمه بر بازار مستغلات دوبی بعضی از وام گیرنده گان کابل بانک، بخصوص شیرخان فرنود، محمود کرزی، و دیگران را متضرر ساخته است)، بلکه عامل اساسی فروپاشی آن یک نوع طرح " پونزی" است که فریب مالی را با نیرنگ سیاسی درآمیختند تا هم ملت و هم جامعه جهانی را سردگم و کلافه سازند . اما سوال اینجاست که آیا واقعاً آقای کرزی مهارت آنرا داشته است تا این جال رسوائی را از گردنش کنار بزند و با زیرکی سیاسی اش آنرا بر دوش دیگران بگذارد؟

ادامه مطلب...  

در افغانستان، انتشار حساب بانکی وزیر دارایی، جنجال به پا کرده است. نهاد عالی مبارزه با فساد اداری و مالی می گوید این مدارک نشان می دهد عمر زاخیلوال در پنج سال اخیر بیش از یک میلیون دلار درآمد داشته، اما منابع این درآمد روشن نیست. هارون نجفی زاده از آقای زاخیلوال پرسیده است با توجه به این اتهامات حاضر است که کنارگیری کند؟

 

امروزه، صنعت بانکداری جهان با چالش‌های متعددی روبه‌رو است: آینده نگران‌کننده اقتصاد جهانی که هر از چندگاهی با بروز سونامی اقتصادی در یکی از نقاط جهان، در ابهام بیشتری فرو می‌رود؛ مدیریت ریسک، پولشویی، تقلب‌های مالی و بحران امنیت. همچنان که این چالش‌ها، ذهن مدیران بانکی را به خود مشغول ساخته است، فناوری اطلاعات علاوه بر تمرکز روی کاهش ریسک‌های تصمیم‌گیری و تسهیل عملیات بانکی، رسالت مشارکت و همیاری در حل این چالش‌ها را نیز بر دوش خود می‌بیند.

در مقایسه با سه دهه پایانی قرن بیستم، فناوری اطلاعات امکانات بیشتری را در اختیار بانکداران جهان قرار داده است و البته با فشارهای بیشتری نیز روبه‌رو است؛ زیرا انتظارات کسب و کار بانکی از آن افزایش یافته است. امروزه بانک‌ها در عرصه رقابت برای کسب منابع محدود و سودآوری بیشتر نیازمند ابزارهای متنوع‌تری هستند و در این میان، رقابت برای ارائه محصولات جدید از یکسو و تغییرات قوانین نظارتی و مولفه‌های محیط اقتصادی از سوی دیگر، نیاز به توسعه و تغییر مستمر در راهکارهای بانکی را افزایش داده است. برنده این جدال، بانک‌هایی هستند که زودتر از دیگران محصول خود را به بازار ارائه دهند.

روند رو به رشد نیازهای کسب و کار و تغییر الگوی انتظارات مشتریان و بانک‌ها، لزوم تامین منابع برای افزایش توان تولید شرکت‌های ارائه‌دهنده راهکارها و خدمات بانکی را بیش از پیش مسجل ساخته است. اما آیا می‌شود هر روز بزرگ و بزرگ‌تر شد؟

 

راهبرد توسعه شبکه همکاران تجاری

در شرایطی که اتخاذ راهبردهای یکپارچگی معکوس در دهه پایانی قرن بیستم برای بانک‌ها پاسخگو نبود و رویکرد تملک و ادغام نیز هزینه‌های سرسام آوری را برای شرکت‌های نرم‌افزاری در بر داشت، راهی که شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری برای ادامه فعالیت خود در پیش گرفتند ایجاد شبکه همکاران تجاری بود.

این رویکرد، از طریق ایجاد امکان بهره‌برداری از زیست بوم تجاری، ضمن حفظ چابکی سازمان، ریسک‌های ناشی از افزایش هزینه‌های سربار سازمانی را کاهش داده و قابلیت پاسخگویی به نیازها و درخواست‌های مشتریان و بانک‌ها را نیز ارتقا می‌بخشد.

ایجاد شبکه همکاران تجاری شامل طیف گسترده‌ای از راهبردها نظیر مشارکت در تولید با مشتریان، برون‌سپاری تولید محصولات و ارائه خدمات به شرکت‌های کوچک‌تر و چابک‌تر و نیز مشارکت‌های تضمین‌کننده توسعه کسب و کار است که همه این راهبردها با هدف کاهش زمان ارائه ارزش مستمر به بازار، افزایش حق انتخاب مشتریان و مدیریت بهای تمام شده برای سازمان طراحی و اجرا می‌شوند.

 

در این قسمت به بررسی اجمالی چند نوع از همکاری تجاری پرداخته می‌شود:

1. همکاری با ارائه‌دهندگان سکوی زیرساختی: در این راهبرد، شرکت‌های نرم‌افزاری با هدف ایجاد یک محیط بی‌دردسر عملیاتی برای مشتریان خود، به همکاری با شرکت‌های ارائه‌دهنده سکوی زیرساختی می‌پردازند تا مشتری نهایی بهترین خدمت را دریافت کند. شرکت‌های ارائه‌دهنده سکوی زیرساختی به واسطه بهره‌برداری از قابلیت به اشتراک‌گذاری پلت‌فرم و شرکت نرم افزاری به‌خاطر به‌دست آوردن امکانات تولیدی در حداقل زمان ممکن به انتفاع می‌رسند. بانک‌ها نیز خیلی زودتر قابلیت مانور در بازار را پیدا می‌کنند.

2. همکاری با ارائه‌دهندگان محصولات مکمل: گاهی اوقات، تولید محصول مکمل در توان و تخصص یک شرکت نرم‌افزاری نیست یا تولید آن مزیت نسبی شرکت را از بین می‌برد، در این حالت، همکاری از طریق اتصال و یکپارچه‌سازی محصول مکمل تولید شده توسط شرکت دیگر به محصولات شرکت نرم‌افزاری صورت می‌پذیرد.

3. برون سپاری ارائه خدمات بر روی محصولات و راهکارهای شرکت: این راهبرد، شامل برون سپاری خدمات شرکت نرم‌افزاری بوده و گستره وسیعی را می‌تواند شامل شود که از آن جمله می‌توان به برون سپاری خدمات میز خدمت، آموزش، پشتیبانی و عملیات اشاره كرد.

4. پیمان تجاری: این شرکا شبکه دفاتر شرکت را در سایر نقاط دنیا یا سایر بخش‌های بازار تکمیل می‌کنند و به مشتریانی که در دسترس دفاتر فعلی شرکت نیستند یا شرکت با آنها رابطه نزدیکی ندارد خدمات ارائه می‌دهند.

 

سودآوری ناشی از افزایش رضایت مشتری

یکی از مهم‌ترین نتایجی که از اجرای صحیح راهبرد توسعه شبکه همکاران تجاری به دست می‌آید افزایش رضایت مشتریان است؛ این رضایت ناشی از حصول نتایج مختلفی همچون بهینه‌سازی زمان مورد انتظار براي دریافت محصولات و افزایش قابلیت شخصی‌سازی آن است. علاوه بر این، گزینه‌های بیشتری را پیش روی مشتریان قرار می‌دهد؛ به‌ویژه در صنعت بانکداری که از مختصات متمایزی نسبت به سایر صنایع برخوردار است. این ویژگی‌ها در بیان استعاری پدر بازاریابی خدمات «کریستوفر لاولاک» به خوبی قابل درک است. وی برای توصیف وضعیت مشتریان، در شرایطی که ارائه محصولات و خدمات برپایه فناوری‌های اختصاصی صورت پذیرفته یا به خاطر انحصارهای قانونی، مشتریان دارای انتخاب‌های محدودی بوده و یا در شرایطی که هزینه تغییر ارائه‌دهنده خدمات برای مشتریان آن خدمت زیاد باشد، از استعاره «گروگان» استفاده می‌کند.

در این شرایط، شبکه همکاران تجاری، با افزایش قدرت انتخاب بانک‌ها، ادراک انتخابی آنان مبنی بر عدم رضایت ناشی از انحصار تامین‌کننده را تغییر داده و به پایداری رابطه راهبردی بانک با تامین‌کنندگان خود می‌افزاید.

 

مثال‌هایی از همکاران تجاری

در این بخش به بررسی مثال‌هایی از انواع همکاری‌های فوق‌الذکر پرداخته می‌شود. شرکت سوئیسی «تمنوس»، در سال 2011 دو همکاری تجاری مهم را ایجاد کرد: یکی با شرکت «وایپروتکنولوژیز» برای ارائه محصول «تی24» به بانک‌های اروپایی کوچک در قالب «فراهم‌کننده خدمات کاربردی»، و همکاری دیگر با شرکت «آی‌بی‌ام» که در آن، علاوه بر قرارداد تکنولوژی، قرارداد خدمات نیز برای هدف گرفتن بزرگ‌ترین بانک‌های تجاری دنیا امضا شده است.

تعداد مشاوران آموزش داده شده که روی پروژه‌های مرتبط با محصول «تی 24» کار می‌کنند از 1400 نفر به 1782نفر در سال 2011 افزایش یافته و همکاران تجاری، 12درصد از درآمد فروش شرکت را در مقایسه با 5درصد درآمد مشابه در سال قبل تشکیل دادند. در میان مدت، آنها قصد دارند زیست بوم همکاران مشاور معتبر خود را تا 3000 و تعداد لیسانس‌های صادر شده از طریق همکاران را تا 20درصد کل افزایش دهند.

همچنین، شرکت «اینفوسیس»، همکاری استراتژیک با ارائه‌دهندگان پلت‌فرم مانند «اوراکل»، «مایکروسافت»، «سان»، «اچ‌پی»، «آی‌بی‌ام» و «اینتل» تشکیل داده است. این شرکت‌ها با «اینفوسیس» برای تبادل دانش، تثبیت مفاهیم، برنامه‌های ارائه زودهنگام در بازار، تمرینات بهینه‌سازی، ایجاد آزمایشگاه های مشترک تست عملکرد و... همکاری كرده تا اطمینان حاصل کنند که مشتری نهایی، بهترین کیفیت را دریافت می‌کند.

شرکت‌های «سپ» و «مایسیس» نیز به‌صورت مشترک در حال ارائه راه‌حل‌های بانکی به مشتریان هستند. «مایسیس» نرم‌افزارهایش را روی سکوی زیرساختی بانکداری «سپ» پیاده می‌کند. راه‌حل بانکی«مایسیس» روی پلت‌فرم گسترده «سپ»، امکان دسترسی بانک‌های کوچک‌تر به این سامانه مشترک را امکان‌پذیر می‌سازد. این دو شرکت با این نحوه همکاری، محصولات یکدیگر را تکمیل می‌کنند. «سپ» برنامه های کاربردی و فناوری و «مایسیس» تخصص گرایی در محصول را به مشتری ارائه می‌کنند.

شرکت «پلاریس» قرارداد همکاری در زمینه مشاوره با «سیبل»، ارائه‌کننده سیستم‌های مدیریت روابط مشتری دارد. سیبل با معماری برنامه‌های کاربردی‌اش، مکملی برای تخصص «پلاریس» در زمینه توسعه نرم‌افزارهای مالی و بانکی است.

 

جمع بندی

بررسی رویکرد شرکت‌های ارائه‌دهنده راه‌حل‌های نرم‌افزار بزرگ دنیا در بهره‌برداری از ظرفیت‌های زیست بوم تجاری برای ارائه خدمات مورد انتظار بانک‌ها و مشتریان نهایی، دربر دارنده آموزه‌هایی برای صنعت بانکداری کشور است؛ پیام‌هایی که اگر درست درک و اجرا شود، زمینه‌های رشد و بالندگی را با خود به همراه خواهد داشت. امید است که قلب تپنده بانکداری کشور، چشمان تیزبین خود را بر آنچه در این یادداشت به اختصار بیان شده بود بیشتر بگشاید تا شاهد رشد روزافزون صنعت بانکداری ایران باشیم.

 

 

دنیای اقتصاد

 

اقتصاد

دکتر عبدالرحمن یسری احمد(استاد اقتصاد دانشگاه اسکندریه مصر)
ترجمه: فتح الله حقانی(عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در این مقاله نقش بانکهای اسلامی در فرآیند توسعه اقتصادی و انسانی بررسی می گردد.
در این بررسی نه تنها تأمین مالی مبتنی بر مشارکت در سود و زیان در بانک های اسلامی به جای « بهره » بلکه نقش سرمایه در جامعه بر مبنای مفهوم اسلامی استخلاف(جانشینی انسان در زمین) مورد توجه قرار می گیرد. بانک های اسلامی، علی رغم محدودیت تعداد آنها نسبت به بانکهای سنتی(که سیستم تأمین مالی آن از دنیای غرب گرفته شده است) در انجام نقش خود قدم اولیه را برداشته اند.
مطالب مورد بررسی در این مقاله عبارتند از:
1. تاریخچه‌ی ورود مؤسسات بانکی غربی به دنیای اسلام
2. تعریف بانک اسلامی
3. نقش بانک های سنتی در توسعه
4. امکانات بانک های اسلامی برای مشارکت در توسعه
5. ابزارهای تأمین مالی بانکهای اسلامی و ضرورت تحول آن

 

ادامه مطلب...  

ادامه مطلب...  

افغانستان، کشوریکه کمتر از یک دهه میشود دوباره پا به عرصه بانکداری و سیستم اقتصاد نوین گذاشته است، در نظر دارد برای جلوگیری از سقوط بازار و اقتصاد نوپای کشور بعد از پایان جنگ ناتو و غربیان و خروج آنها از کشور در سال 2014 میلادی، اوراق بهادار اسلامی (صکوک) عرضه نماید.

خان افضل هده وال، معاون اول بانک مرکزی کشور (د افغانستان بانک) اوایل این هفته طی مصاحبه ای با خبرگذاری رویترز بیان داشتند که: "فروش اوراق بهادار اسلامی کوتاه مدت که به عنوان صکوک (Sukuk) نیز شناخته می شوند، هنوز در مرحله برنامه ریزی است، اما می تواند یک راه جدید و مناسبی برای جمع آوری سرمایه برای دولت گردد. هدف این است که وزارت مالیه ازین طریق ابزاری برای تامین مالی و پوشش هزینه ها و نیازمندی های دولت و کشور داشته باشد.

ما باید بازارهای مالی افغانستان را توسعه دهیم و برای این هدف ابزارهای را به بانکهای کشور آماده میسازیم تا از آن طریق دولت جایگزینی برای تامین مالی پروژه های خود داشته و همزمان با آن بانک مرکزی بر رشد پول در کشور کنترول داشته باشد."

ادامه مطلب...  

بررسی‌ها نشان می‌دهد تلاطم اقتصادی که دنیای غرب را فراگرفته، ریشه در سیاست‌های سرچشمه بحران یعنی آمریکا و نزدیک‌ترین هم‌ پیمانش انگلیس دارد.

به گزارش روزنامه «گاردین» به تازگی در یک تحقیق گسترده تمامی عوامل و نوسانات بحران های اقتصادی را گردآوری کرده است و افراد تاثیرگذاری که گهگاه حتی اسمشان نیز شنیده نشده است را بسیار موثر نامیده که در این میان افرادی از بانکدار و اقتصاددان گرفته تا سیاستمدار و تاجر به چشم می خورند:

 

1.Alan Greenspan (مدیر بانک مرکزی آمریکا 1987-2006): آمار نشان می‌دهد توجه بسیارسطح پایین «گرینزپن» به نرخ و نسبت‌های نامتقارن و در نظر نگرفتن نظام پولی مولتی تریلیون دلاری بازارهای سرمایه، استارت بحران و به نوعی اعتباربخشی به آن بود. حق تصدی بی قید و شرط روی وضعیت بازار تا جایی اوضاع را متزلزل کرد که فغان سرمایه‌داری بزرگ به اسم «وارن بافت» را نیز برآورد. این اقدام گرینزپن را اسلحه‌ای اقتصادی برای ویرانی بزرگ نامیده‌اند.

 

 

2. Mervyn King (مدیر بانک انگلستان): کارشناسان کینگ را به عکس‌العمل دیرهنگام پس از اطلاع بحران متهم می‌کنند. پیروی از روش‌های خودسرانه گرینزپن، همتای آمریکایی اشتباه دیگر کینگ بود. خزانه‌داری انگلستان با دستور او می‌‌توانست حجم نقدینگی را تعدیل کند. پروسه‌ای که بسیار زمان‌بر بود.

 

 

3. Bill Clinton (رئیس جمهور سابق آمریکا): باورکردنی نیست که سیاستمدار آرام و محافظه‌کار آمریکایی نیز دستی بر آتش بحران داشته است. 13 سال پیش کلینتون با سیاست‌های غیر پیشگیرانه کاری کرد تا منتقدین نظام بانکی او را «کازینو» یا محل قماربازی بنامند.

 

 

4 . Gordon Brown (نخست‌وزیر سابق انگلستان): پرچم‌دار دامنه‌زنی به آتش بحران براون نام گرفته است. کسی که سیاست‌ها، گفته‌ها و عملکرد اقتصادی‌اش را منسوخ تشریح کرده‌اند. کارشناسان معتقدن دوران نخست‌وزیری او در حالی به اتمام رسید که او کشور را به مرز افسردگی کشانده بود.

 

 

5. George W Bush (رئیس جمهور سابق آمریکا): نقش جرج بوش را هیچ‌کس نمی‌تواند کتمان کند. جنگ‌افروزی‌های پیاپی او ذخایر انبوه این کشور را به ورطه نابودی کشاند. سنا نیز با حمایت‌های بدون تامل، این اقدامات را تایید کرد. کار تا جایی پیش رفت که کشور به وضعیت NINJA (مخفف عبارت نه تولید، نه ایجاد شغل) رسید.

 

 

6. Phil Gramm (سناتور تگزاس): گرام را یکی از اصلی‌ترین تئوریسین‌های نقل و انتقال در بازار آزاد می‌نامند. مشاوره‌های او کاری کرد تا پدیده‌ای به اسم «وام درجه دو» شکل بگیرد. صفات درجه دو مربوط به افرادی می‌شود که از حیث اعتبار رتبه پایین‌ترین دارند. همین اقدام سال 2007 تا 2008 ناتوانی گسترده از وام‌گیرندگان را به همراه داشت.

 

 

7. Abby Cohen (تحلیل‌گر مسائل اقتصادی): خانم‌ها نیز در این داستان حضور دارند. کوئن ابتدای دهه 90 میلادی به عنوان یک استراتژیست و اقتصاددان معرفی شد. او آرام آرام وارد شرکت بین‌المللی بانکداری گلدن ساکس شد. شرکتی که با استفاده از ضعف بازار نزدیک به 850 میلیارد دلار به جیب زد.

 

 

8. Kathleen Corbet (مدیر سابق موسسه S&P): حالا دیگر نامش را بیشتر می‌شنویم. موسسه اعتبارسنجی استاندارد اند پورز. اظهارنظرهای جنجالی‌اش اسپانیا و یونان را به مرز نابودی کشاند. انتشار آمار غلط از وضعیت وخیم مالی آمریکا، سرپوشی بر مشکلاتی بود که بعدها با صدای مهیب تبدیل به یک انفجار شد.

 

 

9. Maurice R. Greenberg (مدیر بیمه AIG): شرکتی بیمه‌ای که خود به دلیل عدم پرداخت بیمه، به مرز قرمز رسید. 15 سپتامبر 2008 درست در اوج بحرانی که خود ساخته بودند از دولت تقاضای 85 میلیارد دلار کردند که این درخواست رد شد. گرین‌برگ برای واگذاری تاج و تخت به پسرش احمال‌کاری فراوانی کرد.

 

 

10. Andy Hornby (مدیر سابق بانک اسکاتلند): شاید نام HBOS آشناتر از اسکاتلند باشد. مدیریت قبلی این موسسه پولی و اعتباری که در کارنامه خود 800 نمره مثبت در هاروارد را دارد، در 32 سالگی خود را به بدنه شرکت بزرگ‌تر یعنی Lloyd متصل کردند. هر دو این موسسات با انبوهی از تعهدات مالی دچار مشکل شدند و بالطبع زیرمجموعه‌های خود را نیز متضرر کردند.

 

 

11. Fred Goodwin (رئیس بانک سلطنتی اسکاتلند): تکه پاره نخستین لقبی که که روزنامه‌نگاران انگلیسی به او اعطا کردند. تمهیدات گستاخانه گلدوینگ، اسکاتلند را به زانو درآورد، بحران را به مرز نقطه جوش رساند و سرانجام کاری کرد که به اسم بدترین بانکدار دنیا شناخته شود.

 

 

12. Steve Crawshaw (مدیر سابق B&B): مشهور است که در تربیت قرض‌دهنده‌های حرفه‌ای، استاد بود. خیل عظیمی از دنباله‌روها و وام‌گیرنده‌ها را به موسسه B&B و بعدها Lloyd متصل کرد. مردمی که بعدها نتوانستند بازپرداخت‌های خود را سر موعد انجام دهند.

 

 

13. Adam Applegarth (مدیر سابق بانک Northern Rock): اگرچه اپلگراث، بانک NR را از یک موسسه مالی و اعتباری کوچک در گوشه‌ای از نیوکاسل به پنجمین شرکت تامین‌کننده اعتبارات رهنی در دنیا تبدیل کرد،‌ اما تجارت بزرگی که او راه‌ انداخته بود بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌ها بود. در حقیقت خانه‌ بزرگی که او از یک کلبه ساخته بود، روی یک باتلاق بنا شده بود.

 

 

14. Ralph Cioffi (بانکدار سابق Bear Stearns): دستورات کویفی در وهله اول شرکت خودش را به باد داد. سال 2007 موسسه BS با حجم گسترده‌ای از اوراق بهادار پرداخت نشده اعلام ورشکستی کرد. این اقدام یکی از دلایل اولیه ظهور بحران اقتصادی در آمریکا بود.

 

 

15. Matthew Tannin (بانکدار سابق Bear Stearns): همکار و دوست نزدیک کویفی با هم موافقت کردند تا بیش از 1.05 میلیون دلار رشوه را برای حل و فصل مشکل سهام پرداخت کنند. بعد از دستگیری‌اش مشخص شد که سهامدارانش بیش از 1.6 میلیارد دلار ضرر کرده‌اند.

 

 

16. Lewis Ranieri (مدیرعامل Mortgage-backed): او را پدرخوانده رهن می‌نامند. بستر سمی که او در بورس‌های وال استریت بنا نهاد، بعدها یک خلا بزرگ برگشت‌ناپذیر را به وجود آورد.

 

 

17. Joseph Cassano (مدیر بخش دارایی‌های AIG): کاسانو را به بیمار شماره صفر ملقب کرده‌اند. یعنی کسی که پیش از همه در بروز بحران نقش داشته است. گردش بسیار پیچیده‌ای که او از اعتبارات بورس لندن آغاز کرد، در ادامه به پدیده‌ای غیر قابل حل تبدیل شد. یکی از سناتورهای آمریکایی کاسانو را تنها دلیل به خاک نشاندن AIG نامیده است.

 

 

 

18. Chuck Prince (رئیس سابق گروه Citi): تابستان 2007 مدیران سیتی سرخوش از وام‌های کم‌بهره‌ای که به وام‌گیرندگان درجه 2 داده‌اند، ناگهان با سونامی اقساط عقب‌افتاده آنها روبه‌رو می‌شوند. او خود شرایط را اینگونه توصیف می‌کند. با شنیدن موسیقی آرامی مشغول بودیم. موسیقی که تمام شد، 45 میلیارد دلار بدهکار شدیم.

 

 

19. Angelo Mozilo (مدیر موسسه Countrywide): بزرگ‌ترین آژانس املاک در انگلستان با بیش از 10 هزار کارمند، مبحث رهن را در قالب اعطای خانه‌های مسکونی مطرح کرد. کانتری‌واید تا پیش از ورشکستگی بانک آمریکا، بزرگ‌ترین وام‌دهنده در دنیا بود.

 

 

20. Stan O'Neal (مدیر سابق Merrill Lynch): کارشناسان معتقدند ماه ژوئن سال 2006 در حالی که هیچ اقتصاددانی پیش‌بینی نمی‌کرد، اونیل آرام و بی سر و صدا نزدیک به 161 میلیون دلار را به عنوان تضمین اعتبارات درگردش خود، تخصیص می‌دهد. اقدامی که بدون اطلاع بانک مرکزی صورت گرفت و در حقیقت توازن را به هم ریخت.

 

 

21. Jimmy Cayne (مدیر سابق Bear Stearns): در صدر تصمیم‌گیری شرکت BS، یکی از قهارترین قماربازان دیتروت قرار داشت. جینی کین در آخرین بازی خود شکست عجیبی خورد. تا جاییکه شبکه CNBC او را بدترین مدیر اجرایی تمام دوران لقب داد.

 

 

22. Christopher Dodd (رئیس کمیته بانکداری سنا): کریستوفر داد، درست در زمانی که فکرش را نمی‌کرد، به اتفاق آرا نظام پولی و بانکی آمریکا سقوط کرد. تیم تحت رهبری او فاقد مشاوران کارکشته بود. اداره ملی رهن آمریکا بارها به خاطر اشتباهاتش به او اخطار داده بود.

 

 

23. Geir Haarde (نخست‌ویزر سابق ایسلند): تنها سیاستمداری که از سوی دادگاه به جرم حمایت از بحران متهم شد، او بود. دادگاه او را به اتهام عدم وضع شرایط اضطراری به دلیل فرار از مسئولیت بحران متهم کرد.

 

 

 

24. John Tiner (مدیرعامل شرکت FSA): بالاترین مقام اجرایی موسسه انگلیسی خدمات اعتباری،‌ در ژولای سال 2007 پیش از موعد متوجه بحران شد. کارشناسان روشی که FSA در پیش گرفته بود را به پدیده‌ای به اسم تبخیر اعتبار تشبیه کرده‌اند.

 

 

25. Dick Fuld (مدیر اجرایی Lehman Brothers): گوریل وال استریت نشان‌دهنده اوج تنفر از این بانکدار است. او با تبلیغات گسترده مجموعه‌ تحت رهبری‌اش را یکی از معتمدترین‌ها معرفی کرد. پکیج‌های تشویقی دیک فولد مدتی پس از فرارسیدن بحران تبدیل به قرص‌های سمی شدند.

 

چند جایگزین اسلامی برای تامین مالی مبتنی بر نرخ بهره وجود دارد كه اولین و مهم‏ترین آن‏ها روش‏های مشاركتی همچون شركت و مضاربه است، دومین آن‏ها روش‏های مبتنی بر فروش، همچون سلم و بیع نسیه و سومین آن‏ها روش‏های مبتنی بر اجاره می‏باشد .

 

ادامه مطلب...  

محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، از حذف چهار صفر از پول ملی ایران در یک دوره زمانی "یک یا دوساله" خبر داده و گفته است: "در این صورت یک ریال جدید، که برابر ۱۰ هزار ریال کنونی است، از نظر ارزشی با یک دلار برابر می‌شود."

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، آقای بهمنی با اشاره به "دینار"، واحد پول ایران در گذشته‌های دور، افزود: "با تحقق این برنامه، واحد پول خرد بعد از ریال همانند سال‌های گذشته دینار خواهد بود که در این صورت یک ریال برابر با ۱۰۰ دینار خواهد شد."

اسکناس صد هزار ریالی

مقام های ایرانی، پیشتر از حذف سه صفر از پول ملی ایران سخن گفته بودند

 

همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد از "قطعی شدن اصلاح پول ملی در کارگروه طرح تحول اقتصادی" خبر داده و نوشته است: "تصمیم حذف سه یا چهار صفر از پول ملی با بانک مرکزی است."

مقام‌های دولتی ایران، هدف از حذف تعدادی صفر از پول ملی ایران را کاهش حجم پول در گردش و کنترل تورم عنوان می‌کنند، اما عده‌ای از کار‌شناسان معتقدند که در صورت فراهم نشدن زمینه‌های اقتصادی لازم، این اقدام به افزایش بیشتر تورم منجر می‌شود.

یک هفته پیش، محمد نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی ایران، در اظهار نظری در مورد احتمال حذف چند صفر از اسکناس‌های ایران اظهار داشت: "اگر کسی گمان کند که با حذف صفر‌ها از پول ملی، مبارزه با تورم محقق شده است، این موضوع بیشتر یک توهم پرآسیب خواهد بود تا واقعیت."

وی افزود: "تا زمانی که حرکت ضد تورمی در کشور جدی گرفته نشود و به ثبات قابل قبولی در قیمت‌ها نرسیم، اقدامی چون حذف سه صفر از پول ملی، پاسخگوی نیاز اقتصادی جامعه نخواهد بود و اساسا این اقدام زمانی قابل تامل است که با پایین آمدن قیمت تمام شده همراه باشد."

رییس اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه برای مقابله با تورم باید آثار "مصرف نامناسب درآمد نفت، کسری بودجه آشکار و پنهان دولت و سیاست‌های نامناسب ارزی" مورد توجه قرار گیرد، گفت: "اگر این گونه شد، آن وقت می‌توانیم با هر واحد پولی زندگی خود را اداره کنیم، اما اگر این گونه نشد، به حذف چند صفر از پول تن در می‌دهیم و چند سال بعد هم، چند صفر دیگر را پاک می‌کنیم."

"واحد پول خرد [ایران] بعد از ریال همانند سال‌های گذشته دینار خواهد بود که در این صورت یک ریال برابر با ۱۰۰ دینار خواهد شد"

محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی

در پاسخ به انتقادهای مطرح شده علیه طرح جدید دولت، رییس کل بانک مرکزی دیروز با رد دیدگاه‌های کسانی که "تصور می‌کنند که حذف صفرهای پول سبب کاهش ارزش پول ملی می‌شود" تاکید کرد که حذف چهار صفر فقط برای "تسهیل در مبادلات مالی است".

برنامه حذف صفر

اعلام حذف چهار صفر از پول ملی ایران، در حالی صورت گرفته که رئیس کل بانک مرکزی، در شهریور ماه ۱۳۸۸ از حذف سه صفر از واحد پولی در جلسه کارگروه طرح تحول اقتصادی خبر داده و افزوده بود: "در این خصوص به نتیجه نهایی رسیده‌ایم، اما فعلاً تا کاهش بیشتر تورم، این طرح را متوقف کرده‌ایم."

محمود بهمنی مدتی بعد تاکید کرد: "حذف سه صفر از پول ملی را فعلا لازم نمی‌دانیم و پس از اجرای هدفمندی یارانه‌ها و مشاهده آثار آن، در این مورد تصمیم گیری می‌شود."

پیشنهاد حذف سه صفر از اسکناس‌های ایران، پس از آن به طور جدی پی گیری شد که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری، در شهریور سال ۱۳۸۶ دستور بررسی این اقدام را توسط بانک مرکزی ایران صادر کرد.

 

 

 


طوریکه معلوم میشود بیشترین خصلت اقتصادی این بانک وسائر أعضای این شبکه قمار وقرعه است که شما از طریق اعلانات تلویزیونی مشاهده مینمائید. همین روش  احتمال این را نیز تقویت می بخشد سهمداران کابل بانک که سابقه پولداری وتجارت بزرگ را نداشته اند شاید پول را از طریق قمار بدست آورده باشند و اینبار قمار را باخته اند واگر قمار نزده باشند  واز کمپنی ها هم قرضدار نباشد دلیل آن دزدی واختلاس پول توسط خودهیئت رهبری ومدیر عامل این بانک به تشويق و همكاري مقامات عالي رتبه دولت است که میشود آنرا عامل درونی خواند.این دزدان که از طرف هیچ کمپنی معتبر بیمه نیستند میخواهند به یک آعلان دست مردم را از گریبان خود کوتاه سازند.

ادامه مطلب...  

دراین نوشته کوتاه ابتدا مفهوم و ماهیت پولشویی و اثرات زیانبارآن بر بخش مالی و واقعی اقتصاد جهان  بررسی  و سپس به صورت خاص به تاثیرات این پدیده براقتصاد افغانستان پرداخته شده است.

 

مقدمه

حادثه ناهنجاری که طی چند دهه اخیر نه تنها در اقتصاد کشورها بلکه در اقتصاد جهانی ریشه ویرانگری دوانده و به یکی از آفت های حاد اقتصاد بین المللی و جدیدترین تهدید برای رشد و توسعه اقتصاد فرا ملی بدل شده است چیزی با عنوان پولشویی است.پدیده پولشویی یا پاک نمایی پول جهت قانونی و مشروع جلوه دادن درآمد و پول ناشی از فعالیت غیر قانونی به کار گرفته می شود طوری که دیگر امکان شناسایی و تفکیک آن از درآمد های حاصل از فعالیت های قانونی ، موجود نمی باشد. این پدیده دارای آثار زیانبار اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و اقتصادی از جمله : آلوده شدن و بی ثباتی اقتصاد،تضعیف بخش خصوصی و برنامه های خصوصی سازی ،کاهش کنترل دولت بر سیاست های اقتصادی ، کاهش درآمد دولت ها،فاسد شدن ساختار حکومت ،بی اعتمادی مردم ، بی اعتباری دولت ها و نهادهای اقتصادی کشور و ... در عین حال تکمیل کننده فعالیت های مجرمانه دیگری به حساب می آید. به همین علت بررسی اثرات منفی و نحوه مبارزه با این پدیده در دستور کار سیاست گذاران اقتصادی و دستگاهای قضایی کشورها قرار گرفته است.

 

تعریف پولشویی (money laundering)

هر نوع عمل و اقدام به عمل برای مخفی کردن و یا تغییر ظاهر دادن هویت عواید نامشروع  به طوری که وانمود شود از منابع قانونی سرچشمه گرفته اند.

 

روشهای پولشویی

با مروری بر مقالات خارجی و داخلی می توان نتیجه گرفت که پولشویی عملا در تمامی کشورها در سه مرحله انجام می شود و با توجه به قوانین و مقررات کشورهاو بسته به وضیعت بازار هر کدام از این مراحل به عنوان روش عمده تلقی می شود.

 

الف ) پولشویی در بخش مالی

در این شیوه پولشویان با استفاده از روشهای زیر اقدام به تطیر پول می نمایند.

 

1. نقل و انتقال بانکی

رایج ترین ابزار برای پولشویان ، استفاده از نهادهای مالی رسمی است. در این شیوه وجوه در قالب سرمایه گذاری کوچک و کمتر از حد آستانه گزارشگری  بانک نزد نهادهای بانکی  رسمی سپرده گذاری می شود و سپس بر اساس نقل و انقالات بانکی به سایر نهادها و موسسه های مالی و بانکی دنیا انتقال می یابد.عمل جایگذاری(انتقال وجوه به چندین بانک) در چندین بانک انجام می شود و این عمل ردیابی منشآ پول را دشوار می کند.

 

2. بازار سیاه نقدینگی خارجی

پولشویان جهت از بین بردن ریسک نقل و انقالات وجوه نقد مقادیر قابل توجهی از نقدینگی را در اختیار دلالان بازار سیاه ارز قرار می دهند.تا از تجمیع این و جوه در بانکهای داخلی اجتناب شود.

 

3. بازارهای ارز قانونی

معمولا در کشورهایی انجام می شود که فساد اداری در آنها بسیار چشمگیر است.پولشو وجوه خود را به عنوان منافع حاصل از معوضه پول نشان داده و به کارگزاران مالی نشان می دهد.کارگزاران مالی با دریافت رشوه این گزارشها را تایید می کنند و پولشو اقدام به پرداخت مالیات  برای وجوه خود کرده و به این صورت پول خود را تطهیر می کند.

همچنین وام دهی ارزان، حسابهای پرداختنی و الکترونیکی، عملیات بانکداری و بانکداری آنلاین، سرمایه گذاری در بازار سرمایه از دیگر روش های تظهیر پول می باشند.

 

ب) پولشویی در بخش واقعی اقتصاد

1. قراردادها و اسناد غیر قانونی

در این شیوه شرکت های تحت مالکیت پولشو با شرکتهای دیگری که عموما مالیکت آنها نیز به عهده پولشو است قرار دادهای کذایی را منعقد می کنند و در نتیجه سود این شرکت ها کمتراز حد واقعی آن برآورد می شود.این عمل بارها و بارها تکرار می شود و قرار دادها در قالبی تهیه می شوند که در نهایت میزان مالیات پرداختی به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

 

2. خرید و فروش جعلی و ساختگی

این عمل در قالب سازمان های انجام می شود که قادر به تشخیص این امر نیستند که آیا این خرید و فروش واقعا انجام گرفته است و یا اینکه خیر.اسناد مربوط به خرید و فروش های ساختگی به گونه ایی تنظیم می شوند که موید این مطلب باشند که درآمدهای اضافی قانونی بوده و حاصل از این خرید و فروش هاست.

 

3. منعکس کردن غلط قیمت های تجاری

پولشویان در کسوت وارد کنننده و صادرکننده وارد بخش بازرگانی خارجی شده و با بالا نشان دادن قیمت کالاهای وارداتی و پایین نشان دادن کالاهای صادراتی نسبت به آنچه که در واقع و جود دارد موجب می شود که مبالغی از پول های کثیف را به خارج کشور منتقل کرده و در آن کشورها به تطهیر پول اقدام کنند.

بازار طلاوالماس، ایجاد شرکت های تامین کننده غذا، مالکیت داراییهای بخش واقعی اقتصاد، قمارخانه ها، خرید کالای مصرفی و لوکس و صادرات آن از دیگر موارد تطهیر پول در بخش واقعی اقتصاد می باشند.

 

ج) سایر راههای پولشویی

1. . قاچاق ارز

این روش در واقع انتقال فیزیکی مقادیر قابل توجهی از پول برای جلوگیری از ردیابی منشا آن است.در این روش قاچاقچیان ارز پولهای کثیف را به کشورهایی که در آنها قوانین پولشویی وجود ندارد منتقل کرده و در آن کشورها اقدام به پولشویی می کنند

2. بانک های زیر زمینی شبکه های انتقال مالی غیر رسمی

این شبکه ها به دلیل غیر قانونی بودن،در مقابل ارائه خدمات مالی ،اطلاعات زیادی طلب نمی کنندو با حداقل اطلاعات ممکن اقدام به ارائه اطلاعات می کنند.از این جمله موارد می توان به انتقال پول از طریق مهاجران غیر قانونی اشاره کرد.

3. شرکت های پوششی

هدف از ایجاد این شرکت ها و موسسات انجام اعمال تجاری و تولیدی نیست.بلکه این شرکتها به عنوان پوششی عمل می کنند که می توان با استفاده از آنها پول های کثیف را تطهیر کرد و آنها را به عنوان سودحاصل از فعالیت شرکت پوششی جلوه می دهد.

 

بررسي پديده پول‌شويي در افغانستان

با توجه به تعاریف، توضیحات وبررسی ها پیرامون پول شویی وارتباط مستقیم آن با قاچاق مواد مخدر، افغانستان یکی از بهترین مکان ها با.شرایط مساعد برای گسترش عملیات پول شویی می تواند باشد.در زیر به دلایل آن بصورت کوتاه اشاره می گردد.

 

۱) افغانستان کشوریست که تقریبآ سه دهه جنگ ، هرج ومرج وبی قانونی را سپری نموده وطی این غیراز عقب ماندگی های اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی از گذشته، حاکمیت واحد سیاسی کشور به قسمت های جداگانه درطی زمان تقسیم شده است.موجودیت این وضعیت، فرصت خوبی رابرای گروهای درگیر به ویژه قلمرو خارج از کنترل دولت ها ،جهت انجام فعالیتهای نامطلوب وغیر قانونی فراهم ساخت .

 

۲) جاگزینی کشت تریاک بجای محصولات سالم در بخش زراعت، افزایش سالانه کشت تریاک وقاچاق آن به خارج، تا جایی که افغانستان را در صدر جدول تولیدکنندگان در جهان قرار داده است.

 

۳) چاپ غیر قانونی وبدون پشتیوانه پول توسط مراجع مختلف قبل از سال ۲۰۰۱ و خروج مبالغ هنگفت از کشور (به گفته رئیس بانک مرکزی در چند سال اخیر نزدیک به پنج میلیارد دلار پول نقد از افغانستان به بیرون منتقل شده است).

۴) گریز وفرار از پرداخت مالیات.

۵) قاچاق کالا (ورود و خروج) از طریق مرزها ی کشور

6) دریافت میلیاردها دلار کمکهای بین المللی (مجموع اين کمکها تا ماه اگست سال 2011 بالغ بر 460 میليارد دلار شده است) که عدم شفافیت در هزینه کردن کمک های خارجی  درکشور باعث شده تا مدیریت کارآمدی در حوزه پولی صورت نگیرد.که این خود بی اعتمادی و سر گردانی مردم به نظام اقتصادی و سیاسی کشور را نیز بدنبال خواهد داشت.

 

 

● اثرات منفی عمده پول شویی بر اقتصاد افغانستان

قدرت اقتصادی منتقل شده به سازمان ها و اشخاص مجرم اثر مخربی بر همه ارکان و اجزای جامعه دارد.در صورت گسترش پولشویی در جامعه و عدم مبارزه جدی با آن و افزایش قدرت پولشویان، ممکن است دولت تحت کنترل آنها قرار گیرد.در زیر به تعدادی از عوامل تخریبی پولشویی بر اقتصاد کشور اشاره می گردد.

 

1. تغییر در واردات و صادرات

پولشویان غالبا تمایل به خرید و وارد کردن اشیاء لوکس و گران قیمت دارند و در نتیجه بر واردات بیش از حد(به لحاظ ارزش) دامن زده و مشکل کسری تراز پرداخت  را برای کشور به دنبال دارد.

2. افزایش تصنعی قیمتها

پولشویان تمام تلاش خود را می کنند تا بتوانند درآمدهای نامشروع خود را به شکل قانونی و مشروع تبدیل کنند. در راستای این هدف پولشو نگرانی جهت پرداخت مبالغی بالاتر از قیمت متعارف و معقول بازار  نداردو در نتیجه موجب افزایش غیر منطقی قیمت ها می شود.

3. تاثیر منفی بر روی رشد اقتصادی و تولید و درآمد

حرکت سرمایه ها و درآمد ها به سمت خرید اشیاء  لوکس و اجتناب از سرمایه گذاریهای مولدموجب می شود که رشد اقتصادی کاهش یابد. تولید ازطریق سوق دادن سرمایه ها از بخشهای با کارایی و ریسک بالا مانند صنعت دارو،ساختمانی و... به سمت صنایع با کارایی و ریسک پایین مانند اشیاء هنری و اشیاء لوکس می شود.این امر کاهش تولید،درآمد و اشتغال را در پی خواهد داشت.

همچنین رقابت ناعادلانه، تحریف مصرف و سرمایه گذاری از موارد دیگر این پیامد می باشند.

 

ب) تاثیرات پولشویی بر بخش عمومی اقتصاد

1.کاهش رفاه بخش عمومی

پولشویی تاثیرات زیان باری بر دولت دارد چرا که میزان مالیات جمع آوری شده را به شدت تقلیل می دهد. گزارش کم درآمدها یکی از شیوه های مرسوم برای فرار مالیاتی توسط پولشویان است.این عمل باعث می شود که دولتمردان نرخ مالیات را افزایش دهند و در نتیجه شرکت هایی که قانونی فعالیت دارند، تضعیف شوند.

 

2.ایجاد مانعی برای خصوصی سازی

خصوصی سازی اگرچه می تواند منافع اقتصادی قابل توجهی به همرا داشته باشد ولی به عنوان ابزاری موثر برای پولشویی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.سازمان های مجرم که از توانایی مالی بالایی برخوردار هستند می توانند با خرید شرکت ها و موسسات مورد نظر خود از پوشش بانک های خودی برای پنهان کردن فعالیت های غیر قانونی استفاده کنند.

ج) تاثیرات پولشویی بر بخش مالی و پولی اقتصاد:

و اما تاثیرات پولشویی بربخش مالی و پولی عبارتند از:

 

1. افزایش فساد در بخش مالی و تغییر در تقاضای پول،نرخ ارز و نرخ سود بانکی

جرائم سازمان یافته می توانند به آسانی در موسسات مالی رخنه کرده و از دو طریق مانع از توسعه بخش مالی در کشور می شود.اول اینکه همبستگی بالایی میان پولشویی و کلاهبرداری وجود دارد و لذا پولشویی از این طریق فرسایش موسسات مالی را در پی دارد و دوم اینکه اعتماد مشتریان که بزرگترین پشتوانه رشد و توسعه بازارهای مالی است،نسبت به موسسات مالی کاهش می یابد و این امر در بلند مدت توسعه این نهادها را پر هزینه و در مواردی غیر ممکن می کند.همچنین پولشویی در ابتدا میزان تقاضای پول را افزایش می دهد ولی در بلند مدت روند کاملا معکوس می شود و پولشویی کاهش تقاضای پول را به همراه دارد.

 

2. تغییر در سرمایه گذاری مستقیم خارجی

تضعیف یکپارچگی بازارهای مالی در نتیجه پولشویی و نیز افزایش میزان جرائم سازمان یافته موجب کاهش سرمایه گذاری مستقیم خارجی می شود. این گسترش فساد باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری شده و در نتیجه مانع از ورود سرمایه ای جدید ازخارج کشور شده و در مواردی موجبات خروج این سرمایه ها را فراهم می آورد

 

راه های جلوگیری ومبارزه به پول شویی در افغانستان

با توجه به تنوع شکل وشیوه های پول شویی وپیچیده تر شدن آن بر برکت پیشرفت های حاصله در علم و استفاده از افراد ماهر ومتخصص وتجربه مبارزه جهانی در زمینه جلوگیری ومحدود سازی پول شویی، در افغانستان مبارزه علیه آن دشوارتراست ولی عملی می باشد . که از آن جمله می توان به :

آموزش و تجهیز پلیس و تعامل با پلیس بین الملل

برگزاری سمینارها و نشست‌های مشترک با سایر کشورها

تکمیل وتاکید براجرای قوانین مبارزه با پولشویی

نظارت قانونی بر فعالیتهای بانکها، بازارهای مالی ومراجع ثبت شرکت ها و سرمایه گذاریها

جلوگیری از خروج سرمایه (پول نقد)

 

نتیجه گیری

در پایان باید اشاره کرد که بهترين ابزار مبارزه با قاچاق و اعمال مجرمانه، مقابله با پولشويي است چون دردي پنهان است كه نتيجه آن بيماري اقتصاد است.چرا که هرچه‌قدر اقتصاد زیرزمینی بیش‌تر فعال شود و پنهان‌کاری در جامعه گسترش پیدا کند، اقتصاد سالم از جامعه رخت بر می‌بندد؛ انگیزة سرمایه‌گذاری از بین می‌رود و امنیت اقتصادی جامعه دچار تزلزل می‌شود.با توجه به خروچ نیروی های خارجی (سال2014)  از افغانستان و همچنین کاهش کمک های بین المللی توجه به سرمایه های کشور و تولید بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد همچنین با کمک روش های فوق و موارد توضیح داده شده در مقاله می‌توان از پول‌شویی جلوگیری کرد و مانع درآمدهای حاصل از فعالیت‌های مجرمانه شد.

 

 

منابع

منابع فارسی

1. رهبر، فرهاد- زال پور،غلامرضا، تعاریف،مفاهیم،آثار و پیامد پولشویی،مرکز پژوهش های مجلس(1382).

2. مدینگر، جان،پولشویی،ترجمه سروش بهرپر،انتشارات کارگا(1388).

3. بیانی،غلامحسین- مختاری،علی، اینترپل،انتشارات پلیس بین الملی ناجا(1387).

4. باقر زاده، احد، پولشویی، انتشارات نشرمیزان(1386).

5. علیمردانی،قربانعلی، بررسی پولشویی و ابعاد آن،پایان نامه کارشناسی، دانشگاه علوم انتظامی(1386).

6. صحرائیان، سید مهدی،  فرازی از تحقیقات پولشویی در ایران،مجموعه مقالات همایش بین المللی پولشویی در شیراز(1382).

7. دیلمی، محمد حسن- شفیعی، سعیده، پیامدهای پولشویی و راههای پیکار با آن در ایران،(شماره 261-262)،  ماهنامه سیاسی-اقتصادی (1386).

 

پایگاه الکترونیکی

1. www.moneylaundering.com

2. www.wisebread.com/how-to-launder-money

3. money laundering in Iranian Low: present and future/www.ingenta connect.com

پانوشت:   . تراز پرداخت ها جدولی است حاوی مبادلات بدهکار و بستانکار یک کشور با کشورهای دیگر و سازمان های بین المللی که به شکل مشابه با حساب های درآمد و مخارج شرکتها تنظیم می شود
مرتضی رضایی، کارشناسی ارشد(مدیریت مالی) تربیت مدرس تهران
Rezaee23@gmail.com

 

بدون ترديد نظام مالي و به طور ويژه بانكداري نقش بسزايي در رشد اقتصادي و توسعه پايدار كشور‌ها بازي مي‌كند. بانك‌ها پس‌اندازهاي مردم را جمع‌آوري و منابع مورد نياز بنگاه‌هاي اقتصادي را فراهم مي‌كنند. در اين ميان، بسياري از كشور‌ها يك دوره گذار از بانكداري دولتي به بانكداري خصوصي را تجربه كرده‌اند.

 

با نگاهي به تاريخچه بانكداري متوجه مي‌شويم بسياري از دولت‌ها به دلايل متعدد مانند توجه به مسائل اجتماعي و اولويت‌بندي بخش‌هاي اقتصادي يا شكست بازار (market failure)، بخش بانكداري كشور را ملي کرده‌اند و خود كنترل و مالكيت آن را به عهده گرفته‌اند. در اين مقاله به تجربه برخي كشور‌ها در ملي‌كردن بانك‌ها و پيامدهاي آن مي‌پردازيم.

ادامه مطلب...  

 

 

بهترین طراحی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها هم دچار مشکل می‌شوند (خراب می‌شوند)

به گزارش تحلیلگر رویترز آقای جان کمپ «تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا بر صادرات نفت خام ایران و بانک مرکزی این کشور قرار نبود تاثیری بر مقدار نفت موجود یا قیمت آن بگذارد به این شرط که بازار نسبت به آن واکنش منطقی نشان دهد.»

 

در گزارشی به نام «تاثیر تحریم‌های بازار نفت بر ضد بانک مرکزی ایران» آمده است: چه کسی چنین تصور کرد؟ یک گروه متعصب: «طرفداران تحریم در موسسه دفاع از دموکراسی در واشنگتن».

این فقط یک نظریه پردازی علمی و آکادمیک از جانب آنها نبود. تصمیم‌های گرفته شده طرفداران تحریم در موسسه دفاع از دموکراسی واشنگتن نشان داد که به آن اعتقاد داشتند. کمپ می‌نویسد «این ایده که تحریم‌ها می‌تواند درآمد نفتی ایران را کاهش بدهد بدون آنکه قیمت نفت را در کشورهای مصرف‌کننده بالا ببرد، برای سیاستگذاران آمریکا و اروپا به قدری حیاتی بود که محدودیت‌های زیاد و موثری را بر نفت ایران گذاشتند.»

خب چطور شد؟ اگر با خودرو خود یا فقط قدم زنان از کنار پمپ بنزین رد شوید پاسخ را متوجه می‌شوید: «نتیجه عکس».

کمپ می‌نویسد «این سیاست نتیجه عکس داشته است. قیمت نفت به شدت افزایش یافته، به کشورهای مصرف‌کننده آسیب رسانده و تاثیر صادرات کمتر بر درآمد ایران را جبران کرده است.»

چطور شد که این همه مشکل ایجاد شد (چطور شد که این‌طور شد؟) کمپ می‌گوید: «تحریمات آمریکا و اتحادیه اروپا بسیار به دقت طراحی شده بود و دارای انعطاف زیادی برای تضمین میخکوب کردن قیمت نفت بود.» شکی نیست که در این مورد بهترین فکرها در دولت‌ها روی هم گذاشته شده بود.

تحریم‌های آمریکا، که در تحریم 1245 قانون دفاع ملی برای سال مالی 2012 (ساعت 15:40) تنظیم شده فقط زمانی که رییس‌جمهور تعیین کند قابل اجرا است. «قیمت و منبع نفت خام و محصولات نفت خام تولید شده در کشور‌هایی غیر از ایران به اندازه‌ای است که به خریداران اجازه دهد حجم خرید خود از ایران را به نسبت قابل توجهی کاهش دهند.»

تحریم‌ها اعمال نخواهد شد اگر رییس‌جمهور متوجه شود که یک وارد‌کننده حجم خرید ناخالص خود از ایران را «به طور قابل توجهی کاهش داده است» و رییس‌جمهور می‌تواند در صورتی که منافع ملی ایجاب کند کل تحریم‌ها را لغو کند.

قانون به کارشناسان موسسه اطلاعات انرژی(EIA) اختیار داده است در ارتباط با بخش‌های خزانه‌داری و دولتی و رییس بخش امنیت2، وجود منابع مختلف را هر 60 روز مورد بررسی قرار دهند.

 

دوستان هوشمند

پس چه شد؟ رییس جمهور، یک مرد باهوش با یک عالمه آدم‌های باهوش دیگر همه این چیزها را حساب کردند و سپس کارشناسان چیزهای مهم دیگر را مورد بررسی قرار دادند.

 

خراب نمی‌شود، نه؟

ولی شد. کمپ می‌گوید:

دو چیز خراب شد. اول اینکه، تحریم‌ها با دیگر اختلالات منابع ( در سودان، یمن و سوریه) تداخل پیدا کردند و موجب کاهش منابع و اتمام ظرفیت مازاد عربستان سعودی شدند.

دوم اینکه حجم تحریم‌ها بر ایران که توسط اتحادیه اروپا و آمریکا تحمیل شده به قدری پیچیده است که حتی انجام تجارت مجاز را نیز دشوار کرده است. اکنون مردم نظریه‌های موشکافانه فراوانی را ارائه‌ می‌دهند که چرا تحریم‌ها بر یک تولیدکننده اصلی نفت، منابع تامین نفت و قیمت آن را تحت تاثیر قرار داد به‌رغم اینکه کارشناسان تلاش بسیار کرده بودند که این گونه نشود. انتظار داشته باشید که واژگانی مانند بازار آینده، پوشش سرمایه و مدیران مالی را زیاد بشنوید، ولی توضیح واقعی بسیار ساده است.

«کارشناسان» نمی‌دانند که چه کار می‌کنند. فکر می‌کنند که می‌دانند و حتما می‌خواهند ما هم این‌طور فکر کنیم، ولی آنها مشکلی دارند: مساله‌ای که آنها با آن درگیرند این است که اجازه دسترسی به اطلاعاتی را که نیاز دارند تا برنامه‌ای مدون طراحی کنند که نتایج مورد نظرشان را به دست آورند، ندارند. آنها به اندازه موی سرشان اطلاعات دارند ولی آنچه که بیش از اطلاعات لازم دارند، را ندارند و هیچ راهی هم برای دستیابی به آن وجود ندارد.

 

مشکل مردم هستند

روب گولدبرگ3 کار را آسان کرد. اوفقط مجبور شد یکسری اشیاي بی‌جان را آماده کند و گهگاه طوطی‌ای بیاورد تا ابزار حل مساله خود را بسازد. کارشناسی که سعی می‌کند تحریم‌ها را جوری طراحی کند تا فقط به ایران آسیب برساند و نه به مصرف‌کنندگان نفت، بایستی با مردم سروکار داشته باشد. به نظر می‌رسد او همان‌طور که آدام‌اسمیت در کتاب نظریه احساسات اخلاقی4 نوشته است، تصور می‌کند می‌تواند اعضاي مختلف یک جامعه بزرگ را به راحتی کنار هم بگذارد همان‌طور که مهره‌های شطرنج را روی صفحه می‌چیند. او در نظر نمی‌گیرد که مهره‌های شطرنج حرکتی از خود ندارند تا زمانی‌که دستی آنها را به حرکت درآورد. ولی در صفحه شطرنج جامعه انسانی هر یک از مهره‌ها حرکت خاص خود را دارد، متفاوت با آنچه که قانون‌گذار برای آنها مشخص می‌کند.

‌ هایک5 مشابه این را در سخنرانی مراسم نوبل 1974 در ذهن داشت، «وانمود به داشتن شناخت»: «در بررسی پدیده‌های پیچیده‌ای مانند بازار، که بستگی به عملکرد افراد زیادی دارد، تمامی شرایطی که نتیجه را مشخص می‌کند کاملا شناخته شده یا مشهود نخواهد بود.»

عکس این حالت همین است که‌ هایک آن را «تعصب علمی» نامید یا «این خرافات که فقط مقادیر مشهود و قابل سنجش دارای اهمیت هستند.» ‌هایک می‌گوید: «این خطای بزرگی است.» بر عکس بر اساس این «وانمود به داشتن آگاهی و شناخت» ادعاهای زیادی مطرح شده است تحت عنوان روش علمی‌تر فعالیت‌های انسانی و تمایل برای جایگزین کردن فرآیند‌های طبیعی توسط «کنترل آگاهانه انسانی»، به عبارتی «خطا» موجب ایجاد تمایل به استبداد در برابر آزادی که همان اصل برده‌داری در برابر اصل مالکیت است می‌شود.

 

انتظارات

اقتصاددان اتریشی، شاگرد‌ هایک، به نام لودویک لاکمن6 عامل مهم و حساسی را شرح داده است که فراتر از آن چیزی است که اسمیت «مرد سیستم»7 نامیده است: انتظارات مردم. لاکمن توضیح داده که عمل کردن یعنی دنبال کردن هدفی که در دل یک طرح برای آینده است. برنامه‌های فرد عمدتا مرتبط با انتظارات اوست. ولی انتظارات اطلاعاتی نیستند که بوروکرات‌ها(کارمندان) در اختیار داشته باشند. بلکه مساله‌ای شخصی، نامعلوم و نامشخصند. تحریم یک رژیم که برای حصول هدف دقیقی تنظیم شده است باید شکست بخورد زیرا طراح نمی‌تواند پیش‌بینی کند افراد- صاحبان سرمایه و مصرف‌کنندگان – در مواجهه با وضعیت‌ها چه انتظاراتی خواهند داشت.

دو نفر در موقعیت و وضعیت مشابه ممکن است انتظارات متفاوتی داشته باشند. لاکمن در کتاب «نقش انتظارات در اقتصاد به عنوان علوم اجتماعی» نوشت: هر تجربه‌ای قبل از تبدیل به انتظار بايد در ذهن انسان از «فیلتری» عبور کند و ویژگی این فرآیند است که نتیجه را غیر قابل پیش‌بینی می‌کند. مسلم است که بوروکرات‌ها (کارمندان) شکست می‌خورند.

هایک سخنرانی خود را با یک درس اخلاقی و رک‌گویی عجیب خاتمه می‌دهد:

شناخت محدودیت‌های (حدومرزهای) غلبه‌ناپذیر دانش فرد بايد به او درس تواضع و فروتنی بدهد تا بتواند او را در برابر همدست شدن با تلاش ویرانگر انسان برای کنترل جامعه محافظت کند، تلاشی که نه تنها او را نسبت به دوستانش مستبد می‌کند بلکه از او یک ویرانگر تمدن بشری می‌سازد که هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کند که در اثر تلاش آزادانه میلیون‌ها فرد به وجود آمده است.

 

پاورقي:

1- Of Mice and Men- Robert Burns

2- Intelligence Community

3- Rube Goldberg

4- The Theory of Moral Sentiments

5- F.A. Hayek

6- Ludwig Lachmann

7- The man of system

 

 

منبع: فری من آنلاین

نقل از دنیای اقتصاد

 

 

برگزاری اجلاس کشورهای غیر متعهد در تهران فرصتی به ایران داده تا تلاش خود را برای دور زدن تحریمهای اقتصادی بیشتر کند. از یک طرف وزیر نفت ایران صحبت از فروش نفت به این کشورها می کند و از طرف دیگر مسئولان اقتصادی ایران حرف از تاسیس بانک مشترک، پول مشترک و بازار مشترک می زنند. اما تشکیل این نهادهای اقتصادی درقالب جنبش غیرمتعهدها چقدرعملی است و این کشورها چقدر می توانند به ایران در دورزدن تحریمها کمک کنند؟

امیر پایور گزارش می دهد.

 
بانكداري اسلامي همان اهداف بانكداري متداول دنيا را دنبال مي‌كند با اين تفاوت كه ادعا مي‌شود عمليات بانكداري در اين بانك‌ها براساس فقه معاملات اسلامي صورت مي‌گيرد.
مهم‌ترين اصل در بانكداري اسلامي تقسيم سود و زيان حاصل از معامله و پرهيز از پرداخت ربا يا همان بهره پول است.

عمومي‌ترين مفاهيم مورد استفاده بانكداري اسلامي شامل مضاربه (تقسيم سود)، وديعه (به امانت گذاردن)، مشاركت (سرمايه‌گذاري مشترك)، مرابحه (قرارداد مبتني بر قيمت تمام شده) و اجازه به شرط تمليك (ليزينگ) است.

در يك قرارداد رهني به جاي اينكه براي خريد يك كالا، وام در اختيار خريدار قرار بگيرد، بانك‌ها خود اقدام به خريد كالا مي‌كنند و آن را دوباره به خريدار مي‌فروشند و وجه آن را به صورت قسطي دريافت مي‌كند.
البته در اين معامله سودي و يا جريمه‌اي دريافت نمي‌شود.

به منظور جلوگيري از هر گونه قصور در اين زمينه بانك اقدام به دريافت وثيقه مي‌كند.
كالا يا ملك مورد معامله از آغاز به نام خريدار ثبت مي‌شود. اين كار مرابحه نام دارد.

يكي ديگر از مفاهيم در انجام معاملات اسلامي اجاره و اقتنا نام دارد كه مشابه ليزينگ مستغلات است.
وام بانك‌هاي اسلامي براي خريد وسائل نقليه نيز شيوه مشابهي از ليزينگ است كه وسيله نقليه را با قيمتي بالاتر از قيمت معمول به خريدار مي‌فروشد اما مالكيت خودرو را تا پايان مدت اقساط وام حفظ مي‌كند.

نوعي ديگر از انواع تسهيلات بانك‌هاي اسلامي پرداخت وام به شركت‌ها با نرخ بهره شناور است.
نرخ بهره شناور به عنوان نرخ بازده ويژه يك شركت به حساب مي‌آيد. به علاوه اينكه سود بانك دقيقا برابر با سود خود شركت خواهد بود.
اين فرم از مفاهيم خدمات بانكداري اسلامي مشاركت نام دارد كه بانك تامين‌كننده منابع مالي و شركت پديده آورنده و مجري پروژه است كه در پي يك طرح اقتصادي به سرمايه‌گذاري مشترك مي‌پردازند.
بنابراين اين سود و زيان نيز به طور مساوي بين آنها تقسيم مي‌شود و شركت نبايد در صورت شكست در پروژه هزينه‌ها و زيان را برعهده گيرد.

مركز مشاوره شريعت اسلامي
بانك‌ها و موسسات اسلامي كه به ارائه خدمات و توليدات بانكداري اسلامي مي‌پردازند. به تاسيس يك كميته مشاوره بانكداري اسلامي نيازمندند.
هدف از تاسيس اين كميته اطمينان از اجراي احكام شريعت اسلامي در قراردادها و معاملات بانكي است.

عقود مختلف در بانكداري اسلامي

وديعه (Wadiah)
در عقد وديعه بانك به عنوان يك محافظ و معتمد براي سپرده‌گذاري در نظر گرفته مي‌شود.
در بانكداري اسلامي هر شخص مي‌تواند پول خود را به صورت وديعه نزد بانك به امانت بسپارد و هر گاه كه خواست مي‌تواند آن را بدون كم‌وكاست دريافت كند.
به اين سپرده سودي تعلق نمي‌گيرد و در مقابل بانك با صلاحديد خود صاحب سپرده براساس ميزان استفاده از سپرده هديه‌اي تقديم مي‌كند.
البته پرداخت اين هديه از سوي بانك نيز هيچگاه تضمين نمي‌شود اما بانك تلاش مي‌كند براي پاداش دادن به سپرده‌گذار براساس طول يك دوره سپرده‌گذاري هديه‌اي به وي بدهد.

مرابحه Murabaha
مرابحه از نظر لغوي به معني توافق دوطرفه براي سود يك معامله است. مرابحه قراردادي است كه براساس آن فروشنده هزينه و سود مورد انتظار خود را اعلام مي‌كند.
بانكداري اسلامي اين نوع قرارداد را به عنوان يكي از تكنيك‌هاي كاري خود پذيرفته است.
به عنوان يك تكنيك مالي مشتري از بانك درخواست مي‌كند كه يك كالاي مشخص را براي وي خريداري كند و بانك با اعلام ميزان سود علاوه بر هزينه خريد به مشتري اين كار را انجام مي‌دهد.

مضاربه Muzarabah
نمونه‌اي از شراكت در استفاده از منابع مالي است كه يك طرف مسوول تامين سرمايه و يك طرف وظيفه انجام كار، تخصص و مديريت را برعهده مي‌گيرد.
هرگونه منفعت به دست آمده براساس يك توافق قبلي بين طرفين تقسيم مي‌شود در صورتي كه هرگونه زيان تنها متوجه تامين‌كننده سرمايه است.
در اين حالت بابت زيان شركت و عامل اجراي پروژه خسارتي پرداخت نمي‌شود.
در اين عقد به وام‌دهنده رب‌المال و به وام‌گيرنده مضاريب مي‌گويند. در بانكداري اسلامي تمامي سرمايه توسط بانك پرداخت مي‌شود و اجراي تجارت و مديريت آن برعهده طرف مقابل است.

در مضاربه هيچ‌گونه زياني تقسيم نمي‌شود. بانك در واقع صاحب دارايي است و عامل اجرايي به عنوان كارگر و يا كارگزار وي محسوب مي‌شود.
تقسيم سود بيشتر همانند عقد مشاركت تقسيم مي‌شود.
در مضاربه صاحب سرمايه حق مداخله در مديريت و تجارت را ندارد مسووليت اين مهم برعهده عامل اين پروژه است.
مهم‌ترين ويژگي مضاربه امكان توافق بر سر تقسيم سود به هر نسبت بين طرفين است. مضاربه مي‌تواند به صورت انفرادي و يا گروهي اجرا شود.

مشاركتMusharakah
مشاركت ارتباطي است كه برمبناي يك قرارداد همكاري تجاري دوطرفه، سود و زيان حاصل از انجام كار بين طرفين تقسيم مي‌شود.
مشاركت يك توافق است كه در آن بانك اسلامي سرمايه مورد نياز را تامين مي‌كند كه اين سرمايه با آورده ديگر طرفين قرارداد و شركت تجاري تركيب مي‌شود در اين قرارداد همه طرفين حق دارند كه در مديريت فعاليت تجاري يا صنعتي مداخله كنند اما نيازي به انجام آن نيست.
در اين عقد تجاري سود به دست آمده براساس توافق قبلي تقسيم مي‌شود اما زيان احتمالي حاصل از كار براساس نسبت آورده سرمايه تقسيم خواهد شد.

مشاركت (Partnership Financing)
اين نوع مشاركت يك توافق كلاسيك است. تمامي طرفين براي تامين مالي يك پروژه بازرگاني، صنعتي، سرمايه‌گذاري و غيره كه ريسك موفقيت آن نيز همواره وجود دارد، همكاري مي‌كنند.
ميزان سود حاصل از اين پروژه براساس توافقات قبلي بين شركا تقسيم مي‌شود، اما هرگونه زيان احتمالي براساس ميزان حق و حقوق مشاركت طرفين تقسيم مي‌شود.
در اين مشاركت يك نفر به تنهايي نمي‌تواند خسارت ناشي از عدم همكاري ديگران را متقبل شود. مديريت پروژه نيز بر عهده همه، برخي يا حتي يك نفر از اعضا خواهد بود.

مشاركت (Joint Venture)
اين نوع مشاركت به نحوي است كه دو طرف سرمايه‌هاي خود را در يك پروژه روي هم ريخته و در اجراي آن مشاركت مي‌كنند و سود و زيان حاصل از كار را به نسبت ميزان مشاركت بين يكديگر تقسيم مي‌كنند. در عقد مشاركت طرفين حق مداخله دارند، گرچه مي‌توانند از اين حق خود چشم بپوشند و از طرف خود يك نفر را مشخص كنند يا اين حق را به شريك خود تفويض كنند. در اين صورت طبيعي است كه بهره بردن از سود و يا بر عهده گرفتن ميزان خسارت نيز با توجه به نقش طرفين در پيشبرد پروژه تعريف خواهد شد.
مشــــاركت در كل به دو نوع است. يكي مشـــاركت دائــــم (Permanent Musharakah) و ديگري مشاركت تقليلي (Diminishing Musharakah) كه در ذيل توضيح هر يك ارائه شده است.

مشاركت دائم
در مشاركت دائم يك بانك اسلامي در يك پروژه مشاركت مي‌كند و براساس يك نسبت از پيش تعيين شده از سود بهره‌مند مي‌شود. مدت زمان اين قرارداد معين نشده و مي‌تواند بنا به خواسته طرفين ادامه يابد. اين تكنيك براي تامين مالي پروژه‌هاي بلندمدت مناسب است. در شرايطي كه منابع مالي مورد نياز پروژه براي يك مدت طولاني تعريف شده و به بهر‌ه‌برداري رسيدن آن ممكن است به طول بيانجامد.

مشاركت تقليلي
در اين نوع مشاركت سهم آورده شركت‌كنندگان در پروژه و سهم سود آنها بر پايه يك نسبت از پيش توافق شده تعيين مي‌شود. اما در عين حال روشي را فراهم مي‌كند كه براساس آن سهم آورده بانك در پروژه كاهش مي‌يابد و در نهايت اين سهم به مالكيت ديگر شركا در مي‌آيد.
اين قرارداد اجازه مي‌دهد كه به مرور پرداخت بيشتر و بالاتري نسبت به حق واقعي بانك صورت ‌گيرد و بانك به تدريج سود آورده خود را دريافت مي‌كند و به علاوه سرمايه اصلي و حقوق مشاركتي بانك كم‌كم كاهش مي‌يابد و پس از مدت معيني به صفر مي‌رسد و شراكت بانك پايان مي‌يابد.
شكل عقد مشاركت مالي مي‌خواهد توسط بانك‌هاي اسلامي به منظور انجام تجارت‌هاي داخلي، واردات و چاپ اوراق اعتباري مورد استفاده قرار گيرد. اين قرارداد همچنين مي‌تواند در كشاورزي و صنعت به كار گرفته شود.

مشاركت در سرمايه‌گذاري مخاطره‌آميز Musharakah Venture Capital
اين تكنيك مشاركت بين دو طرف در تامين مالي يك پروژه است. سهم سود هر يك از قبل توافقي تعيين مي‌شود اما سهم زيان احتمالي بر حسب ميزان مشاركت در طرح تعيين مي‌شود و مديريت پروژه بر عهده هر دو طرف است.

اجاره (Ijara)
معني تكنيكي اجاره فروش يك حق عمري و رقبي معين در مقابل دريافت پاداشي معين است. عموما براي اجير كردن و به خدمت گرفتن مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اجاره همچنين براي در اختيار گرفتن يك زمين در مقابل پرداخت اجاره بهاي ثابت به صورت نقدي به كار گرفته مي‌شود.
مضاربه (Muzarah) حالتي از اجاره است كه صاحب زمين با اجاره دادن آن بخشي از محصول به دست آمده را به عوض اجاره دريافت مي‌كند. همين روش نيز توسط بانك اسلامي به كار گرفته مي‌شود. بانك براساس قراردادي ساختمان، لوازم و امكاناتي مشابه را در ازاي يك اجاره بهاي توافقي به مشتري اجاره مي‌دهد. اجاره‌بها ثابت بوده آنچنانكه بانك مبلغ سرمايه‌گذاري اصلي به علاوه سود آن را كسب خواهد كرد.
لیزینگ
ليزينگ يكي از شيوه‌هاي قانونمند كسب درآمد براساس قوانين اسلامي است. در اين شيوه يك دارايي واقعي مانند دستگاه، اتومبيل، كشتي و يا يك خانه مي‌تواند از سوي موجر به مستاجر براي دوره معين در قبال قيمت معين اجاره داده شود. هزينه و منفعت در اين معامله به صور روشن و آشكار در قالب قرارداد اجاره قيد مي‌شود. از اين شيوه بانك‌هاي بسياري در كشورهاي اسلامي استفاده مي‌كنند. بانك توسعه اسلامي (IDB)،‌ بانك اسلامي مالزي و تعدادي از بانك‌هاي تجاري در پاكستان اين شيوه را به‌كار مي‌گيرند.
براساس قرارداد اجاره يا ليزينگ يك بانك اسلامي يك دارايي را براساس مشخصات و خواسته‌هاي مشتري خريداري مي‌كند و آن را با توافق طرفين ضمن تعيين مدت اجاره و ميزان اجاره به مشتري اجاره مي‌دهد. مشخصات و طبيعت دارايي مورد اجاره نيز به هنگام تعيين اجاره و زمان اجاره مورد نظر قرار مي‌گيرد. در طول مدت ليزينگ مالكيت دارايي در اختيار اجاره‌دهنده (بانك) است. بانك اين حق را دارد كه اين مالكيت را به اجاره‌كننده (مستاجر) انتقال دهد. در پايان مدت اجاره دارايي مجددا به بانك تحويل داده مي‌شود.

اجاره به شرط تمليك (Lease to Purchase)
ليزينگ در معاملات مالي اسلامي از ظرفيت‌هاي بسياري برخوردار است و بانك‌هاي اسلامي شيوه‌هاي مختلف آن را به مرور تجربه كرده و به كار مي‌گيرند. توافق خريد اجاره يكي از اين نمونه‌ها است. براساس اين توافق كه به اجاره به شرط تمليك، فروش اقساطي يا «اجاره و الاقتناء» نيز معروف است، مورد اجاره در پايان دوره ليزينگ به تملك مستاجر در مي‌آيد و مبالغ پرداختي اقساط به جاي اجاره (سود سرمايه) و همچنين اصل سرمايه محسوب شده و در پايان، مالكيت اجاره‌دهنده (بانك) سلب مي‌شود.
از اين روش عمدتا براي خريد منزل و اتومبيل استفاده مي‌شود.

قرض‌الحسنه (Qars aL hasana)
قرض‌الحسنه يك وام با فضيلت است. وام قرض‌الحسنه با شرط اينكه در پايان دوره به هيچ عنوان مبلغي به آن اضافه نشود، پرداخت مي‌شود. اين وام بدون بهره براي اهداف خيريه يا برطرف كردن نيازهاي سرمايه‌گذاري‌هاي كوتاه‌مدت اعطا مي‌شود. قرض گيرنده موظف است كه تنها اصل مبلغ وام را بازگرداند. اين وام فقط مخصوص افراد نيازمند است و پاداش پرداخت اين وام نزد خداوند است.
بانك‌هاي اسلامي در ارائه اين وام به روش‌هاي مختلفي عمل مي‌كنند. برخي از اين بانك‌ها وام قرض‌الحسنه را صرفا براي سرمايه‌گذاري در خود بانك به متقاضيان ارائه مي‌دهند. برخي ديگر به همه مشتريان اين وام را پرداخت مي‌كنند. برخي از بانك‌ها اين وام را صرفا به دانشجويان نيازمند و ديگر بخش‌هاي اقتصادي ضعيف جامعه مي‌دهند. توليدكنندگان كوچك، كشاورزان و شركت‌هايي كه قادر نيستند از منابع ديگر نقدينگي مورد نياز خود را تامين كنند از متقاضيان اين وام‌ها هستند.

صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي
صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي يكي از بخش‌هايي است كه در نظام مالي اسلامي به سرعت رشد كرده است. در سراسر دنيا تقريبا 100صندوق سرمايه‌گذاري اسلامي وجود دارد. جمع كل دارايي‌هاي مديريت شده در اين صندوق‌ها نزديك به 5ميليارد دلار است كه سالانه 12 تا 15درصد نيز رشد مي‌كند. نظر به علاقه روزافزون به بانكداري اسلامي، تعداد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري روزبه‌روز بيشتر مي‌شود. در كشورهاي غربي نيز بانكداري اسلامي علاقه‌مندان زيادي پيدا كرده است.
با وجود اين موفقيت‌ها، برخي از نيازهاي سرمايه‌گذاران در اين بازارها برآورده نشده و تعدادي از اين صندوق‌ها بسته شده است.

اغلب اين صندوق‌ها دارايي‌هاي شخصي، دارايي موسسات تعاوني و سرمايه‌گذاري‌هاي كوچك را مورد هدف قرار داده‌اند كه بين 50هزار تا يك‌ميليون دلار را شامل مي‌شود.
بازارهاي هدف براي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي متفاوت هستند. برخي از آنها سرمايه‌هاي بازارهاي محلي كشور مالزي و برخي ديگر سرمايه‌هاي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را هدف قرار داده‌اند. برخي ديگر به سرمايه‌هاي خاورميانه چشم دوخته‌اند. در عين حال برخي از آنها براي عدم توفيق در دستيابي به بازارهاي محلي و موفق نشدن در جذب سرمايه‌هاي جوامع اسلامي مورد شماتت قرار گرفته‌اند.
از آغاز به‌كار صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي در دهه 1990، شاهد ايجاد شاخص سهام اعتباري به وسيله شاخص بازار اسلامي داوجونز و سري شاخص جهاني اسلامي FTSE بوده‌ايم.

وب‌سايت failaka.com شرح فعاليت صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اسلامي و فهرستي از اين صندوق‌ها را در سراسر جهان ارائه كرده است.

فلسفه بانكداري اسلامي
شريعت اسلامي تنها ربا (بهره) را حرام اعلام كرد، اما ساير درآمدهاي سرمايه را ممنوع نكرده است. به عبارت ديگر هر گونه پيش‌شرط براي انتفاع از اصل سرمايه و بدهي ممنوع اعلام شده است. براساس اصول اسلامي شيوه اجرايي و به‌كارگيري سرمايه در يك پروژه و موارد ايجاد شغل از اهميت ويژه برخوردار است.
با الهام از آيه 275 سوره دوم قرآن كريم، سوره بقره ممنوعيت كار و درآمد بدون ريسك موجب مي‌شود كه فعاليت‌هاي مالي در اسلام دارايي‌هاي واقعي با ارزش افزوده همراه باشد.

بانكداري اسلامي بر تقسيم ريسك، دادوستد فيزيكي كالا، درگيري مستقيم با تجارت و كار، اجاره و قراردادهاي ساختماني با استفاده از عقود مختلف شرعي استوار است، همچنين بانكداري اسلامي با مديريت دارايي به منظور افزايش درآمد عمومي است. تقسيم ريسك و مديريت آن براي دستيابي به حاكميت مشاركت و همكاري در انجام پروژه‌ها يكي از اهداف بانكداري اسلامي است.

سود در اسلام پاداش نام دارد و فعاليت‌هاي مبتني بر تقسيم ريسك و استفاده از منابع براي بالابردن ارزش سرمايه مجاز شمرده شده است.
معاملات مالي مجاز از سوي شريعت اسلامي بايد مبتني بر ارائه كالا، خدمات و منافع باشد. اين سياست براي برخورد و تعامل بهتر سياست‌هاي پولي و مالي و ايجاد نظم بيشتر مورد توجه قرار دارد.

به‌علاوه اسلام اجاره دارايي و حق عمري و رقبي و دريافت اجاره‌بها را مجاز دانسته است

منبع :دنیای اقتصاد

 

در خبرها آمده است که دولت از به تعلیق درآمدن کمک‌های صندوق وجهی بین‌المللی پول به افغانستان ابراز نگرانی کرده و اعلام کرده است که این موضوع باعث کندی روند بازسازی افغانستان می‌شود. در همین خبرها و گزارش‌ها اضافه شده که وزارت مالیه خبر داده است که کمک‌های شماری از سازمان‌ها و کشورهای کمک‌کننده که از طریق صندوق بین‌المللی پول اجرا می‌شد، در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است و وزارت احیا و انکشاف دهات، از تعلیق کمک‌های صندوق بین‌المللی پول ابراز نگرانی کرده، گفته است، قطع کمک‌های این صندوق، تاثیر منفی بر زندگی هشتاد درصد از مردم افغانستان در روستاهای کشور می‌گذارد.
خبرها نشان می‌دهد که بحران کابل‌بانک باعث گردیده است تا چشم‌انداز منفی و نگران‌کننده از تاثیرات منفی آن بر زندگی مردم به‌وجود بیاید، درحالی‌که این بحران توسط عده‌ای خاصی به‌وجود آمده که اگر کمک‌های بین‌المللی نیز قطع گردد، بر زندگی آنان هیچ اثری نخواهد داشت.
این قابل توجه می‌باشد که در افکار عمومی بیشتر از این‌که به عوامل ورشکستگی یا بحران کابل‌بانک و بررسی مسوولیت افراد و اشخاصی که در این ماجرا دست داشته‌اند، توجه صورت گیرد، به عدم توجه صندوق بین‌المللی پول به نیازمندی‌های مردم افغانستان تمرکز می‌گردد.
وقتی خبر با این عنوان به نشر می‌رسد که نهادهای دولتی افغانستان نسبت به عواقب منفی تعلیق کمک‌های صندوق بین‌المللی پول بر زندگی مردم افغانستان نگران هستند، اما در این ‌باره که دولت چه کاری در راستای حل بحران کابل‌بانک و تحصیل مجدد پول این بانک انجام داده است، چیزی گفته نمی‌شود، به این معنا است که دولت به جای این‌که به مسوولیت خود در برابر مردم در جهت زمینه‌زدایی مشکلات توجه کند، در راستای توجیه بی‌توجهی‌های خود و جلب توجه مردم به مسایل جانبی می‌باشد.
این درحالی است اگر به موضوع تعلیق کمک‌های صندوق بین‌المللی پول و عدم بررسی سریع و موثر بحران کابل‌بانک، دقت شود، روشن می‌گردد که در واقع این عوامل داخلی بوده است که باعث گردیده تا کمک‌های صندوق بین‌المللی پول به حالت تعلیق درآید و مردم افغانستان از آن متاثر شوند. بسیار روشن است که اگر کابل‌بانک گرفتار مشکل نمی‌شد و اگر بر اساس قواعد و مقررات موجود در نظام مالی و بانکی کشور، نظارت درست بر کارکرد این بانک و انتقالات پولی آن صورت می‌گرفت، اساسا بحرانی بوجود نمی‌آمد تا زمینه و یا حتا بهانه برای تعلیق کمک‌های صندوق بین‌المللی پول ایجاد شود.
صندوق بین‌المللی پول (IMF) به عنوان یکی از سازمان‌های مالی و پولی بین‌المللی، در چارچوب بعضی از اصول مبتنی بر قواعد و نظام حقوقی حاکم بر سازمان‌های مالی و پولی بین‌المللی کار می‌کند. بر اساس برخی از این اصول و قواعد حقوقی، کشورهایی که توقع همکاری از صندوق وجهی بین‌المللی و یا انتظار برخورداری از امتیازات داشت از این سازمان را دارند، بایستی حد‌اقل در راستای اجرای قواعد حقوقی حاکم بر نظام مالی داخلی خود حاکمیت داشته باشند و به عبارت ساده‌تر بتوانند قوانین داخلی خود را در عرصه‌ی پولی و مالی به اجرا در بیاورند.
بحران کابل‌بانک و نحوه‌ی رسیدگی که از سوی دولت صورت گرفت، این شک و تردید را ایجاد کرد که دولت افغانستان در عرصه‌ی اجرای قوانین داخلی خود در بخش مالی و پولی، شفاف برخورد نمی‌کند. بر اساس معلوماتی که در رابطه با کابل‌بانک در رسانه‌ها منتشر شده، حد اقل این موضوع قابل برداشت می‌باشد که در بانک مرکزی افغانستان کمیته یا نهادی برای مراقبت از بانک‌های خصوصی وجود دارد و احتمالا برای همین کار نیز از بودجه‌ی عمومی یا ثروت ملی برای انجام این ماموریت هزینه می‌شود. وقتی در چنین حالتی نظارت صورت نمی‌گیرد و یکی از عمده‌ترین بانک‌های خصوصی، گرفتار مشکل مالی می‌گردد، عدم اعتنا به قوانین و یا حداقل مقرره‌های داخلی در عرصه پولی و مالی هویدا می‌شود. طبیعی است که این عدم اعتنا باعث ایجاد شک و تردید در نزد سازمان‌های مالی و پولی بین‌المللی که با افغانستان تعاملات پولی دارند، می‌گردد.
صندوق بین‌المللی پول، بعد از بروز بحران مالی در کابل‌بانک، کمک‌های خود به افغانستان را به حالت تعلیق در آورده، اعلام کرده است که تا زمانی که موضوع کابل‌بانک روشن نشود، به افغانستان کمک نخواهد کرد. از سوی دیگر گفته می‌شود که صندوق بین‌المللی پول خواستار تحقیقات شفاف در مورد بحران کابل‌بانک شده است.
با این‌که از سوی دولت، کمیسیونی برای تحقیق در مورد بحران کابل‌بانک تشکیل شده است و اخیرا روسای پیشین کابل‌بانک که به بیرون‌کشیدن پول نقد از این بانک متهم شده، بازداشت گردیده‌اند، اما این تحقیقات گویا برای صندوق بین‌المللی پول قناعت‌بخش نبوده است.
بعد از آن‌که عبدالقدیر فطرت رییس دافغانستان بانک با خروج از کشور، در امریکا استعفای خود را اعلام کرد، از سوی لوی‌سارنوالی اعلام گردید که وی تحت تعقیب قرار داشته، حتا گفته شده که یکی از موارد اتهامی نسبت داده شده به آقای فطرت، عدم توجه به نظارت از کابل‌بانک بوده است. اما از آنجایی که طرح اتهام بعد از خروج از کشور به برخی از مقامات در افغانستان به یک شیوه و روش و قاعده‌ی عملی در آمده است، طبیعی است که این طرح اتهام، نمی‌تواند نه افکار عامه در سطح داخلی را قناعت دهد و نه خواهند توانست باعث ایجاد اعتماد در نزد صندوق بین‌المللی پول گردد.
برای بسیاری‌ها این سوال وجود دارد که چرا نهادهای عدلی و قضایی تا زمانی که آقای فطرت در کابل حضور داشت، تدابیری را برای جلوگیری از گریز احتمالی وی به اجرا نگذاشته‌اند.

 


به گزارش Karen Zarindast خبرنگار بی بی سی، موج تازه ای از بانکنوتهای جعلی افغانی و دالر آمریکایی بزرگترین بازار تبادله اسعار در کابل «سرای شهزاده» را تهدید میکند.
براساس این گزارش، معامله گران بازار اسعار میگویند، جعلکاری ها در اسکناس (بانکنوت) های دالر و افغانی آنقدر دقیق است که شناسائی آنها حتی با ماشینهای پیشرفته نیز بسیار مشکل است.

ادامه مطلب...  

همه ما بار ها با دستگاه خودپرداز کار کردیم . ببینیم چگونه کار میکنند

 

 

منبع:» http://www.iranvij.ir/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-atm-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%9F-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D8%A2.html

 

در گفت‌وگو با دكتر فرهاد نيلي بررسي شد

آسیب‌شناسی سیاست‌های نظارتی بانک مرکزی در گفت‌وگو با دکتر فرهاد نیلی
سیاست‌های پولی باید قاعده‌مند و قابل پیش‌بینی باشد
تهیه‌و تنظیم: مهدی نوروزیان
سنت برگزاري همايش در زمينه سياست‌هاي پولي 22 ساله شد.22 سال شايد در عرصه زندگي، جواني و تازگي را متبادر كند؛ اما در عرصه فكري براي حل مسائل بنيادين اندك زماني صرف نشده است. همايش بیست و دوم بهانه‌اي شد تا با فرهاد نيلي رييس پژوهشكده پولي و بانكي گفت‌و‌گويي داشته باشيم كه به آسيب‌شناسي جريان طي شده ‌بپردازد. فرهاد نيلي معتقد است: واكاوي اين دليل يك رنج‌نامه است. مشاور رييس كل بانك مركزي در كنار اين بحث به جايگاه نظارت در نظام بانكي پرداخت.
همايش بيست و دوم يك تفاوت اساسي با همايش‌هاي قبلي دارد و آن اينكه بيست و يك همايش قبلي روي سياست‌هاي پولي و ارزي متمرکز بود اما در اين همايش بحث نظارت‌هاي احتياطي مطرح شد. انتخاب اين موضوع به مسائل سال قبل باز مي‌گردد يا يكسري عوامل ديگر را در بر گرفته است؟
ادامه مطلب...  

آيا بهره بانكى همان رباست؟ (1)

آقاى موسى غنى‏نژاد در مقاله‏اى تحت عنوان «تفاوت ربا و بهره بانكى‏» (*) سعى در اثبات اين نظريه دارند كه دو مقوله ياد شده ماهيتا با يكديگر متفاوت بوده و ربطى به هم ندارند; تا از اين طريق مجوز فعاليت‏بانكهاى مبتنى بر نظام بهره را فراهم كنند. البته تلاش صادقانه ايشان براى آشتى دادن ميان اثرات مخرب اجتماعى‏اقتصادى ربا و نفى شرعى‏اخلاقى آن از يك طرف، و ضرورت جلوگيرى از احتكار پس‏اندازها از طريق دادن پاداشى تحت عنوان بهره بانكى از طرف ديگر، قابل فهم است. اما به نظر مى‏رسد كه ايشان در اين راه به خطا رفته‏اند و در صورت موفقيت راه‏حل پيشنهادى ايشان، ما در نهايت، در راه كشورهاى غربى قدم نهاده‏ايم; كه اين نمى‏تواند مطلوب ما باشد. در اين مقاله نشان داده خواهد شد كه هيچ فرقى بين ربا و بهره بانكى وجود ندارد و تنها تفاوت اين دو، شكل سازمان يافته بهره بانكى است كه بانكها در آن، نقش واسطه را بازى مى‏كنند.
به خاطر محدوديت در پرداختن به تمامى موضوعات ياد شده، در اين نوشتار فقط به نكات اصلى پرداخته، اميدواريم كه در فرصتهاى بعدى امكان نقد جامع‏تر مقاله فوق فراهم آيد.

وجود عرضه و تقاضا بيانگر تحقق بازار است

ايشان در مقام بيان فرق بين اقتصادهاى پيشين و اقتصاد مدرن مى‏نويسند:
«در اين جوامع [ جوامع پيشين] تقاضا و بازار براى سرمايه، به مفهوم اقتصادى آن، اساسا وجود نداشت. به عبارت ديگر، آن كاركرد اقتصادى و اجتماعى مهمى را كه سرمايه در نظامهاى اقتصادى جديد دارد، اندوخته‏هاى پولى در دنياى قديم عملا نداشتند.»
در جاى ديگر مى‏نويسند:
«از لحاظ اقتصادى، سرمايه، كه ريشه در پس‏انداز دارد، وسيله‏اى براى بالا بردن توان توليد است. پس‏انداز به معنى امساك از مصرف آنى است كه مى‏تواند منشا شكل گرفتن سرمايه باشد. مصرف، به عنوان هدف نهايى توليد، عبارت است از برآورده كردن خواسته‏هاى بشرى. واضح است كه از تعاريف فوق نبايد اين استنباط را كرد كه سرمايه تنها وسيله افزايش توانايى توليدى است، يا اين كه هرگونه امساك از مصرف (پس‏انداز) ناگزير به تشكيل سرمايه منجر مى‏گردد. پس‏انداز زمانى به سرمايه تبديل مى‏شود كه هدف نهايى آن در جهت فعاليتهاى توليدى باشد.»
ايشان همان‏گونه كه در نقل‏قولهاى ياد شده مطرح كرده‏اند، وجود هر نوع بازار سرمايه را در گذشته نفى مى‏كنند. در اينجا بايد به اين سؤال پاسخ داده شود كه ريشه پولهاى رباخواران آيا غير از پس‏انداز بوده است كه در اثر درآمد از ربا و رباى مركب، به شكل تصاعدى بر آن افزوده شده است. اصولا آن كسى مى‏تواند پول قرض دهد كه بيش از نياز خود، پول در اختيار داشته باشد; و اين اصل عام چه درگذشته و چه در حال تغييرى نكرده است. در شرايطى كه شخصى عرضه‏كننده پول است و شخص ديگرى متقاضى آن، آيا اين خود به تنهايى نشان‏دهنده موجوديت‏بازار پول (سرمايه) نيست؟ و اگر اين را بازار پول نمى‏توان نام نهاد، مقاله ياد شده در نام‏گذارى اين رابطه كوتاهى كرده است. شايد طبق تعريف ايشان، وام ربوى براى افزايش توليد نبوده است. در اينجا اين سؤال مطرح است كه دلايل شخص متقاضى براى گرفتن وام چه بوده است. آيا در گذشته، افراد براى خريد مصارف لوكس و غيرتوليدى مقروض مى‏شده‏اند؟ آيا كشاورزانى كه با حداقل شرايط معيشتى بايد ادامه حيات مى‏دادند و تا زمان برداشت محصول مجبور به اخذ وام مى‏شدند، براى مصارف غيرضرورى وام مى‏گرفتند؟
آيا اصولا وامى كه كشاورزان مى‏گرفتند جهت تداوم و بالا بردن توليد بوده است; چه، در غير اين صورت ناچار به ترك زمين بودند و اين افت توليد را به دنبال داشته است؟ اتفاقا در حال حاضر اخذ وام براى مصارف لوكس، بيشتر رايج است تا در گذشته. در حال حاضر در كشورهاى صنعتى اخذ وام براى مصارف غيرضرورى از قبيل مسافرت، خريد اتومبيل جديد، تغيير مبلمان و... كه كاملا جنبه لوكس دارند، امرى كاملا عادى است. ما چنين وضعيتى را جز در ريخت و پاشهاى پادشاهان و حكام خودكامه در گذشته نمى‏شناسيم و عملا هم وجود نداشته است. اين شيوه كه در اثر تبليغات وسيع صورت مى‏گيرد، زندگى مردم كشورهاى صنعتى بخصوص امريكا را مختل كرده است. هركسى مى‏تواند خود شاهد زندگى اسف‏بار امريكاييان باشد. شيوه زندگى ايرانيان مقيم امريكا كه گه‏گاه در مطبوعات هم انعكاس پيدا مى‏كند، خود شاهد اين مدعاست و تمامى كسانى كه براى ديدار اقوامشان به آنجا مسافرت مى‏كنند، شاهد اين ماجرا هستند. آنان براى خريد خانه، اتومبيل، لباس و... به مقدار هنگفتى مقروض مى‏باشند و هيچ راه ديگرى جز كار كردن زن و شوهر به مدت طولانى در روز و حتى در ايام تعطيل برايشان باقى نمى‏ماند و عملا افراد خانواده بندرت همديگر را مى‏بينند. در كشور آلمان بين سالهاى 1960 تا 1993 مقدار وامهاى مردم براى امور مصرفى 45 برابر شده است ،در صورتى كه در همين زمان حقوق نيروى انسانى فقط 8 برابر شده است. (1)
اگر سرمايه به شكل امروزى آن را تنها دليل رشد توان توليد بدانيم بايد به اين دو پرسش پاسخ دهيم: 1.چگونه رشد تقاضا براى كالا و خدمات در اثر رشد جمعيت كه هميشه وجود داشته، برطرف مى‏شده است؟ 2.چگونه مى‏توان رشد كيفى و بالا رفتن استانداردهاى زندگى را كه در تمام دوران تاريخ شاهد آن بوده‏ايم، توضيح داد؟
اگر بپذيريم كه در گذشته پس‏اندازى صورت نمى‏گرفته و به همين خاطر سرمايه‏اى وجود نداشته، نرخ رشد توليد بايد صفر مى‏بوده و اين به معناى عدم تغيير در سطح زندگى از لحاظ كمى و كيفى بوده است، و اين امر با واقعيات تاريخى مطابقت ندارد. با تعريف ايشان، انسانها بايستى هميشه در غار زندگى مى‏كردند و با شكار زندگى خود را مى‏گذراندند و فرهنگهاى باشكوه گذشته مانند ايران، چين، مصر، يونان و... محلى از اعراب نداشتند.

پس‏انداز امرى فطرى است

ايشان مى‏نويسند:
«شايد علت اين كه فيلسوفان باستان ربا را محكوم مى‏كردند در همين نكته نهفته باشد; يعنى هيچ توجيه اخلاقى، از جهت‏سياسى، اجتماعى يا اقتصادى براى آن پيدا نمى‏كردند، در حالى كه نتايج زيانبخش آن به صورت ستمى كه بر وام‏گيرندگان مى‏رفت‏برايشان آشكارا قابل مشاهده بود.»
و در جاى ديگر مى‏نويسند:
«بنابراين، از يك اقتصاد معيشتى بسته، مانند اقتصاد جوامع روستايى يا عشايرى خودكفا، كه توليدكنندگان علاوه بر توليد كالاهاى مصرفى مورد نياز خود، ابزار ابتدايى توليدشان را نيز خود توليد مى‏كنند، تقاضا براى سرمايه و به طريق اولى بازار سرمايه عملا وجود ندارد. در چنين جوامعى كه بازدهى توليد در سطح بسيار پايينى قرار دارد، امكان پس‏انداز نيز بسيار اندك است و در نتيجه امكان تشكيل سرمايه نيز فوق‏العاده محدود مى‏باشد.»
مطمئنا فيلسوفان قديم اصل وام‏دهى را محكوم نمى‏كرده‏اند و حتما آن را از نظر عقلانى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى براى بالا بردن توان توليد لازم و ضرورى هم مى‏دانستند و فقط با اصل ربا مخالفت مى‏كردند.
اصولا حيات جوامع انسانى بدون پس‏انداز كردن و وام‏دادن نمى‏تواند تداوم داشته باشد. از دوران سه‏گانه زندگى يك انسان كودكى، جوانى، كهولت فقط در دوران جوانى انسان مى‏تواند به كار و فعاليت دست‏بزند و در اين دوران بايستى آن مقدار درآمد و پس‏انداز داشته باشد كه دوران كهولت او را هم كفايت كند.
تداوم قرارداد نسلها بدون پس‏انداز و وام دادن به يكديگر غير ممكن است. ضرب‏المثل «ديگران كاشتند و ما خورديم، ما مى‏كاريم تا ديگران بخورند» خود دليل بارز اين اصل عام و جهانشمول است. بنابراين فعاليت دوران جوانى، خود نوعى سرمايه‏گذارى براى دوران پيرى است كه هزينه تربيت فرزندان هم بخشى از آن است; كه امروزه به شكل بيمه بازنشستگى تجلى يافته است. بنابراين وام‏دادن و پس‏انداز كردن در تمامى دوران حيات انسان امرى لازم و ضرورى و حياتى مى‏باشد. همچنين به اين اصل بايستى ضروريات ديگر را نيز اضافه كرد; مانند بيمارى، حوادث غير مترقبه و.... بدين ترتيب انسان، ناگزير و به‏طور غريزى به پس‏انداز كردن روى مى‏آورد و اتفاقا اين رفتار در شرايطى كه هيچ‏گونه سيستم رفاه اجتماعى وجود نداشته، بسيار قوى‏تر از امروزه بوده است. ما حتى در طبيعت‏شاهد اين نوع رفتار در بسيارى از حيوانات هستيم كه براى دوران سخت زمستان آذوقه ذخيره مى‏كنند. چطور مى‏توان انسان را كه داراى عقل، شعور و فكر است و توانايى پيش‏بينى حوادث آينده را دارد، از اين رفتار حياتى مستثنا دانست؟ با توجه به مطالب ياد شده، بايد اين نتيجه را گرفت كه پس‏انداز امرى فطرى است و اين اصل را ما حتى در مسائل تربيت فرزندان نيز در نظر مى‏گيريم. معمولا ما افرادى را كه هرچه در مى‏آوردند خرج مى‏كنند نكوهش كرده، اين نوع رفتار را ضد ارزش مى‏دانيم. بنابراين اين بانكها نيستند كه مردم را تشويق به پس‏انداز و تشكيل سرمايه مى‏كنند، بلكه بانكها با انگيزه جمع‏آورى پس‏اندازهاى مردم، كه در هر حال به اين كار اقدام مى‏كنند، و در شرايط انقلابهاى صنعتى و احتياج اقتصاد به سرمايه‏هاى كلان، به وجود آمدند. مشكل اصلى در اين امر نهفته است كه بعد از پيدايش پول، وام‏دهى شكل ربوى به خود گرفته است.

بهره نمى‏تواند فقط نتيجه توليد باشد

نظريه اصلى مقاله ياد شده در دفاع از بهره بانكى، «بالا بردن بازدهى توليد» است و همان طور كه نشان داده شد، هيچ فرقى در گذشته و حال در مورد موضوع ياد شده وجود ندارد. كشاورزى كه بايستى تا زمان برداشت محصول (توليد) صبر كند، به نوعى بايد امرار معاش كند. در غير اين صورت بايد زمين را ترك كرده (كاهش توليد) و به كارهاى ديگر بپردازد. امروزه هم بهره بانكى «درآمد قطعى و معين از قبل‏» مى‏باشد و چون به نظر نويسنده مقاله، از طريق بالا بردن بازدهى توليد به دست مى‏آيد اشكالى ندارد. حال سؤالى كه مطرح مى‏شود اين است كه، اگر به هر دليلى بازدهى بالا نرفت تكليف چيست؟ اين مساله امرى دور از انتظار نيست. در حال حاضر به خاطر بحران جهانى و ركود اقتصادى در بسيارى از نقاط دنيا، اقتصاد بسيارى از كشورها با رشد منفى توليد ملى رو به رو مى‏باشد و چنين وضعيتى همان طور كه تجربه نشان داده است، هميشه وجود داشته و خواهد داشت. با در نظر گرفتن اين واقعيت، تكليف بهره بانكى كه از قبل معين شده است، چه خواهد شد؟
براى روشن شدن موضوع به مورد مشخص اقتصاد آلمان، كه به عنوان اقتصادى نمونه در سطح جهانى است، رجوع مى‏كنيم:
طبق آمار موجود، در آلمان حدود ده هزار ميليارد مارك سرمايه‏هاى نقدى و غير نقدى وجود دارد. با احتساب نرخ بهره پايه 3 در صد (نرخ خالص بهره كه سرمايه در اشكال مختلف آن به گردش درخواهد آمد) بايد سالانه سيصد ميليارد مارك به سرمايه ياد شده تعلق گيرد. اگر رشد اقتصادى در عرض يك سال برابر 3 درصد باشد، مبلغ ياد شده به راحتى تامين خواهد شد. ولى اگر چنين رشدى به دست نيايد (كه در تمامى سالهاى دهه 1990 چنين بوده است)، از كجا بايد اين بهره از قبل تعيين شده پرداخت‏شود؟ براى ملموس شدن اين مبلغ يادآورى اين نكته ضرورى است كه سيصد ميليارد مارك حدود 15 درصد توليد ناخالص سالانه كشور آلمان مى‏باشد. (2)
آيا راه ديگرى جز پرداخت آن از طريق درآمدها و داراييها باقى مى‏ماند؟ آيا بالا رفتن مالياتها، اجاره‏بها، اخراج كارگران براى كاهش هزينه‏ها و همچنين كاهش حقوق نيروى انسانى و... توضيح قانع‏كننده اين وضعيت نمى‏باشد؟ طبق آمار موجود، درآمد نيروى انسانى در اتحاديه اروپايى به سطح سالهاى 1960 نزول پيدا كرده است. (3)
اگر قرار باشد بهره بانكى به بالا بردن سطح توليد بينجامد تكليف مؤسسات ورشكسته چه مى‏شود؟ در سالهاى اخير ركوردهاى جديدى از ورشكستگى مؤسسات اقتصادى در ژاپن و آلمان، كه بسيارى از آنان به دليل عدم توانايى در باز پرداخت ديون مى‏باشد، ثبت‏شده است. (4) آيا مى‏توان براى آن دلايل «عقلانى‏» پيدا كرد؟
نويسنده مقاله سعى در اثبات اين موضوع دارد كه از بالا رفتن بازده توليد، بهره بانكى به دست مى‏آيد; به بيان ديگر، توان توليد مقدم بر بهره بانكى است، در حالى كه واقعيت عكس آن است. اين بهره بانكى است كه شرايط خود را بر توليد، تحميل مى‏كند و باعث رشد اجبارى آن مى‏شود. چون بهره بانكى «درآمد قطعى معين از قبل‏» است، بايد توليد رشد داشته باشد تا آن را تامين كند و چون نرخ بهره خالص بانكى بايد هميشه مثبت‏باشد (در غير اين صورت پول از گردش خارج شده و موجب ركود مى‏شود). در اين مورد رجوع شود به نرخ بهره در پنجاه سال گذشته در كشور آلمان. (5) بنابراين بايد نرخ رشد اقتصاد همواره مثبت‏باشد. چه، در غير اين صورت بهره بانكى نه از طريق رشد اقتصادى، بلكه از طريق درآمدها و داراييها پرداخت مى‏شود، كه در درازمدت به فقير شدن اكثريت مردم جامعه مى‏انجامد.
وجود بهره بانكى به عنوان پيش شرط توليد، دو معضل خانمان‏برانداز براى جامعه و اقتصاد پديد مى‏آورد:
1. رويكرد اقتصاد به سمت توليداتى كه سودى بيش از نرخ بهره داشته باشند; يعنى صرفا بايد سودآور باشند بدون آن كه ضرورت داشته باشند. و فعاليتهايى كه براى جامعه لازم و ضرورى بوده و از نرخ سوددهى پايين‏ترى برخوردارند و يا اصولا سودده نيستند و ضرر هم نمى‏دهند، مورد توجه سرمايه‏هايى كه خواهان نرخ بهره مثبت مى‏باشند قرار نمى‏گيرند. در چنين شرايطى دولت مجبور به مداخله در روند اقتصاد مى‏شود، كه نتايج مخرب آن بر همگان روشن است. ما خود در ايران شاهد اين رخداد مى‏باشيم. اكثر سرمايه‏گذاريهاى بخش خصوصى در زمينه كالاهاى مصرفى و احيانا غير ضرورى است و سرمايه‏گذاريهاى ضرورى و زيربنايى فقط به وسيله دولت انجام مى‏گيرد.
2. چون مقدار سرمايه به دليل بهره مركب، رشد تصاعدى داشته، بنابراين اقتصاد نيز بايستى به موازات آن رشد كند. احتياجى نيست كه انسان رياضيدان باشد تا بداند كه رشد تصاعدى به بى‏نهايت ميل مى‏كند و چنين روندى براى اقتصاد غير ممكن است. اثرات ناگوار آن بخصوص در مساله محيط زيست از هم اكنون آشكار است. على‏رغم هشدارها و كنفرانسهاى محيط زيست و شواهد كافى، بشر همچنان براى باز توليد اجبارى كه از طرف سيستم بهره به آن تحميل شده است، همچنان مشغول نابودى طبيعت و مصرف آن مى‏باشد. بالاخره هر رشد اقتصادى‏اى نياز فزاينده به مواد خام و انرژى دارد كه اين دو، خود باعث تخريب محيط زيست مى‏شوند. در كشورهاى صنعتى على‏رغم اشباع بازار از توليدات صنعتى و مصرفى و رواج گسترده فرهنگ مصرفى، باز هم براى رشد و مصرف هرچه بيشتر محصولات تبليغ مى‏شود. هم اكنون ريشه اصلى بسيارى از بيماريها در كشورهاى صنعتى پرخورى است، ولى با اين حال بخش گسترده‏اى از تبليغات تجارى در رسانه‏هاى گروهى اختصاص به مواد غذايى دارد. دليل اين موضوع روشن است:
اگر اقتصاد به سطح مطلوب رسيده باشد و نيازى به رشد نرخ اقتصادى براى تامين نرخ بهره سرمايه‏هاى نقدى و غير نقدى نداشته باشد، تكليف بهره بانكى از قبل تعيين شده چه مى‏شود؟

پول و ويژگيهاى متضاد

آقاى غنى‏نژاد در مقاله مطرح مى‏كند:
«در نظام اقتصادى جديد، پول ديگر صرفا وسيله مبادله نيست، بلكه نقش مهم و اساسى ديگرى نيز، به عنوان ذخيره سرمايه و وسيله اندازه‏گيرى آن، پيدا مى‏كند. در اين نظام، پس‏اندازها، در جهت‏بالا بردن بازدهى توليد، به سهولت از طريق پول به سرمايه تبديل مى‏شود. پس‏اندازهاى كوچك و متوسط در سايه توسعه نظم بازار و بالا رفتن بازدهى توليدى، پديدار مى‏گردد.» يعنى آنچه قبلا قابل تصور نبود. اين پس‏اندازها كه روز به روز بر دامنه آنها افزوده مى‏شود، از طريق نهادهاى سپرده‏گذارى و بانكى جديد، امكانات سرمايه‏گذارى بزرگى را در سطح جامعه فراهم مى‏آورند.»
از هر گونه منطقى به دور است كه گفته شود فقط در نظام اقتصادى جديد پول به عنوان ذخيره سرمايه به كار مى‏رود. پول به عنوان تنها وسيله‏اى كه تلف نمى‏شود، از مد نمى‏افتد، مخارج انباردارى ندارد، و مهم‏تر اين كه در هر زمانى قابل خرج كردن است، به عنوان مهم‏ترين وسيله ذخيره سرمايه در تمامى ادوار به كار مى‏رفته است. دلايل ذكر شده كشف جديدى نيستند و هر انسانى ناخودآگاه به چنين شناختى دست پيدا مى‏كند.
پول در همان اوايل به وجود آمدنش، بهترين وسيله براى رفع احتياجات در مواقع ضرورى تشخيص داده شد و بدين‏وسيله خاصيت ذخيره سرمايه، ناخواسته به وجود آمد. اصولا بايد ريشه ربا و بهره را در همين موضوع جستجو كرد. دو خاصيت وسيله مبادله كالا و ذخيره سرمايه بودن، يك تضاد فاحش مى‏باشد و يكى نافى ديگرى است. اولى حركت است و دومى سكون. يك شى‏ء چگونه مى‏تواند در آن واحد هر دو خاصيت را در خود جمع كند؟ راه حل اين تضاد در تمامى اعصار ربا و يا بهره بانكى بوده و مى‏باشد، تا از اين طريق خاصيت ذخيره سرمايه را به نفع خاصيت مبادله كالا از بين ببرند. تا زمانى كه پول هر دو خاصيت نامبرده را داشته باشد، ما با اشكال مختلف ربا و بهره بانكى و... رو به رو خواهيم بود. اشار ه به اين نكته ضرورى است كه خاصيت ذخيره سرمايه به دليل مزاياى منحصر به فرد پول، ناخواسته به وجود آمد و براى از بين بردن آن بايد پولى رايج گردد كه مانند هر كالاى ديگرى در خطر تلف شدن و هزينه نگهدارى باشد.
در مورد پديدار شدن پس‏اندازهاى كوچك و متوسط و افزوده شدن روز به روز آن، نويسنده حتى زحمت ارائه يك آمار براى اثبات آن را به خود نداده است. بهتر است‏براى رفع اين ادعا رجوع كنيم به كشورهاى ثروتمند غربى، كه خود آنان مدعيان اين تئورى‏اند و بعد از جنگ جهانى دوم، به جهت جلوگيرى از تمركز ثروت، به وسيله ابزارهاى مالياتى، سياست تقسيم دوباره درآمدها را در پيش گرفتند و به اين ترتيب قشر متوسط وسيعى را در جامعه به وجود آوردند. طبق اظهارات مقامات رسمى آلمان، بخش اعظم بازپرداخت اصل و فرع ديون دولت فدرال آلمان كه در حال حاضر در مقام دوم بودجه اين كشور قرار دارد، فقط به يك اقليت 10درصدى از مردم اين كشور تعلق مى‏گيرد. (6)
طبق آمار رسمى موجود در امريكا و آلمان، بخش اعظمى از ثروتها و درآمدهاى موجود جامعه، در اختيار گروه 10 درصدى از ثروتمندان جامعه قرار دارد و از طرف ديگر همه روزه به تعداد كسانى كه به زير خط فقر سقوط مى‏كنند افزوده مى‏شود. طبق آمارى كه به تازگى از سوى سازمان ملل ارائه شده است نيمى از ثروتها و درآمدهاى دنيا در اختيار حدود 350 نفر قرار دارد. طبق گزارش روزنامه آلن ساى تونگ در تاريخ 26 آوريل 1991، مردم كشور آلمان غربى در سال 1990 مبلغ 136 ميليارد مارك بهره دريافت داشته‏اند (اين مبلغ حدود 40 در صد كل بودجه دولت آلمان (فدرال) بوده است. 26 درصد مبلغ ياد شده به 80 درصد كل جمعيت آلمان رسيده است و قسمت اعظم آن يعنى 74 درصد را فقط 20 درصد جمعيت آلمان تصاحب كرده‏اند. آمارها نشان مى‏دهند كه نيمى از ثروتهاى مالى در آلمان فقط به 4 درصد جمعيت و نيم ديگر به 96 درصد باقيمانده تعلق دارد. (7) آمار و ارقام ياد شده بى‏پايه بودن ادعاى آقاى غنى‏نژاد را اثبات مى‏كند كه: «نكته مهم ديگرى كه كينز و طرفداران حذف بهره سرمايه، در قضاوتهاى ارزشى و اخلاقى خود مورد غفلت قرار مى‏دهند، اين است كه اگر در دوران قبل از سرمايه‏دارى رباخواران عمدتا ثروتمندان و صاحبان اندوخته‏هاى پولى بودند كه با وام دادن به افراد عموما بى‏چيز و يا در تنگنا، با مطالبه نرخهاى بالاى ربا آنها را مورد ستم قرار مى‏دادند، در نظامهاى اقتصادى جديد، دريافت‏كنندگان بهره سرمايه عمدتا صاحبان پس‏اندازهاى كوچك و متوسط هستند، نه صاحبان سرمايه‏هاى بزرگ و غير فعال‏».
در ايران متاسفانه آمار دقيقى وجود ندارد، ولى به‏راحتى مى‏توان با مشاهده وضعيت درآمدى اقشار وسيعى از مردم به اين نتيجه رسيد كه براى اكثريت آنان امكان پس‏انداز وجود ندارد و بخش زيادى از ثروت و درآمد در اختيار اقليتى بيش نيست و اين تمركز نابرابر و ناعادلانه ثروت و درآمد همچنان با شتاب در حال پيشروى است. اين اقليت ثروتمند معمولا مديريت‏سرمايه‏هاى خود را شخصا بر عهده دارند و فقط در شرايطى كه سود خالص تضمين شده به آن تعلق گيرد، سرمايه‏هاى خود را به جريان خواهند انداخت. در اين موضوع، بايستى ريشه وضعيت فعلى يعنى ركود تورمى را جستجو كرد. به دليل عدم امكان سرمايه‏گذارى‏هاى سودآور، بسيارى از سرمايه‏ها به حالت راكد باقى مانده‏اند و از طرف ديگر به دليل چاپ اسكناس به صورت بى‏رويه در گذشته و حال و ايجاد تقاضاى كاذب به وسيله چكهاى بدون پشتوانه با وضعيت تورمى رو به رو هستيم.

بهره پاداش امساك از مصرف نيست

در اين قسمت‏به موضوعى مى‏پردازيم كه به عنوان توجيه استاندارد حاميان بهره بانكى تلقى مى‏شود. ايشان مى‏نويسند:
«پس‏اندازكننده با امساك از مصرف آنى، امكان تشكيل سرمايه و سرمايه‏گذارى را فراهم مى‏آورد و نتيجه سرمايه‏گذارى عبارت است از بالا رفتن بازدهى توليد در آينده. يعنى امساك از مصرف آنى (پس‏انداز) موجب افزايش محصولات توليدى در آينده مى‏شود و پس‏اندازكننده به خاطر اين كه طى يك مدت زمانى، خود را از مصرف محروم كرده، يعنى هزينه فرصتى را از جهت مصرف متحمل شده است، بخشى از بازدهى اضافى توليد در آينده را به صورت بهره دريافت مى‏دارد. در اين چارچوب، بهره حقى است كه از مشاركت در بالا بردن توان توليدى ناشى مى‏شود.»
اين فرضيه به دو شرط صحيح است:
1.توان بازدهى توليد حتما رشد مثبت داشته است.
2.منظور، پس‏اندازكنندگان كوچك و متوسط باشند.
همان‏طور كه در مورد شرط اول نشان داده شد اقتصاد ملى كشورها هميشه با يك وضعيت رو به رو نيست و در دوران ركود اقتصادى، يا رشدى صورت نمى‏گيرد يا حتى رشد منفى نيز وجود دارد. در مورد شرط دوم همان طور كه نشان داده شد، از تعداد پس‏اندازكنندگان كوچك و متوسط و حجم سرمايه‏هاى آنان به شدت كاسته شده است. در مورد پس‏اندازكنندگان بزرگ، كه بخش اعظمى از سرمايه‏ها را در اختيار دارند، نمى‏توان ادعا كرد كه بايد به آنان ابت‏خوددارى از مصرف پاداش داد.
چگونه مى‏توان در مورد فردى كه يك ميليارد دلار به بانك مى‏سپارد و با احتساب نرخ بهره ده درصدى، بهره خالص صد ميليون دلارى در سال به او تعلق مى‏گيرد، ادعا كرد كه ايشان از مصرف خوددارى مى‏كند. البته مثال ياد شده در مورد ميلياردرهاى ريالى هم صدق مى‏كند. چنين مبلغ هنگفتى را نمى‏توان به هيچ وجه جهت مصارف شخصى صرف كرد و براى ثروتمندان تنها راه حل، سرمايه‏گذارى مجدد مى‏باشد. بنابراين اين ثروتمنداند كه به امكان سرمايه‏گذارى نيازمندند نه برعكس; و در نتيجه آنان بايستى پاداش به اقتصاد جامعه بپردازند، و نه اقتصاد جامعه به آنان. انتقاد اصلى به نظام بهره، تمركز ثروت در دست اقليتى است كه از طريق بهره مركب انجام مى‏گيرد. به طور مثال، در مورد مثال ياد شده سرمايه اوليه در اثر بهره مركب هر هفت‏سال دوبرابر مى‏شود.
در اين مورد جاى آن دارد كه اشاره‏اى به محاسبات آقاى هاينريش هاسمن، ( Hausmann Heinrics ) از شهرفورت آلمان بشود. ايشان به وسيله كامپيوتر به محاسبه اين مساله پرداختند كه مقدار پولى كه از يك فنيك (يك‏صدم مارك) سپرده با نرخ 5 درصد بهره از شروع شمارش سال ميلادى صفر تا سال 1990 به دست مى‏آيد، چه مقدار خواهد بود. نتيجه اين محاسبه خارج از تصور بوده و فقط مى‏توان از وزن كره زمين براى بيان آن كمك گرفت: 134 ميليارد گلوله طلا به وزن كره زمين. جالب‏تر اين كه ايشان همين محاسبه را بدون بهره بانك (بهره بهره) انجام دادند. يعنى بهره به دست آمده را در آخر هر سال در حساب ديگرى كه بهره‏اى به آن تعلق «نمى‏گرفت‏» واريز كردند. نتيجه اين كه بعد از 1990 سال فقط يك مارك به دست آمد. مثال ياد شده به خوبى نشان مى‏دهد كه بهره مركب همانند گلوله برفى مى‏ماند كه در اوايل يك توپ كوچك است و به مرور و با هر چرخش بر اندازه و حجم آن افزوده شده به طورى كه ديگر غير قابل مهار مى‏باشد.

پي نوشت :

(*)فصلنامه نقدونظر، شماره‏12، پاييز 1376
1. Syndrom DasGeld اثر Cretz+Helma سال 1994، ص‏248.
2. منبع اعداد و ارقام ذكر شده، بانك مركزى آلمان و اداره مركزى آمار آلمان مى‏باشد (به نقل از كتاب معضل پول).
3. كتاب ماده منفجره پول، .( Geld stoph Spreng )
4. به نقل از اداره آمار آلمان.
5. يه نقل از كتاب معضل پول، ص‏408.
6. به نقل از كتاب ماده منفجره پول.
7. كتاب پول بدون بهره و تورم، نوشته خانم مارگريت كندى ، 1993 Kennedy Margrit ، ص‏81. INFLATION ZINSENUND OHNE GELD

 


 

آيا بهره بانكى همان رباست؟ (2)

بهره، بهاى كمبود سرمايه

مقاله براى رد نظريه كينز، كه طبق آن بهره صرفا يك پديده پولى است، اين طور مطرح مى‏كند: «بهره بانكى يا بهره سرمايه در اقتصاد جديد يك پديدار صرفا پولى نيست، بلكه متغيرى است وابسته به كميابى سرمايه (پس‏انداز). كينز در دوران معاصر سئوليت‏بزرگى در دامن زدن به اين شبهه داشته كه گويا بهره، متغيرى صرفا پولى است، به طورى كه با افزايش حجم آن مى‏توان نرخ بهره را پايين آورده حتى آن را نهايتا صفر نمود. همچنان كه خواهيم ديد شبهه كينز دامن برخى از محققان متاخر اسلامى را گرفته و آنها را وادار به ارزيابى‏هاى نادرست نموده است.» از نقل قول ياد شده بايستى اين نتيجه را گرفت كه چون هميشه نرخ بهره خالص مثبت مى‏باشد، بنابراين طبق استدلال مقاله، هميشه و در همه ادوار كمبود سرمايه وجود خواهد داشت. سؤالى كه در اينجا مطرح مى‏شود اين است كه، اين چگونه محصولى است كه بشر هيچ‏گاه نمى‏تواند كمبود آن را از ميان ببرد؟
در يك بازار متعادل كه عرضه و تقاضا در سطح رضايت‏بخشى باشند، قيمت كالاى عرضه شده برابر هزينه توليد مى‏باشد و به آن سود اضافى بابت كمبود تعلق نمى‏گيرد. و اين وضعيت‏بهترين شرايط بازار است. حال اين سؤال مطرح است كه چرا اين موضوع حياتى در مورد بازار سرمايه امكان‏پذير نيست. چرا ما نمى‏توانيم عرضه و تقاضاى سرمايه را به آن حدى برسانيم كه پاداش اضافى بابت كمبود به آن تعلق نگيرد. البته فرضيه كمبود، توجيهى بيش نيست و واقعيات عكس آن را ثابت مى‏كنند. هم اكنون ما چه در چارچوب اقتصاد ايران و چه در سطح اقتصاد جهانى با ميلياردها ريال و دلار سرمايه‏هاى سرگردان رو به رو هستيم. آيا اين خود دليل وفور سرمايه نمى‏باشد؟
طبق گزارش تلويزيون آلمان در تاريخ 23/11/1992 به نقل از سخنگوى سيتى بانك فرانكفورت، روزانه حدود هزار ميليارد دلار در سطح جهانى جا به جا مى‏شود. اين سرمايه‏هاى سرگردان كه چه در جامعه ما و چه در سطح جهانى به صورت يك معضل جدى درآمده است، در دست اقليتى بيش نمى‏باشد. به عنوان مثال در بحران مالى سال 1993 اروپا طبق تاييد آقاى جرج زروش، ( Soros Georg ) ايشان در عرض چند هفته يك ميليارد دلار سود بردند. در حالى كه محصولات ديگر، به محض عرضه بيش از تقاضا، از توليد آن محصول كاسته شده و در كوتاه‏ترين زمان ممكن، تعادل بازار دوباره برقرار مى‏شود. به همين خاطر هيچ‏گاه شنيده نشده كه مثلا اتومبيل سرگردان، گندم سرگردان و... وجود داشته باشد. چگونه مى‏توان در حالى كه دهها هزار ميليارد ريال و دلار سرگردان در سراسر جهان به دنبال سرمايه‏گذارى سودآور مى‏گردند، از كمبود آن صحبت كرد؟
و چرا با وجود چنين مقدار غير قابل تصورى از سرمايه كه شايد در تاريخ شريت‏بى‏سابقه بوده است، نرخ بهره همچنان مثبت‏بوده و از حد مشخصى پايين‏تر نمى‏رود؟ آيا مى‏توان پاسخى غير از اين داشت كه نگهدارى پول و سرمايه، نه تنها هزينه‏اى در بر نخواهد داشت، بلكه هيچ گونه خطر تلف شدن هم آن را تهديد نمى‏كند. اين دو خاصيت‏ياد شده را ما نمى‏توانيم در هيچ محصول و كالاى ديگرى كه به دست‏بشر ساخته شده باشد سراغ بگيريم. بهره، پاداش كمبود پول نيست، بلكه پاداش احتكارپذيرى آن است تا از اين طريق به گردش درآيد. و همانند گردش خون در شريان اقتصاد، حيات آن را تضمين كند. منظور كينز از ازدياد حجم سرمايه آن است كه بايستى شرايطى را فراهم كرد، كه سرمايه مانند هر كالاى ديگرى مجبور شود خود را عرضه كند، تا تعادل بين عرضه و تقاضا به وجود آيد. در چنين وضعيتى ارزش سرمايه همان هزينه توليد آن مى‏باشد; نه كمتر و نه بيشتر (نرخ بهره صفر).
اين موضوع هيچ گونه تضادى با «نقش كليدى و مهم پيوند و تنظيم رابطه ميان پس‏انداز و سرمايه‏گذارى ندارد. بلكه حتى كارايى آن را به مراتب بهبود خواهد بخشيد. براى همين، در صورتى كه بر اثر نگهدارى سرمايه و پول، خطر تلف شدن آن را تهديد كند، پس‏اندازكنندگان با كمال ميل و با رغبت كامل آن را در اختيار كسانى قرار خواهند داد، كه دست‏كم تضمين بازپرداخت اصل آن را بر عهده گيرند و در مقابل، كسانى كه چنين مناسب به سرمايه دسترسى مى‏يابند، به مراتب از توانايى و كارايى بهترى برخوردار خواهند بود، تا كسانى كه بايستى هزينه سنگين بهره را بپردازند، و خطر ورشكستگى به دليل عدم توانايى در بازپرداخت ديون آنان را تهديد مى‏كند.
همچنين اين راه‏حل در تضاد با اصل «هدايت پس‏انداز، بويژه پس‏اندازهاى متوسط و كوچك، به سوى سرمايه‏گذارى‏» هم نخواهد بود. در راه حل ياد شده، پس‏اندازكنندگان، نه با انگيزه كسب بهره حداكثر، بلكه با انگيزه حفظ ارزش پول و فرار از تلف شدن، پس‏اندازهاى خود را در اختيار بانكها قرار خواهند داد.
قوانين بازار بر بازار سرمايه حاكم نيستند
دكتر غنى‏نژاد در ادامه مقاله مى‏نويسد:
«در نظام بازار، نرخ بهره جايى معين مى‏شود كه هزينه نهايى امساك از مصرف ميل نهايى به پس‏انداز با نفع نهايى ناشى از سرمايه‏گذارى برابر گردد. نرخ بهره، مانند ساير قيمتها در سيستم بازار، به هيچ وجه از قبل به طور دقيق قابل پيش‏بينى نيست و تحت تاثير عوامل مؤثر بر بازار، كه غير قابل پيش‏بينى‏اند تغيير مى‏يابد».
اين كه نرخ بهره در بازار سرمايه مشخص مى‏شود كاملا درست است. ولى اين كه مانند ساير قيمتها نوسان مى‏كند نمى‏تواند درست‏باشد. همان‏گونه كه اشاره شد، ساير قيمتها در صورت عرضه بيش از تقاضا سقوط كرده، و حتى به پايين‏تر از هزينه توليد نيز مى‏رسند، ولى ما در مورد پول و سرمايه با چنين وضعيتى رو به رو نيستيم. همان طور كه آمار رسمى كشورهاى صنعتى مانند آلمان نشان مى‏دهد، نرخ خالص بهره هيچ‏گاه به زير 2 درصد سقوط نكرده است و اگر چنين شود، بحران تمام عيارى دامن اقتصاد را فرا خواهد گرفت. پول و در نتيجه، سرمايه بايستى خاصيت منحصر به فردى را دارا باشند، كه قوانين بازار بر آنها به طور كامل حاكم نيست. ادعاى مقاله دال بر اين كه در شرايطى، نرخ بهره واقعى ممكن است منفى باشد، كاملا نادرست است. اگر هم چنين وضعيتى تحت‏شرايط موجود پديد آيد، خود نشان‏دهنده ناهنجاريهاى اقتصادى خواهد بود. نرخ بهره بانكى در ايران را نمى‏توان معيار قرار داد. چه، اين نرخ در بازار واقعى به دست نيامده است. شايد نرخ بهره در معاملات پولى بازار كه ماهانه 3 الى 4 درصد است واقعى‏تر باشد. ايشان اين نظريه را به كينز نسبت مى‏دهند كه: «از ديدگاه وى نرخ بهره يك بار، متغيرى صرفا پولى تلقى مى‏شود كه مقامات پولى با افزايش عرضه پول مى‏توانند آن را تا حد صفر كاهش دهند، و بار ديگر ملاحظه مى‏شود كه كينز پاداش سرمايه‏دار غير فعال يعنى بهره را ناشى از كميابى سرمايه مى‏داند».
ايشان در نقل قول ياد شده نظريه‏اى را به كينز نسبت مى‏دهند كه واقعيت نداشته و يك تحريف آشكار است. از ايشان خواهش مى‏كنم كه ماخذ اين سخن را كه «مقامات پولى با افزايش عرضه پول‏» مى‏توانند نرخ بهره را صفر كنند، روشن كند. كينز در دوران تورمى نجومى آلمان مى‏زيسته در شرايطى كه يك تمبر معمولى پست‏يك ميليون مارك بوده است و با وجود عرضه چنين حجم هنگفتى از پول، هيچ‏گاه نرخ بهره صفر نشده است. (8)
چطور مى‏توان چنين حرفى را به كينز نسبت داد؟ چطور كينز مى‏توانسته با توجه به واقعيات ياد شده و اثرات خانمان‏برانداز چاپ بى‏رويه اسكناس كه نهايتا اعث‏شروع جنگ جهانى دوم از سوى‏آلمان شد، خواهان افزايش عرضه پول از طرف مقامات باشد؟ بنابراين، اين دور باطلى را كه‏ايشان به كينز نسبت مى‏دهند، در اثر برداشت غلط ايشان از نظرات كينز مى‏باشد. كينز معتقد بود كه بايد كارى كرد تا كميابى (مصنوعى سرمايه) از بين رود و در اثر عرضه فراوان آن ديگر كسى نتواندپاداشى (ربا و بهره بانكى) براى آن درخواست كند. جمع‏بندى ايشان از نظرات كينز، يعنى اين دور باطل كه «براى كاهش نرخ بهره بايد نرخ بهره را پايين آورد»، تحريفى بيش نيست و نشان‏دهنده عدم درك صحيح از نظرات كينز مى‏باشد. مقاله پرسش اساسى‏اى را مطرح مى‏كند كه «پايان بخشيدن به كميابى سرمايه تا چه حد علمى و حتى معقول است؟» پاسخ مقاله به اين سؤال روشن است. ايشان مدافع سرسخت كميابى سرمايه مى‏باشند. راستى چرا نبايد طرفدار كميابى گندم و يا ديگر محصولات كشاورزى بود، تا انگيزه قوى در كشاورزان براى كسب سودهاى سرشار به وجود آيد؟ چرا نبايد طرفدار كميابى محصولات صنعتى بود، تا كارخانه‏داران سودهاى سرشار به دست آورند؟
اگر بخواهيم فقط منافع توليدكنندگان را در نظر بگيريم بايد طرفدار سياست كمبود و احتكار باشيم; ولى اگر بخواهيم طرفدار عموم مردم و منافع كل جامعه باشيم ديگر نمى‏توان طرفدار احتكار و كمبود بود، تا قيمتها از اين طريق به طور مصنوعى در سطح بالايى قرار گيرند. همان طور كه نويسنده مقاله اذعان دارد: «سرمايه وسيله توليد كالا و خدماتى است كه نيازها و خواسته‏هاى گوناگون و بى‏پايان انسانها انگيزه ايجاد آنهاست‏». ايشان در نقل قول ياد شده صحبت از سرمايه مى‏كند و نه كمبود سرمايه. اين دو مقوله كاملا مجزا از يكديگر مى‏باشند. ما احتياجى نداريم در انسانها انگيزه پس‏انداز به وجود آوريم. پس‏انداز همان طور كه نشان داده شد، بخشى از شرايط حيات مى‏باشد و امرى است غريزى و چه با پاداش و چه بى‏پاداش شكل خواهد گرفت. فقط بايد شرايطى را ايجاد كرد تا انسانها در زمانى كه به آن احتياج ندارند از نگهدارى و احتكار آن، كه شرايط كمبود را به وجود مى‏آورد، خوددارى كنند و در اختيار جامعه قرار دهند كه در نهايت، نفع خود پس‏اندازكنندگان در اين امر نهفته است.

ريشه دشمنى رباخواران با بانكداران

ايشان مى‏نويسند:
«مكاولى، مورخ بزرگ انگليسى، در اثر معروف خود تاريخ انگلستان تاكيد دارد كه چگونه تشكيل سيستم بانكى و طرح ايجاد «بانك انگلستان‏» در اواخر قرن هفدهم، فريادهاى خشم و نفرت «زرگرها» و «وام‏دهندگان‏» ربوى (رباخواران) را برانگيخت. به عقيده وى طرفداران نظام اعتبارى و بانكى جديد، رباخواران را بلاى جان ملت مى‏دانستند كه زيانشان به عموم جامعه بيش از زيان ارتش مهاجم و اشغالگر خارجى است.»
مقاله از دشمنى بين رباخواران و بانكداران اين نتيجه را مى‏گيرد كه اين دو ماهيتا دو چيز جداگانه مى‏باشند. اين نتيجه را نمى‏توان به اين صورت پذيرفت. خود اين موضوع كه اين دو دشمن هم بودند، نشانى از اشتراكات بين اين دو مى‏باشد. چرا رباخوار و بانكدار دشمن تاجر و يا صنعت كار نبوده‏اند؟ دشمنى اين دو، ريشه در رقابت‏بين ايشان داشته است. هر دو، براى تداوم كسب و كار خود و به دست آوردن سود، احتياج مبرم به متقاضيان وام داشتند و به همين خاطر رقابتى سخت‏بين آنان درگرفته بود، كه شباهت‏بسيارى به رقابت‏بين توليدكنندگان خرده پا و توليدكنندگان عمده داشت. همان طور كه در اين نوع رقابتها برنده اصلى هميشه توليدكنندگان بزرگ بوده‏اند و باعث نابودى پيشه‏وران خرده‏پاى شده‏اند و خشم و نفرت آنان را عليه توليدكنندگان بزرگ برانگيخته‏اند، اين وضعيت در مورد رباخوار و بانكدار هم صدق مى‏كند. بانكداران به دليل امكان دسترسى به سرمايه‏هاى ديگران و فعاليتهاى منظم سازمان يافته، از مزاياى غير قابل مقايسه‏اى نسبت‏به فعاليتهاى فردى و سنتى رباخواران برخوردار بودند و به همين خاطر به دشمن اصلى رباخواران بر سر كسب سهم بيشترى از بازار سرمايه تبديل شدند. بنابراين، ريشه دشمنى بين اين دو، نه بر سر ماهيت ربا و يا بهره بانكى، بلكه بر سر خارج كردن رقيب از بازار سودآور سرمايه بوده است.
ثابت‏بودن قيمتها در دوران ماقبل نظام سرمايه‏دارى
ايشان مى‏نويسد:
«در اين جوامع (معيشتى‏سنتى) به علت اين كه روابط مبادله‏اى پولى در حاشيه فعاليتهاى اصلى توليدى قرار دارند و نيز به علت‏بطئى بودن تحرك اجتماعى و اقتصادى... تغييرات در قيمتها نسبى و نيز سطح قيمتها، حتى در درازمدت بسيار ناچيز است‏».
بازهم ادعايى بدون دليل! اولا منظور از «حاشيه فعاليتهاى اصلى‏» ناروشن است. بر سر اين اصل در بين تمامى تاريخدانان و اقتصاددانان اتفاق نظر وجود دارد، كه با متنوع شدن توليدات و ضرورت مبادله آن، پول به عنوان يك ضرورت وسيله مبادله از طرف همگان پذيرفته شد و بدون اين عامل مهم مبادله، كه در اوايل از كالاهاى بادوام استفاده مى‏شد، امكان توسعه و متنوع شدن كالاها وجود نداشته است. حاشيه‏اى و يا غير حاشيه‏اى فرقى در اين اصل نمى‏گذارد.
ثانيا از هر گونه منطق به دور است كه گفته شود، «حتى در دراز مدت (سطح قيمتها) بسيار ناچيز است‏». اگر قرار باشد كه سطح قيمتها در اثر تناسب بين عرضه و تقاضا تعيين شود، چگونه مى‏توان پذيرفت كه در اثر خشكسالى‏ها و ديگر وقايع طبيعى، جنگهاى بى‏پايان و خانمان‏برانداز، بيماريهاى فراگير كه باعث مرگ و ميرهاى گسترده مى‏شده و اين گونه عوامل كه شديدا بر روى عرضه محصولات تاثير مى‏گذارند، سطح قيمتها تغيير نكند؟ حتى امروزه هم با وجود امكانات وسيع كمك‏رسانى جهانى و امكانات انباردارى گسترده، در مناطق بحرانى قيمتها به سطح غير قابل تصورى رشد مى‏كنند. براى مثال، در بحبوحه جنگ بوسنى و محاصره شهر سارايوو، يك تخم‏مرغ در اين شهر تا 20 دلار معامله مى‏شده است (به نقل از تلويزيون آلمان).
در پايان اين نوشته اشاره به يك موضوع اساسى لازم است تا شايد مدافعان «بهره بانكى‏» تعمق بيشترى در نظرات خود داشته باشند. دو عامل اصلى توليد، كار و سرمايه مى‏باشند، كه سرمايه بايد به خدمت نيروى كار درآمده تا از اين طريق نيازهاى انسانى را سهل‏تر برطرف كند. چه اين كه سرمايه به خودى خود هدف نيست، بلكه وسيله مى‏باشد. حتى از ديد اقتصادى هم بايد تفوق و برترى با نيروى كار باشد. چه اين كه انسانها بدون سرمايه هم مى‏توانند به حداقل توليد دست‏يابند، ولى سرمايه بدون نيروى انسانى عملا بلا استفاده مانده و نمى‏تواند سودى ايجاد كند.
شرايط حاكم فعلى، يعنى نظام بهره براى سرمايه كاملا عكس واقعيت‏ياد شده را به وجود آورده، و نه تنها برترى با عامل كار نمى‏باشد، حتى برابرى هم بين دو عامل ياد شده برقرار نيست. شرايط فعلى بر تفوق بلامنازع عامل سرمايه استوار است. به طور مثال، در حال حاضر ارزش مادى نيروى انسانى با در نظر گرفتن حقوق متوسط ماهانه پنجاه هزار تومان، برابر سه ميليون تومان با احتساب بهره 20درصد مى‏باشد. حتى اين افت غير قابل قبول ارزش نيروى انسانى در مقابل سرمايه، ظاهر امر مى‏باشد و واقعيات بسيار تلخ‏تر است:
1. براى سرمايه سه ميليون تومانى، سود تضمينى بانكها وجود دارد، ولى براى نيروى انسانى تضمين حتى حقوق ناكافى پنجاه هزار تومان هم وجود ندارد و بخش گسترده‏اى از جمعيت كشور بيكار مى‏باشند و حقوقى دريافت نمى‏دارند. آن بخشى هم كه مشغول كار هستند، هيچ گونه ضمانتى براى تداوم اين حقوق برايشان وجود ندارد. و خطرات متعددى از قبيل بيكارى، بيمارى، ورشكستگى مؤسسات و... آنها را تهديد مى‏كند.
2. پنجاه هزار تومان درآمد نيروى انسانى، كفاف زندگى حداقل را هم نمى‏كند و از آن نمى‏توان پس‏اندازى اندوخت. در حالى كه پنجاه هزار تومان درآمد ماهانه حاصله از بهره، سود خالص بوده و دوباره سپرده‏گذارى مى‏شود (بهره مركب).
3. نرخ بهره سرمايه حداقل با نرخ تورم رشد مى‏كند، در حالى كه براى حقوق نيروى انسانى چنين تضمينى وجود ندارد و همان طور كه تجربه نشان داده است همسان با نرخ تورم رشد نمى‏كند و به همين خاطر، به طور مرتب از قدرت خريد قشر حقوق بگيران كاسته مى‏شود.
4. انباشت‏سرمايه از طريق بهره مركب به رشد خود به خودى ادامه مى‏دهد و ناگزير باعث رشد قيمتها مى‏شود. (9)
بالاخره بايد به اندازه مقدار سرمايه موجود در جامعه كالا وجود داشته باشد و اگر به آن اندازه كالا توليد نشود، باعث رشد كالاهاى موجود خواهد شد. اين اقعيت‏بزرگترين اجحاف به نسل حاضر در مقابل نسلهاى گذشته و همچنين نسلهاى آينده نسبت‏به نسلهاى قبل از خود مى‏باشد. شرايط امروز تقريبا چشم‏انداز داشتن درآمدى معقول و زندگى آبرومندانه، و يا امكان انتخاب شغل آزاد براى جوانان را غير ممكن كرده است.
آخر با اين قيمتهاى سرسام‏آور ملك و املاك، چطور يك جوان مى‏تواند به فكر كار آزاد بيفتد؟ با توجه به واقعيات ذكر شده، چگونه مى‏توان از سيستم بى‏نهايت ناعادلانه و خانمان‏برانداز بهره حمايت كرد و آن را حتى به عنوان يك ضرورت تلقى كرد؟ وضعيتى كه در آن به سر مى‏بريم عامل كار را به وسيله، و عامل سرمايه را به هدف تبديل كرده است، در حالى كه بايد عكس آن باشد.

پي نوشت :

8. مقاله آقاى اوتمار ايسنگ Issing Ottmar عضو هيئت مديره بانك مركزى آلمان روزنامه فرانكفورت آلگ ماشز 20/11/93.
9. رجوع شود به محاسبه آقاى هاسمن.

 

پشت پرده دزدی هـــــــــای بـــــــزرگ در کـــابلـــــبانــک


بررسی های مخفی ممکن است ده ها تن از اراکین بلندپایه دولت را متهم سازد.
تحلیل و گذارش از دکستر فلکینز – روزنامه نیویارکر | ترجمه از ابتهاج عبیدی

در بهار سال 2009 میلادی، زمانیکه مبارزات انتخاباتی برای انتخاب مجدد حامد کرزی بشدت جریان داشت، گروهی از بازرگانان برجسته افغان با نامزد ریاست جمهوری در ارگ برای صبحانه دیداری داشتند. در میان آنها خلیل فروزی، رئیس اجرایی (اسبق) کابلبانک – یک نهاد مالی بدون قید و شرطیکه متعلق به برخی از پررنگ ترین و سیاسی ترین چهره های عرصه در کشور، چون برادران رئیس جمهور کرزی و معاون رئیس جمهور مارشال فهیم - نیز حضور داشت.

فروزی کیست؟ بانکدار تازه وارد در عرصه بانکدرای که تاریخچه زندگانی وی درست مانند یک فیلم ماجراجویی به نظر می رسد. در اواخر دهه نود، برای فرمانده فقید احمد شاه مسعود کار میکرد و زمردهای استخراجی از صخره های دره پنجشیر را برای فرمانده بفروش میرساند و با عاید حاصله آن بهمکاری یک شرکت گمنام روسی پول افغانی چاپ میکرد و بدین ترتیب به جبهه مقاومت یاری میرساند. اما به گزارش یکی از یاران مسعود، زمانیکه به فرمانده اطلاع داده شد، فروزی در چاپ پول برای طالبان نیز کمک میکند، بر وی خشمگین شد و امر کرد که "دستانش را ببندید، پاهایش را بسته کنید و او را نزد من بیاورید". ولی قبل از دستگیری وی، فرمانده مسعود بتاریخ نهم سپتامبر سال 2001 میلادی توسط دهشت افگنان شبکه القاعده به شهادت رسید. فروزی این همه را افسانه و دسایس بر علیه خویش خواند و در مدت زمان خیلی کمی تبدیل به یکی از مهم و باارزترین رئیسان عامل یکی از نهادهای مالی در کابل گردید.
"ما می خواهم به مبارزات انتخاباتی جناب کمک کنیم." فروزی خطاب به رئیس جمهور کرزی در همین صبحانه گفت. "چه کاری می تواند انجام بدهیم؟" رئیس جمهور فروزی را بسوی وزیر دارایی و خزانه دار مبارزات انتخاباتی خود، حضرت عمر زاخیلوال هدایت کرد.

ادامه مطلب...  

سلام بر دوستان

دو سالگی دانشنامه اقتصاد و مدیریت
امروز یکشنبه 4 سپتامبر 2011 میلادی که برابرست با ۱۳ سنبله (شهریور) 1390 هجری خورشیدی مصادف است با دومین سالگرد از آغاز و فعالیت تارنمای دانشنامه اقتصاد و مدیریت. مدتها قبل زمانیکه دانشجوی دانشکده اقتصاد بودم، خیلی مشتاق نوشتن و جمع آوری مقالات و مطالب اقتصادی بودم و وبلاگ کوچکی را تحت عنوان بنگاه دانش اقتصاد براه انداختم تا مطالب اقتصادی و مربوطه اقتصاد و مدیریت و ریاضیات را بزبان فارسی در آن جمع آوری میکردم تا نه تنها خودم از آن مستفید شده باشم بلکه یک منبع خوب، مفید و در همین حالت ساده و بزبان فارسی را برای مشتاقان علم اقتصاد و مدیریت نیز آماده کرده باشم. بمدت بیشتر از دو و نیم سال در آن وبلاگ نویسندگی میکردم که خیلی تارنمای با ارزشی از آن درست شده بود و روزانه هزاران دانشجو و مشتاقان علوم اقتصادی بدان سر میزدند و از اضافه تر از ۱۶۰۰ مطلب مفید آن مستفید میشدند که از پرسش های مکرر ایشان و کومنت ها و نظراتشان هویدا بود. البته چون همه مطالب تارنما بشکل وبلاگ بود، لذا در حین نیاز دسترسی به مطالب مورد نیاز و یا جستجوی سریع مطالب مورد نیاز اندکی مشکل آفرین بود و سایر اشکالاتی که همه وبلاگ ها بدان روبرو هستند نیز مایه این شد که بفکر یک راه حل برای این منظور باشم. بدین فکر افتیدم که چرا نباید یک مجموعه یا منبع بزرگ و موثقی برای علوم اقتصادی بشکل یک دانشنامه تارنمایی را آماده ساخت که همه از آن رایگان و بدون دردسر استفاده کنند.

ادامه مطلب...  

 


بزرگترين بانک خصوصی افغانستان که توسط کسی بنياد گذاشته شده که اين کشور اسلامی در سطح جهانی می باشد « پوکر » يگانه قمارباز تابستان گذشته پنجمين سال کار و بار خود را با راه انداختن لاتری برای در کابل جشن گرفت. « کاخ پاريس » حساب داران خود در سالون عروسی جايزه های لاتری توزيع شده توسط رئيس کابل بانک شامل نُه دربند اپارتمان در پايتخت افغانستان و جوايز نقدی به مبلغ مجموعی اضافه از يک مليون دالر بود. کابل بانک با کوس و کرنا توزيع اين جوايز را بزرگترين توزيع در نوع خود در آسيای ميانه اعلام کرد.
اما آنچه کمتر کوس و کرنای آن بصدا درآمد حاتم بخشی جوايز بس بزرگتر از جانب سردمدار کابل بانک به نخبگان حاکم مورد حمايت ايالات متحدۀ امريکا در افغانستان می باشد. اين لک بخشی ها شامل قرضه های چند مليون دالری به اعضای خانوادۀ آقای کرزی، اعضای حکومت و طرفدارانش جهت خريداری ويلاها و خانه های تجملی در دوبی می باشد. مناسبات نزديک ميان کابل بانک و حلقۀ چنبر زده بر گرد آقای کرزی بازتاب دهندۀ سيمای شاخص نظام بی بنياد و لرزان رويکار آمده پس از براندازی طالبان در افغانستان است که واشنگتن روی آن اضافه از ۴٠ مليارد دالر سرمايه گذاری کرده و زندگی اضافه از ٩٠٠ عضو خدمات حکومتی خود را در پای آن قربان کرده است، يعنی سيمای شاخص يک سرمايه داری رشوه ده و فساد پرور که احباب رشته دار سياسی را غرق ثروت و نعمت ساخته و به مردم افغانستان بيم و دلسردی و نوميدی به ارمغان آورده است. 

ادامه مطلب...  

اشاره: بحران سال 2008 اقتصاد، بسياري از اقتصاددانان را به بازخواني بحران‌هاي گذشته تشويق كرد، با اين انديشه كه تاريخ عمدتا تكرار مي‌شود و احتمالا همان مشكلاتي امروز دامنگير اقتصاد است كه سال‌ها پيش بوده است.

نويسنده‌ اكونوميست در اين مقاله ديدگاه اقتصادداني مطرح، استيگليتز را در مورد دلايل بروز بحران اقتصادي در دهه 1930 مورد انتقاد قرار مي‌دهد. بحث بر سر اين است كه آيا بحران دهه 1930(و به همين قياس 2008) بر اثر مسائل اقتصاد كلاني چون افزايش ناگهاني عرضه و عدم تقاضاي لازم براي آن در جامعه(در واقع متناسب نبودن ميزان عرضه و تقاضا) ايجاد شده است يا عدم انضباط مالي؟ تحليل‌گر اكونوميست با نظر استيگليتز كه ايراد را عدم تناسب عرضه و تقاضا مي‌داند، مخالف است و مدعي است اين نحوه‌ نگاه؛ يعني طرح دوباره و بي‌مورد مسائلي كه اقتصاد كلان سال‌هاست حل كرده است. نه‌تنها مشكل در سال 2008 عدم انضباط مالي بود، بلكه در دهه 1930 نيز مساله اساسا همين بوده است و نه چيز ديگر. متن پيش رو قوت استدلال‌هاي هر يك را نشان مي‌دهد.

شرايط سخت و پيچيده اقتصادي چند سال اخير، اين نياز را القا مي‌كند كه اين وضعيت را با ركود اقتصادي بزرگ قرن ۲۰ مقايسه كنيم و به نوعي در تحليل‌هاي خود نسبت به ركود دهه ۳۰ تجديد نظر كنيم. اكونوميست به طور مختصر به بررسي مسائل ركود بزرگ مي‌پردازد و برخي از نكات ناديده گرفته شده در اين رابطه را بازگو مي‌كند. جو استيگليتز (اقتصاددان) در مجله ونيتي فير (vanity fair) تحليلي ارائه مي‌كند كه تا حدود زيادي درك كنوني اقتصاد كلان از مشكلات دهه ۳۰ را نقض مي‌كند. او معتقد است بحران كنوني مي‌تواند موجب كاهش توليد بخش كشاورزي آمريكا شود:

«طي چند سال گذشته من و بروس گرين‌والد (Bruce Greenwald) درگير تحقيق و بررسي بر روي نظريه‌ا‌ي متفاوت از آنچه تاكنون در مورد ركود بزرگ مطرح بوده است- و تحليل متفاوتي ازعلل بحران كنوني اقتصاد- بوده‌ايم. بنا بر اين تحليل، بحران مالي دهه ۳۰، بيشتر از اينكه به دليل سياست‌هاي مالي بوده باشد از ضعف‌هاي دروني و پنهان اقتصاد نشأت مي‌گرفت. شاهدي بر اين مدعا اين است كه تا سال ۱۹۳۳ ورشكستگي سيستم بانكي شدت نگرفته ‌بود، در حالي كه از سال‌ها پيش از آن ركود آغاز شده بود و بيكاري به اوج خود رسيده بود. در سال ۱۹۳۱ نرخ بيكاري حدودا ۱۶ درصد بود و اين شاخص در سال ۱۹۳۲ به ۲۳ درصد رسيده بود. حلبي آباد‌ها و اردوگاه‌هاي اسكان موقت بي‌خانمان‌ها در همه مناطق ايجاد شده‌بود. ريشه اصلي همه اين مشكلات را مي‌توان در يك تغيير اساسي در ساختار اقتصاد دانست: علت كاهش قيمت محصولات كشاورزي و درآمد كشاورزان چيزي نبود جز افزايش سطح توليد در اين بخش كه اين تغيير در شرايط عادي عمدتا «عاملي مثبت» در اقتصاد تلقي مي‌شود. در شروع بحران بزرگ اقتصادي تقريبا يك پنجم آمريكايي‌ها بر روي زمين‌هاي كشاورزي كار مي‌كردند. بين سال‌هاي ۱۹۲۹ تا۱۹۳۲، درآمد كشاورزان به يك‌سوم يا دو‌سوم درآمد قبلي‌شان كاهش يافت و مشكلاتي را كه سال‌ها با آن مواجه بودند، بد‌تر از قبل كرد. كشاورزي قرباني پيشرفت خود شده‌ بود. در سال ۱۹۰۰، براي تامين غذاي مورد نياز كشور (آمريكا)، كسر بزرگي از جمعيت بايد در بخش كشاورزي فعاليت مي‌كرد؛ اما مدتي پس از آن انقلابي در كشاورزي به‌وجود آمد كه موجب پيشرفت‌هاي بعدي در اين بخش شد. از جمله اين تغييرات مي‌توان به بهبود كيفيت بذر دانه‌ها، كود‌هاي بهتر، روش‌هاي كشاورزي كارآمد‌تر و گسترش ماشين‌آلات مكانيزه اشاره كرد. امروزه تنها ۲ درصد از جمعيت آمريكا بيش از ميزان مورد نياز مصرف، غذا (محصولات كشاورزي) توليد مي‌كنند. به هرحال هرگونه كه بخواهيم اين حالت گذار را تحليل كنيم، بايد اذعان كنيم كه فرصت‌هاي شغلي زيادي در مزارع و زمين‌هاي كشاورزي از بين رفتند. به دليل شتاب‌گرفتن توليد محصولات كشاورزي، عرضه آنها سريع‌تر از تقاضايشان افزايش يافت و قيمت‌ها به شدت كاهش يافت. اين موضوع بيش از هر عامل ديگري منجر به كاهش درآمد كشاورزان شد. در نتيجه اين تغييرات، كشاورزان براي اينكه استانداردهاي زندگي‌شان افت نكند و بتوانند سطح توليد محصول را ثابت نگاه دارند، مجبور شدند وام‌هاي سنگين بگيرند. (مانند كارگران در شرايط اقتصادي كنوني). از آنجا كه هيچ‌كدام از كشاورزان يا وام‌دهندگان (بانك‌ها) نمي‌توانستند شدت اين كاهش قيمت‌ها را پيش‌بيني كنند، اقتصاد با يك شكست اعتباري مواجه شد. كشاورزان نمي‌توانستند وام‌هايي را كه قرض كرده‌ بودند، بازگردانند و بازارهاي مالي هم در گرداب كاهش درآمد كشاورزان در حال غرق شدن، بودند. با كاهش درآمد روستاييان، توانايي خريد آنها براي كالاهاي توليد‌شده در كارخانه‌ها به شدت كاهش يافت. صاحبان صنايع مجبور شدند نيروي كار خود را اخراج كنند، كه اين خود موجب كاهش تقاضا براي محصولات كشاورزي و در نتيجه كاهش دوباره قيمت آن محصولات شد. پس از مدت كوتاهي اين چرخه معيوب به تمام اقتصاد ملي (آمريكا) سرايت كرد.»

با مطالعه مقاله آقاي استيگليتز در رابطه با بحران اخير، من فكر مي‌كنم كه او ركود اقتصادي كنوني را محصول برخي تحولات بلندمدت ساختاري در اقتصاد- مثل كاهش اشتغال در بخش صنعت - مي‌داند و من نمي‌دانستم كه او اين نوع نگاه به مساله ركود را تا حد يك نظريه بسط داده ‌است. متاسفانه بنده موفق نشدم مقاله‌اي را كه ايشان در ضمن اين نوشته به آن اشاره مي‌كند، پيدا كنم و شايد اصلا هنوز اين مقاله منتشر نشده است. من علاقه‌مندم آن را مطالعه كنم، اگرچه طبق نظريه ايشان، مقاله نسبتا ضعيفي است.

براي شروع، نوشته‌اي را مطالعه مي‌كنيم كه برخلاف نظر آقاي استيگليتز در مورد سياست‌گذاري‌هاي مالي است:

«بسياري معتقدند كه ركود بزرگ ابتدا در اثر سياست‌هاي بيش از حد انقباضي عرضه پول توسط بانك مركزي فدرال، آغاز شد. بن برنانكه (Ben Bernanke) كه در مسائل مربوط به ركود تخصص دارد، به دفعات اعلام كرده كه اين درسي است كه او از ركود گرفته است و به همين دليل، شيرهاي عرضه پول را باز كرد. مي‌توان گفت او در اين كار كمي زياده‌روي كرد. در اوايل سال ۲۰۰۸، تراز مالي بانك مركزي دو برابر شد و سپس تا سه ‌برابر مقدار اوليه‌اش رشد كرد. امروز مقدار آن برابر با 8/2 تريليون دلار است. اگرچه اين سياست بانك مركزي توانست بانك‌ها را از ورشكستگي نجات دهد، ولي نتوانست اقتصاد را نجات دهد.

اين اتفاق نه‌ تنها دولت فدرال (در دهه ۳۰) را بي‌اعتبار كرد، بلكه موجب مطرح شدن سوالاتي اساسي نسبت به تفسيرهاي موجود از ركود بزرگ گرديد. موضوع بحث اين است كه دولت با اعمال سياست‌هاي انقباضي مالي موجب آن ركود شده بود و اگر دولت در آن زمان رفتار دولت كنوني را در مواجهه با بحران پيش مي‌گرفت از بروز ركودي به آن بزرگي جلوگيري به عمل مي‌آمد. در علم اقتصاد آزمون فرضيه‌ها توسط آزمايش‌هاي كنترل‌شده- مانند آنچه در علوم ديگر صورت مي‌گيرد- سخت و ناممكن است؛ اما از آنجا كه سياست انبساط مالي نمي‌تواند بحران ايجاد شده به واسطه سياست انقباضي را جبران كند، مي‌توان به طور كل نتيجه‌گيري كرد كه سياست‌گذاري‌هاي مالي دولت، اولين مقصر در ايجاد ركود در دهه ۳۰ بود.»

روند نزولي اقتصادي دوازده ماهه كه در سال ۲۰۰۸ رخ داد به وخامت شرايط اقتصادي سال ۱۹۲۹ بود، اما تفاوت در اين بود كه در ۱۹۲۹ سياست‌هاي دولت انقباضي بود در حالي كه در بحران اخير دولت در برابر اين مشكل با دستي باز عمل كرد. در ‌‌نهايت هم در بحران اخير سطح توليدات صنعتي ۱۳ درصد كاهش يافت و نرخ بيكاري به كمي بالاي ۱۰ درصد رسيد، در حالي كه در ركود دهه ۳۰، سطح توليدات صنعتي تا ۴۰ درصد افت كرده ‌بود و نرخ بيكاري به ۲۵ درصد رسيده ‌بود. پس از مقايسه شرايط و نتايج دو بحران مطرح شده شايد اين نتيجه‌گيري كه سياست‌گذاري‌هاي مالي به طور كل بي‌استفاده هستند خيلي منطقي نباشد، ولي مي‌توان نتيجه گرفت كه اين سياست‌گذاري‌ها بسيار حساس هستند و حتي امكان اينكه مي‌توانستيم با سياست‌هاي درست، آسيب‌هاي وارد آمده در بحران اخير را كمتر كنيم، وجود داشت.

در مقاله آقاي استيگليتز به يك نكته مربوط به زمان وقوع دو بحران توجه نشده ‌است. در بحران دهه ۳۰، بسياري از ديگر كشورهاي صنعتي هم قبل از شروع بحران با كاهش شديد نرخ اشتغال در بخش كشاورزي مواجه بودند. در سال ۱۹۳۰، تنها ۶ درصد از نيروي كار شاغل در انگليس در بخش كشاورزي فعاليت مي‌كردند. با اين حال، انگليس هم مانند بقيه دنيا در گرداب ركود فرو رفت و تا زماني كه ارزش نسبي پوند را پايين نياورد نتوانست به شرايط عادي بازگردد. تقريبا بلافاصله پس از پايان جنگ جهاني اول، قيمت محصولات كشاورزي با كاهش شديد روبه‌رو شد- بين سال‌هاي ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ قيمت گندم تا ۵۰ درصد كاهش يافت- ولي تا سال ۱۹۲۹ اقتصاد آمريكا توانست با مديريت اقتصادي، خود را از گزند مشكلات جدي مصون نگاه دارد.

آقاي استيگليتز ادعا مي‌كند كه تا زماني كه هزينه‌هاي دولت آمريكا به واسطه جنگ جهاني دوم افزايش نيافته بود، اين دولت توان پرداخت هزينه‌هاي گذار از يك اقتصاد كشاورزي به يك اقتصاد صنعتي را نداشت و در حقيقت پس از آغاز ركود از سال ۱۹۲۹، سريع‌ترين نرخ رشد مربوط به سال‌هاي بين ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ است و دومين دوره ۳ساله از لحاظ سرعت رشد اقتصادي در بازه ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۶ رخ داد. در سال ۱۹۳۶، نرخ رشد سالانه اقتصاد آمريكا برابر با 1/13 درصد بود. بهترين سال‌ها از لحاظ رشد در بخش سرمايه‌گذاري بخش خصوصي به ترتيب مربوط به سال‌هاي ۱۹۴۶، ۱۹۳۵ و ۱۹۳۴ بود. هر نظريه‌اي كه بخواهد سرعت بالاي رشد در دهه ۴۰ را توضيح دهد، بايد بتواند رشد سريعي كه در سال ۱۹۳۳ آغاز شد را توجيه كند. نظريه‌اي كه بر پايه تحليل تاثير سياست‌گذاري‌هاي مالي باشد چنين قابليتي دارد. اين چيزي است كه آقاي استيگليتز به آن توجه نكرده است.

همچنين او در تحليل‌هاي خود شرايط پس از جنگ را تقريبا در نظر نگرفته است. در دهه ۴۰ اشتغال در بخش صنعت، سهم بزرگي از اشتغال كل اقتصاد را تشكيل مي‌داد. در بازه زماني سال‌هاي ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰، نرخ اشتغال در اين بخش، به نصف كاهش يافت. اگر دور شدن از اقتصاد صنعتي، علت اصلي مشكلات اقتصادي آمريكا بود، چرا پس از كاهش فوق، در دو دهه گذشته با ركود مواجه نشديم؟

از همه مهم‌تر اينكه آقاي استيگليتز بيشتر مشكلات ركود بزرگ را مربوط به مساله كاهش قيمت‌ها مي‌داند:

«از آن‌جايي كه هيچ‌كدام از كشاورزان يا وام‌دهندگان (بانك‌ها) نمي‌توانستند شدت اين كاهش قيمت‌ها را پيش‌بيني كنند، اقتصاد با يك شكست اعتباري مواجه شد. كشاورزان نمي‌توانستند وام‌هايي كه قرض كرده‌ بودند را بازگردانند و بازارهاي مالي هم در گرداب كاهش درآمد كشاورزان در حال غرق شدن، بودند. با كاهش درآمد روستاييان، توانايي خريد آنها براي كالاهاي توليد‌شده در كارخانه‌ها به شدت كاهش يافت. صاحبان صنايع مجبور شدند نيروي كار خود را اخراج كنند كه اين خود موجب كاهش تقاضا براي محصولات كشاورزي و در نتيجه كاهش دوباره قيمت آن محصولات شد. پس از مدت كوتاهي اين چرخه معيوب به تمام اقتصاد ملي (آمريكا) سرايت كرد.

غالبا با كاهش درآمد‌ها، قيمت دارايي‌ها (مثل خانه‌ها) هم كاهش مي‌يابد. كشاورزان به نوعي در حلقه كاهش ارزش محصولات گير افتاده ‌بودند. كاهش درآمد و ثروت آن‌ها، مهاجرت به شهر‌ها را هم برايشان مشكل كرد؛ نرخ بيكاري بالا در شهر‌ها هم انگيزه مهاجرت به اين مناطق را كاهش داد. در دهه ۳۰، به‌رغم درآمد پايين كشاورزان، مهاجرت از مناطق روستايي به بيرون نسبتا كم بود. در همين شرايط، كشاورزان به توليد خود ادامه دادند و حتي گاهي تلاش مي‌كردند با كار بيشتر بتوانند قيمت‌هاي كم را جبران كنند. اين تلاش در بعد شخصي (يك خانوار) امري منطقي بود، ولي در مقياس بزرگ سودي نداشت؛ زيرا هر گونه افزايش توليد، موجب كاهش بيشتر قيمت‌ها مي‌شد.»

نويسنده اين مقاله مي‌توانست اسكات سامنر (Scutt Sumner) باشد. كاهش ناگهاني در درآمدهاي اسمي موجب بد‌تر شدن شرايط اقتصادي و بروز مشكلات مالي بعدي شد. مشكل اصلي كاهش قيمت‌ها بود و راه حل آن، الزام به برگرداندن قيمت‌ها به مقادير قبل از ركود بود.

در مجموع به نظر من اين بحث بي‌فايده است، چرا كه معتقدم تغييرات ساختاري مهمي در اقتصاد آمريكا در حال انجام است كه موجب كاهش نرخ رشد حقيقي و راكد شدن درآمد‌ها و افزايش نابرابري‌هاي اقتصادي شده است. من با اين نظر او كه مي‌گويد بخش مالي نيازمند دقت و بررسي بيشتر است موافقم. اما آقاي استيگليتز بيش از اينكه به اين مشكلات اشاره كند، درصدد اين است كه ما دوباره به مساله‌اي توجه كنيم كه اقتصاد كلان توانسته آن را حل كند. اين چيزي است كه من متوجه آن نمي‌شوم.

 

مترجم: سعيد لاريجاني

منبع: اكونوميست

بازنشر از: دنیای اقتصاد

 

بانکداری الکترونیکی به عنوان یکی از شاخههای کلیدی بانکداری مدرن با ریسکهایی از نوع ریسکهای شناخته شده بانکداری؛ اما با خصوصیات جدید روبهرو است. سیستم بانکی بهعنوان شاهرگ اصلی بازار پول، با ریسکهای اعتباری، عملیاتی، بازار، تطبیقی، راهبردی و شهرت مواجه است. با توجه به اینکه ماهیت بانکداری الکترونیکی بر فناوری اطلاعات مبتنی است، ریسک عملیاتی اهمیت بیشتری مییابد. در این مقاله، به بررسی این ریسکها و چگونگی مدیریت آنها به ویژه تآکید بر اجرای حاکمیت فناوری اطلاعات، پرداخته ایم.

 

این مقاله را ازین لینک بدست بیاورید...

 

 

 

 

اگر اقتصاددان‌ها سر کار بودند

اگر یک چیز باشد که اقتصاددانان از آن بیزارند آن یک چیز سیاست است. به سادگی مي‌توان چندین و چند سیاست نام برد که همگی روی کاغذ مفید جلوه مي‌کنند، اما گذراندن این سیاست‌ها از مجرای قانون‌گذاری و کمیته‌هاي بانک مرکزی داستان دیگری است.

سیاست منشا بخش اعظمی از مشکلات یونان در این مدت بوده است. سیاستمداران این کشور نه‌تنها در انتخاب راهی برای خروج از بحران مالی که خود باعث آن بودند ناتوان عمل کرده‌اند، حتی در انجام وظایف اولیه دولت نیز ناکام مانده‌اند. اما اگر اقتصاددانان متصدی امر بودند چه؟

 

با کنار رفتن سیاستمداران، اقتصاددانان مي‌توانستند حداقل 5 مسیر را ارائه کنند که منتج به خروج یونان از تنگنای فعلی شود. این 5 مسیر به این صورتند:

ادامه مطلب...  

   درینجا شما فرق های اساسی بین بیمه اسلامی که بنام تکافل یاد میشود و بیمه مروج (غیر اسلامی) در روند های سرمایه گذاری، تقسیم مفاد و خسارات، غرامت ها و ضمانات، پرداخت مصارف و کارمزدهای کاری و اداری آن، حکم شرعی، نوعیت قراردادهای که در آنها استفاده میشوند و مسئولیت تصدی ها یا شرکت های ارائه کننده بیمه اسلامی و غیر اسلامی را مشاهده کنید.

ادامه مطلب...  

 

دولت افغانستان می‌گوید برنامه‌ ای را به اجرا می گذارد که بر اساس آن بانک های خصوصی نخواهند توانست از سپرده های مردم سوء استفاده کنند.

وزارت مالیه افغانستان می‌گوید که در این راستا با جدیت بر فعالیت بانک های خصوصی این کشور نظارت می کند تا مشکلی که سال گذشته در "کابل بانک" بوجود آمد در سایر بانک ها تکرار نشود.

سید اسحاق علوی، سخنگوی بانک مرکزی از تدوین برنامه ای که هدف آن جلوگیری از بروز مشکلات در بانک های خصوصی سخن می‌گوید.

جزئیات این برنامه هنوز روشن نیست، اما عمر ذاخیلوال، وزیر مالیه افغانستان می‌گوید که با اجرای این برنامه جلو سوء استفاده بانک های از سپرده های مردم گرفته خواهد شد.

آقای ذاخیلوال می‌گوید که حکومت و بخصوص بانک مرکزی افغانستان با دقت بیشتر بانک‌ های خصوصی در این کشور را نظارت خواهد کرد.

به نظر می رسد حکومت افغانستان در پی ورشکست "کابل بانک" در سال گذشته در افغانستان این برنامه را در پیش گرفته است.

این بانک در حال حاضر تحت کنترل بانک مرکزی است.

در حال حاضر حدود هفده بانک خصوصی در افغانستان فعالیت دارند.

به گفته بانک مرکزی افغانستان ظرف پنج سال گذشته بیش از دو میلیارد دلار در بخش بانکداری کشور سرمایه گذاری شده است و این امر به توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال کمک کرده است.

اما انتقادهایی هم وجود دارد که نرخ بهره یا سود بانک های خصوصی در افغانستان چند برابر بالاتر از بانک های خصوصی در سایر کشور های جهان است و کارشناسان این مساله را مانع رشد سرمایه گذاری در این کشور می‌دانند.

این انتقاد نیز از سوی مردم مطرح است که بانک های خصوصی ضمانت نقدی در بانک مرکزی ندارند و در صورتیکه این بانک ها پولهای مردم را، با خود ببرند، کسی در برابر مردم پاسخگو نخواهد بود.

 

 

  • African Development Bank  (بانك توسعه آفریقا)
  • African Institute for Economic Development and Planning (IDEP) (مؤسسه برنامه‌ریزی و توسعه آفریقا)
  • African Union (AU) (اتحادیه آفریقا)
  • Arab Bank for Economic Development in Africa (BADEA)  (بانك عربی توسعه اقتصادی آفریقا)
  • Arab Monetary Fund (AMF)  (صندوق پولی عرب)
  • Arab Planning Institute (API) (مؤسسه برنامه‌ریزی عربی)
  • Asian Development Bank (بانك توسعه آسیا)
  • Asia Pacific Economic Cooperation (APEC)  (سازمان همكاری اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام: اپك)
  • Asia Pacific Energy Research Center (APERC) (مركز پژوهش انرژی آسیا و اقیانوس آرام  )
  • Association of Southeast Asian Nations (ASEAN) (اتحادیه كشورهای آسیای جنوب شرقی- آ.سه.آن)
  • Black Sea Trade and Development Bank (BSTDB) (بانك تجارت و توسعه دریای سیاه)
  • Caribbean Development Bank (CDB) (بانك توسعه كارائیب)
  • Central American Bank for Economic Integration (CABEI) (بانك یكپارچگی اقتصادی آمریكای مركزی)
  • Centre for Latin American Monetary Studies (CEMLA) (مركز مطالعات پولی آمریكای لاتین)
  • The Colombo Plan  (طرح كلمبو)
  • Common Market for Eastern and Southern Africa (COMESA) (بازار مشترك شرق و جنوب آفریقا)
  • Council of Europe Development Bank (CEB) (شورای بانك توسعه اروپا)
  • East Caribbean Central Bank (ECCB)  (بانك مركزی كارائیب شرقی)
  • Economic Community of West African States (ECOWAS) (جامعه اقتصادی كشورهای غرب آفریقا)
  • Economic Cooperation Organization (ECO) (سازمان همكاری اقتصادی-  اكو)
  • European Bank for Reconstruction and Development (بانك نوسازی و توسعه اروپا)
  • European Central Bank (ECB)  (بانك مركزی اروپا)
  • European Commission  (كمیسیون اروپا)
  • European Investment Bank (EIB) (بانك سرمایه‌گذاری اروپا)
  • European Investment Fund (EIF) (صندوق سرمایه‌گذاری اروپا)
  • European Union (EU) (اتحادیه اروپا)
  • (Persian) Gulf Cooperation Council (شورای همكاری خلیج فارس)
  • Inter-American Development Bank (IDB)  (بانك توسعه بین آمریكایی)
  • North American Development Bank (NADB) (بانك توسعه آمریكای شمالی)
  • North American Free Trade Agreement (NAFTA) (موافقت‌نامه تجارت آزاد آمریكای شمالی- نفتا)
  • Organization of American States (OAS) (سازمان كشورهای آمریكایی)
  • Organization of Eastern Caribbean States (سازمان كشورهای شرق كارائیب)
  • Secretariat of the Pacific Community (SPC) (دبیرخانه جامعه اقیانوس آرام)
  • South Asian Association for Regional Cooperation (SAARC)  (اتحادیه همكاری منطقه‌ای آسیای جنوبی)
  • Southern African Development Community (SADC) (جامعه توسعه جنوب آفریقا)
  • United Nations Economic and Social Commission for Asia and the Pacific (ESCAP) (كمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام- اسكاپ)
  • United Nations Economic and Social Commission for Western Asia ((ESCWA) (كمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای آسیای غربی)
  • United Nations Economic Commission for Africa (ECA) (كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آفریقا)
  • United Nations Economic Commission for Europe (UNECE) (كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای اروپا)
  • United Nations Economic Commission for Latin America and the Caribbean (ECLAC) (كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین و كارائیب)
  • United Nations Statistical Institute for Asia and the Pacific (SIAP) (مؤسسه آمار سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام- سیاپ)
  • West African Economic and Monetary Union (CEMAC) (كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین و كارائیب)




African Development Bank - بانك توسعه آفریقا

فعالیت: توسعه، رفاه، همكاری منطقه‌ای، بانك
مقر سازمان: ابیجان- ساحل عاج
نشانی الكترونیكی:  www.afdb.org  

معرفی سازمان: بانك توسعه آفریقا یك بانك توسعه چندملیتی است كه سهامداران آن شامل 53 كشور آفریقایی (اعضای منطقه‌ای) و 24 كشور غیرآفریقایی (اعضای غیرمنطقه‌ای)‌ از قاره‌های آمریكا، آسیا و اروپا هستند. این بانك توسعه در سال 1963 تأسیس شد و در سال 1967 به‌طور رسمی عملیات خود را آغاز كرد. این نهاد مالی با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی و توسعه و فقرزدایی در كشورهای آفریقایی فعالیت می‌كند و این هدف را از طریق تأمین مالی پروژه‌ها و برنامه‌های توسعه به روش‌های زیر دنبال می‌كند:
-         اعطای وام‌های بخش عمومی و خصوصی
-         اعطای كمك‌های فنی
-         سرمایه‌گذاری  سرمایه عمومی و خصوصی
-         كمك در زمینه هماهنگی برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه كشورهای منطقه
-         دادن‌ كمك‌های بلاعوض تا مبلغ 500 هزار دلار آمریكا در مواقع اضطرار

 


 

 

African Institute for Economic Development and Planning (IDEP) - مؤسسه برنامه‌ریزی و توسعه آفریقا
موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای
مقر سازمان: داكار- سنگال
نشانی الكترونیكی: www.unidep.org
معرفی سازمان: مؤسسه برنامه ريزي و توسعه آفریقا وابسته به سازمان ملل متحد است و در واقع یكی از نهادهای فرعی كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آفریقا (UNECA) به شمار ميرود و تعداد 53 كشور آفریقایی در آن عضویت دارند. هدف اصلی این نهاد یاری سیاستگذاران و دست‌اندركاران در زمینه مهارت‌های لازم برای سیاستگذاری، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و انجام اصلاحات در زمینه‌های نهادی و تنظیم مقررات و تسهیل ظهور و بروز اندیشه‌های مربوط به سیاستگذاری و همگرایی در زمینه اتخاذ مواضع در منطقه است.
این نهاد آفریقایی در سال 1962 میلادی در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد بنیانگذاری شد و عملیات خود را از نوامبر سال 1963 میلادی آغاز كرد.
كشورهای عضو این نهاد عبارتند از: الجزایر، آنگولا،‌ بنین، بوتسوانا، بوركینافاسو، بوروندی، كامرون، دماغه سبز، جمهوری آفریقای مركزی، چاد، كومور، كنگو، ساحل عاج، جمهوری دموكراتیك كنگو، جیبوتی، مصر، گینه استوایی، اریتره، اتیوپی، گابون، گامبیا، غنا، گینه، گینه بیسائو،‌ كنیا، لسوتو،‌ لیبریا، لیبی،‌ ماداگاسكار،‌ مالاوی،‌ مالی، موریتانی،‌ موریس، مغرب،‌ موزامبیك، نامیبیا، نیجر، نیجریه، رواندا، سائوتومه، سنگال، سیشیل، سیرالئون،‌ سودان، سومالی، آفریقای جنوبی، سوازیلند، تانزانیا، توگو، تونس، اوگاندا و زیمبابوه.

African Union (AU) - اتحادیه آفریقا
موضوع فعالیت: همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، تجارت
مقر سازمان: آدیس‌آبابا-  اتیوپی
نشانی الكترونیكی: www.africa-union.org
معرفی سازمان: اتحادیه آفریقا یك سازمان منطقه‌ای است كه 53 كشور آفریقایی در آن عضویت دارند. این نهاد منطقه ای در سال 2001 میلادی تأسیس شد و جانشین جامعه اقتصادی آفریقا (African Economic Community) و سازمان وحدت آفریقا  (Organization of African Unity) شد. این نهاد تحت حاكمیت مجمع رؤسای دولت‌های اتحادیه آفریقا و پارلمان كشورهای آفریقایی اداره می‌شود.
هدف غایی این نهاد ایجاد یك پول واحد آفریقایی و تشكیل یك نیروی دفاعی یكپارچه و همچنین تأسیس نهادهای دولتی مانند كابینه سران اتحادیه آفریقاست. منظور از تشكیل این اتحادیه كمك به تأمین دموكراسی، حقوق بشر و اقتصاد پایدار و پایان دادن به مناقشات داخلی آفریقا و ایجاد یك بازار مشترك كارامد بوده است.

 

 


 

 

 

Arab Bank for Economic Development in Africa (BADEA) - بانك عربی توسعه اقتصادی آفریقا

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری اقتصادی، بانك

مقر سازمان: خرطوم- سودان

نشانی الكترونیكی: www.badea.org

 

معرفی سازمان: بانك عربی توسعه اقتصادی آفریقا یك نهاد مالی است كه توسط دولتهای عضو اتحادیه عرب تأمین‌ مالی میشود و توافق تأسیس آن در جلسه 18 فوریه سال 1974 امضا شد. این بانك یك مؤسسه بین‌المللی مستقل است كه از وضعیت حقوقی و استقلال كامل بین‌المللی در زمینه امور اداری و مالی برخوردار است. این نهاد مالی برای تقویت اقتصادی، مالی و فنی میان كشورهای عرب و آفریقایی و ایجاد همبستگی عرب و بنیان نهادن همكاری دو طرف بر پایه دوستی و برابری ایجاد شده است. بطور كلی، مأموریت این بانك را می‌توان در چند محور زیر خلاصه كرد:

-         كمك به توسعه اقتصادی كشورهای غیرعربی آفریقا

-         هدایت سرمایه كشورهای عربی به سمت توسعه آفریقا

-         ارائه كمك‌های فنی برای توسعه آفریقا

 

 

 


 

 

Arab Monetary Fund (AMF) - صندوق پولی عرب

موضوع فعالیت: پول، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، سرمایه‌گذاری

مقر سازمان: ابوظبی- امارات عربی متحده

نشانی الكترونیكی: www.amf.org.ae/vEnglish/default.asp

 

معرفی سازمان: صندوق پولی عرب یك سازمان عربی منطقه اي است كه در سال 1976 تأسیس و در سال 1977 فعالیت خود را آغاز كرد. تعداد 22 كشور در این صندوق عضویت دارند كه عبارتند از: اردن، امارات عربی متحده، بحرین، تونس، الجزایر، جیبوتی، عربستان سعودی، سودان، سوریه، سومالی، عراق، عمان، فلسطین، قطر، كویت، لبنان، لیبی، مصر، مغرب، موریتانی، یمن و كومور. پاره‌ای از هدف‌هایی كه این صندوق پیگیری‌ می‌كند، عبارتند از:

-         ایجاد تعادل در ترازهای پرداخت كشورهای عضو این صندوق

-         تلاش برای كاهش محدودیت در زمینه پرداخت‌های جاری بین كشورهای عضو

-         ایجاد سیاست‌ها و شیوه‌هایی برای همكاری پولی میان كشورهای عربی

-         تبادل تجربیات در زمینه سیاست‌های سرمایه‌گذاری منابع مالی كشورهای عضو در بازارهای خارجی

-         توسعه بازارهای مالی عربی

 

 

 

 


 

 

Arab Planning Institute (API) - مؤسسه برنامه‌ریزی عربی

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، برنامه‌ریزی

مقر سازمان: كویت

نشانی الكترونیكی: www.arab-api.org/ndx_e.htm

 

معرفی سازمان: در سال 1966 دولت كویت و دفتر برنامه عمران سازمان ملل متحد    (UNDP) مؤسسه‌ای موسوم به مؤسسه كویتی برنامه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی در خاورمیانه در راستای یك توافق پنج ساله به عنوان یك نهاد مستقل تأسیس كردند. پس از پایان دوره پنج ساله، این نهاد به عنوان مؤسسه برنامه‌ریزی عربی تغییر نام یافت و همكاری دولت‌های عضو آن با برنامه عمران سازمان ملل متحد به گرفتن كارشناس و آموزش‌های كوتاه مدت خلاصه شد. در سال 1980، همكاری سازمان ملل با این مؤسسه پایان یافت و این نهاد به عنوان یك مؤسسه مستقل غیرانتفاعی منطقه‌‌ای اعلام شد.

هدف عمده‌‌ای كه این نهاد دنبال می‌كند توسعه كشورهای عربی از طریق آموزش، پژوهش، گردهمایی گروه‌های كارشناسی و انتشارات است.

 

 

 


 

 

Asian Development Bank - بانك توسعه آسیا

موضوع فعالیت: توسعه، رفاه، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: مانیل- فیلیپین

نشانی الكترونیكی: www.adb.org

 

معرفی سازمان: بانك توسعه آسیا با هدف بهبود رفاه مردم كشورهای منطقه آسیا و اقیانوس آرام به ویژه جمعیت یك میلیارد و نه‌ صد میلیون نفری كه با كمتر از دو دلار در روز زندگی می‌كنند فعالیت می‌كند. این سازمان یك نهاد توسعه اي با 64 كشور عضو است كه 46 عضو از این منطقه و 18 عضو از خارج منطقه هستند. این نهاد اقدامات خود را در چارچوب مذاكرات مربوط به سیاستگذاری، اعطای كمك بلاعوض، وام، كمك‌های فنی و سرمایه‌گذاری انجام می‌دهد.

 

 

 

 


 

 

Asia Pacific Economic Cooperation (APEC) - سازمان همكاری اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام (اپك)

موضوع فعالیت: همكاری اقتصادی، تجارت منطقه‌ای، سرمایه‌گذاری

مقر سازمان: سنگاپور

نشانی الكترونیكی: www.apec.org

 

معرفی سازمان: سازمان همكاری اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام (اپك) در سال 1989 با هدف اصلی ارتقای رشد و شكوفایی اقتصادی منطقه و همكاری میان كشورهای عضو در زمینه پایدار نگهداشتن رشد اقتصادی از طریق تعهد به تجارت و سرمایه‌گذاری آزاد و اصلاحات اقتصادی تأسیس شد. این سازمان از بدو تأسیس در امر كاهش تعرفه و موانع تجاری و ایجاد اقتصاد داخلی كارامد و افزایش صادرات فعال بوده‌ است. این سازمان 18 كشور عضو دارد.

 

 


 

 

Asia Pacific Energy Research Center (APERC) - مركز پژوهش انرژی آسیا و اقیانوس آرام

موضوع فعالیت: انرژی، نفت

مقر سازمان: توكیو-  ژاپن

نشانی الكترونیكی: www.ieej.or.jp/aperc

معرفی سازمان: مركز پژوهش انرژی آسیا و اقیانوس آرام به عنوان نهاد وابسته به مؤسسه اقتصاد انرژی ژاپن (IEEJ) برای پیگیری دستوركار اقدام اجلاس رهبران اقتصادی سازمان همكاری آسیا و اقیانوس آرام (اپك) منعقده در اوزاكا- ژاپن در سال 1995 تأسیس شد. دولت ژاپن نیز پذیرفت مقر این مركز پژوهشی در توكیو باشد. مأموریت اصلی این مركز تقویت درك متقابل میان اقتصاد كشورهای عضو سازمان همكاری آسیا و اقیانوس آرام (اپك) در زمینه روندهای عرضه و تقاضای انرژی در سطوح جهانی، منطقه‌ای و داخلی، توسعه زیرساخت‌های انرژی، اصلاح مقررات انرژی و مسائل مربوط به سیاستگذاری برای شكوفایی منطقه‌ای است.

 

 

 

 


 

 

Association of Southeast Asian Nations (ASEAN) - اتحادیه كشورهای آسیای جنوب شرقی (آ.سه.آن)

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: جاكارتا- اندونزی

نشانی الكترونیكی: www.aseansec.org

 

معرفی سازمان: اتحادیه كشورهای آسیای جنوب ‌شرقی (آ.سه.آن) یك سازمان سیاسی و اقتصادی كشورهای مستقر در این منطقه از قاره آسیاست. این سازمان در 8 اوت 1967 توسط كشورهای فیلیپین، مالزی، تایلند، اندونزی و سنگاپور به عنوان نمایش همبستگی بر علیه گسترش كمونیسم ویتنام در درون مرزهای خود و جلوگیری از ناآرامی‌ها تأسیس شد. در پی برگزاری كنفرانس سران پنج كشور یاد شده در شهر بندری بالی اندونزی در سال 1976، این سازمان وارد برنامه همكاری اقتصادی شد كه در اواسط دهه 1980 دچار ضعف بود و تنها در سال 1991 با پیشنهاد كشور تایلند در زمینه تأسیس یك منطقه تجاری آزاد احیا شد. كشورهای عضو این سازمان هر ساله تشكیل جلسه می‌دهند.

اعضای كنونی این اتحادیه عبارتند از كشورهای: اندونزی، كامبوج، برونئی، لائوس، مالزی، میانمار (برمه سابق)، فیلیپین، سنگاپور، تایلند و ویتنام.

این سازمان منطقه‌ای دو هدف عمده را پیگیری می‌كند:

-         شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و توسعه فرهنگی منطقه

-         ارتقای آرامش و ثبات منطقه‌ای از طریق پیروی از عدالت و قانون در روابط منطقه‌ای و همچنین تبعیت از اصول منشور سازمان ملل متحد

 

 

 


 

 

Black Sea Trade and Development Bank (BSTDB) - بانك تجارت و توسعه دریای سیاه

فعالیت: همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، بانك، تجارت، توسعه

مقر سازمان: تسالونیكی- یونان

نشانی الكترونیكی: www.bstdb.org/bank.htm

 

 

معرفی سازمان: بانك تجارت و توسعه دریای سیاه یك نهاد مالی بین‌المللی است كه توسط كشورهای آلبانی، آذربایجان، ارمنستان، اوكراین، بلغارستان، تركیه، رومانی، روسیه، گرجستان، مولداوی و یونان تأسیس شده است. این بانك از طریق تأمین مالی پروژه‌ها و امور تجاری و اعطای تضمین و سهام برای پروژه‌های توسعه موجبات توسعه اقتصادی و همكاری منطقه‌ای را فراهم ساخته و سبب حمایت از شركت‌های دولتی و خصوصی در كشورهای عضو می‌شود.

 

 

 


 

 

Caribbean Development Bank (CDB) - بانك توسعه كارائیب

فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، بانك

مقر سازمان: بریجتاون- باربادوس

نشانی الكترونیكی: www.caribank.org

 

معرفی سازمان: بانك توسعه كارائیب یك نهاد مالی است كه در زمینه تأمین مالی برنامه‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی به كشورهای عضو خود كه در منطقه‌ كارائیب (واقع در قاره آمریكا و حاشیه دریای كارائیب) مستقر هستند كمك می‌كند. 18 كشور و قلمرو آزاد این منطقه در همایش روز 18 اكتبر سال 1969 كه در شهر كینگستون - جامائیكا برگزار شده بود اقدام به تأسیس این بانك كردند و مقر كنونی آن بریجتاون- باربادوس است. براساس منشور بانك توسعه كارائیب، این نهاد مالی وظیفه دارد به رشد و توسعه موزون اقتصادی كشورهای حوزه دریای كارائیب كمك و موجب همكاری و یكپارچگی منطقه‌‌ای در آنجا شود.

 

 

 


 

 

Central American Bank for Economic Integration (CABEI) - بانك یكپارچگی اقتصادی آمریكای مركزی

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی، بانك

مقر سازمان: تگوسیگالپا-  هندوراس

نشانی الكترونیكی: www.bcie.org/english/index.php

 

معرفی سازمان: بانك یكپارچگی اقتصادی آمریكای مركزی در سال 1960 میلادی و با هدف پیشبرد یكپارچگی اقتصادی و توسعه كشورهای منطقه آمریكای مركزی بنیانگذاری شد. این بانك 5 كشور عضو منطقه اي و 5 كشور عضو غیرمنطقه‌ای دارد. 5 كشور عضو منطقه‌ای عبارتند از: گواتمالا، هندوراس، السالوادور، نیكاراگوا و كاستاریكا و 5 عضو غیرمنطقه‌ای این بانك عبارتند از: آرژانتین، كلمبیا، مكزیك، جمهوری چین (تایوان) و اسپانیا. این بانك اكنون بزرگ‌ترین نهاد مالی منطقه‌ آمریكای مركزی محسوب می‌شود. محورهای راهبردی این نهاد مالی عبارتند از: مبارزه با فقر، یكپارچگی منطقه‌ای و افزایش رقابت‌پذیری كشورهای منطقه آمریكای مركزی در عرصه تجارت جهانی.

 

 

 


 

 

Centre for Latin American Monetary Studies (CEMLA) - مركز مطالعات پولی آمریكای لاتین

موضوع فعالیت: پول، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: مكزیكوسیتی-  مكزیك

نشانی الكترونیكی: www.cemla.org/english.htm

 

معرفی سازمان: دومین گردهمایی كارشناسان بانكهاي مركزی قاره آمریكا كه در دسامبر 1949 در سانتیاگو پایتخت شیلی برگزار شد پیشنهاد داد یك مركز آموزشی و پژوهشی برای تبادل اطلاعات میان مسئولان امور پولی این قاره تأسیس شود و كمیته‌ای را مأمور این امر كرد. اساسنامه و قوانین مركز مطالعات پولی آمریكای لاتین در سومین گردهمایی كارشناسان بانكهاي مركزی قاره آمریكا در فوریه و مارس سال 1952 در هاوانا پایتخت كوبا به تصویب رسید و در سپتامبر همان‌ سال این مركز فعالیت خود را آغاز كرد.

-         عمده هدف‌های این مركز عبارتند از: افزایش تفاهم در زمینه امور پولی و بانكی در میان كشورهای آمریكای لاتین و حوزه دریای كارائیب و همگرایی این كشورها در زمینه سیاست‌های مالی و نرخ بهره

-         كمك به افزایش توانمندی كاركنان بانك‌های مركزی و دیگر نهادهای مالی منطقه از طریق برگزاری سمینارها و انتشار بررسی‌ها و پژوهش‌ها

-         انجام پژوهش و سیستمی كردن نتایج حاصل از پژوهش‌ها

-         اطلاع‌رسانی در زمینه تحولات پولی و مالی منطقه‌ای و جهانی

 

 

 


 

 

The Colombo Plan - طرح كلمبو

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: كلمبو-  سریلانكا

نشانی الكترونیكی: www.colombo-plan.org

 

معرفی سازمان: طرح كلمبو در سال 1951 میلادی فعالیت خود را آغاز كرد اما تأسیس آن به سال 1950 در هنگام برگزاری اجلاس وزیران امور خارجه كشورهای جامعه مشترك‌المنافع (مستعمره‌های پیشین انگلستان) كه در كلمبو پایتخت سریلانكا (سیلان آن زمان) صورت گرفت برمی‌گردد و یك سازمان منطقه‌ای به شمار می‌رود كه كانون توجه و  تمركز آن بر موضوع توسعه اجتماعی قرار دارد. این نهاد اقدام به اعطای كمك‌ اقتصادی به كشورهای جنوب و جنوب‌شرقی آسیا می‌كند. این سازمان مجمعی برای بررسی و همفكری درباره نیازهای توسعه‌ای كشورهای عضو و اجرای برنامه‌هایی برای رفع نیازهای شناسایی شده محسوب می‌شود.

اعضای كنونی این نهاد منطقه‌ای عبارتند از: افغانستان، استرالیا، بنگلادش، جزایر فیجی، هند، اندونزی، ایران، ژاپن، جمهوری كره، لائوس، مالزی، مالدیو، مغولستان، میانمار، نپال، نیوزیلند، پاكستان، پاپوا گینه نو، فیلیپین، سنگاپور، سریلانكا، تایلند، آمریكا و جمهوری سوسیالیستی ویتنام.

شعار محوری این سازمان عبارت است از همكاری و توسعه اقتصادی و اجتماعی در آسیا و اقیانوس آرام.

 

 

 


 

 

Common Market for Eastern and Southern Africa (COMESA) - بازار مشترك شرق و جنوب آفریقا

موضوع فعالیت: تجارت، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: لوزاكا-  زامبیا

نشانی الكترونیكی: www.comesa.int

معرفی سازمان: بازار مشترك شرق و جنوب آفریقا (COMESA) یك منطقه تجاری ترجیحی به شمار ميرود كه تعداد 20 كشور در آن عضویت دارند و از لیبی تا زیمبابوه گسترده است. این نهاد در سال 1994 میلادی تشكیل شد. این بازار یكی از ستون‌های مهم جامعه اقتصادی آفریقا را تشكیل می‌دهد. محور اصلی توجه این نهاد تشكیل یك واحد تجاری و اقتصادی است كه بتواند بر موانعی كه هر یك از كشورهای عضو را به صورت انفرادی تحت تأثیر قرار می‌دهد چیره شود. راهبرد كنونی بازار مشترك شرق و جنوب آفریقا عبارت است از نیل به شكوفایی اقتصادی از طریق یكپارچگی منطقه‌ای.

اعضای كنونی این نهاد عبارتند از: آنگولا، بروندی، كومور، كنگو، جیبوتی، مصر، اریتره، اتیوپی، كنیا، لیبی، ماداگاسكار، مالاوی، موریس، رواندا، سیشیل، سودان، سوازیلند، اوگاندا، زیمبابوه، زامبیا. اعضای پیشین آن عبارت بودند از: لسوتو، موزامبیك، تانزانیا و نامیبیا.

 

 

 

 


 

 

Council of Europe Development Bank (CEB) - شورای بانك توسعه اروپا

موضوع فعالیت: توسعه، رفاه، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: پاریس-  فرانسه

نشانی الكترونیكی: www.coebank.org

 

معرفی سازمان: شورای بانك توسعه اروپا قديميترين نهاد مالی این قاره است كه در سال 1956 میلادی تأسیس شده است و صرفاً در زمینه اجتماعی كار می‌كند. این نهاد ابزار مالی سیاست همبستگی است كه توسط شورای اروپا مطرح شده است. این بانك به لحاظ اداری زیر نظارت عالی شورای اروپاست اما به لحاظ مالی و حقوقی از اختیار كامل برخوردار است. این بانك از طریق دادن وام، در زمینه تأمین مالی پروژه‌های اجتماعی مشاركت، به اوضاع اضطراری رسیدگی و به بهبود شرایط زندگی و همبستگی اجتماعی نقاط كمتر بهره‌مند اروپا كمك می‌كند. این شورا 38 كشور عضو دارد كه همگی از قاره اروپا هستند.

حوزه‌های فعالیت این نهاد عبارتند از:

-         تقویت یكپارچگی اجتماعی

-         مدیریت محیط زیست

-         توسعه منابع انسانی

 

 

 

 


 

 

East Caribbean Central Bank (ECCB) - بانك مركزی كارائیب شرقی

موضوع فعالیت: پول، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: باستره-  سنت كیتس (St. Kitts)

نشانی الكترونیكی: www.eccb-centralbank.org

 

معرفی سازمان: این بانك مركزی نهاد مرجع و صلاحیت‌دار پولی شش كشور مستقل منطقه شرق حوزه دریای كارائیب است. حوزه كارائیب در جنوب شرقی آمریكای شمالی، شرق آمریكای مركزی و شمال و غرب آمریكای جنوبی واقع شده است. شش كشور مزبور عبارتند از: آنتیگا و باربودا، گرانادا، سنت كیتس و نویس، دومینیكا، سنت لوسیا و سرانجام سنت وینسنت و گرانادینز. همچنین دو قلمرو ماورای بحار انگلستان به نام‌های آنگیلا و مونتسرات در زمره این تشكیلات بانكی قرار می‌گیرند.

این بانك مركزی در سال 1983 به منظور حفظ ثبات دلار منطقه شرق دریای كارائیب و یكپارچگی سیستم بانكی به منظور تسهیل متوازن و توسعه كشورهای عضو تأسیس شد. تمامی كشورهای عضو این بانك مركزی جزو اعضای سازمان كشورهای كارائیب شرقی (OECS) هستند.

 

 

 

 


 

 

Economic Community of West African States (ECOWAS) - جامعه اقتصادی كشورهای غرب آفریقا

موضوع فعالیت: همكاری اقتصادی، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: لاگوس-  نیجریه

نشانی الكترونیكی: www.ecowas.int

زبان وب‌سایت: انگلیسی،‌ فرانسوی

معرفی سازمان: جامعه اقتصادی كشورهای غرب آفریقا یك گروه منطقه اي شامل 16 كشور است كه در 28 ماه مه 1975 در هنگام امضای پیمان لاگوس از سوی كشورهای غرب آفریقا تشكیل شد. مأموریت اصلی این گروه در واقع نیل به یكپارچگی اقتصادی است. در سال 2000 كشور موریتانی از عضویت این گروه انصراف داد.

این نهاد با هدف خودكفایی جمعی كشورهای عضو از طریق اتحاد پولی و اقتصادی و ایجاد یك بلوك تجاری بزرگ واحد تأسیس شد. روند آهسته حركت كشورهای عضو به سوی تحقق این هدف سبب شد تا همكاری از نوع سست‌تری مورد نظر كشورهای عضو قرار گیرد.

كشورهای عضو این گروه عبارتند از: بنین، بوركینافاسو، دماغه سبز، ساحل عاج، گامبیا، غنا، گینه، گینه بیسائو، لیبریا، مالی، نیجر، نیجریه،‌ سنگال، سیرالئون و توگو.

 

 

 

 


 

 

Economic Cooperation Organization (ECO) - سازمان همكاری اقتصادی (اكو)

موضوع فعالیت: همكاری اقتصادی، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: تهران-  ایران

نشانی الكترونیكی: www.ecosecretariat.org

 

معرفی سازمان: سازمان همكاری اقتصادی (اكو) یك سازمان بين دولتي منطقه اي كشورهای آسیایی است كه در سال 1985 با هدف ارتقای همكاری اقتصادی، فنی و فرهنگی میان كشورهای عضو تأسیس شده است. این نهاد جایگزین سازمان همكاری منطقه‌ای برای توسعه (RCD) شد كه از سال 1964 تا سال 1979 فعالیت می‌كرد. سازمان اكو دارای 10 كشور عضو است كه عبارتند از: جمهوری آذربایجان، ازبكستان، افغانستان، ایران، پاكستان، تاجیكستان، تركمنستان، تركیه، قرقیزستان و قزاقستان. اعضای مؤسس این نهاد منطقه‌ای ایران، تركیه و پاكستان هستند. شورای وزیران این سازمان بالاترین سطح اداری آن محسوب می‌شود كه وزیران امور خارجه و یا دیگر وزیران كشورهای عضو در آن شركت می‌كنند. این شورا هر یك سال یك بار تشكیل جلسه می‌دهد. قدرت و جایگاه این سازمان رو به افزایش است. همگی كشورهای عضو اكو در سازمان كنفرانس اسلامی (Organization of Islamic Conference) عضویت دارند.

 

 

 

 


 

 

European Bank for Reconstruction and Development - بانك نوسازی و توسعه اروپا

موضوع فعالیت: خصوصی‌سازی، توسعه،‌ همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: لندن- انگلستان

نشانی الكترونیكی: www.ebrd.org

 

 

معرفی سازمان: این نهاد در سال 1991 و مقارن فروپاشی كمونیسم در اروپای شرقی، مركزی و شوروی سابق و به منظور حمایت از بخش خصوصی در این منطقه ایجاد شد. این بانك هم‌اكنون با استفاده از ابزارهای سرمايه گذاري به ترغیب اقتصاد بازار و موضوع دموكراسی در 28 كشور اروپای مركزی و آسیای میانه می‌پردازد. بانك نوسازی و توسعه اروپا بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار انفرادی در منطقه است و علاوه بر سرمایه‌گذاری مستقیم به بسیج سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه مبادرت می‌ورزد. این بانك تحت مالكیت 60 كشور و 2 مؤسسه بین‌دولتی است. این بانك به رغم دولتی بودن سهامداران خود، به همراه شركای تجاری خویش در زمینه شركت‌های كارآفرینی خصوصی سرمایه‌گذاری می‌كند. بانك نوسازی و توسعه اروپا در زمینه تأمین مالی بانك‌ها، صنایع و امور كسب و كار در سرمایه‌گذاری‌های جدید و نیز شركت‌های موجود كنونی فعالیت می‌كند. این نهاد همچنین در زمینه حمایت از خصوصی‌سازی، بازسازی شركت‌های دولتی و بهبود خدمات شهرداری‌ها همكاری می‌كند.

 

 

 

 


 

 

European Central  Bank (ECB) - بانك مركزی اروپا

موضوع فعالیت: سیاست‌ پولی، بانك

مقر سازمان: فرانكفورت- آلمان

نشانی الكترونیكی: www.ecb.int

 

معرفی سازمان: بانك مركزی اروپا یكی از بزرگ‌ترین بانك‌های جهان و متولی سیاست پولی یورو (واحد پول رسمی اتحادیه اروپا) است كه در 300 میلیون نفر اروپایی در 12 كشور عضو اتحادیه اروپا از آن استفاده می‌كنند. این بانك در سال 1998 میلادی تأسیس شد. ساختار بانك مركزی اروپا از بانك مركزی آلمان (Bundesbank) الگوبرداری شده است. هدف اصلی بانك مركزی اروپا و اصولاً نظام بانك‌های مركزی اروپا (ESCB) حفظ ثبات قیمت در حوزه یورو (پول واحد اروپایی) و پایین‌ نگه‌داشتن تورم است. هدف كنونی این بانك نگه داشتن تورم پايينتر از 2 درصد اما نزدیك به آن است. این بانك باید از سیاست‌های اقتصادی اتحادیه اروپا پشتیبانی كند. این هدفها برای افزایش میزان اشتغال و رشد پایدار و غیرتورمی براساس ماده 2 پیمان ماستریخت تدوین شده‌اند.

 

 

 

 


 

 

European Commission - كمیسیون اروپا

موضوع فعالیت: همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: بروكسل-  بلژیك

نشانی الكترونیكی: ec.europa.eu/index_en.htm

 

معرفی سازمان: كمیسیون اروپا نهاد اجرایی اتحادیه اروپاست. این نهاد به همراه پارلمان و شورای اروپا سه نهاد حاكمیتی این اتحادیه محسوب می‌شوند. وظایف اصلی كمیسیون اروپا عبارتند از: ارائه پیشنهاد قوانین به پارلمان و شورای اروپا و اجرای این قوانین و ایفای نقش به عنوان نگهبان پیمان‌ها (كه بنیان قانونی اتحادیه اروپا به شمار می‌روند). وظایف كمیسیون اروپا را از برخی جهات می‌توان با قوه مجریه در كشورها مشابه دانست گو اینكه پاره‌ای تفاوت‌ها نیز میان این دو وجود دارد. تعداد 25 نفر (یك نفر از هر كشور عضو اتحادیه اروپا) در این كمیسیون عضویت دارند. همچنین چندین هزار نفر كاركنان بخش عمومی اروپا وظایف اداری این نهاد را برعهده دارند.

 

 

 

 


 

 

European Investment Bank (EIB) - بانك سرمایه‌گذاری اروپا

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: لوكزامبورگ

نشانی الكترونیكی: www.eib.org

 

معرفی سازمان: بانك سرمایه‌گذاری اروپا نهاد تأمین مالی اتحادیه اروپاست كه براساس پیمان رم (1957) به منظور تأمین مالی اجرای سرمایه‌گذاری‌ها در راستای اهداف اتحادیه مذكور به‌ویژه در زمینه‌های توسعه منطقه‌ای، شبكه‌های حمل و نقل میان بخش‌های مختلف اروپا، مخابرات، انرژی، پژوهش، توسعه، نوآوری، بهبود و حفاظت محیط زیست، بهداشت و آموزش تأسیس شده است. برخلاف مفهوم ضمنی كه از نام‌ بانك سرمایه‌گذاری به ذهن متبادر می‌شود، این نهاد در واقع یك بانك سرمایه‌گذاری نیست. بانك سرمايه گذاري اروپا، خارج از اتحادیه اروپا به اجرای سیاست همكاری توسعه اروپا در راستای شرایط توافقات این اتحادیه با 130 كشور اروپای شرقی، مركزی و جنوبی، منطقه مدیترانه، آفریقا، آسیا، آمریكای لاتین، حوزه دریای كارائیب و اقیانوس آرام كمك می‌كند. وظیفه اصلی این بانك كه نهاد تأمین مالی اتحادیه اروپا به شمار می‌رود در واقع كمك به یكپارچگی،‌ توسعه متوازن و پیوستگی اقتصادی و اجتماعی كشورهای عضو (همان اعضای اتحادیه اروپا) است.

 

 

 

 


 

 

European Investment Fund (EIF) - صندوق سرمایه‌گذاری اروپا

موضوع فعالیت: سرمایه‌گذاری

مقر سازمان: لوكزامبورگ

نشانی الكترونیكی: www.eif.eu.int

 

معرفی سازمان: صندوق سرمايه گذاري اروپا یك نهاد اتحادیه اروپاست كه برای تأمین مالی شركتهاي كوچك و متوسط در سال 1994 میلادی تأسیس شد. این نهاد به‌طور مستقیم اقدام به ارائه تأمین مالی به شركتهاي كوچك و متوسط نمی‌كند بلكه این كار را از طریق بانك‌های خصوصی انجام می‌دهد. عمده عملیات این صندوق در زمینه سرمایه‌های مخاطره‌آمیز (Venture Capitals) و ضمانت وام‌هاست. سهامداران این صندوق عبارتند از: بانك سرمایه‌گذاری اروپا (با 15/59 درصد)،‌ جوامع اروپایی (با 30 درصد) كه نمایندگی آنها را كمیسیون اروپا برعهده دارد و سرانجام 34 نهاد مالی خصوصی اتحادیه اروپا (با 85/10 درصد).

 

 

 

 


 

 

European Union (EU) - اتحادیه اروپا

موضوع فعالیت: همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: بروكسل- بلژیك

نشانی الكترونیكی: europa.eu/index_en.htm

معرفی سازمان: اتحادیه اروپا یك نهاد بين دولتي و فراملیتی قاره اروپا با تعداد 25 كشور عضو است. این نهاد در سال 1992 و توسط پیمان اتحاد اروپا موسوم به پیمان ماستریخت تأسیس شد. البته برخی از ويژگيهاي این اتحادیه پیش از این تاریخ نیز در قالب توافقهاي دیگر اروپایی از سال 1951 شروع شده بود. مهم‌ترین نهادهای اتحادیه اروپا عبارتند از: شورای وزیران، كمیسیون اروپا، دیوان عدالت اروپا، شورای اروپا و بانك مركزی اروپا. فعالیت‌های اتحادیه اروپا در برگیرنده بیشتر حوزه‌های سیاست عمومی، از سیاست اقتصادی گرفته تا امور خارجه، دفاع، كشاورزی و تجارت است. در پاره‌ای از جنبه‌ها مانند امور پولی، سیاست كشاورزی، تجاری و زیست‌محیطی و سیاست اقتصادی و اجتماعی، اتحادیه اروپا شاید شبیه یك فدراسیون باشد. این اتحادیه شاید در زمینه برخی دیگر از امور مانند امور داخلی كشور مانند یك كنفدراسیون عمل كند و در پاره‌ای مسائل مانند امور خارجه به مثابه یك نهاد بین‌المللی در نظر گرفته شود.

 

 

 

 


 

 

(Persian) Gulf Cooperation Council - شورای همكاری خلیج فارس

موضوع فعالیت: همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: ریاض- عربستان

نشانی الكترونیكی: www.gcc-sg.org/home_e.html

معرفی سازمان: شورای همكاری خلیج فارس یك سازمان منطقه‌ای است كه در برگیرنده شش كشور عربی حوزه خلیج فارس است. كشورهای عضو شورای مزبور عبارتند از: بحرین، كویت، عمان، قطر، عربستان و امارات متحده عربی. كشور یمن نیز سرگرم گفتگوهایی برای پیوستن به این مجموعه تا سال 2016 میلادی است. این نهاد هدف‌های اقتصادی و اجتماعی متعددی دارد.

برخی از اهداف این شورا چنین عنوان شده است:

-         تنظیم مقررات مشابه در زمینه‌های امور مالی و اقتصادی، تجارت، گمرك، گردشگری، قانونگذاری و مسائل اداری

-         تقویت پیشرفت علمی و فنی در زمینه‌های صنایع‌ و معادن، كشاورزی، منابع آب و دامپروری

-         تأسیس مراكز پژوهش‌های علمی

-         انجام سرمایه‌گذاری‌های مشترك

-         تشویق همكاری‌های بخش خصوصی

-         تقویت همكاری میان مردم كشورهای عضو

-         تعیین واحد پولی مشترك تا سال 2010 میلادی

 

 

 

 


 

 

Inter-American Development Bank (IDB) - بانك توسعه بین آمریكایی

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: واشنگتن- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.iadb.org

 

معرفی سازمان: این نهاد مالی بین كشورهای قاره آمریكا در سال 1959 برای حمایت از توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه آمریكای لاتین و حوزه دریای كارائیب و كمك به یكپارچگی منطقه‌ای تأسیس شد و این هدف را عموماً از طریق دادن وام به نهادهای عمومی و همكاری فنی دنبال می‌كند. بر خلاف زبان انگلیسی مخفف نام این نهاد مالی در سه زبان فرانسوی، اسپانیولی و پرتغالی واژه (BID) است. این بانك دارای 47 عضو مالك است كه 21 عضو آن كشورهای وام‌دهنده (بیشتر از قاره اروپا) و 26 كشور عضو وام‌گیرنده (از آمریكای لاتین و كارائیب) هستند.

 

 


North American Development Bank (NADB) - بانك توسعه آمریكای شمالی

موضوع فعالیت: توسعه، بانك

مقر سازمان: پاریس – فرانسه

نشانی الكترونیكی: www.nadb.org

 

معرفی سازمان: بانك توسعه آمریكای شمالی (NADB) و سازمان مشابه آن كمیسیون همكاری محیط زیست مرزی (BECC) به‌واسطه موافقت‌نامه تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا) به منظور رسیدگی به مسائل زیست‌محیطی موجود در منطقه‌ مرزی میان آمریكا و مكزیك تأسیس شد. هر دو این سازمانها در سال 1993 میلادی فعالیت خود را آغاز كردند. در ژوئن سال 2000 میلادی، هیئت مدیره بانك توسعه آمریكای شمالی (NADB)  بحث‌هایی را در زمینه گسترش فعالیت‌های تأمین مالی خود برای برآورده ساختن كاراتر نیازهای مناطق مرزی میان آمریكا و مكزیك آغاز كرد. این بحثها سرانجام در سال 2004 منجر به اصلاح منشور بانك توسعه آمریكای شمالی و كمیسیون همكاری محیط زیست مرزی شد.

 

 


North American Free Trade Agreement (NAFTA) - موافقت‌نامه تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا)

موضوع فعالیت: تجارت، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: اوتاوا – كانادا

نشانی الكترونیكی: www.nafta-sec-alena.org

 

معرفی سازمان: موافقت‌نامه تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا)‌ یك قرارداد تجارت آزاد میان كشورهای كانادا، آمریكا و مكزیك برپایه الگوی جوامع اروپایی (اتحادیه اروپای كنونی) است. این قرارداد از روز اول ژانویه سال 1994 اجرایی شد. این نهاد براساس موافقت‌نامه خود سازوكارهای خاصی را برای حل اختلاف میان صنایع ملی و میان دولت‌های عضو به شیوه‌ای منصفانه، بهنگام و بی‌طرفانه به اجرا می‌گذارد.

 

 


Organization of American States (OAS) - سازمان كشورهای آمریكایی

موضوع فعالیت: همكاری منطقه‌ای، توسعه

مقر سازمان: واشنگتن- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.oas.org/main/english

 

معرفی سازمان: این نهاد منطقه اي قاره آمریكا كه تعداد 35 عضو دارد كشورهای نیمكره غربی را گرد هم آورده است تا امكان تقویت همكاری و پیشبرد منافع مشترك را در میان آنها فراهم آورد. این سازمان برترین مجمع گفتگوی چندجانبه میان كشورهای منطقه و اقدام مشترك آنهاست كه در زمینه صلح و امنیت و توسعه اقتصادی و اجتماعی فعالیت می‌كند. این سازمان در سال 1948 میلادی تأسیس و منشور آن در 30 آوریل آن سال امضا شد. منشور سازمان كشورهای آمریكایی در بردارنده مطالب زیر است:

-         دفاع از دموكراسی

-         حمایت از حقوق بشر

-         تحكیم امنیت

-         تقویت تجارت آزاد

-         مبارزه با مواد مخدر و فساد مالی

 

 


Organization of Eastern Caribbean States (OECS) - سازمان كشورهای شرق كارائیب

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: كاستریس-  سنت لوسیا

نشانی الكترونیكی: www.oecs.org

 

معرفی سازمان: سازمان كشورهای شرق كارائیب در 18 ژوئن 1981 میلادی در حالی پا به عرصه فعالیت گذاشت كه هفت كشور این منطقه پیمانی را برای ایجاد اتحاد و افزایش همكاری میان كشورهای خود امضا كردند. این پیمان به نام پیمان باسه تر (Treaty of Basseterre)  پایتخت كشور كیتس و نویس (Kitts and Nevis) كه این پیمان در آن به امضا رسید، خوانده می‌شود. هدف این سازمان همكاری برای كمك به توسعه پایدار كشورهای عضو به منظور بهره‌مندی از فضای جمعی از راه تسهیل پیوستن هوشمندانه به اقتصاد جهانی همچنین از طریق همكاری در زمینه سیاستگذاری و اجرای سیاست‌های مربوط به مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز از راه تسهیل همكاری دو یا چند جانبه و غیره بوده‌ است.

اعضای این سازمان عبارتند از: آنگیلا، آنتیگا و باربودا، ویرجین آیلند، دومینیكا، گرانادا، مونتسرات، سنت كیتس و نویس، سنت لوسیا و سرانجام سنت وینسنت و گرانادینز.

 

 


Secretariat of the Pacific Community (SPC) - دبیرخانه جامعه اقیانوس آرام

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: كالدونیای جدید

نشانی الكترونیكی: www.spc.int

 

معرفی سازمان: دبیرخانه جامعه اقیانوس آرام یك سازمان بین‌دولتی منطقه‌ای است كه هم كشورهای مستقل و هم قلمروها در این سازمان عضویت دارند. هدف این سازمان توسعه ظرفیت علمی، فنی، حرفه‌ای، پژوهشی، برنامه‌ریزی و مدیریتی مردم جزایر منطقه اقیانوس آرام و ارائه اطلاعات مستقیم و توانمندسازی آنها برای تصمیم‌سازی‌‌های آگاهانه در زمینه توسعه و رفاه آینده است. این سازمان در سال 1947 میلادی در ابتدا تحت عنوان كمیسیون جنوب اقیانوس آرام توسط شش كشور استرالیا، فرانسه،‌ هلند، نیوزیلند، انگلستان و آمریكا كه منافعی در این منطقه‌ داشتند بنیانگذاری شد. از آن هنگام تاكنون دو كشور انگلستان و هلند از این سازمان كناره گرفته‌اند. حوزه فعالیت این سازمان در برگیرنده كشورها و قلمروهای زیر است كه از سال 1983 میلادی به عنوان اعضای این نهاد محسوب می‌شوند:

ساموای آمریكا، كوك آیلندز، میكرونزیا، فیجی، پولینزیا، گوام، كریباتی، جزایر مارشال، نائرو، كالدونیای جدید، نیوه،‌ جزایر ماریانای شمالی، پالائو، پاپوا گینه نو، جزایر پیت‌كارین، ساموا، جزایر سلیمان، توكلائو، تونگا، توالو، وانواتو و سرانجام والیس و فوتونا.

 


Cooperation South Asian Association for Regional (SAARC) - اتحادیه همكاری منطقه‌ای آسیای جنوبی

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: كاتماندو-  نپال

نشانی الكترونیكی: www.saarc-sec.org/main.php

معرفی سازمان: اتحادیه همكاری منطقه اي آسیای جنوبی بزرگترين سازمان منطقه اي جهان است كه تعداد 47/1 میلیارد نفر را تحت پوشش خود دارد. این نهاد یك سازمان سیاسی و اقتصادی مركب از 8 كشور جنوب آسیاست كه در هشتم دسامبر 1985 میلادی توسط كشورهای هند، پاكستان، بنگلادش، سریلانكا، نپال، مالدیو و بوتان تأسیس شد. كشور افغانستان نیز در سال 2005 میلادی به این مجموعه پیوست. این اتحادیه محملی را برای همكاری مردم منطقه جنوب آسیا در یك فضای دوستانه و در عین اعتماد و تفاهم متقابل فراهم می‌سازد.

هدف این سازمان در واقع تسریع روند توسعه اقتصادی و اجتماعی كشورهای عضو است.

 

 


Southern African Development Community (SADC) - جامعه توسعه جنوب آفریقا

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: گابورون-  بوتسوانا

نشانی الكترونیكی: www.sadc.int

 

معرفی سازمان: جامعه توسعه جنوب آفریقا سازمانی است كه با هدف همكاری منطقه‌ای در زمینه توسعه اقتصادی در این منطقه از جهان به فعالیت می‌پردازد. این سازمان در اول آوریل 1980 تأسیس گردید.

این نهاد تعداد 14 عضو دارد كه 9 عضو آن به عنوان اعضای بنیانگذار عبارتند از: آنگولا، بوتسوانا، لسوتو، مالاوی، موزامبیك، سوازیلند، تانزانیا، زامبیا، زیمبابوه. تعداد 5 عضو دیگر این نهاد كه اعضای غیربنیانگذار محسوب می‌شوند عبارتند از: نامیبیا، آفریقای جنوبی، موریس، جمهوری دموكراتیك كنگو و ماداگاسكار.

پاره‌ای از اهداف این سازمان عبارتند از:

-         هماهنگ‌سازی سیاست‌ها و برنامه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی كشورهای عضو

-         تجهیز و بسیج مردم كشورهای منطقه برای همكاری و مشاركت در زمینه برنامه‌ها و پروژه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی

-         ایجاد نهادها و سازوكارهای تجهیز منابع برای اجرای برنامه‌ها و عملیات این نهاد

 

 


United Nations Economic and Social Commission for Asia and the Pacific -ESCAP - كمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام (اسكاپ)

موضوع فعالیت: همكاری اقتصادی، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: بانكوك- تایلند

نشانی الكترونیكی: www.unescap.org

 

معرفی سازمان: كمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام (اسكاپ) بازوی منطقه‌ای این سازمان در منطقه‌ آسیا و اقیانوس آرام به شمار می‌رود. این نهاد در سال 1947 میلادی تحت عنوان كمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای آسیا و خاور دور تأسیس شد و هدف آن تشویق كشورهای عضو به برقراری و تعمیق همكاری اقتصادی میان یكدیگر بود. نام این كمیسیون در سال 1974 به عنوان جدید (اسكاپ) تغییر یافت. این كمیسیون یكی از 5 كمیسیون منطقه‌ای تحت اداره مستقیم سازمان ملل است. این كمیسیون تعداد 52 كشور عضو دارد و در برابر شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (ECOSOC) پاسخگو است. كانون توجه منطقه‌ای اسكاپ مدیریت جهانی شدن از طریق توسعه پایدار (به لحاظ زیست‌محیطی)، تجارت و حقوق بشر است.

 

 


United Nations Economic and Social Commission for Western Asia (ESCWA) - كمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای آسیای غربی

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: بیروت-  لبنان

نشانی الكترونیكی: www.escwa.org.lb

 

معرفی سازمان: كمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای آسیای غربی كه مخفف لاتین آن ESCWA یا UNESCWA است در سال 1973 تأسیس شد كه در آن هنگام كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آسیای غربی نام داشت. این كمیسیون بخشی از دبیرخانه سازمان ملل متحد و یكی از پنج كمیسیون منطقه‌ای این سازمان است كه در برابر شورای اقتصادی و اجتماعی این سازمان پاسخگو است. هدف غایی این كمیسیون ارتقای همكاری اقتصادی و توسعه پایدار كشورهای عضو و نیز افزایش همكاری منطقه‌ای و هماهنگی در سیاست‌های این كشورهاست. از دیگر اهداف این كمیسیون می‌توان به پیشبرد روابط كشورهای عضو در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و فناوری اشاره نمود. این كمیسیون دارای 13 كشور عضو است كه عبارتند از:

-       بحرین، مصر، عراق، اردن، كویت، لبنان، عمان، فلسطین، قطر، عربستان، امارات متحده عربی، سوریه و یمن

 

 


United Nations Economic Commission for Africa (ECA) - كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آفریقا

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: آدیس‌آبابا-  اتیوپی

نشانی الكترونیكی: www.uneca.org

 

معرفی سازمان: كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آفریقا كه مخفف لاتین آن ECA یا UNECA است در سال 1958 با هدف تشویق همكاری اقتصادی میان كشورهای عضو (كشورهای قاره آفریقا) تأسیس شد. این كمیسیون یكی از پنج كمیسیون منطقه‌ای سازمان ملل متحد است كه به لحاظ اداری زیر نظر مقر سازمان ملل قرار دارد. این كمیسیون تعداد 53 عضو دارد و به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل  (ECOSOC) گزارش می‌دهد.

ساختار تشكیلاتی این نهاد به شش برنامه تقسیم‌بندی شده است:

-   سیاست و مدیریت توسعه؛ سیاست اقتصادی و اجتماعی؛ جنسیت و توسعه؛ اطلاع‌رسانی برای توسعه؛ توسعه پایدار؛ تجارت و یكپارچگی منطقه‌ای

كشورهای عضو این نهاد عبارتند از: الجزایر، آنگولا،‌ بنین، بوتسوانا، بوركینافاسو، بوروندی، كامرون، دماغه سبز، جمهوری آفریقای مركزی، چاد، كومور، كنگو، ساحل عاج، جمهوری دموكراتیك كنگو، جیبوتی، مصر، گینه استوایی، اریتره، اتیوپی، گابون، گامبیا، غنا، گینه، گینه بیسائو،‌ كنیا، لسوتو،‌ لیبریا، لیبی،‌ ماداگاسكار،‌ مالاوی،‌ مالی، موریتانی،‌ موریس، مغرب،‌ موزامبیك، نامیبیا، نیجر، نیجریه، رواندا، سائوتومه، سنگال، سیشیل، سیرالئون،‌ سومالی، آفریقای جنوبی، سوازیلند، تانزانیا، توگو، تونس، اوگاندا، زامبیا و زیمبابوه.

 

 


United Nations Economic Commission for Europe (UNECE) - كمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای اروپا

موضوع فعالیت: همكاری اقتصادی

مقر سازمان: ژنو-  سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.unece.org

 

معرفی سازمان: كمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای اروپا مجمعی است كه آمریكای شمالی، اروپای غربی، مركزی و شرقی و آسیای میانه برای ایجاد و بسط همكاری اقتصادی با یكدیگر گرد هم می‌آیند. این نهاد سازمان ملل در سال 1947 میلادی تأسیس شد. این نهاد یكی از پنج كمیسیون منطقه‌ای تحت نظارت اداری سازمان ملل است. تعداد 56 كشور در این كمیسیون عضویت دارند و این كمیسیون موظف به ارائه گزارش‌های خود به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل است.

 

 

 

United Nations Economic Comission for Latin America and theCaribbean (ECLAC) - كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین و كارائیب

موضوع فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: سانتیاگو-  شیلی

نشانی الكترونیكی: www.eclac.cl

 

معرفی سازمان: كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین و كارائیب كه مخفف لاتین آن ECLAC یا CUNECLA است در سال 1948 با هدف تشویق همكاری اقتصادی میان كشورهای عضو تأسیس شد. در هنگام تأسیس، عنوان آن كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین بود و طی قطعنامه اي در سال 1984 واژه كارائیب به آن اضافه شد. این كمیسیون یكی از پنج كمیسیون منطقه‌ای سازمان ملل متحد است كه به لحاظ اداری زیر نظر مقر سازمان ملل قرار دارد. این كمیسیون تعداد 41 كشور عضو دارد. همچنین 7 قلمرو مستقل حوزه دریای كارائیب نیز در آن عضویت دارند. این نهاد به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل (ECOSOC) گزارش می‌دهد.

كشورهای عضو عبارتند از: آنتیگا و باربودا، آرژانتین، باهاما، باربادوس، بلیز، بولیوی، برزیل، كانادا، شیلی، كلمبیا، كاستاریكا، كوبا، دومنیكا، جمهوری دومنیكن، اكوادور، السالوادور، فرانسه، آلمان، گرانادا، گواتمالا، گویان، هائیتی، هندوراس، ایتالیا، جامائیكا، مكزیك، هلند، نیكاراگوا، پاناما، پاراگوا، پرو، پرتغال، سنت كیتس و نویس، سنت لوسیا، سنت وینسنت و گرانادینز، اسپانیا، سورینام، ترینیداد و توباگو، انگلستان، آمریكا، اروگوئه و ونزوئلا.

 

 


United Nations Statistical Institute for Asia and the Pacific (SIAP - مؤسسه آمار سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام (سیاپ)

موضوع فعالیت: آمار، همكاری منطقه‌ای

مقر سازمان: چیبا- ژاپن

نشانی الكترونیكی: www.unsiap.or.jp

 

معرفی سازمان: مؤسسه آمار سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام (سیاپ) در سال 1970 میلادی به عنوان نهاد آموزشی آمار برای كشورهای در حال توسعه منطقه‌ آسیا و اقیانوس آرام آغاز به كار كرد. در سال 1995 میلادی، این نهاد به عنوان یك مؤسسه فرعی كمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوس آرام (اسكاپ) مطرح شد.

مؤسسه سیاپ با هدف ارتقای ظرفیت كشورهای در حال توسعه منطقه در زمینه گردآوری، تجزیه و تحلیل و انتشار آمار و همچنین تولید آمارهای بهنگام و برخوردار از كیفیت بالا كه بتواند دست‌افزار برنامه‌ریزان و سیاستگذاران در امر برنامه‌ریزی‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد و كشورهای در حال توسعه منطقه را در زمینه توان‌افزایی مهارت‌های آماری دست‌اندركاران یاری رساند به فعالیت می‌پردازد.

 


West African Economic and Monetary Union Communauté Économique et Monétaire de l'Afrique Centrale (CEMAC) - كمیسیون اقتصادی ملل متحد برای آمریكای لاتین و كارائیب

موضوع فعالیت: پول، همكاری منطقه‌ای، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: لومه-  بوركینافاسو

نشانی الكترونیكی: www.uemoa.int/Index.htm

 

معرفی سازمان: اتحادیه اقتصادی و پولی غرب آفریقا سازمانی مركب از كشورهای غرب آفریقاست كه با هدف یكپارچگی اقتصادی آن دسته از كشورهای این منطقه بنیانگذاری شده است كه دارای واحد پولی مشترك (یعنی فرانك سی.اف.ای) هستند.

این نهاد در 10 ژانویه 1994 در شهر داكار پایتخت كشور آفریقایی سنگال تأسیس شد. این اتحادیه بر اساس پیمانی كه در این روز میان رؤسای كشورهای بنین، بوركینافاسو، ساحل عاج، مالی، نیجر، سنگال و توگو به امضا رسید تأسیس شد. كشور گینه بیسائو نیز در ماه مه سال 1997 به عنوان هشتمین عضو این اتحادیه به آن افزوده شد.

اتحادیه اقتصادی و پولی غرب آفریقا در واقع یك اتحاد پولی و گمركی میان برخی كشورهای عضو جامعه اقتصادی كشورهای غرب آفریقا (ECOWAS) به شمار می‌رود.

 

گفته می‌شود که «رقابت» بهترین دوست مصرف کننده است. رقابت کارآيی بنگاه‌های اقتصادی را افزایش می‌دهد. رقابت باعث ابداعات و اختراعات جدید می‌شود.

در بازار رقابتی قیمت‌ها صحیح‌تر تعیین می‌شوند، حق استفاده برای مصرف‌کنندگان کالا و خدمات بیشتر می‌شود، منافع مصرف‌کننده بهتر رعایت می‌شود و بالاخره تخصیص بهینه منابع در کشور صورت می‌پذیرد.

بر اساس ماده (2) بسته سیاستی- نظارتی بانک مرکزی جمهوری اسلامی‌ایران که به تصویب شورای محترم پول و اعتبار رسید تعیین نرخ سود علی‌الحساب سپرده‌های مدت‌دار و گواهی سپرده عام و خاص در اختیار بانک‌ها خواهد بود. اگر قرار است که این قدم مبارک شروع اقدامات بعدی در مورد آزاد سازی و مقررات زدایی و در نهایت افزایش میزان رقابت در سیستم بانکی کشور باشد، لازم است به تجربه کشورهایی که چند نمونه آن در گزارش آمده توجه شود.

رقابت یا کارآیی (Competition/Efficiency) در مقابل ثبات (Stability) قرار می‌گیرد، هر چه رقابت شدیدتر باشد ثبات کمتر است و بالعكس اگر رقابت کمتر شود ثبات بیشتر است. به راستی اگر فقط ثبات بانکی مد نظر بود چرا آزادسازی و مقررات‌زدايی طی سه‌دهه گذشته تشویق و عالم‌گیر شده است؟

در رکود معروف 33-1929 و در شرایطی که مقررات بازدارنده رقابت حداقل بود، صرفا در آمریکا 5000 بانک ورشکسته شدند. پس از آن در 1933 قانون Glass Steagall شامل Reg.Q (در مورد نرخ بهره یا سود بانکی) تصویب شد که منجر به یک آرامش در بازار شده و سبب فعالیت 15000 بانک با تضمین سودآوری آنها در طی حدود 45 سال پس از آن شد، اما پس از این دوران و طی 30 سال اخیر مجددا با افزایش میزان رقابت، تعداد بانک‌ها در آمریکا کاهش و به 6500 بانک تقلیل پیدا کرد، اما در مقابل مصرف‌کننده (سپرده‌گذار و تسهیلات گیرنده) منتفع شده و کارآيی در بانک‌ها شدیدا افزایش یافته است. بنابراین اکثر کشورهای دنیا با آگاهی از امکان ورشکستگی موسسات ناکارآ یا آنهايي که بازدهی مناسب ندارند، گزینه رقابتی را اتخاذ کرده تا فقط بانک‌های کارآ و چابک‌تر فعالیت نموده و مصرف‌کنندگان از خدمات بهتر بانکی استفاده نمایند.

باید به این واقعیت توجه داشت که هزینه حفظ یک موسسه ضعیف و ناکارآ به مراتب بیش از قیمت تعطیل شدن و خروج آن از بازار فعالیت است. این مباحث در شرایطی است که پس از تصویب ماده (2) بسته سیاستی و نظارتی بانک مرکزی، یکی از مدیران بانک‌های خودمان که خیلی هم مورد احترام من هستند، به من می‌‌گفتند مگر می‌شود بانک‌ها با هم رقابت کنند، همه ورشکست می‌شوند. جواب کوتاه است آنهايی که نمی‌توانند رقابت کنند باید از بازار خارج شوند.

البته باید در نظر داشت که بانک یک موسسه معمولی نبوده و به راحتی نمی‌توان شاهد خروج هر بانکی که ناکارآ است، باشیم. معمولا در اکثر کشورهای توسعه یافته، دولت‌ها همیشه وجوه سپرده گذاران را تضمین و (در صورت تعطیل شدن بانک) پرداخت می‌نمایند. ولی رفتار با سهامداران و مدیران کاملا متفاوت است، این افراد باید بدانند که دست به اقدامات ریسکی زدن می‌تواند برایشان بسیار گران تمام شود.

نگاهی به بحران مالی جهانی سال‌های8-2007 که بانک‌ها را مسبب آن دانستند، نیز باعث بازنگری‌هایی در بخش قوانين و مقررات شد تا آنجا که حتی عده‌ای اعمال مجدد قانون Glass Steagall را خواستار شدند. به هر صورت نتیجه این بررسی‌ها، پیشنهادهايي به شرح ذیل است:

اصل «رقابت» را اکثریت توصیه کرده‌اند ولی از بانک‌ها خواسته اند که فقط کار بانکی انجام دهند

یعنی بانک‌ها از عملیات ریسکی مثلا به کارگیری ابزارهای ناشناخته یا سرمایه‌گذاری‌های غیربانکی بر حذر باشند.

با توجه به آنکه پوشش کافی از طریق صندوق تضمین سپرده‌ها (FDIC)، ریسک از بین رفتن سپرده‌ها برای سپرده‌گذاران را از بین برده است، قوانینی در دست تصویب قرار دارد تا موانع موجود در راه اعلام ورشکستگی موسسات ناکارآمد را از بین ببرد. به طور مثال در آمریکا قانون جدید Dodd & Frank به تصویب رسیده که بر اساس یکی از بندهای آن از بانک‌های خیلی بزرگ مالیات اضافی گرفته می‌شود تا بانک‌ها غیرمتعارف بزرگ نشوند و در صورتی که عملیات ریسکی نامعقولی انجام دهند دولت‌ها از ورشکستگی آنها نهراسند و در تعطیل کردن این بانک‌ها پیش‌قدم شوند.

مقررات حاکمیت شرکتی و بازل II و III به شرح زیر دقیقا اجرا شود:

• حقوق کلیه ذی‌نفعان سیستم بانکی دقیقا مورد توجه قرار گیرد.

• حداقل نسبت کفایت سرمایه ظرف شش سال آینده از 8 به 5/10درصد افزایش پیدا کند.

• نظارت دقیق و کامل بر عملیات بانک‌ها اعمال شود.

• شفافیت عملیات و گزارش‌دهی هفتگی و ماهانه توسط بانک‌ها اکیدا اجرا گردد.

آزادسازی و مقررات‌زدايی لازم و عالم‌گیر شده است. رقابت سبب افزایش کارآیی بانک‌ها شده و در نهایت به نفع سپرده‌گذاران و تسهیلات گیرندگان خواهد بود. بعضا کشورهایی که اقدام به آزادسازی کرده‌اند با بحران بانکی مواجه شدند. شاید پیاده‌سازی و به کارگیری حاکمیت شرکتی و مقررات بازل II و III می‌توانست از بروز بحران در آن کشورها جلوگیری نماید.

به طور کلی اگر بانک‌ها مقررات ذکر شده را دقیقا اجرایی ننمایند احتمالا بامشکلات زیادی روبه‌رو خواهند شد؛ ولی دولت و بانک مرکزی نباید از مشکلات بانک‌هايی که اقدامات مناسب را به کار نگرفته‌اند و با ورشکستگی روبه‌رو هستند، بهراسند. نکته پایانی آنکه ورشکستگی، موسسات ناکارآ و ضعیف را از گردونه خارج می‌نماید که مطمئنا به نفع کشور تمام می‌شود.

 

 

منبع: خبرنامه هفتگی مرکز‌ ترویج حاکمیت و مسوولیت شرکتی

www.csriran.com | دنیای اقتصاد

 

توافق بانک استاندارد چارترد درباره پرداخت جریمه برای نقض تحریم های ایران، ارزش سهام این بانک را افزایش داد. استاندارد چارترد و نهاد ناظر بر امور مالی ایالت نیویورک دیروز توافق کردند به جای حل مساله در دادگاه، این بانک ۳۴۰ میلیون دلار جریمه بپردازد و نظارت بر مبادلات بانکی اش را بیشتر کند. استاندارد چارترد پذیرفته که طی ۱۰ سال ۲۵۰ میلیارد دلار پول ایران را جابجا کرده و تحریم های مالی آمریکا علیه ایران را نقض کرده است.

 

هر آنچه که شما نیاز دارید در مورد بحران بانکی و نجات مالی قبرس بدانید

در آخر هفته گذشته، گروهی شامل بانک مرکزی اروپا (ECB)، کمیسیون اروپا، صندوق بین المللی پول (IMF) و دولت قبرس اعلام کردند که این کشور جزیره ای کوچک در آستانه بحران بوده، و باید در اسرع وقت ازین بحران بیرون کشیده شود.

اما طوریکه بسیاری از طرحهای قبلی نجات منطقه یورو توسط کشورهای غنی و ثروتمند اروپای شمالی مانند آلمان و هلند تامین شده اند، نجات مالی قبرس در ابتدا داستان کاملاً متفاوت بنظر میرسید – اتفاقی که در آن دست گانگستران و مافیای روسی شامل است. در حال حاضر این طرح شکست خورده است و هرکس بگونه حدس میزند که طرح بعدی نجات چگونه خواهد بود.

اینجا ما به چند نکته مهمی در رابطه با بروز بحران و راههای حل آن درین کشور کوچک، را شرح میدهیم.

ادامه مطلب...  

بیع عینه یکی از انواع محصولات یا تولیدات یا خدمات بانکداری اسلامی است.
یک شخص ضرورتمند که به مقداری پول ضرورت اشد دارد، به بانک اسلامی مراجعه میکند و یک جنس را از بانک به قسط قرضی میخرد. در قرارداد ایشان ذکر میشود که مشتری باید پول این جنس را در این مدت معین با اقساط معین پرداخت کند. زمانیکه این قرارداد تعیین شد، بانک همان جنس را از مشتری به ارزش کمتری از آن قیمتی میخرد که به مشتری فروخته بود. و پول خرید را یک مشت به مشتری نقداً پرداخت میکند. درینجا هم مشتری پول مورد نیاز خود را دریافت خواهد کرد و هم بانک بدون درگیری با سود و سودکاری به مشتری خود قرضه میدهد.

ادامه مطلب...  

صندوق بین المللی پول پیشنهاد کرده است که برای تثبیت نظام متزلزل مالی در افغانستان، دولت این کشور کابل بانک بزرگترین بانک خصوصی درین کشور را برای فروش دوباره به سهام داران جدید آماده کند.

ادامه مطلب...  


  • Bank for International Settlements   (بانك تسویه بین‌المللی)
  • Bank Information Center  (BIC)  (مركز اطلاعات بانكی)
  • Common Fund for Commodities (CFC) (صندوق مشترك كالاها)
  • Development Gateway  (بنیاد دروازه توسعه)
  • Financial Stability Forum  (مجمع ثبات مالی)
  • Food and Agriculture Organization (FAO)   (سازمان خواروبار و كشاورزی- فائو )
  • Group 77 (گروه 77)
  • International Chamber of Commerce (ICC) (اتاق بازرگانی بین‌المللی)
  • (International Energy Agency (IEA  (سازمان بین‌المللی انرژی)
  • International Finance Corporation (IFC)  (شركت مالیه بین‌المللی)
  • International Fund for Agricultural Development (صندوق بین‌المللی توسعه كشاورزی)
  • International Institute for Sustainable Development (IISD)  (مؤسسه بین‌المللی توسعه پایدار)
  • International Labour Organization (ILO)   (سازمان بین‌المللی كار)
  • International Monetary Fund (IMF)  (صندوق بین‌المللی پول)
  • Islamic Development Bank (IDB)  (بانك توسعه اسلامی)
  • OPEC Fund for International Development (OFID)  (صندوق اوپك برای توسعه بین‌المللی)
  • Organization for Economic Cooperation and Development (OECD) (سازمان توسعه و همكاری اقتصادی)
  • Organization of Islamic Conference (OIC)  (سازمان كنفرانس اسلامی)
  • Organization of the Petroleum Exporting Countries (OPEC)  (سازمان كشورهای صادركننده نفت- اوپك)
  • South Centre (كانون جنوب)
  • Third World Network (TWN)  (شبكه جهان سوم)
  • Transparency International  (سازمان شفافیت بین‌المللی)
  • United Nations Centre for Regional Development (UNCRD)  (مركز توسعه منطقه‌ای ملل متحد)
  • United Nations Conference on Trade and Development (UNCTAD)  (كنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد- آنكتاد)
  • United Nations Department of Economics and Social Affairs  (اداره امور  اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل متحد)
  • United Nations Development Programme (UNDP)  (برنامه عمران سازمان ملل متحد)
  • United Nations Human Settlement Programme (UN-HABITAT)  (برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد)
  • United Nations Industrial Development Organization (UNIDO)  (سازمان توسعه صنعتی ملل متحد- یونیدو)
  • United Nations Institute for Training and Research (UNITAR)  (مؤسسه آموزش و پژوهش سازمان ملل متحد)
  • United Nations International Children’s Emergency Fund (UNICEF) (صندوق بین‌المللی كودكان سازمان ملل- یونیسف)
  • United Nations Research Institute for Social Development (UNRISD)  (مؤسسه پژوهش توسعه اجتماعی سازمان ملل متحد)
  • United Nations Statistics Division  (بخش آمار سازمان ملل متحد)
  • World Bank  (بانك جهانی)
  • World Economic Forum  (مجمع اقتصاد جهانی)
  • World Intellectual Property Organization (WIPO)  (سازمان جهانی مالكیت معنوی)
  • World Trade Organization (WTO)  (سازمان تجارت جهانی)

Bank for International Settlements - بانك تسویه بین‌المللی

فعالیت: توسعه، رفاه، همكاری منطقه‌ای، بانك
مقر سازمان: باسل- سوئیس
نشانی الكترونیكی: www.bis.org

معرفی سازمان: این بانك یك نهاد مالی بین‌المللی به شمار می‌رود كه در پی تقویت همكاری پولی و مالی بین‌المللی است و به عنوان بانكی برای بانك‌های مركزی كشورها فعالیت می‌كند. بانك تسویه بین‌المللی این وظیفه را به روش‌های زیر انجام می‌دهد:
-     به عنوان مجمعی برای بحث و تحلیل‌های سیاستگذاری در میان بانك‌های مركزی و در جامعه مالی بین‌المللی
-      به عنوان مركزی برای انجام پژوهش‌های اقتصادی و پولی
-      به عنوان یك همتای اصلی برای بانك‌های مركزی در مبادلات مالی
-      یك نماینده یا معتمد بانك‌های مركزی در عملیات مالی بین‌المللی
این نهاد در روز 17 مه سال 1930 میلادی تأسیس گردید و بدین روی قدیمی‌ترین سازمان مالی بین‌المللی جهان به شمار می‌رود. از آنجا كه مشتریان بانك تسویه بین‌المللی را بانك‌های مركزی كشورها و سازمان‌های بین‌‌المللی تشكیل می‌دهند، این نهاد از افراد و شركت‌های خصوصی سپرده نمی‌گیرد و به آنها خدمت‌رسانی مالی نمی‌كند.



Bank Information Center  (BIC) - مركز اطلاعات بانكی

فعالیت: توسعه، بانك     
مقر سازمان: واشنگتن- آمریكا
نشانی الكترونیكی: www.bicusa.org/bicusa/index.php

معرفی سازمان: این مركز یك نهاد مستقل غیردولتی غیرانتفاعی است كه در زمینه حمایت از حقوق، شفاف‌سازی، پاسخگویی عمومی در حاكمیت، عملیات بانك جهانی، بانك‌های توسعه منطقه‌ای و صندوق بین‌المللی پول فعالیت می‌كند و در زمینه تأثیرگذاری بر بانك جهانی و نهادهای مالی بین‌المللی به منظور ارتقای عدالت اجتماعی و اقتصادی و پایداری بوم‌شناختی با كشورهای در حال توسعه همكاری مشاركت می‌‌كند.

 

 


 

 

 

(Common Fund for Commodities (CFC - صندوق مشترك كالاها

فعاليت: تجارت

مقر سازمان: آمستردام-  هلند

نشاني الكترونيكي: www.common-fund.org

معرفي سازمان: صندوق مشترك كالاها يك نهاد مالي بين دولتي است كه در چارچوب سازمان ملل متحد تشكيل شده است. مأموريت ويژه اين نهاد حمايت از كشورهاي در حال توسعه‌اي است كه بهبود و تنوع بخشيدن به توليد و تجارت در اين كشورها وابسته به كالاهاست. پروژه‌هاي اين صندوق نوعاً داراي جهت‌گيري توسعه بازار و فقرزدايي است. اين نهاد از طريق راهكارهاي مبتني بر پروژه، اولويت اصلي خود را بر توسعه اقتصاد كالا محور قرار مي‌دهد به گونه‌اي كه توليدكنندگان و صادركنندگان بتوانند معاش خود را بر آن استوار كنند. هم اكنون تعداد 106 كشور در اين نهاد عضويت دارند. به علاوه، نهادهاي جامعه اروپايي (EC)، اتحاديه آفريقا (AU) و بازار مشترك شرق و جنوب آفريقا (COMESA) عضو آن به شمار مي‌روند.

 

 


 

 

 

Development Gateway - بنياد دروازه توسعه

فعاليت: توسعه، كشورهاي در حال توسعه

مقر سازمان: واشنگتن-  آمريكا

نشاني الكترونيكي: www.developmentgateway.org

معرفي سازمان: بنياد دروازه توسعه يك بنياد مستقل غيرانتفاعي است كه در بدو امر توسط بانك جهاني بنيانگذاري شده بود و در سال 2001 به يك بنياد خصوصي تبديل شد اما حاميان و تأمين‌كنندگان مالي آن دولت‌ها، مؤسسات بين‌المللي و اشخاص حقيقي هستند. اين نهاد مي‌كوشد از طريق استفاده از اينترنت و ارائه و تبادل اطلاعات، امكان توسعه اقتصادي و پيشبرد دولت الكترونيك و ظرفيت‌سازي محلي و همگرايي طرف‌هاي ذي‌ربط براي ايجاد تغييرات مثبت در كشورهاي در حال توسعه فراهم آورد. به‌طور كلي برنامه‌هاي اين بنياد در سه محور اصلي زير خلاصه‌ مي‌شود:

-         افزايش شفافيت و رقابت در سفارش و تهيه دولتي

-         ظرفيت‌سازي در دولت‌ها و جامعه مدني

-         مهارت‌افزايي كارشناسان توسعه در سراسر جهان از طريق ايجاد امكان دسترسي به بهترين عملكردها و ديدگاه كارشناسان ديگر

 

 

 


 

 

 

Financial Stability Forum - مجمع ثبات مالي

فعاليت: ثبات مالي، نظارت

مقر سازمان: باسل-  سوئيس

نشاني الكترونيكي: www.fsforum.org/home/home.html

معرفي سازمان: مجمع ثبات مالي در آوريل سال 1999 ميلادي به منظور پيشبرد ثبات مالي بين‌المللي از طريق تبادل اطلاعات و همكاري بين‌المللي در زمينه نظارت و شناسايي مالي تأسيس شد.

اين مجمع مقامات ملي مسئول در زمينه ثبات مالي مراكز و نهادهاي مالي بين‌المللي و گروه‌هاي تنظيم و نظارت بر مقررات بخشي و كارشناسان كميته‌هاي بانك‌هاي مركزي را به صورت منظم گرد هم مي‌آورد.

مجمع ثبات مالي به دنبال هماهنگ‌سازي كوشش‌هاي اين نهادهاي مختلف به منظور پيشبرد مالي بين‌المللي، بهبود عملكرد بازارها و كاهش يافتن ريسك سيستمي است.

 

 

 


 

 

 

Food and Agriculture Organization - سازمان خواروبارو كشاورزي (فائو)

فعاليت: غذا، كشاورزي

مقر سازمان: ژنو-  سوئيس

نشاني الكترونيكي: www.fao.org

معرفي سازمان: سازمان خواروبار و كشاورزي (فائو) يكي از نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد است كه كوشش‌هاي جهاني براي مبارزه با گرسنگي را هدايت مي‌كند. اين نهاد هم در خدمت كشورهاي در حال توسعه است و هم كشورهاي پيشرفته. اين سازمان مجمعي بين‌المللي براي تعاطي افكار و مذاكره برپايه برابر است. اين سازمان همچنين مرجعي براي دانش و اطلاعات در زمينه‌هاي مربوط به شمار مي‌رود. فائو در زمينه كمك به كشورهاي در حال توسعه براي بهبود كشاورزي، جنگل‌ها و شيلات فعاليت مي‌كند.

 

 

 


 

 

 

Group 77 - گروه 77

فعاليت: همكاري اقتصادي،  توسعه،‌ كشورهاي در حال توسعه

مقر سازمان: نيويورك-  آمريكا

نشاني الكترونيكي: www.g77.org

معرفي سازمان: اين سازمان در 15 ژوئن سال 1964 ميلادي و توسط 77 كشور در حال توسعه امضاكننده اعلاميه گروه 77 در پايان نخستين جلسه كنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (آنكتاد) در شهر ژنو - سوئيس تأسيس شد. نخستين اجلاس سطح وزيران اين نهاد در سال 1967 در الجزيره پايتخت الجزاير برگزار شد كه منشور در اين اجلاس تدوين شد. اكنون 132 كشور در گروه 77 عضويت دارند اما با همان نام اوليه شناخته مي‌شود. اين سازمان محملي براي بيان و ارتقاي منافع جمعي كشورهاي در حال توسعه و افزايش قدرت مذاكره اين كشورها در سازمان ملل متحد در زمينه مسائل اقتصادي و امكاني براي افزايش همكاري فني و اقتصادي ميان كشورهاي مزبور است.

 

 

 


 

 

 

(ICC) International Chamber of Commerce  - اتاق بازرگاني بين‌المللي

فعاليت: تجارت

مقر سازمان: پاريس-  فرانسه

نشاني الكترونيكي: www.iccwbo.org

معرفي سازمان: اتاق بازرگاني بين‌المللي يك سازمان بين‌المللي است كه براي پيشبرد و حمايت از تجارت بين‌المللي و جهاني شدن فعاليت مي‌كند. اين نهاد به عنوان يك حامي كسب و كار جهاني در اقتصاد جهاني در راستاي منافع رشد اقتصادي، ايجاد اشتغال و شكوفايي اقتصادي گام برمي‌دارد. اين نهاد به عنوان يك سازمان كسب و كار جهاني متشكل از كشورهاي عضو به توسعه چشم‌انداز جهاني در زمينه امور كسب و كار كمك مي‌كند. اتاق بازرگاني بين‌المللي از طريق كميته‌هاي ملي خود دسترسي مستقيم به دولت‌هاي ملي دارد. اين سازمان در سال 1919 با هدف خدمت‌رساني در زمينه كسب و كار جهاني از طريق پيشبرد سرمايه‌گذاري و تجارت، بازارهاي آزاد كالا و خدمات و جريان آزاد سرمايه بنيانگذاري شد. خلاصه وظايف اين نهاد را بدين شرح است:

-       ميانجيگري، حل اختلاف، حمايت از تجارت آزاد، حمايت از نظام‌هاي اقتصاد بازار، حمايت از خودتنظيمي كسب و كار، مبارزه با فساد و مبارزه با جرايم بازرگاني

 

 

 


 

 

 

(IEA) International Energy Agency - سازمان بين‌المللي انرژي

فعاليت: انرژي

مقر سازمان: پاريس-  فرانسه

نشاني الكترونيكي: www.iea.org

معرفي سازمان: اين سازمان يك نهاد بين‌المللي است كه در زمينه تأمين انرژي، رشد اقتصادي و پايداري زيست‌محيطي فعاليت‌ مي‌كند. اين سازمان در سال 1974 و در پي بحران نفتي سال 1973 توسط سازمان توسعه و همكاري اقتصادي (OECD) بنيانگذاري شد. هدف عمده سازمان بين‌المللي انرژي جلوگيري از وقفه در عرضه نفت و همچنين ارائه اطلاعات در زمينه آمار مربوط به بازارهاي نفتي و ديگر بخش‌هاي انرژي است. كشورهاي عضو 26 گانه اين سازمان عبارتند از:

-         آلمان، آمريكا، اتريش، اسپانيا، استراليا، انگلستان، ايتاليا، ايرلند، بلژيك، پرتغال، تركيه، جمهوري چك، دانمارك، ژاپن، سوئد، سوئيس، فرانسه، فنلاند، كانادا، كره جنوبي، لوكزامبورگ، مجارستان، نروژ، نيوزيلند، هلند و يونان

 

 

 


 

 

 

(IFC) International Finance Corporation - شركت ماليه بين‌المللي

فعاليت: بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري

مقر سازمان: واشنگتن-  آمريكا

نشاني الكترونيكي: www.ifc.org

معرفي سازمان: شركت ماليه بين‌المللي بازوي بخش خصوصي بانك جهاني است كه مأموريت آن پيشبرد سرمايه‌گذاري پايدار بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه به منظور كمك به فقرزدايي و بهبود وضع معيشت مردم اين نقاط است. در واقع اين شركت يك سرمايه‌گذار و مشاور متعهد به بهبود پروژه‌هاي پايداري است كه به نفع كشورهاي در حال توسعه بوده و به لحاظ مالي و بازرگاني از سلامت لازم برخوردار بوده و به لحاظ زيست‌محيطي و اجتماعي پايدار باشند. اين شركت از طريق دادن وام، سهام، مديريت خطر و ارائه خدمات مشاوره‌اي اقدام به تقويت بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه مي‌كند. تأسيس اين نهاد به سال 1956 ميلادي برمي‌گردد.

 

 

 


 

 

 

International Fund for Agricultural Development - صندوق بين‌المللي توسعه كشاورزي

فعاليت: كشاورزي، روستاها، فقر

مقر سازمان: واشنگتن-  آمريكا

نشاني الكترونيكي: www.ifad.org

معرفي سازمان: اين صندوق يك نهاد تخصصي سازمان ملل متحد است كه براي فقرزدايي در روستاها فعاليت مي‌كند. اين نهاد مالي بين المللي در سال 1977 به عنوان يكي از اثرات اصلي كنفرانس جهاني غذا كه در سال 1974 برگزار شده بود شكل گرفت. كنفرانس مذكور در واكنش به بحرانهاي غذايي اوائل دهه 1970 آفريقا برگزار شده بود. صندوق بين‌المللي توسعه كشاورزي به ريشه‌كني فقر روستايي در كشورهاي در حال توسعه مي‌پردازد. 75 درصد فقيرترين مردم جهان (شامل 800 ميليون زن، كودك و مرد) در نواحي روستايي زندگي مي‌كنند و معاش آنان به كشاورزي و فعاليت‌هاي مربوط به آن وابسته است. براساس راهبردهاي اساسي صندوق بين‌المللي توسعه كشاورزي، ريشه‌كني فقر مستلزم توانمندسازي فقيران روستايي در زمينه پيشبرد امور توسعه‌اي خود است.

 

 

 


 

 

 

(IISD) International Institute for Sustainable Development  - مؤسسه بین‌المللی توسعه پایدار

فعالیت: توسعه

مقر سازمان: مانیتوبا-  كانادا

نشانی الكترونیكی: www.iisd.org

معرفی سازمان: پایداری توسعه مستلزم یكپارچگی ملاحظات زیست‌محیطی، توسعه اقتصادی و زندگی بهتر مردم نسل حاضر و نسل‌های بعدی با هم است. این امر چالش دولت‌ها،‌ نهادهای غیردولتی، شركت‌ها، جوامع و افراد به شمار می‌رود. مؤسسه بین‌المللی توسعه پایدار از راه ارائه توصیه‌های سیاستی در حوزه‌های تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌‌المللی، سیاست اقتصادی، تغییرات اقلیمی، سنجش و ارزیابی و مدیریت منابع طبیعی سعی در كمك به روند پیشبرد توسعه پایدار جهانی دارد. این مؤسسه در سال 1990 پایه‌گذاری شد و در زمینه بهبود توسعه پایدار فعالیت می‌كند. شعار محوری این نهاد عبارت است از زندگی بهترِ پایدار برای همه. این نهاد مأموریت محوری خود را هدایت نوآوری برای تواناسازی جوامع به زندگی پایدار عنوان می‌كند.

 

 

 


 

 

 

(ILO) International Labour Organization - سازمان بين‌المللي كار

فعالیت: كار

مقر سازمان: ژنو-  سوئيس

نشانی الكترونیكی: www.ilo.org

معرفي سازمان: سازمان بين‌المللي كار يك نهاد تخصصي سازمان ملل متحد است كه به دنبال ارتقاي عدالت اجتماعي و حقوق انساني و بين‌المللي كار است. اين سازمان در سال 1919 ميلادي تأسيس شد. اين نهاد تنها محصول باقي‌مانده پيمان ورساي است. اين نهاد استانداردهاي بين‌المللي كار را به شكل كنوانسيون‌ها و توصيه‌هاي حداقل استانداردهاي بين‌المللي حقوق كار شامل آزادي انجمن‌ها، حقوق سازماندهي، چانه‌زني جمعي، ممنوعيت كار اجباري، برابري فرصت‌ها و نحوه برخورد و امور ديگر تدوين مي‌كند. اين سازمان كمك‌هاي فني در امور زير ارائه مي‌دهد:

-         آموزش و بازآموزي حرفه‌اي

-         سياست‌هاي اشتغال

-         مديريت امور كار

-         حقوق كار و روابط صنعتي

-         شرايط كاري

-         توسعه مديريت

-         تعاوني‌ها

-         امنيت اجتماعي

-         آمار كار و بهداشت و ايمني شغلي

 

 


 

 

 

(ILO) International Labour Organization - صندوق بين‌المللي پول

فعالیت: پول، تجارت بين‌المللي، توسعه

مقر سازمان: واشنگتن- آمريكا

نشانی الكترونیكی: www.imf.org

معرفي سازمان: صندوق بين‌المللي پول سازماني مركب از 184 كشور است و حوزه فعاليت آن در زمينه تقويت همكاري پولي جهاني، تأمين ثبات مالي، تسهيل تجارت بين‌المللي،‌ افزايش ميزان اشتغال و بهبود رشد پايدار و كاهش فقر است. اين سازمان اقدام به وام‌دهي به اعضايي كه با مشكل تراز پرداخت‌ها روبه‌رو هستند، مي‌كند كه مبلغ آن به سهميه كشور عضو بستگي دارد و اين كشور معمولاً بايد در قبال آن دست به اقدامات اصلاحي بزند.

 

 

 

 


 

 

 

(IDB) Islamic  Development Bank - بانك توسعه اسلامی

فعالیت: توسعه، همكاری اقتصادی، بانك

مقر سازمان: جده- عربستان

نشانی الكترونیكی:  www.isdb.org

 

معرفی سازمان: بانك توسعه اسلامی یك نهاد چند جانبه تأمین مالی امور توسعه است. موضوع تأسیس این نهاد مالی در جلسه روز 18 دسامبر سال 1973 وزیران دارایی كشورهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی (OIC) به تصویب رسید. بانك توسعه اسلامی فعالیت رسمی خود را در روز 15 شوال 1395 هجری قمری مطابق با 20 اكتبر 1975 میلادی آغاز كرد. بر اساس سرمایه پرداختی، این كشورها سهامداران عمده بانك به شمار می‌روند: عربستان، كویت، لیبی، تركیه، امارات متحده عربی، ایران و مصر.

 

هدف این بانك تقویت توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی كشورهای عضو و جوامع مسلمان در هر یك از كشورهای غیرعضو در راستای موازین شرع عنوان شده است. این نهاد از معیارهای شریعت اسلام پیروی می‌كند.

 

 

 


 

 

 

(OFID) OPEC  Fund for International Development - صندوق اوپك براي توسعه بين‌المللي

فعالیت: توسعه، كشورهاي در حال توسعه

مقر سازمان: وين- اتريش

نشانی الكترونیكی:  www.opecfund.org

 

معرفي سازمان: صندوق اوپك براي توسعه بين المللي يك نهاد مالي بين‌ دولتي است كه در سال 1976 ميلادي توسط اعضاي سازمان كشورهاي صادركننده نفت (اوپك) تأسيس شد. هدف اين نهاد مالي ايجاد و گسترش همكاري ميان كشورهاي عضو سازمان اوپك و ديگر كشورهاي در حال توسعه به عنوان ابراز همبستگي در روابط جنوب- جنوب است. يكي ديگر از هدف‌هاي اين نهاد كمك به كشورهاي فقير و كم‌درآمد به منظور پيشرفت اقتصادي و اجتماعي اين كشورهاست.

 

 

 


 

 

 

(OECD) Organization for Economic Cooperation and Development - سازمان توسعه و همكاری اقتصادی

فعالیت: همكاری اقتصادی، تجارت منطقه‌ای، سرمایه‌گذاری

مقر سازمان: پاریس- فرانسه

نشانی الكترونیكی:  www.oecd.org

 

معرفی سازمان: سازمان توسعه و همكاری اقتصادی دارای 30 عضو از میان كشورهای توسعه‌یافته است كه اصول دموكراسی و اقتصاد بازار را پذیرفته‌اند. این سازمان با تعداد 70 كشور، سازمان غیردولتی و جامعه مدنی دیگر ارتباط دارد. این سازمان نقش مهمی در تقویت حاكمیت خوب در بخش دولتی و امور شركتی ایفا می‌كند. این سازمان به تضمین پاسخگویی حوزه‌های مهم اقتصادی كمك می‌كند و با تفسیر مسائل نوظهور و شناسایی سیاست‌های كارامد، امكان كمك به سیاستگذاران را در زمینه جهت‌گیری‌های راهبردی فراهم می‌كند. این سازمان ابتدا در سال 1948 با عنوان سازمان همكاری اقتصادی اروپا (OEEC) برای كمك به اجرای طرح مارشال در زمینه بازسازی اروپا پس از جنگ دوم جهانی آغاز به كار كرد اما پس از عضویت كشورهای غیراروپایی در این سازمان در سال 1960 به سازمان توسعه و همكاری (OECD) تغییر نام داد.

مطالب آماری و انتشارات این سازمان مورد توجه بوده و وب‌سایت آن نیز شامل مسائل اجتماعی- اقتصادی اعم از اقتصاد كلان،‌ تجارت، آموزش، توسعه، نوآوری و علوم است.

 

 

 


 

 

 

(OIC) Organization of Islamic Conference - سازمان كنفرانس اسلامی (منظمة المؤتمر الإسلامی)

فعالیت: همكاری اقتصادی

مقر سازمان: جده- عربستان

نشانی الكترونیكی:  www.oic-oci.org

 

معرفی سازمان: سازمان كنفرانس اسلامی یك نهاد بین دولتی است كه یك هیئت نمایندگی دائم در سازمان ملل متحد دارد. تعداد 57 كشور عمدتاً اسلامی در این نهاد عضویت دارند. این اعضا از خاورمیانه، شمال، جنوب و غرب آفریقا، آسیای میانه، اروپا، آسیای جنوب شرقی، شبه قاره هند و آمریكای جنوبی هستند. سازمان كنفرانس اسلامی متعهد به خدمت به منافع جمعیت 4/1 میلیاردی مردم مسلمان جهان است. این نهاد در 12 رجب 1389 هجری قمری مطابق با 25 دسامبر 1969 میلادی در گردهمایی سران كشورهای اسلامی در شهر رباط واقع در كشور مغرب در پی حمله و به آتش كشیده‌ شدن مسجد الاقصی واقع در قدس شریف در فلسطین اشغالی به دست عناصر صهیونیست در 21 اوت 1969 میلادی بنیانگذاری شد.

 

از جمله اهداف این نهاد می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

-         تقویت همبستگی اسلامی میان كشورهای عضو؛ تقویت همكاری اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی كشورهای عضو؛ تقویت تلاش‌های تمامی مردم مسلمان در صیانت از عزت، استقلال و حقوق ملی

-         همكاری در زمینه اقدام برای حفاظت از اماكن مقدس؛ همكاری در زمینه اقدام برای حمایت از مبارزات مردم فلسطین و كمك به آنها در امر استیفای حقوق خود و بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی

-         فعالیت برای حذف تبعیض نژادی و تمامی اشكال استعمار

 

 

 


 

 

 

Organization of the Petroleum Exporting Countries (OPEC) - سازمان كشورهای صادركننده نفت (اوپك)

فعالیت: انرژی، نفت، همكاری اقتصادی

مقر سازمان: وین-  اتریش

نشانی الكترونیكی:  www.opec.org/home

 

معرفی سازمان: سازمان كشورهای صادركننده نفت (اوپك) یك كارتل بزرگ نفتی مركب از كشورهای الجزایر، اندونزی، ایران، عراق،‌ كویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ونزوئلاست. این نهاد از سال 1965 فعالیت خود را آغاز كرده است. براساس اسناد، هدف سازمان اوپك ایجاد هماهنگی و وحدت سیاست‌های نفتی میان كشورهای عضو و تعیین بهترین روش‌‌های صیانت از منافع انفرادی و جمعی این كشورها، تضمین ثبات قیمت‌های بین‌المللی نفت با توجه به لزوم حذف نوسان‌های غیرضروری و زیانبار، بذل توجه لازم و همیشگی به منافع كشورهای تولیدكننده و تضمین تداوم درآمد آنها،‌ عرضه كارامد، اقتصادی و منظم نفت به كشورهای مصرف‌كننده و ارائه درآمد عادلانه به آنهایی كه در زمینه‌های نفتی سرمایه‌گذاری كرده‌اند.

 

 

 

 


 

 

 

South Centre - كانون جنوب

فعالیت: كشورهای در حال توسعه

مقر سازمان: ژنو- سوئیس

نشانی الكترونیكی:  www.southcentre.org

 

معرفی سازمان: كانون جنوب یك گروه بین‌دولتی كشورهای در حال توسعه است كه از تجربه‌ها و اقدامات كمیسیون جنوب (South Commission) و ضرورت همكاری جنوب- جنوب پاگرفته است. هدف آن ضرورت تجزیه و تحلیل مشكلات و تجربیات توسعه‌ای كشورهای در حال توسعه و ارائه حمایت‌های فكری و سیاستی مورد نیاز كشورهای در حال توسعه در اقدامات انفرادی و جمعی در عرصه بین‌المللی است. این نهاد در 31 ژوئیه سال 1995 به‌طور رسمی كار خود را آغاز كرد و هم اكنون تعداد 49 كشور در حال توسعه در آن عضویت‌ دارند.

 

 

 

 


 

 

 

Third World Network - شبكه جهان سوم

فعالیت: تجارت، توسعه، جهان سوم، كشورهای در حال توسعه

مقر سازمان: پنانگ- مالزی

نشانی الكترونیكی:  www.twnside.org.sg

 

معرفی سازمان: این نهاد یك شبكه جهانی مستقل غیرانتفاعی از سازمان‌ها و افراد است كه منابع گسترده‌ای در زمینه تجارت،‌ توسعه و مسائل جهان سوم و امور مربوط به شمال- جنوب و غیره دارد. هدف‌های آن عبارتند از اجرای پژوهش در زمینه مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مرتبط با كشورهای جنوب و نیز انتشار كتاب‌ها و مجلات و برگزاری سمینارهایی در این زمینه و همچنین ایفای نقش به عنوان یك تریبون گسترده مبین منافع و دیدگاه‌های كشورهای جنوب در عرصه بین‌المللی مانند كنفرانس‌ها و فرایندهای سازمان ملل متحد.

 

 

 


 

 

 

Transparency International - سازمان شفافیت بین‌المللی

فعالیت: فساد مالی، شفافیت

مقر سازمان: برلین- آلمان

نشانی الكترونیكی:  www.transparency.org

معرفی سازمان: سازمان شفافیت بین‌المللی یك نهاد جامعه مدنی جهانی است كه هدایت مبارزه با فساد را بر عهده دارد و ائتلاف جهانی قدرتمندی را برای پایان دادن به تأثیرات مخرب فساد بر مردم تشكیل می‌دهد. بر اساس تعریف ارائه شده در وب‌سایت این سازمان، فساد سوء استفاده از اختیارات محوله برای منافع شخصی است. سازمان شفافیت بين‌ المللي یك شبكه جهانی است كه بیش از 90 فصل ملی را در برمی‌گیرد. این نهاد طرف‌های ذی‌صلاح را اعم از دولت‌ها، جامعه مدنی، كسب و كار و رسانه‌ها گرد می‌آورد تا در زمینه پیشبرد شفافیت در انتخابات، اداره امور عمومی، سفارش و خرید و كسب و كار به فعالیت بپردازند.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Centre for Regional Development (UNCRD) - مركز توسعه منطقه‌ای ملل متحد

فعالیت: توسعه، توسعه منطقه‌اي

مقر سازمان: ناگويا- ژاپن

نشانی الكترونیكی: www.uncrd.or.jp

 

معرفی سازمان: در جهان متحول امروزی كه عناصر آن وابستگی بسیاری به هم دارند، آن نوع توسعه اقتصادی و اجتماعی كنترل نشده‌ای كه در دهه‌های گذشته اعمال می‌شد دیگر عملی نیست. مشكلات زیست‌محیطی و اجتماعی ناشی از رشد مهار نشده باید مورد رسیدگی قرار گرفته و راهبردهای توسعه آینده نیز باید با نگاه پایداری حیات و در نظر گرفتن نگرانی‌های امنیت انسانی تدوین شوند.

 

مركز توسعه منطقه‌ای ملل متحد در سال 1971 به عنوان ابزاری برای كمك به تحقق راهبرد دهه دوم توسعه ملل متحد تأسیس شد. این مركز در توافق میان سازمان ملل متحد و دولت ژاپن بنیانگذاری شد و اكنون بیش از 30 سال است كه در راستای هدف‌های زیر گام برمی‌دارد:

-         ارائه خدمات به عنوان یك مركز پژوهشی در زمینه توسعه منطقه‌ای

-         ارائه خدمات مشاوره‌ای در زمینه توسعه منطقه‌ای

-         كمك به كشورهای در حال توسعه در زمینه تبادل اطلاعات و تجربیات و آموزش توسعه منطقه‌ای

-         كمك و همكاری با سازمان‌های دیگر در زمینه توسعه منطقه‌ای

 

 

 


 

 

 

United Nations Conference on Trade and Development (UNCTAD) - كنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (آنكتاد)

فعالیت: تجارت، توسعه

مقر سازمان: ژنو- سوئيس

نشانی الكترونیكی: www.unctad.org

 

معرفی سازمان: آنكتاد یكی از نهادهای سازمان ملل متحد است كه در سال 1964 تأسیس شده است و با هدف پیوستن كشورهای در حال توسعه به اقتصاد جهانی فعالیت می‌كند. آنكتاد اكنون به یك نهاد مرجع دانایی محور تبدیل شده است كه هدف آن كمك به شكل‌دهی مباحث سیاستی و اندیشه‌های توسعه با تأكید بر همگرایی سیاست‌های داخلی و اقدام بین‌المللی به منظور فراهم آوردن زمینه‌های توسعه پایدار است.

 

 


 

 

 

United Nations Conference on Trade and Development (UNCTAD) - اداره امور اقتصادی - اجتماعی سازمان ملل متحد

فعالیت: توسعه، اشتغال، رفاه

مقر سازمان: نیویورك- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.un.org/esa/desa

 

معرفی سازمان: يكي از وظایف اصلی سازمان ملل متحد ارتقای سطح زندگی، اشتغال و توسعه اقتصادی و اجتماعی است. حدود 70 درصد مأموریت سازمان ملل به همین امور اختصاص دارد. اداره امور اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل متحد حلقه ارتباط میان سیاست‌های جهانی در حوزه‌های  اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی از یك سو و اقدام سازمان ملل از سوی دیگر است.

 

این اداره دارای بخش‌های فرعی مختلفی است كه برخی از آنها عبارتند از:

-         بخش سیاستگذاری و تحلیل توسعه (Development Policy and Analysis Division)

-         دفتر تأمین مالی برای توسعه (Financing for Development Office)

-         بخش پیشرفت زنان  (Division for Advancement of Women)

-         بخش توسعه پایدار  (Division for Sustainable Development)

-         بخش سیاست اجتماعی و توسعه (Division for Social Policy and  Development)

-         بخش اداره امور عمومی و مدیریت توسعه پایدار (Division for Public Administration and  Development Management)

-         بخش آمار  توسعه (Statistics Division)

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Development Programme (UNDP) - برنامه عمران سازمان ملل متحد

فعالیت: توسعه، كشورهای در حال توسعه

مقر سازمان: نیویورك- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.undp.org

 

معرفی سازمان: برنامه عمران سازمان ملل متحد به عنوان شبكه جهانی توسعه این سازمان بزرگ‌ترین منبع چندجانبه كمك‌های توسعه‌ای جهان است. این برنامه هیئت اجرایی درون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد محسوب می‌شود. مدیر این برنامه سومین مقام مسئول بلند‌پایه در سازمان ملل متحد پس از دبیر كل و معاون دبیر كل این سازمان است. تأمین مالی برنامه هاي آن از طریق داوطلبانه صورت ميگيرد و در تعداد 166 كشور جهان نمایندگی دارد. این نهاد سازمان ملل با دولت‌های محلی در زمینه رفع موانع توسعه و ظرفیت‌سازی توسعه همكاری می‌كند. این نهاد همچنین در زمینه تحقق اهداف هزاره با دولت‌های محلی همكاری دارد. این نهاد به كشورهای در حال توسعه به‌ویژه كشورهای كمتر توسعه یافته توصیه‌های كارشناسی، آموزش و كمك‌های بلاعوض ارائه می‌دهد. این برنامه در سال 1965 به منظور تلفیق برنامه تعمیم‌یافته كمك‌های فنی سازمان ملل با صندوق ویژه‌ ملل متحد تدوین شد.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Human Settlement Programme (UN-HABITAT) - برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد

فعالیت: مسكن

مقر سازمان: نایروبی- كنیا

نشانی الكترونیكی: www.unhabitat.org

 

معرفی سازمان: برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد نهادی است كه در سال 1978 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل تأسیس شد تا امكان ارتقای سطح اجتماعی و زیست‌محیطی شهرها و شهرك‌ها را با هدف ایجاد سرپناه برای همگان دنبال كند. اسناد مهم این نهاد سازمان ملل عبارتند از: اعلامیه ونكوور در زمینه اسكان بشر،‌ دستور كار برنامه اسكان بشر، اعلامیه استانبول در زمینه اسكان بشر، و اعلامیه در زمینه شهرها و دیگر محل‌های اسكان بشر.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Industrial Development Organization (UNIDO) - سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو)

فعالیت: توسعه

مقر سازمان: وین-  اتریش

نشانی الكترونیكی: www.unido.org

 

معرفی سازمان: سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) یكی از سازمان‌های تخصصی ملل متحد است كه هدف اولیه آن ارتقا و شتاب بخشیدن به توسعه صنعتی كشورهای در حال توسعه و كشورهایی است كه اقتصاد آنها در حال گذار محسوب می‌شود. این سازمان به‌طور عمده با دولت‌ها، اتحادیه‌های كسب و كار و شركت‌های انفرادی كشورهای در حال توسعه كار می‌كند.

زمینه‌های اولویت عبارتند از: حاكمیت و آمار صنعتی، ارتقای سرمایه‌گذاری و فناوری، رقابت‌پذیری و تجارت صنعتی، توسعه بخش خصوصی، صنایع كشاورزی، انرژی پایدار و تغییرات اقلیمی، پروتكل مونترال و مدیریت زیست‌محیطی.

یونیدو در سال 1996 به عنوان یكی از برنامه هاي سازمان ملل متحد بنیان‌ گذاشته شد و در سال 1985 به عنوان یك سازمان تخصصی ملل متحد معرفی شد.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Institute for Training and Research (UNITAR) - مؤسسه آموزش و پژوهش سازمان ملل متحد

فعالیت: آموزش، پژوهش

مقر سازمان: ژنو- سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.unitar.org

 

معرفی سازمان: مؤسسه آموزش و پژوهش سازمان ملل متحد یك نهاد مستقل این سازمان به شمار ميرود كه در سال 1965 با هدف ارتقای اثربخشی این سازمان از طریق آموزش و پژوهش دایر شد. زمینه‌های فعالیت این مؤسسه در چند بخش زیر است:

-         ارائه آموزش به دیپلمات‌های اعزامی به سازمان ملل و كاركنان درگیر در امور این سازمان

-         اجرای دوره‌های آموزشی در زمینه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی

-         انجام پژوهش‌های نتیجه‌گرا به ویژه در زمینه تدوین منابع درسی مانند مطالب آموزش از راه دور، كتاب‌های كار و بسته‌های آموزشی ویدیویی و الكترونیكی

-         ایجاد و تعمیق همكاری میان سازمان‌های بین دولتی،‌ دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی به‌ویژه در زمینه امور آموزشی و پژوهشی

 

 

 


 

 

 

United Nations International for Children's Emergency Fund (UNICEF) - صندوق بین‌المللی كودكان سازمان ملل (یونیسف)

فعالیت: رفاه، بهداشت، كودكان

مقر سازمان: نیویورك- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.unicef.org

معرفي سازمان:این نهاد وابسته به سازمان ملل متحد در سال 1946 از سوی مجمع عمومی این سازمان و با هدف كمك به بهداشت و رفاه كودكان جهان تأسیس شد. این سازمان منابع خود را از طریق كمك‌های داوطلبانه دولت‌ها و افراد خصوصی تأمین می‌كند. یونیسف كمك‌های بشردوستانه و توسعه‌ای به كودكان و مادران كشورهای در حال توسعه ارائه می‌دهد.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Research Institute for Social Development (UNRISD) - مؤسسه پژوهش توسعه اجتماعی سازمان ملل متحد

فعالیت: توسعه، رفاه، پژوهش

مقر سازمان: ژنو- سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.unrisd.org

معرفی سازمان: مؤسسه پژوهش توسعه اجتماعی سازمان ملل متحد یك نهاد مستقل این سازمان به شمار می‌رود كه در زمینه پژوهش‌های بین‌رشته‌ای مربوط به جنبه‌های اجتماعی مشكلات كنونی مؤثر بر امر توسعه فعالیت می‌كند. این مؤسسه از طریق پژوهش‌ها انگیزه گفتگو و بحث را درباره مسائل مربوط به سیاست‌های اصلی توسعه در چارچوب نظام سازمان ملل متحد ایجاد می‌كند و در پیشبرد آنها نقش دارد. این مؤسسه در سال 1963 تأسیس گردیده است.

 

 

 

 


 

 

 

United Nations Statistics Division - بخش آمار سازمان ملل متحد

فعالیت: توسعه، همكاری منطقه‌ای، بانك

مقر سازمان: نیویورك- آمریكا

نشانی الكترونیكی: unstats.un.org

 

معرفی سازمان: این بخش از سازمان ملل در زمینه تدوین آمارهای سالیانه، بولتن‌های ماهانه آماری، و آمارهای خاص فعالیت دارد و وظایف آن را به‌طور اختصار می‌توان در چهار بخش زیر خلاصه كرد:

-         گردآوری، پردازش و انتشار اطلاعات آماری

-        استانداردسازی روش‌ها،‌ طبقه‌بندی‌ها و تعاریف آماری

-        برنامه همكاری فنی

-        هماهنگی برنامه‌ها و فعالیت‌های آماری بین‌المللی

 

 

 

 


 

 

 

World Bank - بانك جهانی

فعالیت: توسعه، بانك

مقر سازمان: واشنگتن- آمریكا

نشانی الكترونیكی: www.worldbank.org

معرفی سازمان: بانك جهانی به عنوان منبع مهم كمك مالی و فنی به كشورهای در حال توسعه فعالیت می‌كند. تعداد 184 كشور در این بانك عضویت دارند و از دو نهاد اصلی تشكیل شده است كه عبارتند از:

-                  بانك بین‌المللی بازسازی و توسعه (International Bank for Reconstruction and Development)

-         مؤسسه توسعه بین‌‌المللی (International Development Association)

 

 

 


 

 

 

World Economic Forum - مجمع اقتصاد جهانی

فعالیت: همايش

مقر سازمان: ژنو-  سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.weforum.org/en/index.htm

 

معرفی سازمان: مجمع اقتصاد جهانی یك بنیاد مستقر در ژنو- سوئیس است كه گردهمایی سالیانه‌ای را میان رهبران طراز اول كسب و كار جهان، رهبران سیاسی ملی (رؤسای جمهور، نخست‌وزیران و دیگر بلندپایگان كشورها) و همچنین اندیشمندان و روزنامه‌نگاران برگزیده را به طور معمول در شهر داوس واقع در كشور سوئیس برگزار می‌كند. به علاوه گردهمایی یاد شده، همایش‌های منطقه‌ای نیز در همین راستا صورت می‌گیرد. این مجمع نخستین بار توسط كلاوس ام. شواب (Klaus M. Schwab)  استاد بازرگانی سوئیس بنیان گذاشته شد.

برپایه مطالب ایراد شده از سوی حامیان مجمع اقتصاد جهانی، این مجمع یك مكان مناسب برای بحث و گفت‌وگو درباره مشكلات و مسائل عمده سیاسی و اقتصادی جهان به شمار می‌رود و دلیل این مدعا را حضور قوی‌ترین سازمان‌های اقتصادی و سیاسی در كنار اندیشمندان بزرگ جهان و وجود جو غیررسمی برای بحث و تبادل نظر در زمینه مباحث گوناگون عنوان كرده‌اند.

 

 

 

 


 

 

 

World Intellectual Property Organization (WIPO) - سازمان جهانی مالكیت معنوی

فعالیت: حقوق، مالكیت

مقر سازمان: ژنو- سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.wipo.int/portal/index.html.en

معرفی سازمان: سازمان جهانی مالكیت معنوی (ویپو) یكی از  سازمان‌های  تخصصی ملل متحد است كه  در سال 1967 به منظور تشویق فعالیت‌های نوآورانه و حفاظت از حقوق فكری در سراسر جهان تأسیس شد و در زمینه تضمین حقوق تولیدكنندگان و دارندگان مالكیت معنوی مبدعان،‌ مخترعان و صاحبان اثر فعالیت می‌كند. هم اكنون تعداد 183 كشور در سازمان جهانی مالكیت معنوی عضویت دارند.

 

 

 

 


 

 

 

World Trade Organization (WTO) - سازمان تجارت جهانی

فعالیت: تجارت بین‌المللی، بازرگانی

مقر سازمان: ژنو- سوئیس

نشانی الكترونیكی: www.wto.org

معرفی سازمان: سازمان تجارت جهانی مهم‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان بین‌المللی است كه در زمینه مقررات تجارت بین‌المللی فعالیت می‌كند. موافقت‌نامه‌های این سازمان از سوی نمایندگان كشورهای عضو مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به تصویب پارلمان‌های این كشورها رسیده است. این سازمان در ابتدا بر اساس توافق حاصله در مذاكرات دور اوروگوئه با عنوان موافقت‌نامه‌ عمومی تعرفه و تجارت (گات) در ژانویه سال 1995 تأسیس شد. هدف آن دادن كمك به تولیدكنندگان كالا و خدمات و صادركنندگان و واردكنندگان در زمینه انجام فعالیت آنهاست. این سازمان ناظر بر كاهش موانع تجارت مانند تعرفه،‌ یارانه، سهمیه و مقررات تبعیض در واردات كالاست.

 

 

 

منبع

 

١- هرچند موسسات مالي به دلايل متعددي در طول سالها با مشکلات مواجه شده اند، اما علت اصلي مشکلات جدي و مهم بانکي کماکان به طور مستقيم به عواملي نظير استانداردهاي ضعيف اعطاي اعتبار به وام گيرندگان و طرف هاي مقابل، مديريت ضعيف ريسک پرتفوي، يا کم توجهي به تغييرات اقتصادي يا ساير شرايطي که مي تواند به وخامت موقعيت اعتباري طرف هاي مقابل بانک منجر گردد، ارتباط مي يابد. اين تجربه در هر دو گروه کشورهاي عضو و غير عضو گروه ١٠ يکسان مي باشد.

٢- به زبان ساده، ريسک اعتباري، احتمال قصور وام گيرنده يا طرف مقابل بانک نسبت به انجام تعهداتش، طبق شرايط توافق شده، قابل تعريف است. هدف از مديريت ريسک اعتباري آن است که با حفظ اکسپوژرهاي ريسک اعتباري در محدوده هاي قابل قبول، نسبت بازگشت اعتبارات بانکي موزون شده به ريسک حداکثر شود. ضروري است بانک ها همانند ريسک اعتباري فردي يا ريسک معاملات، ريسک اعتباري کل پرتفوي خود را مديريت نمايند. بانک ها هم چنين بايد رابطه ميان ريسک اعتباري با ساير ريسک ها را نيز در نظر بگيرند. مديريت کارآي ريسک اعتباري جزئي مهم از يک روش جامع مديريت ريسک و شرط اساسي موفقيت بلندمدت هر بانک محسوب مي گردد.

٣- اگرچه منشاء هاي ديگر ريسک اعتباري در سراسر فعاليت هاي يک بانک وجود دارد که در دفتر بانک و دفتر تجاري و در اقلام بالا و پايين خط ترازنامه منظور م يگردد، ولي براي اکثر بانک ها وام ها بزرگترين و بديهي ترين منشاء ايجاد ريسک اعتباري مي باشند. علاوه بر وام ها، بانک ها به طور فزاينده اي در زمينه ابزارهاي مختلف مالي مانند: قبولي ها، معاملات بين بانکي، تامين مالي تجاري، معاملات ارز، قراردادهاي مالي آتي، سوآپ، اوراق قرضه، سهام عادي، معاملات اختيار، قبول تعهدات و صدور ضمانت نامه و تسويه معاملات، با ريسک اعتباري (يا ريسک طرف مقابل) مواجه هستند.

٤- نظر به اين که اکسپوژرهاي ريسک اعتباري، هم چنان به عنوان منشاء اصلي مشکلات بانک هاي معتبر جهان باقي مانده است، لذا بانک ها و بازرسان آن ها بايد بتوانند درسهاي مفيدي از تجارت گذشته فراگيرند. همان گونه که لازم است بانک ها سرمايه کافي را براي جبران ريسک هايي که با آن مواجه مي گردند، در نظر بگيرند بايد آگاهي هاي لازم را در مورد ضرورت تشخيص، اندازه گيري، مراقبت و کنترل ريسک اعتباري داشته باشند. کميته بال به منظور تشويق بازرسان سراسر جهان به ارتقاي سطح مديريت ريسک اعتباري اين مقاله را منتشر مي کند. اگرچه اصول ارائه شده در اين گزارش براي فعاليت وام دهي از قابليت کاربردي برخوردار است، اما اين اصول بايد در مورد تمام فعاليت هايي که با ريسک اعتباري مواجه میگردند، مورد استفاده قرار گيرند.

٥- رويه هاي مناسبي که در اين گزارش ارائه میگردد، به ويژه، به حوز ههاي ذيل اشاره دارد:

• ايجاد محيطي مناسب براي کنترل ريسک اعتباري.

• اقدام تحت يک فرآيند مناسب اعتباردهي.

• حفظ يک روش مناسب مديريت، ارزيابي و مراقبت از اعتبارات.

• حصول اطمينان از وجود کنترل هاي کافي بر ريسک اعتباري.

 

اگرچه روي ههاي ويژه مديريت ريسک اعتباري با توجه به نوع و پيچيدگي فعاليت هاي اعتباري، ممکن است در ميان بانک ها متفاوت باشند، ولي يک برنامه جامع مديريت ريسک اعتباري هرچهار حوزه فوق را در بر م يگيرد. اين روي هها هم چنين بايستي در رابطه با ارزيابي کيفيت دارايي ها، کفايت اندوخته ها و ذخاير و شفا فسازي ريسک اعتباري نيز اعمال شود، که تمامي اين موارد در گزارشهاي اخير منتشره توسط کميته بال . مورد توجه قرار گرفته اند.

٦- در حالي که رويکرد انتخابي توسط هر بازرس به عوامل متعددي از جمله روش هاي نظارت حضوري∗ و غيرحضوري∗∗ و درجه به کارگيري آن ها در انجام وظايف نظارتي توسط حسابرسان مستقل∗∗∗ بانک بستگي دارد، تمامي اعضاي کميته بال توافق دارند که اصول مطروحه در اين گزارش بايستي براي ارزيابي مديريت ريسک اعتباري يک بانک مورد استفاده قرار گيرد. انتظارات نظارتي از رويکرد مديريت ريسک اعتباري که توسط هر بانک مورد استفاده قرار مي گيرد بايد با حوزه و پيچيدگي هاي فعاليت بانک متناسب باشد. براي بانک هاي کوچکتر يا کمتر پيشرفته، لازم است بازرسان مشخص نمايند که روش اعمال شده براي مديريت ريسک اعتباري بانک ها، براي فعاليهايشان کفايت م يکند و در فرآيندهاي مديريت ريسک II اعتباري آن ها، نظم کافي براي نشان دادن ريسک نسبت به بازده وجود دارد. در بخش هاي اين گزارش، کميته اصولي را مقرر نموده که به کمک آن ها مسئولين بازرسي VI تا بانک ها مي توانند نظام مديريت ريسک اعتباري يک بانک را مورد ارزيابي قرار دهند. به علاوه ضميمه اين گزارش شامل توضيحات مختصري در مورد برخي مشکلات اعتباري مي باشد که عموماً توسط بازرسان مشاهده شده است.

7-يک نمونه خاص تر از ريسک اعتباري، مربوط به فرآيند تسويه معاملات مالي مي باشد. اگر يک طرف يک معامله تسويه شود، اما طرف ديگر تسويه نشود، ممکن است به اندازه اصل مبلغ معامله خسارت وارد شود. اگر حتي يک طرف فقط در تسويه تاخير نموده باشد، طرف ديگر ممکن است به دليل فرص تهاي از دست رفته سرماي هگذاري با زيان مواجه گردد. بدين ترتيب، ريسک تسويه (به معني ريسکي است که به دليل تکميل نشدن يا عدم تسويه يک معامله مالي به ترتيبي که انتظار آن م يرفت، ايجاد مي شود) شامل اجزايي از ريسک هاي نقدينگي، بازار، عملياتي، شهرت و نيز ريسک اعتباري است. سطح ريسک با توجه به ترتيبات تسويه مشخص مي شود. عناصر چنين ترتيباتي که در ايجاد ريسک اعتباري اثرگذارند عبارتند از:

. زمان تسعير ارزي، خاتمه پرداخت / تسويه و نقش واسطه ها و اتاق هاي پاياپاي

٨- براي اولين بار اين گزارش در ژوئيه سال ١٩٩٩ براي ارائه نظرات مشورتي منتشر گرديد. کميته از نقطه نظرات ارسالي بانک هاي مرکزي، مسئولين بازرسي، مجمع بانکي و ساير موسسات سپاسگزاري م ينمايد. با بهره گيري از اين انتقادات، امکان انتشار ويرايش نهايي از گزارش فراهم گرديد.

 

منبع: تارنمای بانک مرکزی ایران

 

 

اشاره: نویسنده فایننشیال تایمز مسیرهای محدودی را برای تامین هزینه‌های دولت بر مي‌شمرد. فارغ از اینکه این مسیرها محدود به همان چیزهایی است که نویسنده مي‌گوید یا خیر، یک امر مسلم است: انتخاب هر کدام از این مسیرها نتایج منطقی ای دارد که برای گریز از اثرات بد آن باید شروطی را رعایت کرد.

نهادی مثل بانک مرکزی برای اطمینان از رعایت همین شروط ایجاد شده است، اما سیاست‌ ناخلف‌ترین فرزند جامعه بشری است؛ تمام حرف نویسنده این است که باید این فرزند ناخلف را سرجایش نشاند تا تصمیمات پرهزینه نگیرد.

دولت‌ها براي تامين منابع مالي و پوشش هزينه‌هاي خود فقط سه راه دارند: ماليات، بدهي (ماليات آيندگان) و انتشار پول. از اين منظر سياست‌هاي پولي و مالي در هم تنيده‌اند، اما دلايل موجهي وجود دارد تا عملكردها و مسووليت‌هاي بانك مركزي و مقامات مالي را از يكديگر تفكيك كرد. 

ادامه مطلب...  


برای نظم بهتر و انکشاف اقتصادی جوامع, وجود بانک ها و سایر نهاد های مالی ضروری پنداشته می شوند. لذا جهت تاسیس و فعالیت موثر آنها در تمام جوامع با نظرداشت شرایط و اوضاع حاکم و با توجه به اصول اقتصادی و رفاهی, قوانین و طرز العمل های تنظیم می شوند.


افغانستان نیز از دیر زمانی که در آن یک نوعی  بخصوص بانکداری دولتی وجود داشت, جهت رشد اقتصادی و رفع نیازمندی های مردم بایست اقداماتی را انجام می داد. بدین سبب بانک مرکزی افغانستان منحیث تنظیم کننده این امور, گام های را درین عرصه برداشت که از ایجاد یک سلسله قوانین و مقررات, حذف و مدغم سازی چند بانک دولتی گذشته و جوازدهی به یک تعداد از بانک های خصوصی و نمایندگی های بانک های خصوصی کشور های خارجی, می توان نام برد. اينک تعداد مجموعی این بانکها اعم از دولتی, خصوصی و خارجی به 17 بانک می رسند.

 

ادامه مطلب...  

 

از مهمترین اقدامات کمیته بال تهیه و انتشار اصول پایه در نظارت بانکی کارآ و موثر و همچنین مقررات مربوط به کفایت سرمایه است .

فعال ترین نهاد بین المللی درگیر نظارت بانکی ، کمیته بال (بازل ) است . این کمیته مرکب است از نمایندگان ارشد بانک های مرکزی تعدادی از کشورهای عمده صنعتی دنیا از جمله : آلمان ، انگلستان ، ایتالیا، فرانسه ، امریکا، سویس ، سوئد، ژاپن ، کانادا و لوکزامبورگ که معمولا هر سه ماه یک بار توسط بانک تسویه های بین المللی به عنوان دبیرخانه دایمی آن در شهر بازل سویس تشکیل می گردد. به دلیل تشکیل جلسات مذکور در شهر بازل این کمیته به کمیته بازل معروف شده است . کمیته بازل دارای قدرت قانونی نیست ، لکن اکثر کشورهای عضو بطور ضمنی موظف به اجرای توصیه های آن هستند.

گرچه بانک تسویه های بین المللی (BIS) متعلق به بانک های مرکزی دنیا است و ساختمان آن جهت برگزاری جلسات کمیته مذکور مورد استفاده قرار می گیرد، لکن جدای از میزبانی جلسات و امور تدارکاتی و دبیرخانه یی بانک مورد اشاره ، نقشی در جریان تعیین سیاست های کمیته بال ندارد.

 

● اقدامات مهم کمیته بال

از مهمترین اقدامات کمیته بال تهیه و انتشار اصول پایه در نظارت بانکی کارآ و موثر و همچنین مقررات مربوط به کفایت سرمایه است .

در حال حاضر شیوه نظارت بر بانک ها در جهان از نظارت تطبیقی به نظارت مبتنی بر ریسک تغییر یافته است . بدین لحاظ بانک های مرکزی بازرسی و نظارت های مستقیم خود بر بانک ها را با استفاده از بررسی گزارش های مبتنی بر نظارت غیرحضوری اعمال می کنند. بدین ترتیب نظارت مستمر بر موقعیت مالی بانک ها از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافتی از آنها به منظور شناسایی به موقع ریسک ، پیش گیری از وقوع بحران های مالی احتمالی و انجام اقدامات اصلاحی جهت نیل به اهداف نظارتی صورت می گیرد.

نظارت غیرحضوری امکان ارزیابی مستمر بانک ها با رویکرد ریسک در مقاطع فصلی و حتی ماهانه را فراهم می کند.

به عبارت دیگر نظارت در فواصل کوتاهتر بر پایه تجزیه و تحلیل صورت های مالی و سایر اطلاعات واصله از بانک ها می تواند به عنوان یک سیستم هشدار سریع در خصوص بانک های مساله دار عمل کند. در این حالت بازرسان نظارت مستقیم با اطلاع از نقاط ضعف و با دیدگاه روشن تری نسبت به تهیه برنامه بازرسی و حضور در بانک اقدام و عمده وقت و انرژی خود را به بررسی حوزه هایی که مواجه با مشکل جدی هستند متمرکز خواهند کرد.

 

● کفایت سرمایه

 

سرمایه رکن مهمی از پشتوانه مالی هر بانک است که بانک را قادر می سازد هنگام رویارویی با مشکلات اقتصادی توانایی بازپرداخت بدهی خود را داشته باشد. سرمایه علاوه بر آنکه نقش مهمی در ثبات مالی بانک ها و انگیزه های ریسک پذیری ایفا می کند، در ایجاد رقابت مثبت میان بانک ها نیز بسیار موثر است .

از آنجا که تضمین نگهداری وجوه و منابع سرمایه یی معتبر موجب کاهش ریسک سپرده گذاران بانک ها می گردد، لذا یکی از شاخص های مهم ارزیابی بانک ها «نسبت کفایت » سرمایه است . این نسبت اولین بار در سال ۱۹۸۸ توسط کمیته بال به بانک های دنیا معرفی گردید. کمیته بال در آن سال مجموعه یی از شروط حداقل سرمایه را به بانک ها پیشنهاد کرد که بعدها به «پیمان بال » معروف شد.

نسبت کفایت سرمایه عبارت است از: نسبت سرمایه بانک به دارایی های توام با ریسک آن که نباید از ۸ درصد کمتر باشد. نسبت مورد نظر نمایانگر موقعیت اعتباری بانک ها تلقی و مبنای تصمیم گیری جهت انجام معامله با بانک یا کشور مورد نظر از نظر بین المللی محسوب می شود. کارکرد اصلی این نسبت حمایت بانک در برابر زبان های غیرمنتظره و نیز حمایت از سپرده گذاران و اعتبار دهندگان است . به لحاظ حفاظتی که این نسبت در برابر زیان های احتمالی وارده ایجاد می کند، نگهداری سرمایه کافی منبع اصلی اعتماد عمومی به بانک ها است .

مقررات تدوین شده در سال ۱۹۸۸ بر پایه محاسبه میزان سرمایه و تعریف استانداردهای مربوط به ریسک اعتباری استوار بوده و مقررات مذکور در سال ۱۹۹۶ اصلاح و اهمیت ریسک بازار نیز مد نظر قرار گرفت . در سال ۱۹۹۹ کمیته بال معیارهای جدید استانداردهای سرمایه را ارایه کرد که به عنوان «بال دو» نامیده می شود. بانک های مرکزی جهان در تلاش هستند تا برای اجرای مقررات جدید در سال ۲۰۰۶ میلادی ، مقررات و روشهای خود را با معیارهای جدید تطبیق دهند.

 

 

● مقررات مربوط به کفایت سرمایه در ایران

با توجه به قانون پولی و بانکی کشور مصوب سال ۱۳۵۱ در ارتباط با تفویض اختیار به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای مداخله و نظارت بر مسائل بانکی و پولی ، بانک مذکور بر اساس مصوبه یک هزار و چهاردهمین جلسه مورخ ۲۵/۱۱/۸۲ شورای پول و اعتبار «آیین نامه کفایت سرمایه » را به بانک ها ابلاغ کرده است . بخشنامه شماره مب/۱۹۶۶ مورخ ۲۹/۱۱/۱۳۸۳ مدیریت کل نظارت بر بانک ها و موسسات اعتباری به موجب ماده ۱ آیین نامه فوق الذکر نسبت کفایت سرمایه حاصل تقسیم سرمایه طبق تعریف ارایه شده در آیین نامه مربوط به سرمایه پایه به مجموع دارایی های موزون شده به ضرایب ریسک بر حسب درصد طبق تعریف ارایه شده در ماده ۵ آیین نامه است .

بر اساس ماده ۳ آیین نامه مذکور حداقل نسبت کفایت سرمایه برای کلیه بانک ها و موسسات اعتباری اعم از دولتی و غیردولتی ۸ درصد تعیین شده و بانک مرکزی می تواند در مواردی که استانداردهای بین المللی یا ضرورت حفظ سلامت بانک ها و موسسات اعتباری اقتضا کند حدود بالاتری را برای تمام یا برخی از بانک ها و موسسات اعتباری تعیین کند.

شایان ذکر است ؛ هیات خدمات مالی اسلامی که وظیفه تهیه و تنظیم و ارایه مقررات احتیاطی نظارتی جدید و اصلاح و گسترش مقررات موجود در زمینه بانکداری اسلامی در انطباق با مبانی اسلام و شرع را بر عهده دارد، با حمایت بانک توسعه اسلامی ، صندوق بین المللی پول ، سازمان های حسابداری و حسابرسی برای موسسات مالی اسلامی و با شرکت تعدادی از بانک های اسلامی از سال ۲۰۰۳ میلادی فعالیت خود را آغاز کرده است . هیات مذکور IFSB که ایران نیز در آن عضویت دارد در کوالالامپور مرکز مالزی تشکیل می شود، اخیرا دو استاندارد در ارتباط با کفایت سرمایه و مدیریت ریسک را تهیه و جهت اظهارنظر بانک های مرکزی کشورهای عضو ارسال کرده که پس از جمع آوری دیدگاه ها و پیشنهادات بانک های مرکزی و نهایی شدن آن و تصویب استانداردهای مورد اشاره توسط مراجع قانونی ذی ربط کشورهای عضو قابلیت اجرایی پیدا خواهد کرد.

 

 

محمد اسحق سهرابی

روزنامه اعتماد

 

فهرستی از بحرانهای بزرگ مالی و داستان ورشکستگی بانکهای بزرگ جهان بر اثر بحران های وخیم در کشورهای جهان

 

  1. Westsound Bank
  2. Warren Bank
  3. Vineyard Bank
  4. Venture Bank
  5. Vantus Bank
  6. Temecula Valley Bank
  7. TeamBank.NA
  8. Southern Community Bank
  9. Southern Colorado National Bank
  10. Silverton Bank, NA

 

 


نام بانک: Westsound Bank

نام شهر: Bremerton

تاریخ تاسیس بانک: 1999

تاریخ بسته‌شدن بانک: 8 می 2009

نوع بانک: بانک پس‌انداز

رتبه بانک در بین بانک‌های بزرگ آمریکا: -

تعداد شعب بین ایالتی:-

تعداد دفتر کار: 9

تعداد دفتر کار خارجی:-

تعداد کارمندان بانک: 92

خریداری شده توسط: Kitsap Bank, Port Orchard, Washington

 

اطلاعات مالی بانک Westsound Bank تاریخ 30 سپتامبر 2009 به شرح زیر می‌باشد:

 

ارقام به میلیون دلار می‌باشد

میزان دارایی‌ها

335

میزان سپرده‌ها

305

میزان وام‌ها

245

ذخایر وام‌های زیان‌ده

0

میزان سود

4-

سرمایه

28

ذخایر

14

کل دارایی‌های مشکل‌دار

128

وام‌های معوق 90 روزه

0

وام‌های معوق 60 روزه

103

سایر املاک تحت مالکیت

25


نام بانک: Warren Bank

نام شهر: Warren

تاریخ تاسیس بانک: 1998

تاریخ بسته‌شدن بانک: 2 اکتبر 2009

نوع بانک: بانک تجاری

رتبه بانک در بین بانک‌های بزرگ آمریکا: -

تعداد شعب بین ایالتی: -

تعداد دفتر کار: 6

تعداد دفتر کار خارجی: -

تعداد کارمندان بانک: 109

خریداری شده توسط: Huntington National Bank, Columbus, Ohio


اطلاعات مالی بانک Warren Bank در تاریخ 30 ژوئن 2009 به شرح زیر می‌باشد:


ارقام به میلیون دلار می‌باشد


میزان دارایی‌ها

549

میزان سپرده‌ها

506

میزان وام‌ها

379

ذخایر وام‌های زیان‌ده

19

میزان سود

23-

سرمایه

9

ذخایر

16.3

کل دارایی‌های مشکل دار

88.6